مقتل الحسین دربرگیرنده حوادثی است که در فاصله زمانی مرگ معاویه بن ابی سفیان ، بنیانگذار سلسله اموی ، در سال ۶۰ هجری تا شهادت امام حسین (ع ) و اسارت خاندانش در سال ۶۱ هجری اتفاق افتاده است. مهم ترین این حوادث به اجمال عبارت است از: مرگ معاویه ، بیعت نکردن امام حسین با یزید، هجرت امام از مدینه به مکه ، جنبش شیعیان در کوفه ، آمدن مسلم به کوفه ، شهادت مسلم و هانی در کوفه ، هجرت امام (ع ) از مکه به سوی کوفه ، وقایع کربلا و پیامدهای آن.

مجموعه حوادث مقتل به شکل های مختلف با مناطق جغرافیایی شام ، حجازین (مکه و مدینه )، عراقین (کوفه و بصره ) و سرانجام کربلا ارتباط دارد.

مرگ معاویه و خلافت یزید در نیمه رجب سال ۶۰ هجری اتفاق افتاد و امام (ع ) در ۲۷ رجب همان سال از مدینه به مکه هجرت کرد و در دوم شعبان سال ۶۰ هجری وارد مکه شد. در نیمه ماه مبارک رمضان همان سال حضرت در پاسخ به دعوت اهالی کوفه ، رسول خویش مسلم بن عقیل را به سوی آنان فرستاد. مسلم در هشتم ذی حجه در کوفه خروج کرد و در روز نهم ذی حجه به شهادت رسید. امام (ع ) ماه های شعبان ، رمضان ، شوال و ذی قعده را در مکه به سر برد و در هشتم ذی حجه سال ۶۰ هجری از مکه به سوی کوفه رهسپار شد و سرانجام در دهم محرم سال ۶۱ هجری در دشت کربلا شهید شد.

بر اساس نوشته ابی مخنف مسیر امام از مکه تا کوفه به این قرار است : منزل تنعیم و مصادره کاروان یزید (روایت ۳۲)، منزل صِفاح و ملاقات فرزدق شاعر با امام (روایت ۳۳)، منزل حاجر از سرزمین الرقه، اعزام قیس بن مسهِر صیداوی به کوفه و ملاقات عبدالله بن مطیع با امام (روایت ۳۵)، منزل زَروَد، پیوستن زهیر بن قین به امام (روایت ۳۷)، منزل نعلبیه ، دو نفر از افراد قبیله بنی اسد خبر شهادت مسلم و هانی را به امام دادند (روایت ۴۰)، منزل زباله ، باخبر شدن از شهادت عبدالله بن بقطر برادر رضاعی خود (روایت ۴۲)، منزل شراف (روایت ۴۵)، منزل ذوحسم و برخورد با سپاه حر (روایت ۴۵)، منزل بیضه ، خطابه امام برای یارانش و سپاه حر (روایت ۴۶)، منزل عذیب الهجانات ، آمدن چهار نفر از یاران مسلم بن عقیل از کوفه و پیوستن به امام (روایت ۴۶)، منزل یا قصر بنی مقاتل ، ملاقات عبیدالله بن حر جعفی با امام (روایت ۴۸)، منزل نینوا که در نزدیکی روستاهای غضریه ، سفیّه و العَقر واقع است .

همچنین اسامی کسانی که امام حسین (ع ) را در فاصله زمانی پس از مرگ معاویه تا رسیدن ایشان به کوفه ملاقات کردند و با او گفت وگو کردند عبارتند از: محمدبن حنفیه در مدینه (روایت ۱)، عبدالله بن مطیع در راه مدینه به مکه (روایت ۳)، عمربن عبدالرحمن بن حارث بن هشام مخزومی در مکه (روایت ۲۸)، عبدالله بن عباس در مکه (روایت ۲۹)، عبدالله بن زبیر در مکه (روایت ۲۹)، عبدالله بن عباس برای بار دوم در مکه (روایت ۲۹)، فرزدق بن غالب شاعر در راه مکه به کوفه (روایت ۳۳)، عبدالله بن جعفر بن ابیطالب و یحیی بن سعید بن عاص در راه مکه به کوفه (روایت ۳۴)، دو نفر از افراد قبیله بنی اسد که به عنوان مخبر، برخی وقایع را از مکه تا کربلا گزارش کرده اند (روایت ۴۰)، عبدالله بن مطیع عدوی در منزل زباله در نزدیکی کوفه (روایت ۳) [نامبرده ظاهراً دو بار و در دو مکان مختلف امام را ملاقات کرده است که احتمالاً یکی از آنها می تواند درست باشد]، عبیدالله بن حر جعفی (روایت ۴۸).

مجموعه حوادثی که در فاصله بین نیمه رجب سال ۶۰ هجری تا چند ماه پس از شهادت امام در آن سال اتفاق افتاده و به نحوی با قیام آن حضرت ارتباط دارد، موضوع مقتل الحسین را تشکیل می دهد. پیشتر یادآوری می شود که مقتل الحسین همچنین شامل مقتل مسلم و هانی و دیگر شهدای کربلا نیز هست .

مقتل الحسین ابی مخنف۱ نخستین مقتل است که دو نسل بعد از واقعه کربلا مکتوب شده و به خاطر شهرت گردآورنده آن به مقتل الحسین ابومخنف شهرت دارد. سال تولد لوط بن یحیی بن سعیدبن مخنف بن سلیم الازدی مشهور به ابومخنف مشخص نیست ولی مورخان متفق القولند که وی در سال ۱۵۷ هجری درگذشته است . به احتمال قوی ابومخنف سال ها بعد از واقعه کربلا متولد شده است . وی موقعی که شروع به نگارش مقتل الحسین کرده هنوز تعداد انگشت شماری از شاهدان مورد اعتماد واقعه کربلا در قید حیات بوده اند. مقتل الحسین شامل ۱۱۳ روایت کوتاه و بلند است که کوتاه ترین آن یک جمله و بزرگ ترین آن چند صفحه است .

روش کسب خبر

ابومخنف اخبار مربوط به حادثه کربلا را از چند طریق مکتوب کرده است .

الف) در چند مورد حوادثی را که از فرط اشتهار زبانزد خاص و عام بوده است بی واسطه ذکر کرده است نظیر خبر مرگ معاویه و نامه نوشتن یزید به عامل خود در مدینه مبنی بر گرفتن بیعت از امام حسین (ع ) که از مجموع ۱۱۳ روایت پنج روایت آن ، از این دسته اند.

ب ) در چند مورد خود ابومخنف بی واسطه از برخی شاهدان عینی واقعه کربلا، حدیث نقل می کند و این مطلب نشان می دهد ابومخنف قبل از سن پیری اقدام به نگارش مقتل کرده یا آن ناقلان عمر طولانی کرده اند.

ج) در اکثر موارد، وی حوادث مذکور را توسط دو یا سه واسطه نقل می کند. نکته جالب توجه در مقتل الحسین ابومخنف این است که وی کلیه اخبار این حادثه را از شاهدان عینی یا معاصران واقعه کربلا نقل می کند. این افراد به دلیل موقعیتی که هنگام بروز حادثه داشته اند به چند گروه تقسیم می شوند.

۱) کسانی که در سپاه امام (ع ) بوده و به دلایل مختلف به شهادت نرسیده و در قید حیات باقی مانده اند. مانند امام سجاد (ع )، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین (ع )، فاطمه دخترحضرت علی (ع )، زیدبن علی بن حسین ، عقبه بن سمعان، ضحاک بن عبدالله مشرقی، دلهم همسر زهیر بن قین ، مرقّع بن ثمامه اسدی ، غلام عبدالرحمن بن عبد ربّه انصاری، طرّماح بن عدی ، عبداللّه بن خازم، عباس الجدلی و...

۲) دو نفر از قبیله بنی اسد که از روی کنجکاوی و به عنوان مخبر از مکه نظاره گر اقدامات امام بوده و اغلب کارهایی هم به نفع امام انجام داده اند.

۳) کسی که به عنوان مخبر سپاه عمر سعد از هنگام آمدن امام به کربلا جریانات را گزارش کرده است و به رغم اینکه در سپاه دشمن بوده ، موضع گیری های مثبتی به نفع امام داشته است .

۴) افرادی که در سپاه دشمن بوده و در جنگ نیز شرکت داشته اند. بعضی از آنان در ردیف قاتلان واقعه کربلا بوده و بعضی فقط در این حادثه شرکت داشته اند.

۵) افراد موثقی که به دلیل همزمانی و عظمت واقعه ، از حوادث کربلا مطلع شده و آن را نقل کرده اند.

از مجموع ۱۱۳ روایتی که مقتل ابومخنف را تشکیل داده و از طریق پنج گروه فوق روایت شده سهم هر یک عبارت است از:

گروه اول :

۲۱ روایت ،

گروه دوم :

۵ روایت ،

گروه سوم :

۱۱ روایت ،

گروه چهارم :

۸ روایت ،

گروه پنجم :

۳۹ روایت .

خود ابومخنف نیز پنج روایت را بی واسطه نقل کرده است و ۲۴ روایت دیگر توسط کسانی نقل شده است که شناخت آنها نیاز به دقت و بررسی بیشتری دارد.

از مجموع ۱۱۳ روایت مقتل الحسین ابومخنف ، ۲۷ روایت مربوط به خروج امام حسین (ع ) از مدینه و استقرار وی در مکه ، تحرک شیعیان در کوفه ، آمدن مسلم به کوفه و سرانجام مقتل مسلم و هانی است و بقیه شامل مقتل امام حسین (ع ) و سایر شهدا و سرانجام اسارت خاندان ایشان است .

مخبرین

فهرستی که در پی می آید شامل اسامی مخبرین یا شاهدان عینی حادثه و راویانی است که نقل خبر کرده اند.

مخبرین و ناقلان گروه اول

۱) امام سجاد(ع ). آن حضرت در سال ۳۸ هجری متولد شدند و در حادثه کربلا ۲۳ ساله بودند. مورخان نوشته اند که امام در این حادثه دارای فرزندی چهارساله به نام محمد بود که همان امام محمدباقر(ع ) است. ابومخنف روایت ۳۴ را از قول امام سجاد(ع ) و روایت ۹۳ را از قول ابوجعفرمحمدبن علی بن الحسین (امام باقر(ع )) نقل کرده است .

۲) فاطمه دخترحضرت علی (ع ). ابومخنف روایت ۱۰۹ را به استناد گفته وی می نویسد. از متن روایت مشخص می شود حضرت زینب خواهر او بوده لذا وی باید دختر علی بن ابیطالب (ع ) باشد.

۳) عقبه بن سمعان . غلام رباب دختر امروالقیس کلبی همسر امام حسین (ع ) بود که پس از شهادت امام از صحنه درگیری فرار کرد ولی توسط سپاه دشمن اسیر شد. عمر سعد پس از اینکه فهمید وی بنده رباب بوده است او را آزاد کرد. روایات ۳، ۲۹، ۳۲، ۵۰ و ۵۵ مقتل الحسین ابومخنف توسط وی گزارش شده است .

۴) ضحاک بن عبدالله مشرقی. ۲ ابومخنف روایات ۶۱، ۶۳، ۶۴، ۶۶، ۷۰ و ۸۸ را از قول وی نقل کرده است . از مجموع روایاتی که ضحاک نقل کرده است معلوم می شود وی در روز نهم محرم سال ۶۱ هجری به امام پیوسته و روز دهم نیز از صحنه درگیری گریخته است .۳

۵) مرقع بن ثمامه اسدی . وی از یاران امام بود و در روز عاشورا هر چه تیر در ترکش داشت بینداخت . چند تن از اقوام وی در سپاه دشمن نزد او آمده و امانش دادند و نزد عبیدالله زیاد رفت . عمرسعد قصه وی را بیان کرد و عبیدالله او را به زاره تبعید کرد.۴

۶) غلام عبدالرحمن بن عبدربه انصاری . ابومخنف روایت ۶۸ را از قول وی نقل می کند.

۷) دلهم همسر زهیر بن قین . روایت ۳۹ از زبان این زن دختر عمرو نقل شده است .

۸) طِر ماح بن عدی . روایات ۴۷ و ۴۸ از قول وی نقل شده است .

۹) عبدالله بن خازم . ابومخنف روایات ۱۵ و ۱۸ را از قول وی نقل می کند. وی از نیروهای وفادار به مسلم بن عقیل است و در جریان درگیری مسلم با عبیدالله به نفع مسلم خبر جمع می کرده است .

۱۰) عباس الجدلی . روایت ۱۶ از قول وی نقل شده است . وی یکی از افراد و پیروان مسلم بن عقیل بوده است .

راویان گروه دوم

پس از اینکه امام از مکه به سوی کوفه حرکت کرد، دو نفر از مردان قبیله بنی اسد به نام های عبدالله بن سلیم و المذری بن المشمعل به سرعت حج خود را به جا آورده و در پی امام روانه شدند تا ببینند سرانجام کار او چه خواهد شد. ابومخنف روایات ۳۰، ۳۳، ۴۰، ۴۲ و ۴۵ را از قول آنها نقل می کند. این دو یک بار مطابق روایت ۴۰ به نفع امام حسین (ع ) اخبار کوفه را از مردی اسدی که از کوفه می آمد و حاضر نشده بود چیزی از وقایع اتفاق افتاده را به امام بگوید، کسب می کنند و خبر قتل مسلم و هانی را به امام اطلاع می دهند و بار دیگر مطابق روایت ۴۵ امام را به منطقه «ذوحسم » هدایت می کنند تا از شر سپاه عبیدالله که به رهبری حر بن یزید ریاحی برای مقابله با امام آمده بودند، در امان بماند. نقش این دو نفر در همین جا خاتمه می یابد و معلوم می شود آنها نتوانسته یا نخواسته اند شاهد بقیه حوادث کربلا باشند.

راویان گروه سوم

حمید بن مسلم مخبر سپاه عمر سعد بود و همراه وی از کوفه به کربلا آمده بود. ابومخنف روایات ۵۲، ۵۷، ۷۳، ۸۵، ۹۱، ۹۲، ۹۵، ۹۸، ۱۰۱، ۱۰۳ و ۱۰۵ را از قول وی نقل کرده است . حمید به رغم اینکه مخبر سپاه دشمن بوده در این حادثه کارهایی انجام داده که نشان می دهد احتمالاً از روی اجبار تن به این کار داده و فرد سلیم النفسی بوده است .

ابومخنف از قول وی در روایت ۸۵ مطلبی را نقل می کند که موید گفته فوق است : هنگامی که شمر قصد آتش زدن خیمه امام را داشت حمید بن مسلم به وی می گوید: این کار شایسته نیست . می خواهی دو کار بسیار زشت را با هم مرتکب شوی ؟ با آنکه امیر به کشتن مردان تنها از تو خشنود می شود؟ حمید گفت شمر از من پرسید کیستی ؟ گفتم : نام خود را با تو نگویم و ترسیدم اگر مرا بشناسد نزد سلطان سعایتی کند و مرا آسیبی رساند.

راویان گروه چهارم

این افراد دو دسته هستند:

الف ) گروهی که در جنگ شرکت کرده ولی کسی را نکشته اند.

ب) افرادی که در کربلا مرتکب قتل شده اند.

از گروه نخست می توان افراد زیر را نام برد.

مسروق بن وائل ، روایت ۷۷؛ عفیف بن زهیر بن ابی الاخنس ، روایت ۷۸؛ یحیی بن هانی

بن عروه ، روایت ۸۲؛ ایوب بن مشرح الخیوانی ، روایت ۸۴؛ ربیع بن تیم ، روایت ۸۷؛ قره بن قیس التمیمی ، روایت ۱۰۲.

و از دسته ب :

کثیر بن عبدالله الشعبی ، قاتل زهیر بن قین که روایت ۷۱ از اوست .

هانی بن ثبیت الحضرمی ، قاتل عبدالله و جعفر بن علی(ع ) برادران حضرت عباس .

از بررسی اخبار و احادیث سده های نخستین دوره اسلامی چند نکته مشخص می شود:

الف ) به دلایل مختلف در متون و منابع اسلامی میکروب تحریف رسوخ کرده است .

ب ) برای تنقیح کتب و منابع باید به طور توامان از روش عقلی و نیز نقد روایی و نقلی بهره گرفت و به پالایش آنها پرداخت .

ج ) از توجیه و تفسیر اخبار مجعول باید خودداری کرد.

د) اخبار مجعول به دلیل ماهیت غیرمعقول و دروغ آن در نهایت ضررشان بیشتر از سود و منافع مقطعی آنهاست .

اگر خوانندگان فاضل مقاتل ، علاوه بر تدبر و تعقل در اخبار، به بررسی و نقد اقوال بپردازند، درمی یابند که بسیاری از تحریفات عاشورا نتیجه سهو اسلاف ما در نقل وقایع بوده است و به راحتی می توان با پالایش منابع اولیه جلوی بسیاری از تحریفات را گرفت . به عبارت دیگر نیازی نیست که انسان به توجیه و تفسیر این اخبار بپردازد، بلکه قبل از هر چیز باید به درستی و صحت آنها یقین پیدا کند. حتی نباید خود را بری الذمه کنیم و بگوییم ما به اعتبار سخن شیخ مفید و... این اقوال را می پذیریم زیرا حتماً آنها دلیلی برای قبول این سخنان سخیف داشته اند. با نقل و نقد این خبر بطلان این سخن روشن می شود.

راویان گروه پنجم

این گروه افرادی هستند که خود در صحنه کربلا نبوده اند ولی در آن عصر زیسته اند. بیشتر این افراد اصحاب امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم السلام و از یاران مختار یا ابن زبیر هستند و اکثر علمای سلف آنها را ثقه تشخیص داده اند.

ابی سعید المقبری متوفی سال ۱۰۰ هجری ، روایت ۲

محمد بن بشر همدانی ، پدر هشام بن محمد سائب کلبی ، روایات ۴ و ۱۴

ابی الوداک ، روایات ۶، ۸، ۹ و ۱۲

ابی عثمان نهدی ، از یاران مختار، روایت ۷

المجالد بن سعید، شیعه ، روایات ۱۰، ۱۹، ۵۴، ۵۶ و ۱۰۴

ابی جناب یحیه بن ابی حیه ، وی برادر هانی بن ابی حیه از افراد سپاه دشمن بوده است ، روایات ۱۷، ۲۶، ۵۸ و ۷۴

قدامه بن سعید، از اصحاب امام باقر(ع)، روایات ۲۰، ۲۲ و ۲۳

عوف بن ابی حجیفه یا عون بن ابی حجیفه ، روایات ۲۵ و ۲۷

عمر بن عبدالرحمن بن حارث مخزومی ، از یاران ابن زبیر، روایت ۲۸

ابی سعید عقیصی ، روایت ۳۱

یونس بن ابی اسحاق السبیعی، متوفی سال ۱۵۹ هجری ، روایت ۳۶

محمد بن قیس ، از اصحاب امام باقر(ع ) و امام صادق (ع )، روایات ۳۷ و ۸۶

السدی ، شیعه ، روایت ۳۸

داود بن علی بن عبدالله بن عباس ، از اصحاب امام صادق (ع)، روایت ۴۱

عامر شعبی ، از یاران مختار، روایت ۴۹

حسان بن فائد بن بکیر عبسی ، از یاران ابن زبیر، روایت ۵۱

عبدالله بن شریک عامری ، روایات ۵۹، ۶۰ و ۶۲

ابی خالد کاهلی ، از یاران مختار و امام سجاد(ع)، روایت ۶۹

امام جعفر صادق (ع)، روایت ۹۹

عبدالرحمن بن عبید ابی الکنود، از یاران مختار، روایت ۱۱۱

عبدالرحمن بن جندب ازدی ، از اصحاب حضرت امیر(ع )، روایات ۷۹ و۱۱۳

۲۴ روایت دیگر را کسانی نقل کرده اند که هویت آنها برای نویسنده مشخص نیست ، اگرچه واسطه های اول یا دوم اخبار ایشان ثقه و شناخته شده هستند. این راویان عبارتند از: ابوالمخارق راسبی ، روایت ۵؛ حسن بن عقبه مرادی ، روایت ۱۱؛ عبدالرحمن بن شرَیْح ، روایت ۱۳؛ سعید بن شیبان ، روایت ۲۱؛ سعید بن مدرک بن عماره ، روایت ۲۴؛ هشام بن ولید، روایت ۳۵؛ بکر بن مصعب المزَنی ، روایت ۴۳؛ لوزان ، روایت ۴۴؛ عقبه بن ابی العیزار، روایت ۴۶؛ عمروالحضرمی ، روایت ۶۷؛ علی بن حنظله بن اسعد شامی، روایت ۷۱؛ عدی بن حرمله ، روایت ۷۲؛ حسین ابوجعفر، روایت ۷۵؛ سوَید بن حیه ، روایت ۷۶؛ ثابت بن هبیره ، روایت ۸۰؛ النضر بن صالح ابو زهیرالعبسی ، روایت ۸۱؛ الزبیدی ، روایت ۸۳؛ فضیل بن خدیج الکندی ، روایت ۸۹؛ زهیر بن عبدالرحمن بن زهیر خثعمی ، روایات ۹۰ و ۱۰۰؛ محمد بن عبدالرحمن ، روایت ۹۶؛ عبدالله بن عمار بن عبد یغوث البارقی ، روایت ۹۷؛ قاسم بن عبدالرحمن غلام یزید بن معاویه ، روایت ۱۰۷؛ ابی العماره عبسی ، روایت ۱۰۸؛ قاسم بن بخَیْت ، روایت ۱۱۰.

همان گونه که مشخص است فهرست بالا دربرگیرنده اسامی تولید کنندگان خبر است و واسطه های خبر را دربرنمی گیرد.

ابومخنف نخستین کسی است که مقتل امام حسین (ع ) را مکتوب کرده است . تا قبل از اقدام وی مقتل الحسین عبارت از اطلاعات شفاهی و پراکنده ای بود که در اذهان وجود داشت و احتمالاً سینه به سینه نقل می شد. مقتل ابومخنف را مورخان بعدی در کتب خود نقل کرده اند. از آن جمله هشام بن محمد السائب الکلبی (شیعی ) و المدائنی (سنی ) این مقتل را در نوشته های خود آورده اند. ابوجعفر محمد بن جریر طبری متوفی سال ۳۱۰ هجری با استناد از کتاب هشام الکلبی مقتل الحسین ابومخنف را در ذیل حوادث سال های ۶۰ و ۶۱ هجری ذکر کرده است . همزمان با طبری ، ابوالفرج اصفهانی خلاصه ای از این مقتل را با استفاده از کتاب المدائنی در اثر معروف خود «مقاتل الطالبیین» آورده است . ابوالفرج کتاب خود را در سال ۳۱۳ هجری نوشته است . به همین دلیل در بعضی روایات بین گفته های طبری و ابوالفرج اختلاف وجود دارد. به عنوان مثال ابوالفرج علت درخواست عباس بن علی(ع) از سایر برادرانش در مورد میدان رفتن و مبارزه با سپاه دشمن در حضور وی را این گونه تحلیل می کند: عباس بزرگ ترین فرزند ام البنین بود و پس از سه برادر خود به شهادت رسید زیرا او دارای فرزند بود از این رو آنان را پیش انداخت تا وارث آنها شود و خود نیز پس از آنها به میدان رفت تا هر چه را به ارث برده بود به فرزندانش برسد. ارث همگی آنها به عبیدالله فرزند عباس بن علی (ع ) رسید.

عمر بن علی عموی عبیدالله با او درباره ارث نزاع کرد و بالاخره عبیدالله چیزی به او واگذار کرد و میان آنها اصلاح شد.۵

اختلاف دیگر آنگاه مشخص می شود که ابوالفرج روایت مجعول هانی بن ثبیت و مجالدبن سعید را در مورد پیشنهاد سه ماده ای امام به عمر سعد ذکر می کند بدون اینکه اشاره ای به خبر مخالف و تصحیحی آن به نقل از عقبه بن سمعان کند.۶

مقتل ابومخنف و تاریخ طبری

کتاب مقتل الحسین ابومخنف پس از اینکه توسط طبری مضبوط شد به مرور ایام دچار تحریف شد ، به گونه ای که بین مقتل موجود معروف به مقتل الحسین ابومخنف۷ با آنچه طبری به ابومخنف نسبت داده است تفاوت آشکاری وجود دارد. در این مورد حاج شیخ عباس قمی در مقدمه «نفس المهموم » می نویسد: «نزد من ثابت و محقق گردیده است که این مقتل معروف به ابی مخنف که با عاشر بحار به طبع رسیده است از آن ابی مخنف معروف یا مورخ معتبر دیگری نیست و چیزی که در آن یافت شود و دیگری نقل نکرده باشد، اعتماد را نشاید اما ابومخنف لوط بن یحیی بن سعید بن مخنف ازدی از بزرگان اصحاب خبر بود و کتب بسیاری در سیره تالیف کرده از جمله کتاب مقتل الحسین که علما از آنها بسیار نقل کنند و اکثر بل کل منقولات تاریخ طبری در مقتل ، از ابومخنف گرفته شده است و هر کس این مقتل معروف را با آنچه طبری نقل کرده مقابله کامل کند، داند که این مقتل از وی نیست .»۸

همان گونه که ذکر شد موارد اختلاف بین مقتل الحسین منسوب به ابومخنف با آنچه طبری نقل کرده ، بسیار است . در مقتل مندرج در طبری هیچ گونه نکته خلاف عقل و عرف به چشم نمی خورد و حوادث آن گونه که اتفاق افتاده ، شرح داده شده اند. به عنوان مثال اگر عدد افرادی را که از سپاه دشمن توسط یاران امام کشته شدند، مطابق آنچه در مقتل فعلی نقل شده جمع آوری کنیم و با رقم ۸۸ کشته سپاه دشمن که طبری به نقل از ابومخنف آن را نقل کرده مقایسه کنیم، اختلاف فاحشی بین آن دو می بینیم یا در داستان طرماح بن عدی واقعیت کاملاً دگرگون شده است . همان طور که ذکر شد طرماح به دلایلی نتوانست در حادثه کربلا شرکت کند، در حالی که به نوشته مقتل فعلی طرماح در میان کشته شدگان مجروح افتاده بود.

اصل داستانی که در این مقتل نوشته شده از این قرار است : «طرماح بن عدی (رحمه الله): در میان کشته شدگان بودم و جراحاتی به من رسیده بود و اگر قسم بخورم راست گفته ام که خواب نبوده ام . بیست سوار دیدم آمدند و بر آنها جامه های سفید بود که بوی مشک و عنبر از آنها شنیده می شد. پیش خود گفتم این عبیدالله بن زیاد است لعنه الله، آمده است تا پیکر حسین علیه السلام را مثله کند. پس بیامدند نزدیک بدن ابی عبدالله رسیدند. یک تن از آنان او را بنشانید و با دست اشاره به کوفه کرد. سر را آورد و به بدن پیوست چنان که بود به قدرت خدای تعالی و می گفت ای فرزند من ، تو را کشتند، آیا تو را نمی شناختند و از آب منع کردند، چه دلیرند بر خدای تعالی . آنگاه رو به همراهان خود کرد و گفت ای پدرم ای آدم و ای پدرم ابراهیم و ای پدرم اسماعیل و ای برادرم موسی و ای برادرم عیسی ، نمی بینید این گمراهان با فرزند من چه کردند؟ خدای تعالی آنها را به شفاعت من نائل نگرداند. پس نیک نگریستم او پیامبر (ص ) بود.»۹

موارد اختلاف بین دو مقتل فوق الذکر بسیار بوده که از حوصله این مقدمه خارج است .۱۰ در اینجا یادآور می شود که اخیراً به همت آقای حسن غفاری در قم ، مقتل الحسین ابومخنف از کتاب تاریخ طبری انتزاع شده و همراه پاره ای توضیحات در یک مجلد به چاپ رسیده است .۱۱ این چاپ دارای اشکالات زیر است :

۱) روایت ۲۲ را از قلم انداخته است .

۲) صفحاتی را از مقتل هشام بن محمد به مقتل ابومخنف پیوند زده و چنین پنداشته است که آنها جزیی از مقتل الحسین ابومخنف هستند از جمله صفحات ۳۲، ۲۳،۷۹،۸۲ تا ۸۵، ۹۵ ، ۹۶، ۱۸۷ تا ۱۹۰، ۲۰۳، ۲۰۹ تا ۲۱۳، ۲۱۶ تا ۲۱۸، ۲۲۰ تا ۲۲۴، ۲۲۸ تا ۲۳۱. شاید این از آنجا برای ایشان پیش آمده است که طبری مقتل ابومخنف را توسط هشام نقل می کند لذا ایشان هر چه را که هشام گفته ، مقتل ابومخنف پنداشته در حالی که هشام همزمان از چند نفر از جمله عوانه بن حکم و ابومخنف مقتل الحسین را روایت کرده است .

۳) بسیاری از اعلام این کتاب نیاز به توضیح و تصحیح دارند.

همچنین کتاب دیگری تحت عنوان «وقعه الطف لابی مخنف» توسط شیخ محمد هادی الیوسفی الغروی از سوی انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منتشر شده است.۱۲ مصحح در مقدمه این کتاب ، اسناد این مقتل را شرح کرده است . در این تصحیح غیرعلمی مطالب مقتل ابومخنف به جای تصحیح ، خلاصه و فشرده شده و در پاره ای از موارد برخی نکات و اسامی تحریف و بعضی از روایات مقتل الحسین ابومخنف حذف شده است . نکته دیگر اینکه نویسنده با قطعه قطعه کردن روایات به منظور موضوعی کردن آن ، جامعیت مقتل را خدشه دار کرده است . البته ایشان حدود ۶۵ صفحه در باب اسناد مقتل الحسین ابی مخنف مطلب مفید نوشته است که شایان تقدیر است .

حجت‌الله جودکی

پی‌نوشت‌ها

۱- متن‌ عربی‌ مقتل‌الحسین‌ ابو‌مخنف‌ از کتاب‌ تاریخ‌الرسل‌ والملوک‌ معروف‌ به‌ تاریخ‌ طبری‌ تالیف‌ محمدبن‌ جریر طبری‌، تصحیح‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، چاپ‌ بیروت‌ استخراج‌ شده‌ است‌.

۲ - وی‌ در روایت‌ ۶۳ نحوه‌ پیوستن‌ خود را به‌ امام‌ شرح‌ می‌دهد.

۳ - ضحاک‌ در روایت‌ ۸۸ نحوه‌ مفارقت‌ خود را از امام‌ بیان‌ می‌کند.

۴ - زاره‌ مکانی‌ است‌ در بحرین‌ که‌ به‌ گرمی‌ آب‌ و هوا معروف‌ است‌.

۵- طبری‌ به‌ نقل‌ از ابو‌مخنف‌ در روایت‌ ۹۳ می‌نویسد: راوی‌ [امام‌ محمد‌باقر(ع‌)] گفت‌: «مردم‌ پنداشتند که‌ عباس‌بن‌ علی‌ به‌ برادران‌ تنی‌ خود عبدالله‌، جعفر و عثمان‌ گفت‌ ای برادرانم‌ به‌ پیش‌ تازید تا من‌ وارث‌ شما شوم‌. زیرا شما فرزندی‌ ندارید. بروید و کشته‌ شوید.» در این‌ روایت‌ طبری‌ تاکید می‌کند که‌ و زعموا ان‌العباس‌بن‌ علی‌ قال‌ لاخوته‌ من‌امه‌... یعنی‌ مردم‌ پنداشتند که‌ عباس‌بن‌ علی‌(ع‌) به‌ برادرانش‌ چنین‌ گفت و این‌ پندار مردمی‌ بوده‌ که‌ از دور، شاهد جانبازی‌ عباس‌ و برادرانش‌ بوده‌اند.

۶- اصفهانی‌، ص‌ ۸۱

۷- این‌ کتاب‌ بارها در نجف‌ و قم‌ تحت‌ عناوین‌ مقتل‌الحسین‌ و مصرع‌ اهل‌ بیته‌ و اصحابه‌ فی‌ کربلا، و ترجمه‌ مقتل‌الحسین‌ ابی‌مخنف‌، و مقتل‌الحسین‌ اولین‌ تاریخ‌ کربلا چاپ‌ شده‌ است‌.

۸- قمی‌، نفس‌المهموم‌، ص‌ ۵

۹- مقتل‌الحسین‌ اولین‌ تاریخ‌ کربلا، ترجمه‌ مقتل ‌ابی‌ مخنف‌، دارالکتاب‌، قم‌، ص‌ ۱۴۷

۱۰- متاسفانه‌ برخی‌ از متقدمان‌ به‌ جای‌ پیرایش‌ اخبار به‌ آرایش‌ آن‌ پرداخته‌اند و باعث‌ نفوذ و رسوخ‌ اخبار جعلی‌ به‌ کتاب‌های‌ آیندگان‌ شده‌اند. نویسندگان‌ بعدی‌ هم‌ به‌ خاطر احترام‌ به‌ اسلاف‌ و بزرگان‌ ماقبل‌، نظر ایشان‌ را ‌پذیرفته‌ و به‌ اخبار منقول‌ آنان‌ اعتماد کرده‌اند و موجب‌ جاودانگی‌ بسیاری‌ از مجعولات‌ شده‌اند. گذشت‌ زمان‌ و کنجکاوی‌ در کتب‌ پیشینیان‌، شک‌ و تردید در این‌ میراث‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ است‌. این‌ شک‌ مقدس‌ ان‌شاءالله‌ به‌ تاسیس‌ پالایشگاه‌ منابع‌ اسلامی‌ و سرانجام تحریف‌زدایی منجر خواهد شد.

۱۱- غفاری‌، حسن‌، مقتل‌الحسین‌، قم‌، چاپخانه‌ علمیه

۱۲- یوسفی‌الغروی‌، محمدهادی‌، وقعه‌الطف‌ لابی‌‌مخنف‌، جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌