شکر نعمات الهی با زبان، قلب و عمل

بشر ظرفیتش محدود است، به طوری که گاهی نعمتی به او می رسد یا به مقامی دست می یابد، مغرور شده و کفران نعمت می کند...

آیت الله مکارم شیرازی:
این که در این آیه بیان شده که «وقلیل من عبادی الشکور»، آنان که شکرگزاری می کنند، تعدادشان کم است، منظور این است که افرادی شکر زبانی به جای می آورند و چه بسا شکر قلبی نیز دارند، ولی شکر عملی به جای نمی آورند... همین که انسان توفیق شکرگزاری نعمت های خداوند را به دست می آورد، همین شکرگزاری نیاز به شکر دارد... در آیه «... من شکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان ربی غنی کریم» (نمل۴۰) قرآن بیان شده است «کسانی که شکر خدا را به صورت زبانی، قلبی و عملی به جای می آورند...»، اشاره به این امر دارد، کسی که شکر خدا را به جای می آورد، برای خود کار کرده است و کفران نعمت نیز برای خودشان است.
... خداوند غنی بالذات است و اگر تمام مردم کفران و ناسپاسی کنند، چیزی از عظمت خداوند کاسته نمی شود و اگر همه آنها سپاسگزار نعمت های او باشند، چیزی بر عظمت خداوند افزوده نمی شود.


● کفران نعمت و انحصارطلبی ثروتمندان
بشر ظرفیتش محدود است، به طوری که گاهی نعمتی به او می رسد یا به مقامی دست می یابد، مغرور شده و کفران نعمت می کند... ما در زمانه خود نیز می بینیم افرادی که پس از رسیدن به قدرت و ثروت مغرور شده و به تدریج کفران نعمت و ناشکری را آغاز می کنند... حقیقتاً انحصارطلبی، بلای بسیاری از ثروتمندان است و در روزگار ما نیز می بینیم افرادی در خرید اتومبیل و خانه به دنبال انحصارطلبی هستند و دوست ندارند دیگران هم این نعمت ها را داشته باشند.(۱)


● صبر و مقاومت سیره انسان سازی
آیت الله شیخ مجتبی تهرانی:
در روایتی راجع به پیغمبر اکرم دارد: «لما کان یدع الناس الی التوحید فهم یرمونه بالتراب و الحجاره و غیر ذلک»؛ وقتی حضرت مردم را دعوت به توحید می کرد، آن ها با سنگ و کلوخ پیغمبر را می زدند... به پیغمبر گفتند حالا که می بینی این ها دارند باتو این طور برخورد می کنند، آن ها را نفرین کن.
به پیغمبر گفتند آقا دیگر وقتش رسیده است که این ها را نفرین کنی؛ این ها آدم بشو نیستند! پیغمبر فرمود نفرین کنم؟! نه! باز هم دعایشان می کنم. لذا فرمود: «اللهم اهد قومی فأنهم لا یعلمون و انصرنی علیهم أن یجیبونی الی طاعتک». چه قدر زیبا است! یعنی خدایا من را بر آن ها نصرت بخش، تا دعوت من را به فرمان برداری از تو پاسخ مثبت دهند. در غزوه احد دارد: «کان النبی یرمی و یقول اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون». یعنی به سوی پیغمبر اکرم تیراندازی می کردند و با این حال حضرت می فرمودند خدایا، قوم مرا هدایت کن! عجیب است! حالا من از شما یک سؤال می کنم! این روایت اخیر برای غزوه احد بود؛ همین مشرکانی که در غزوه احد در مقابل پیغمبر اکرم بودند و حضرت در حقشان دعا فرمود، آیا بعد همه آن ها مسلمان نشدند؟! دیگر بهترین شاهد است. حضرت در غزوه احد می گفت: «اللهم اهد»؛ خدایا هدایتشان کن، این ها نمی فهمند! در تاریخ خوانده اید که بعد خبیث ترین آن ها هم به حسب ظاهر اسلام آوردند. گذشته از این که همه انبیا به خصوص پیغمبر اکرم «رحمه للعالمین» بودند، اما این کارها حساب شده بود. این یک روش بود که ایشان آموزش می دادند. اصلاً به بشر روش می دادند که اگر بخواهی کسی را هدایت کنی باید ایستادگی کنی. این یک روش است که پیغمبر به ما می آموزد. اگر می خواهی انسان بسازی، تا اتفاقی افتاد نفرینش کنی فایده ای ندارد.(۲)


● اصل نبودن مدح و ذم برای انسان الهی
آیت اله مصباح یزدی:
گاهی اراده ما در انجام امور کمتر از یک درصد هم هست، اما به همین یک درصد می بالیم؛ چه بسیار کسانی که در یک لحظه، آبروی ۰۷ ساله خویش را بر باد داده اند و با انجام فعالیت ها و خدمات فراوان به اسلام و مردم در نهایت با کفر از این دنیا رفته اند؛ این است که انسان نمی تواند به چیزی ببالد و به آن فخر بفروشد... اینجاست که انسان توصیه مهم امام باقر(ع) به جابر را درک می کند که به ایشان فرمود: «یکی از توصیه های من به تو این است که اگر مورد ستایش قرار گرفتی خیلی شاد و سرمست نشو و اگر مذمت شدی خیلی ناراحت نشو» ... گاهی انسان دوست دارد مردم او را فرد خوبی بدانند و کارهایی را به او نسبت دهند در حالی که انجام نداده است؛ این حالت در روایت امام باقر(ع) مذموم دانسته شده است... در ایام انتخابات هم مشاهده می کنیم که برخی دوست دارند، تعاریف دروغینی از آن ها بشود تا مردم فکر کنند فلان آدم، فرد خوبی بوده و دارای خدمات بسیاری است... اسلام می خواهد این چنین انسان هایی تربیت کند که تعریف و مذمت دیگران برایشان اصل نباشد، بلکه هدف رنگ و بوی الهی داشته باشد.(۳)


● قرآن ملاک سنجش رفتار نه مدح و ذم دیگران
در مورد درخواست جابر، امام باقر(ع) به راهکارهایی اشاره و معیار سنجش را ارائه می کنند؛ به طوری که حضرت می فرمایند «اگر تمام شهر به تو فحش دهند یا تو را تحسین کنند نباید برای تو فرق کند. اگر می خواهی اهل ولایت شوی، لذا باید در این راه خود را با قرآن بسنجی و ببینی آن طور که قرآن می خواهد هستی یا نه».
... نباید به حرف مردم توجه کرد، بلکه باید دید وظیفه چیست؛ اگر همه مردم تو را فحش دادند و تو به وظیفه ات عمل می کنی شاد باش و اگر همه مردم از تو تعریف می کردند ولی خودت می دانی که به وظیفه ات عمل نمی کنی خودت را اصلاح کن، سعی کن تمجیدهای بیجا تو را تحت تاثیر قرار ندهد.(۴)


● تذکر مومن در اثر وسوسه شیطان
اهتمام مؤمن بر این است که با نفس خود به جهاد بپردازد تا پیروز شود؛ گاهی می تواند نفس خود را مهیا کند و جلوی انحرافات آن را بگیرد و در راه محبت خداوند متعال نفس را سرکوب کند، گاهی هم نفس بر انسان غالب می شود و او به پیروی از آن می پردازد، در این هنگام خداوند دست او را می گیرد و از این لغزش چشم پوشی می کند؛ بنابراین انسان بر اثر خوفی که از این حالت پیدا می کند، به بصیرت و معرفت الهی می رسد و توجه او به خداوند متعال بیشتر می شود و قوت روح پیدا می کند... هنگامی که انسان در کشتی با نفس به زمین می خورد، خداوند متعال دست او را می گیرد و در این هنگام است که انسان به توبه می افتد و در نتیجه به بصیرتش افزوده می شود.
... امام باقر(ع) در این وصیت به آیه ای از قرآن کریم اشاره کردند که در آن آمده است: «کسانی که اهل تقوا هستند و مواظبند که گناه نکنند؛ اما لغزش پیدا می کنند.» افرادی که دچار لغزش می شوند، با شیطان سر و کار ندارند، اما شیطان تنه به آنها می زند و این امر باعث لغزش آنان می شود... در این هنگام که این شیطان به انسان تنه می زند، فوراً متوجه می شود و از این حالت ناراحت شده و با دریافت تذکر از خداوند متعال، با بصیرت بیشتری به خدا پناه می برد و در نهایت به کمال می رسد.(۵)


● کمرنگ شدن ارزشهای الهی و انسانی در جامعه
آیت الله مظاهری:
صداقت، صفا و صمیمیت، فضایل مهم و فراموش شده ای هستند که در بین مردم مغفول اند و در عوض، رذائلی همچون دروغ، تقلب، حقه بازی و نیرنگ، جایگزین صفت حسنه صدق شده و شهرت فراوانی نیز یافته اند... متأسفانه ریا و ریاکاری در بین مسئولین و مردم به قدری فراوان است که باید گفت: جامعه ما بر روی دروغ، تظاهر، تعریف های بی جا و ریاکاری می چرخد و صدق و اخلاق در جامعه بسیار کمرنگ شده است. چنین جامعه ای از نظر پیامبر اکرم(ص) جامعه اسلامی نیست و گریستن به حال این جامعه رواست.


● مسئله فلسطین، مسئله اسلامی نه عربی
آیت الله سبحانی:
امروز مردم فلسطین این حق را دارند که برای دفاع از خود با دشمنان بجنگند و اگر این جهاد را برای خدا انجام دهند و مسئله فلسطین را مسئله ای عربی قرار ندهند و آن را اسلامی کنند، به زودی پیروز خواهند شد.
... وظیفه ماست که به مستضعفین کمک کنیم و این نوعی تحقق حقوق بشر و کرامت انسانی است. در این نوع از دفاع اگر مستضعف مسلمان باشد که بحثی باقی نمی ماند و اگر مسلمان هم نباشد، وظیفه ما یاری آنهاست.(۶)


● لزوم حفظ جایگاه قرآن در عرصه عمل
استاد حسن رحیم پور:
مؤسسات قرآنی باید ده ها و صدها ارزش قرآنی را معرفی کنند و قرآن برای خواندن و حفظ قرآن نازل نشده است و غرض قرآن اقامه قسط و عدالت است.
... برای تمام مشکلات فردی و گروهی، اجتماعی و سیاسی باید راه حل قرآنی عرضه شود و سزاوارترین افراد نزد خدا کسانی هستند که در خدمت قرآن و خدا هستند.
... جامعه ای که قرآن در آن حضور دارد نباید سخنی از شیطان پرستی و عرفان کاذب باشد ما در حالی که هزاران مؤسسات قرآنی در کشور داریم هنوز قرآن بر سر طاقچه است و حقیقت قرآن باید آموزش داده شود.(۷)