زمان ظهور نگاهی دیگر

دو پایه اصلی درمباحث مهدویت شیعه وجود دارد غیبت و ظهور هریکی ازاین دو پایه خودش دربردارنده مسائلی دیگراست یک مسئله ازاین مسائل که در پایه ظهور بحث می شود اینست که ظهور حضرت ولی عصر کی اتفاق خواهد افتاد

دو پایه اصلی درمباحث مهدویت شیعه وجود دارد: غیبت و ظهور. هریکی ازاین دو پایه خودش دربردارنده مسائلی دیگراست.یک مسئله ازاین مسائل که در پایه ظهور بحث می شود اینست که ظهور حضرت ولی عصر کی اتفاق خواهد افتاد؟

وقتی بپذیریم که اولا حضرت ولی عصر زنده است و حیات دارد وثانیا درحال غیبت به سرمی برد و ثالثا مقدرشده است که روزی ظهور بنماید، آن گاه سوال پیش می اید که زمان ظهور ایشان کی خواهد بود؟

وقتی می دانیم که خداوند حجت دوازدهم خویش را نگه داشته و نیز وقتی می دانیم که قرار است به دست او وعده های الهی تحقق یافته و بشر به آرمان های خویش دست بیابد ، طبیعی است که بپرسیم ظهور ایشان چه وقت است؟

وقت ظهور پرسشی است که در ادیان دیگر نیزوجود دارد. یهودیان دراین باره اتفاق نظرنداشته اند. بعضی براین باورند که وقت ظهور ماشیَح (منجی یهودیان) تعیین کردنی نیست؛ بعضی براین باورند که تعیین کردنی هست و دقیقا تاریخ تعیین کرده اند و بعضی دیگر براین باورند که تعیین کردنی هست ولی به صورت احتمالی (منجی درادیان – ص۴۸) بعضی یهودی ها پایان قرن پنجم را وقت ظهور منجی دانسته اند، بعضی ها چهارصد سال بعد از ویرانی دوم اورشلیم ( منجی درادیان-صص۴۸ و ۴۹) ولی درنقطه مقابل انها دیگران برتعیین کنندگان وقت ظهور منجی لعنت فرستاده اند و گفته اند مردم دنبال کارهای نیک بروند. آمدن منجی مشروط به کارهای نیک مردم است.(منجی درادیان –ص۵۰)

مسیحیان هم دراین باره اتفاق نظرنداشته اند. دربعضی ایات کتاب مقدس ازتعیین زمان ظهور منجی نهی شده است. (انجیل متی باب ۲۴ آیه ۳۶ و باب ۲۵ ایه ۱۳) ولی اخیرا شاهدیم "هارولد کامپینگ" کشیش مسیحی اعلام کرد که وقت ظهور مسیح ۲۱ مه ۲۰۱۱ است و چون دراین روز مسیح بازنگشت، دوباره اعلام کرده که ۲۱ اکتبر ۲۰۱۱ بازخواهد گشت ( رجوع کنید به سایت وی با آدرس familyradio.com )

اگردیده باشید فیلم ۲۰۱۲ تلویحا پایان تاریخ را معلوم کرده است. می گویند در پیش گویی های نوستراداموس واثار باقی مانده تمدن مایا سال ۲۰۱۲ سال پایان عالم دانسته شده است ونیز می گویند بعضی پیش بینی های علمی گواه براین مدعاست.

باب شده است که کسانی خیرخواهانه یا بدخواهانه دست به توقیت می زنند. فیلم مستند " ظهور بسیار نزدیک است" تلویحا اشاره به نزدیک بودن ظهور حضرت ولی عصر دارد. یک فرقه انحرافی ادعا کرده است که ظهور صغری در ۱۴ خرداد رخ خواهد داد. اخیرا نوشته ای ازیک منجم در قرن دهم به نام محمد بن جلال الحسینی به دست آمده که سال ظهور را ۱۲۱۴ قمری تعیین کرده است( سایت وعده صادق رجوع شود)

با این همه تاریخ ذهن ادمی به تحیر و تشویش خواهد افتاد و خواهد پرسید بالاخره منجی موعود چه وقت ظهور خواهد کرد؟ کدام یک ازاین تاریخ ها درست است؟ ایا ظهور مهدی موعود قابل تعیین کردن هست یانه؟ اگرقابل تعیین کردن هست چرا و اگر نیست چرا؟

● زمان ظهور در روایات شیعه

طبق روایات شیعه انسان ها نمی توانند به زمان ظهور حضرت ولی عصر پی ببرند و اصلا اینگونه شناخت ها و آگاهی ها دراختیار بشر قرار نگرفته است.دراین مورد سه دسته روایات وجود دارد که ذیلا بیان خواهیم کرد.

(۱) زمان ظهور حضرت ولی عصر جزو علم غیب الهی است.

به طور کلی دوگونه عالم وجود دارد: عالم غیب و عالم شهادت. عالم شهادت یعنی عالم قابل مشاهده و محسوس که دراختیار ماهست و می بینیم واشکار است. عالم غیب یعنی عالم غیرقابل مشاهده و غیرمحسوس که دراختیار ما نیست و نمی بینیم و پنهان است (ترجمه المیزان فی تفسیرالقران – ج ۱ – ص۷۳) روایاتی چند هست که نشان می دهد زمان ظهور حضرت ولی عصر جزو شناخت های مربوط به عالم شهادت نیست که آشکاربوده و دراختیارما باشد بلکه جزو شناخت های مربوط به عالم غیب است که پنهان بوده و دراختیارما نیست. امام حسن عسکری درباره غیبت حضرت ولی عصر فرموده است: این ،امری ازامور الهی و رازی از رازهای الهی و غیبی ازغیب های الهی است (کمال الدین و تمام النعمه – ج ۲- ص۳۸۶) درتوقیع شریف حضرت ولی عصر به نایب ایشان محمد بن عثمان العمری آمده است: ظهور فرج به دست خداست و وقت گذاران دروغ می گویند.(بحارالانوار – ج ۵۲ –ص۱۱۲ وکمال الدین وتمام النعمه – ج۲- باب ۴۵ – ص۴۸۵)

امام صادق (ع) در تفسیرایه {الذین یومنون بالغیب} (بقره -۳) فرموده اند منظوراز غیب، قیام حضرت ولی عصراست( کمال الدین و تمام النعمه –ج۲-حدیث ۱۹ و ۲۰ –ص۹ و کفایه الاثر – ص۶۰) علامه طبرسی مفسربزرگ شیعه می نویسد غیبت حضرت ولی عصر و زمان ظهور وی جزو غیب است چون مردم عادی نمی توانند بدان آگاهی بیابند(مجمع البیان –ج ۱-ص۱۲۱) امام صادق به مفضل بن عمر فرموده است هرکه ادعا می کند زمان ظهور حضرت ولی عصر را میداند معنایش اینست که درعلم خداوند شریک است و سّرالهی راپیداکرده است و بی تردید دردنیا ضررو زیان دیده و درآخرت به بدترین جایگاه خواهد رفت(بحارالانوار –ج۵۳ –ص۳۹۴ و بصائرالدرجات –ص۱۷۹)

(۲) ظهور حضرت ولی عصر ناگهانی خواهد بود.

بعضی پدیده ها هست که تدریجا اتفاق می افتد و ناگهانی خواهد بود ولی بعضی پدیده ها یک باره. درحرکت های تدریجی شاید آدمی بتواند علم پیدا بکند و انتظاربکشد ولی درحرکت های دفعی علم پیداکردن ممکن نیست. هرلحظه باید منتظربود. روایاتی چند هست که گفته اند ظهور حضرت ولی عصر ناگهانی اتفاق خواهد افتاد.

بعضی روایت ها ظهور حجت را به قیامت کبری تشبیه کرده اند وچون قیامت ناگهانی اتفاق می افتد، ظهورنیز ناگهانی خواهد بود (کمال الدین و تمام النعمه – ج۲- ص۳۷۴ و عیون اخبارالرضا – ج ۱ –ص۲۹۷ و بحارالانوار – ج۵۳ – ص۳۹۴)

بعضی روایت ها ظهور حجت را به ستاره درخشان تشبیه کرده اند. مثل ستاره درخشان که درشب تاریک به یکباره ظاهر می شود، حضرت ولی عصر نیز به یک باره ظهور خواهد کرد( کمال الدین و تمام النعمه – ج۱- حدیث ۱ – ص ۲۸۷ و حدیث ۴- ص۲۸۸ و حدیث ۱ –ص۳۲۶)

بعضی روایت ها ظهورحضرت ولی عصررا به نبوت موسای کلیم تشبیه کرده اند.گفته اند خداوند کارحضرت ولی عصررا یک شبه اصلاح خواهد کرد مثل حضرت موسی که شب هنگام برای آوردن پاره ای اتش رفت و با حکم پیامبری برگشت.( کمال الدین و تمام النعمه –ج۱ -حدیث ۱- ص۳۱۷ و ج ۲ – حدیث ۱- ص۳۷۸)

(۳) ظهورحضرت ولی عصر به دست خداوند صورت می گیرد.

تصور عمومی براینست که حضرت ولی عصرخودش غایب شده و خودش نیز به اراده خویش ظهورخواهد کرد ولی روایاتی چند هست که نشان می دهد خداوند است که حضرت ولی عصررا ظاهر خواهد کرد. امام صادق وقتی به غیبت مهدی (عج) اشاره کرده ، فرموده است : تاآن وقت که خداوند وی را ظاهربنماید. (کمال الدین و تمام النعمه – ج ۲ – حدیث ۶ – ص ۳۷۰ و حدیث ۱ – ص۳۷۴ و حدیث ۷ –ص۳۷۷) معلوم می شود که حضرت ولی عصر اگرغایب شده و اگر ظاهرخواهد شد ، هر دو به امرخداوند بوده است. خداست که می داند چه وقت باید حجت خود را ظاهربگرداند و ظهور به اراده و مشیت او صورت خواهد پذیرفت.

● چرا زمان ظهور حضرت ولی عصر تعیین نشده است؟

درورایت شیعه وقت خاصی برای ظهور حضرت ولی عصر تعیین نشده و نهی شده ازاینکه کسی بخواهد وقت تعیین بنماید. دراین مورد دو سوال هست که باید جواب داده بشود:

سوال اول: چرا پیامبر و ائمه وقت ظهور را تعیین نکرده اند؟

سوال دوم: چرا ما نباید وقت ظهور را تعیین بکنیم؟

و اما جواب سوال اول:

پیامبر و ائمه وقت ظهور را تعیین نکرده اند به این دلایل:

۱) تعیین وقت ظهور ممکن است باعث قتل حضرت توسط دشمنان او بشود. علل غیبت حضرت ولی عصر یکی اش اینست که دشمنان وی در صدد قتل وی بوده اند( اصول کافی – ج ۲- روایت ۹ – ص ۱۳۷ و روایت ۱۸ – ص۱۴۰) اگر پیامبرو ائمه وقت ظهور ایشان را تعیین می کردند ممکن بود دشمنان آنها درصدد قتل وی برآیند.

۲) تعیین وقت ظهور ممکن است به خلف وعده الهی بینجامد. اگر زمان ظهور تعیین می شد و بعد به واسطه فراهم نشدن شرایط یا وجود موانع، ظهور به تاخیر می افتاد، معنایش این بود که خداوند خلف وعده کرده است لذا زمان ظهورتعیین نشده تا خلف وعده لازم نیاید.( اصول کافی –ج۲- روایت ۵- ص۱۹۱ و بحارالانوار – ج ۵۲ –ص۱۱۹ و الغیبه نعمانی – باب ۱۶ – حدیث ۱۳ – ص۲۹۵)

۳) تعیین وقت ظهور ممکن است باعث ارتداد و بی دینی بشود.اگروقت ظهور تعیین بشود ولی ظهور صورت نگیرد یا جلو و عقب بیفتد ، باعث می شود که مردم از اسلام برگردند و دیگر اعتمادی به وعده های الهی و سخنان پیامبر و ائمه معصومین نورزند (اصول کافی – ج ۱- ص۳۶۹)

۴) تعیین وقت ظهور ممکن است باعث قساوت قلب و سنگ دلی بشود. مردم اگر بدانند وقت ظهور کی خواهد بود، تا قبل ازان تاریخ سرگرم دنیا شده و غرق معاصی خواهند شد، آن گاه دلهایشان سیاه گشته و پذیرای وجود جضرت ولی عصرنخواهند گشت(اصول کافی – ج ۱- ص۳۶۹)

۵) تعیین وقت ظهور ممکن است باعث تمسخر و کوچک شمردن باورهای دینی بشود. اگر وقت ظهور تعیین بشود ولی بعدا اتفاق نیفتد یا جلو وعقب بیفتد، موجب می شود که باورهای دینی سست شده و مورد توهین و تمسخر دیگران قرار بگیرد.

۶) تعیین وقت ظهور ممکن است باعث سوء استفاده دیگران بشود. پیامبرو ائمه وقت ظهور را تعیین نکرده اند چون خواسته اند دوستان مغرض و دشمنان دانا ازاین فرصت ها بهره نجویند و زمینه اختلاف و پراکندگی درمیان مردم را پدید نیاورند(مقاله آیا روایت معتبری مبنی برعدم جواز تعیین زمان ظهور وجود دارد ، سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر)

۷) تعیین نکردن وقت ظهور باعث انتخاب و آزادی عمل خواهد شد. اگرزمان ظهور تعیین بشود ممکن است مردم به اضطرار و دست پاچگی بیفتند و نتوانند عمل درست و نادرست را تشخیص بدهندولی اگرزمان ظهور تعیین نشود، ازادی عمل وجود خواهد داشت و هرکسی می تواند تصمیم بگیرد که چه بکند و چه نکند (درسنامه مهدویت – ج۳ – صص ۱۵۹ و ۱۶۰)

۸) تعیین نکردن وقت ظهور باعث انتظار و آمادگی دائمی خواهد شد.اگرزمان ظهور تعیین نشده معنایش اینست که هرلحظه بایدآماده باشیم و هردم و دقیقه منتظرواقعی باشیم تا لیاقت پذیرش وجود حضرت ولی عصر را پیدا کنیم. ( درسنامه مهدویت – ج۳- ص۱۵۹)

واما جواب سوال دوم:

ما نباید وقت ظهور حضرت ولی عصررا تعیین بکنیم به این دلایل:

اول اینکه ما نمی دانیم ظهور حضرت ولی عصر چه وقت اتفاق خواهد افتاد وچون علم به زمان ظهور نداریم، تعیین وقت کردن درست نیست.وقتی در روایات معصومین تعیین وقت کنندگان را دروغگو خوانده اند یعنی اینکه آنان دارند خبر ازچیزی می دهندکه اصلا نمی دانند.

دوم اینکه اگر پیامبر و ائمه برای ظهور حضرت ولی عصر وقت تعیین نکرده اند ، برای اینست که ازفایده های آن بهره بگیریم و درعوض به عوارض واثار منفی تعیین وقت کردن دچارنشویم. بهترآنست که به جای پرداختن به اینکه وقت ظهور کی خواهد بود ، به اصلاح خویش بپردازیم.

● با کسانی که تعیین وقت می کنند چه باید کرد؟

درباره وقت گزاری در روایات شیعه سه دسته احادیث وجود دارد:

دسته اول احادیثی است که وقت گزاران را دروغ گو نامیده اند(الغیبه نعمانی- حدیث ۱۲ و ۱۳- ص۲۹۵ وکمال الدین و تمام النعمه –ج۲ – ص۳۷۹ و بحارالانوار – ج ۵۲ – حدیث ۵ –ص۱۰۴ وحدیث ۱۹ –ص ۱۱۲ و حدیث ۳۵ –ص ۱۱۹ و کتاب الغیبه – حدیث ۴۱۳ – ص۴۲۷)

دسته دوم احادیثی که گفته اند ما اهل بیت تعیین وقت نمی کنیم.( بحارالانوار- ج ۵۲ – حدیث ۴۴ و ۴۷ و ۴۸ – صص۱۱۹ و ۱۲۰ و الغیبه نعمانی- باب ۱۶ – حدیث ۵- ص۲۹۰ و حدیث ۶ –ص۲۹۱ و حدیث ۱۲ –ص۲۹۵)

دسته سوم احادیثی که گفته اند ما اهل بیت نه برای انچه قبلا اتفاق افتاده و نه برای آنچه بعدا اتفاق می افتد، تعیین وقت نکرده ونخواهیم کرد.( بحارالانوار – ج ۵۲ – حدیث ۶ – ص۱۰۴)

ازاین سه دسته احادیث برمی اید که اولا اگر می گوییم وقت گزاران دروغ می گویند استثنا بردارنیست.هرکس تعیین کرده ، دروغ گفته است حال هرکه باشد. فرقی بین شیعه و سنی و مسلمان و کافر نیست.چه عالم ، چه عارف و چه عامی هرکس بگوید ظهور حضرت ولی عصر درفلان تاریخ و بهمان تاریخ اتفاق خواهد افتاد، دروغ می گوید.ازاین بالاتر چون اهل بیت به هیچ وجه تعیین وقت نکرده اند، کسی اگر نقل قول بکند و بگوید مثلا امام معصوم را به خواب دیده ام و گفته است ظهور درفلان تاریخ اتفاق می افتد، دروغی بیش نگفته است.

ثانیا اگر می گوییم وقت گزاران دروغ می گویند به این معناست که سخن انها خلاف واقع است. دروغ یعنی خلاف واقع. کسی که وقت می گزارد چون واقع قضیه را نمی داند ، هرچه بگوید مطابق با واقع نیست. وقت گزاران سخن از چیزی می گویند که اصلا نمی دانند کی اتفاق می افتد و چون نمی دانند سخن آنها دروغ است.

اکنون سوال اینست که در برابر وقت گزاران چه باید کرد؟ این وقت گزاران گاهی شده که قیافه حق به جانب گرفته اند و گاهی باچنان اطمینانی سخن می گویند و با چنان زبانی به بیان می آورند که باعث می شود عده ای فریب بخورند، عده ای دنبال آنها راه بیفتند و عده ای دیگر لااق متحیرمانده و به تردید بیفتند. چه باید کرد؟

جواب اول اینکه وقتی روایات ما می گویند وقت گزاران دروغ گو هستند یعنی سخن شان درست نیست حتی اگر قیافه حق به جانب بگیرند وحتی اگر حق و باطل را بیامیزند و حتی اگرهزار ایه و حدیث و دلیل بیاورند؛ هیچ کدام مجوز درستی سخن انها نخواهد بود. سخن باطل ،باطل است هرچند ظاهر حق نما داشته باشد و سخن دروغ ، دروغ است ولو اینکه با آه و تاب و رنگ و لعاب گفته شده باشد.

جواب دوم اینکه روایات ما می گویند نگران نباشید که آنها رادروغگو بنامید( الغیبه نعمانی – باب ۱۶- حدیث ۲- ص۲۹۰ و بحارالانوار – ج۵۲ – ص۱۰۵) ممکن است عده ای بگویند شاید وقت گزاران راست می گویند و ممکن است عده ای دیگر دچارسرگیجه و سردرگمی بشوند. روایات می گویند تردیدی به خود راه ندهید و مطمئن باشید که وقت گزاری دروغ است لذا قاطعانه و باصراحت بگویید وقت گزاران دروغ گویند.

جواب سوم اینکه باید اعلام برائت کرد. معیارما آنست که رسول الله یادگارگذاشته است: کتاب الله و عترتی اهل بیتی. هرسخن که با این معیارموافق بود قابل قبول است و هرسخن که مخالف بود قابل قبول نیست. باهرکس که سخنش مطابق سخن اهل بیت باشد تولی خواهیم داشت ولی ازهرکس که سخنش مطابق سخن اهل بیت نباشد تبری خواهیم جست. البته تبری از عمل وی.

● نزدیک بودن ظهور یعنی چه؟

کسانی ادعا می کنند ظهور نزدیک است. اینان نمی آیند بگویند حضرت ولی عصردرفلان تاریخ ظهورخواهد کرد؛ تعیین وقت نکرده اند بلکه به تعبیراتی دیگر روی آورده اند؛ " ظهورنزدیک است"، "ظهور بسیارنزدیک است" و جملاتی دیگر. ایا این تعبیرات درست است یانه؟

کلمه" نزدیک " دراین تعبیرات ابهام دارد و دوپهلوست.هرکسی ممکن است یک برداشت ازاین کلمه داشته باشد.ممکن است کسی یک ساعت دیگررا نزدیک بداند ولی بیست و چهارساعت دیگررا دیر. همچنین ممکن است کسی بیست و چهارساعت دیگر را نزدیک بداند ولی یک ساعت دیگر را خیلی نزدیک.

سوال می کنیم. ایا مثلا یک سال دیگر نزدیک است یانه؟ ایا وقتی می گویید " ظهور نزدیک است" ، می دانید که مثلا یک ساعت دیگراتفاق می افتد یا یک روز دیگر یا یک سال دیگر ؟ معلوم است که هیچ کدام لذا به کاربردن تعبیر" ظهور نزدیک است" به این شکل درست نیست. به این دلیل که کسی نمی داندو نمی تواند بداند که منظور از نزدیک بودن یعنی چه؟ یعنی کدام تاریخ؟ وبه این دلیل که اگربخواهیم بدانیم نزدیک بودن یعنی چه ، باید تاریخ ذکرکنیم و احتمال بدهیم و ذکرتاریخ یعنی تعیین وقت و تعیین وقت کردن دروغ محض است. همچنین به این دلیل که اگر بگوییم" ظهور نزدیک است" همان عوارض واثارمنفی تعیین وقت را خواهد داشت.پیامبر و ائمه اگر تعیین وقت نکرده اند، می خواسته اند جامعه به عوارض و اثار منفی ان مثل قتل حضرت، خلف وعده الهی، برگشتن از اسلام، قساوت و سنگ دلی، تمسخر دین، سوء استفاده دیگران، اضطرار و عدم آمادگی مبتلا نگردد. اگربگوییم " ظهور نزدیک است" دوباره همان اثار و عوارض منفی گریبان گیر جامعه خواهد شد لذا به کاربردن تعبیر" ظهورنزدیک است" درست نیست و حکم تعیین وقت را خواهد داشت. هرچه باشد نزدیک بودن ظهور اشاره به یک زمان تقریبی دارد و اشاره به زمان در حکم تعیین وقت است و تعیین وقت به هیچ وجه قابل قبول نیست.

میثم امانی

منابع

۱- شاکری زواردهی – روح الله- منجی درادیان –بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود – ۱۳۸۸ –قم

۲- سلیمیان – خدامراد –درسنامه مهدویت – جلد سوم –بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود -۱۳۸۹ –قم

۳- قمی – ابوجعفر محمد بن علی-عیون اخبارالرضا – جلد اول- موسسه العلمی للمطبوعات – ۱۴۰۴- بیروت

۴- قمی – ابوجعفرمحمد بن علی – کمال الدین و تمام النعمه – ۲ج – انتشارات الاسلامیه – مترجم محمد باقر کمره ای – ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹- تهران

۵- مجلسی –محمد باقر- بحارالانوار – جلد ۵۱ و۵۲ و ۵۳- موسسه الوفاء – ۱۴۰۴ - بیروت

۶- نعمانی – ابن ابی زینب – الغیبه –مکتبه الصدوق – ۱۳۷۹ق-تهران

۷- صافی گلپایگانی – لطف الله – منتخب الاثر - جلد سوم- موسسه السیده المعصومه -۱۴۱۹-قم

۸- الحلی – حسن بن سلیمان- بصائرالدرجات – منشورات المطبعه الحیدریه – ۱۳۷۰ – نجف اشرف

۹- کلینی –محمدبن یعقوب - اصول کافی – جلد اول و دوم- دارالکتب الاسلامیه – ۱۳۶۵ - تهران

۱۰- الخراز القمی – ابی القاسم علی بن محمد- کفایه الاثر فی النص علی ائمه الاثنی عشر- نشربیدار- ۱۴۰۱- قم

۱۱- کاشانی – فیض – تفسیرالصافی – الصدر- ۱۴۱۵- تهران

۱۲- طبرسی – فضل بن حسن- مجمع البیان فی تفسیرالقران- ناصرخسرو- ۱۳۷۲ – تهران

۱۳- طباطبایی – محمد حسین – ترجمه المیزان – ترجمه محمد باقر موسوی همدانی- جلد اول -دفتر انتشارات اسلامی – ۱۳۷۴- قم

۱۴- طوسی – محمد بن حسن – کتاب الغیبه- موسسه معارف اسلامی – ۱۴۱۱- قم