در مقاله مزبور سعی بر آن شده تا در ابتدا به سیره اخلاق فردی بپردازد.

از آنجمله موضوع برخورد شایسته و جذاب با مردم و اخلاق نیکو که از رموز موفقیت پیامبر (ص) در دعوت و رسالت ایشان بود. رسول خدا(ص) فرمود: و مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او در سلامت و آسایش باشند.واحادیث و روایات دیگر نیز بوده است.

و در قسمتهای بعدی در مورداصول اخلاق فردی پیامبر (ص) گریزی زده و از آنجمله زندگی پیامبر (ص) بسیار ساده بود و در مورد خود فرمود:

«آکل یا کل العبد و اجلس کما یجلس العبد فانما أنا عبد

همچون بندگان خوراک می خورم و چون بندگان می نشینم که همانا من بنده ام.»

پیامبر (ص) در وصایای خود به ابوذر چنین سفارش نمود:

ای ابوذر من لباس خشن می پوشم و به زمین می نشینم، و انگشتان را [پس از غذا] با زبان می لیسم و بر مرکب بی پالان سوار می شوم، و کسی را ترک خود سوار می کنم. پس هرکه از سنت من گریزان شود از من نیست.

و به طور مثال این موضوع هم دارای اهمیت بود،نخستین بار در اسلام و در دوران رسول گرامی اسلام (ص) مساوات به منصه ظهور رسید.

در منطق قرآن، تقوای الهی معیار برتری است، نه عوامل دیگر.وحدت اصل و ریشه، بهترین معیار مساوی بودن انسان ها است.

حضرت محمد (ص) متوجه شد که مردم گرد فردی تجمع کرده اند و او را بسیار تکریم می کنند و پرسیدند: در این فرد کیست؟ گفتند (علام) یعنی این فرد (علام و بسیار دانشمند است) گفتند، بهترین نسب شناس است و این دانش برتری قومی را مشخص می کند که، پیامبر (ص) فرمود: «ذاک علم لا نصیر من جهله و لا ینفع من.این دانش است که چون کسی نداند زیانی نبرد و چون بدان سودی نبرد». واحادیث و روایات دیگر نیز برای تفهیم مطلب بوده است.

مقدمه

اهمیت تاثیر شناختن سیره پیامبر اکرم (ص)بر رفتار و عملکرد انسانها ، نگارنده را بر آن داشت تا این موضوع را به عنوان یک مقاله اننتخاب کرده و در شکل گیری اثر یافته های بسیار ارزنده ای دست یابد .

در تدوین این مقاله از منابعی که از علمای بزرگ بر جای مانده است ، استفاده شده است . در تدوین این اثر از خود منبع و مأخذ استفاده گردیده است .

در ابتدا در مورد سیره فردی پیامبر (ص) از آن جمله :حسن خلق ، عفو و گذشت و وفای به عهد و ... پرداخته است و درحین روایات و احادیث و دانستن اطلاعاتی در مورد سیره فردی پیامبر (ص)، ثابت می شود در تمام کارها باید به او تأسی نمود .

و در آخر هم اصول اخلاق فردی پیامبر(ص) را می شناساند.

و از آنجائیکه تمام حرکات و سکنات و به عبارتی ، اخلاق و اصول اخلاق فردی پیامبر (ص) به عنوان الگوی برتری است که درسایه اطاعت از آنها انسان به سعادت دست یابد.

درجامعه اسلامی ، مسلمان تکالیفی برعهده دارد و نسبت به برادران دینی باید احساس مسئولیت کند.

رسول خدا(ص) فرمود: و مسلمان کسی است که مسلملنان از زبان و دست او در سلامت و آسایش باشند.

پیوندها ی اجتماعی که نیازمند تحکیم است و با کلی گویی این رشته استوارنمی شود . سلام دادن نخستین علامت صداقت و دوستی و مودت می باشد .

سیره رفتاری پیامبر (ص) چنین بود که هرکس را می دید سلام می نمود . می فرمود :«پنج صفت است که تا زنده ام ، آنها را رها نخواهم کرد ، یکی سلام کردن به کودکان است ، تا پس از من سنت شود.

گفتار دلپذیر و شادی بخش نیز از حسن خلق می باشد و رابطه ها را استوار می نماید.

برخورد شایسته و جذاب با مردم و اخلاق نیکو از رموز موفقیت پیامبر (ص) در دعوت و رسالت ایشان بود.

پیامبر(ص) فرمود : گاهی انسان درسایه خوشخویی به مقام و رتبه روزه داران شب زنده دار می رسد .

عایشه گوید : کسی خوش اخلاق تر از پیامبر (ص) نبود ، هیچ کس از یاران و اهل بیتش نبود که آن حضرت را دعوت کرند جز آنکه دعوتش را می پذیرفت.

درشتی در اخلاق کریمانه ایشان دیده نمی شد و کلماتی بکار می برند که اندک معنیش بسیار بود و نعمتها هرچند کم را عظیم می دانست و به از دست دادن امو دنیوی بغضب نمی امد و خشم او فقط برای خدا بود.

از والاترین خصلتهای آزادگان و نیک مردان کرم و سخاوت می باشد و این خوی بذل و بخشش دیگران اسیر محبت خود می کند و معاشرت گاهی در قالب میهمانی می باشد.

حضرت رسول فرمود میهمان روزی خود را نازل می کند و گناهان صاحب خانه و میزبان راهم می زداید .

«زیارت مؤمن» که در روایات آمده و به دیدارها تأکید می کند. در این دیدارها دو رکن، دیدار کننده و دیدار شده (زائر و مزور) وجود دارد آنکه پیش قدم در این زیارت است پاداش می برد.

از پیامبر اکرم(ص) است که :« الزائر اخاه المسلم اعظم اخبرا من المزوز»

آنکه برادر مؤمن خود را دیدار می کند، پاداشی بزرگ تر از شخص دیدار شده دارد.

آری ،دیدار و پیوند عاطفی بر قرار نمودن، هنر مسلمان است که به این سادگی در تخت لوای حسناتی که خدا در گرو اجرای آن، قرار داده، میباشدومضرات دوری از این امر بزرگ در روایاتی در ذیل خواهدآمد مشخص می شود.

« امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام(تردیداز راوی)به شخصی به نام میسر فرمود : گمان می کنم به خویشان خود نیکی می کنی؟ عرض آری ، من در نوجوانی در بازار برای کسی کار می کردم و تنها دو درهم می گرفتم ؛ یک درهم را به عمه و درهم دیگر را به خاله خود می دادم . آنگاه امام (ع)فرمود : به خدا سوگند دوبار مرگت نزدیک شد ولی بخاطر این صله رحم به تاخیر افتاد .»

محدوده رعایت حقوق همسایگان منحصر به همسایه دست چپ و راست و پرهیز از آزار آنها نیست بلکه . بلکه رسیدگی و مساعدت و یاری و عیادت و انفاق و صدقه و همدردی و... و نشانه جوان مردی می باشد .

از حضرت رسول (ص) پرسیدند که: آیا در مال حقی بغیر از زکات هست ؟ فرمود که بلی، نیکی و احسان کردن به خویشانی که با تو بدی کنند و احسان کردن به همسایه مسلمان ، بدرستیکه ایمان به من ندارد کسی که سیر بخوابد و همسایه مسلمانش گرسنه است .

دیدارها اگر همرا ه هدیه و تحفه با شد لذت بخش تر است .

پیامبر(ص) فرمودند: « هرگاه یکی از شما به سفر رفت ، هنگامی که به سوی خانه و خانواده اش برمی گردد ، حتما" بایشان هدیه و سوغات آورد حتی اگر شده سنگی باشد !... .

پیامر(ص) هدیه هرچند که پاچه گوسفند بود قبول می کرد و آن را جبران می نمود.

از بهترین کارها که در اخلاق معاشرت به ان اهمیت خاصی داده اند عیادت بیمار است و پاداش فراوان دارد .

رسول اکرم (ص) فرمود: به عیادت کسی برو که از تو عیادت نکرده و برای کسی هدیه ببر که برا ی تو هدیه و سوغات نیاورده است .

گشایش معضلات مردم خود توفیق می خواهد و نعمتی است که فراوان شکر می خواهد. هیچ سائلی از پیامبر جواب رد نمی دید ف حتی اگر سائلی پیراهنش را هم می خواست به او می داد .

شنیدن کلمه صداقه انسان را به یاد کمک ها یمادی به فقیران می اندازد .

از معصومین(ع) روایت شده : «ما اهل بیت ، کسانی را که مستحق نیستند رد نمی کنیم ، از ترس اینکه مبادا مستحق واقعی را رد کرده باشیم »

پیامبر (ص) ستایش کنان بر مردی ، چنین فرمود: صدقه ای داد و چنان پنهان نمود که دست چپش انفاق دست راست را ندانست.

حضرت رسول(ص) می فرماید :بهترین شما کسی است که اخلاقش بهتر است و با مردم سازگاری داشته باشد .

و نیز فرمودند :نیک خویی دوستی را استوار می نماید.

نیز فرمودند: مومن آینه ای برای برادر مومنش می باشد.

نمونه هایی از سخنان مطایبه انگیز و مزاح های پیامبر(ص) روایت شده، نشان می دهند آن حضرت، در حین گشاده رویی و بذله گویی و خوشرفتاری از مرز حق و سخن درست، فراتر نمی رفتند و ناروا شوخی نمی کردند.

پیامبر (ص) فرمود:« انی لا مزح و لا اقول الا حقا» من مزاح می کنم، ولی جز حق نمی گویم.

روزی پیامبر (ص) به زنی فرمود:« این زن، همان است که در چشم شوهرش ، سفیدی هست؟!»

شیوه مدارا و سازگاری در انسانها موجود می باشد و در حدیث از پیامبر(ص) است که فرمودند: « نیمی از ایمان مدارای با مردم است و نیمی از زندگی ، رفق و ملاطفت با آنان است. »

بهترین شما ، خوش اخلاق ترین شمائید که ، مردم هردم با انها انس می گیرند.

دانشمندان هم درباره اخلاق پیامبر (ص)آورده اندکه: آن حضرت مردم را پیوند

می داد و آنان ر ا از خود دور نمی کرد . بزرگ هر قوم را ، مسئول امور آنان قرار می داد ومی فرمود : اگر کسی از بزرگان قومی به شما وارد شد او را گرامی بدارید . آن حضرت به مرم محبت بسیار می کرد . هرکس برای حاجتی نزد او می آمد با او مدارا می نمود ، تا برود . هرکس از او چیزی می خواست به او می داد و خوشرویی می کرد . همه مردم در برابرش مساوی و یکسان بودند و اگر کسی اورا دعوت می نمود ، قبول می کرد در حدیث دیگر از حضرت رسول(ص) نقل شده است که:«عفو و گذشت را شیوه خود قراردهید زیرا بخشش و گذشت جز بر عزت انسان نیفزاید .پس نسبت به یکدیگر گذشت داشته باشید تا خدا شما را عزیز کند »

حضرت علی(ع) می فرماید:«عفو هنگام قدرت روش فرستادگان الهی و اهل تقوا است»

انسان هنگام قدرت اگر عفو نمودآنجاست که مفهوم عفو مصداق پیدا کند .در غیر اینصورت ، سکوت انسان از مصادیق کظم غیظ می باشد، نه از مصادیق عفو ومنجر به کینه می شود و این دو ، منشأ بسیاری از گناهان از قبیل تهمت ، سخن چینی ، حسد ، ، سوء ظن و ... خواهد شد . به همیل دلیل می باشد که در دستورات اسلام به داد مظلومان رسیدن و از حق انها در برابر ظالمان دفاع کردن ، تأکید شده است، تا کینه ها از دلها رفته و صفا و صمیمیت جای ان قرار گیردو بی شک ادامه حیات اجتماعی مبتنی بر عفو و گذشت می باشد .

از جمله آداب معاشرت با مردم و از فرائضی که در اسلام به آن تأکید شده است وفای عهد و پیمان است.

به طوری که اگر چنین فریضه ای را در زندگی رعایت نشود بی نظمی و هرج و مرج بوجود آمده و زندگی مردم را متلاشی نموده و موجب سست شدن روابط اجتماعی می شود.

فردی با پیامبر (ص) خرید و فروش نمود و جائی قرار گذاشته که معامله کند ، آن روز و فردایش فراموش کرد در روز سوم رفت و دید که همانا پیامبر (ص) منتظر مانده، پیامبر (ص) فرمودند : ای جوان، مرا به زحمت افکندی سه روز است (برای وفای به وعده) من همین جا مانده ام. انتظار می کشم.

نمونه هایی از سخنان مطایبه انگیز و مزاح های پیامبر(ص) روایت شده، نشان می دهند آن حضرت، در حین گشاده رویی و بذله گویی و خوشرفتاری از مرز حق و سخن درست، فراتر نمی رفتند و ناروا شوخی نمی کردند.

روزی حضرت با علی (ع) مشغول خوردن خرما بود، حضرت خرما می خورد و هسته اش را علی (ع) می گذاشت، وقتی دست کشیدند تمام هسته ها را جلو حضرت علی (ع) جمع شده بود. حضرت فرمود: یا علی! تو چقدر پرخوری! حضرت علی عرض کردند: یا رسول الله پرخور کسی است که خرما را با هسته می خورد.

ابوهریره گوید: به پیامبر عرض کردند: ای رسول خدا(ص) آیا با ما شوخی و مزاح می کنید؟ فرمود: آری : اما سخنی جز حق نمی گویم .» انس بن مالک گوید : مردی از آن حضرت درخواست مرکب سواری کرد آن حضرت گفت: پس تورا بر یک بچه شتر سوار می کنم . او گفت : چرا بچه شتر : فرمود : مگر هر شتری بچه شتر نیست !

از نشانه های حس سلوک می باشد که انسان مؤمن، هر چند اندوهناک باشد، ولی در برابر دیگران ناراحتی اش را نمایان نمی کند.

در حدیث صحیح از حضرت رسول (ص) منقول است که: هر که مؤمنی را شاد گرداند و مرا شاد گردانیده است و هر که مرا شاد گرداند خدا را خشنود گردانیده است.

زاهد واقعی کسی است که تنها متکی به خدا باشد .و در روایا ت بسیار به آن تشویق شده است و این اصل ، روش زندگی پیامبر اکرم (ص) و اولیای دین و ائمه معصومین ( علیهم السلام) بوده است . پیامبر اکرم (ص) فرمود:« هرکس در دنیا زهد پیشه کند خداوند خکمت و بصیرت ر ادر قلبش وارد سازد و زبانش ر ابه حکمت گویا نماید و درد و درمانش ابه او بشناساند و او را از دنیا سالم به دارالسلام :بهشت برین، بیرون برد.

و نیز فرمودند: «قناعت گنجی است که فانی نمی شود.» و همچنین در حدیثی دیگر فرمودند:«قناعت مالی است که تمام نمی شود.»

وقار و سکوت و متانت و جوانمردی و حسن هدایت آن حضرت و پیامبر (ص) را به وقار و سکینه نامیده بودند و رفتار بدی از ایشان سرنمی زد و همیشه چشمانش پائین بود.هرگز پاهایش را دراز نمی نمود و اگر جا نبود مکان نشستن را برای دیگران توسعه می داد. سکوت بسیار داشت و اگرکسی سخن زشت بر زبان می آورد معترض می شد. مجلس حضرت مجلس حیا و خیر و امانتداری و بردباری بود.حرف کسی شکسته نمی شد ، در مجلس وارد می شد آخرین شخصی که نشسته بود، آنجا می نشست، به مردم نیز به این کار دستور می داد.

امانت داری، از اهم واجبات می باشد که عمل به آن نشانه ایمان و از خصوصیات فرد مؤمن است. نبی اکرم (ص) فرمود :« امانتداری ، روزی را جلب می کند و خیانت فقر را.

کودک در حل تکامل شخصیت : هر چه فکر محمد متکامل تر می شد نقص های اجتماع را بیشتر درک می کرد از یک طرف تقوا و پاکی او موجب شهرتش شده بود کسی که دیروز به او (محمد یتیم) می گفتند و امروز (محمد امین) ثمره امانت و تقوی او این بود که نماینده خدیجه در تجارت شام بود که بعدها با او ازدواج نمود. بعد در حالی که او فقیر بود ولی محمد (ص) کسب شخصیت را در تقوی و پرهیزگاری دید جست ولی امروز کسب شخصیت را در پول و زور می جوئیم و انتظار هم هست که به او احترام گذاشته شود.

اصولی که در اخلاق فردی پیامبر بود چنین است و الگو شدند.

نخستین بار در اسلام و در دوران رسول گرامی اسلام (ص) مساوات به منصه ظهور رسید.

در منطق قرآن، تقوای الهی معیار برتری است، نه عوامل دیگروحدت اصل و ریشه، بهترین معیار مساوی بودن انسان ها است.

حضرت محمد (ص) متوجه شد که مردم گرد فردی تجمع کرده اند و او را بسیار تکریم می کنند و پرسیدند: در این فرد کیست؟ گفتند (علام) یعنی این فرد (علام و بسیار دانشمند است) گفتند، بهترین نسب شناس است و این دانش برتری قومی را مشخص می کند که، پیامبر (ص) فرمود: «ذاک علم لا نصیر من جهله و لا ینفع من.این دانش است که چون کسی نداند زیانی نبرد و چون بدان سودی نبرد».

پیامبر (ص) در دادن مسئولیت های فرماندهی جنگی فتط شایستگی و توانایی و تدبیر افراد را در نظر می گرفتند نه خویشاوندی.

پیامبر (ص) فرمود: «در مشاوره با انسان عاقل خیرخواه هدایت و برکت و توفیق الهی است. وقتی خیرخواه عاقل تو را به چیزی راهنمایی کرد، از مخالفت با او بپرهیز، چون که در مخالفت تو سختی و دشواری زندگی است»

موضوع دوستی و برادری از مهم ترین لوازم زندگانی و بالاترین ضرورت انسان می باشد و اینکه در یافتن دوست تلاش، و در پایدار بودن آن نیز مضایقه ننمایند

از رسول خدا(ص) پرسیدند: کدام یک از هم نشینان، نیکو و شایسته هم نشینی است؟ فرمود: آن کسی که دیدارش شما را به یادخدا اندازد و گفتارش به علم شما افزاید و کردارش شما را متذکر آخرت سازد.

در دوستی باید حدو مرز ها باید رعایت شود . که امام صادق (ع) در قالب پنج نکته بیان می دارد و اگر چنین نباشد ،نباید نسبت دوستی و صداقت را به آن داد.

اول:«آنکه نهان وآشکار دوست ، برای تو یکسان باشد . دوم آنکه زینت و آراستگی تورا زینت و آراستگی خود ش ببیند و عیب و نقصان تو را عیب خویش بشمارد . سوم : اگر به ریاست و ثروت و پست و مقامی رسید ، این پست و پول ، رفتار او را نسبت به تو عوض نکند . چهارم : اگر قدرت و توانگر یدارد ، از آنچه دار نسبت به تو دریغ و مضایقه نکند. پنجم: (که جامع همه انهاست ) اینکه تو را در گرفتاریها ، رها نکند و تنها نگذارد .

امام علی (ع) می فرماید :« مردم جز با امتحان و آزمایش شناخته نمی شوند . پس همسر و فرزندانت را در حال غیبت و نبودنت امتحان کمن، و دوستت رادر مصیبت و گرفتاری ، و خویشاوندان خود را هنگام نیازمندی و تهیدستی ... »

امام علی (ع) می فرمایند: کسی که بخواهد جز با افراد بی عیب دوستی و برادری نکند ، دوستانش کم خواهند شد.

تکریم به معنای بزرگوار شمردن و حرمت نگه داشتن است.

تاریخ نویسان در وصف پیامبر (ص) چنین گفته اند:« کان اکرم الناس» [پیامبر] با کرامت ترین مردمان بود.

پیامبر (ص) خوش برخورد و با ادب بود کسی را سرزنش نمی نمود. در روابط اجتماعی بر پایه کرامت انسانی تأکید می نمود. پیامبر (ص) می فرمود: « لاتحقرن احدا من المسلمین فان صغیرهم عندالله کبیره.مبادا فردی از مسلمانان را کوچک بشمارید و تحقیر کنید، کوچک آنان نزد خداوند بزرگ است.»

درتکریم یتیم چنین فرموده اند: رسول خدا (ص) فرمود: هرگاه یتیمی بگرید برای گریه اش عرش خدا به لرزه می آید،پس خداوند می فرماید، ای ملائکه شاهد باشید به هر کس او را ساکت نمود و راضی و دلخوش کرد برخی است که او را در قیامت خشنود نمایم.

احترام به کودکان به وضوح در دوران گرانبار زندگی پیامبر (ص) دیده می شد ،پیامبر گرامی حضرت محمد (ص) همیشه نسبت به افراد پیر و ناتوان و به خصوص کودکان مهربان و دلسوز بود حتی در نماز جماعت ، رکوع و سجود را طول نمی داد تا برای بیماران و پیران مشکل نباشد.

اما یک روز بر خلاف همیشه سجده نمازش طولانی شد یکی از اصحاب سر از سجده برداشت دیدند که هر دو باره به سجده رفتند و جویا شدند و فرمودند به حسن تازه آمده تا سواری کند و خواستم کودک ناراحت نشود و یا میل خود پایین بیاید.

پیامبر (ص) فرمودند:کودکان را دوست بدارید و با آنها مهربان باشید زیرا، کسی که با کودکان مهربانی نکند مسلمان نیست.

توصیه هایی در زمینة بهداشت و جنبه های گوناگون حفظ سلامت از پیامبر اعظم (ص) به وفور آمده، که به آنها اشاره خواهد شد.

نوشیدن آب بین غذای چرب و یا بعد از آن بزرگان نهی فرموده اند، چنان که «امام صادق (ع) از نیاکان خود نقل کردند که: رسول خدا هر وقت غذای چربی میل می کرد،آب کمتر می خورد، به آن عرض شد که شما کم آب می خورید؟ فرمود: برای طعام کم نوشیدن آب گواراتر است.»

خوش بویی و تمیزی و پاکی آن حضرت خداوند ویژگی های خاصی به پیامبر (ص) داده بود که در دیگران یافت نمی شد. از جابر روایت شده : « پیامبر (ص) از راهی عبور نمی فرمود، مگر آنکه شخصی که به دنبال ایشان بود راه را از بوی بدن آن حضرت تشخیص می داد.

از مشخصه های بارز انسان تفکر است و تفکر موجب معرفت اوست و به وسیلة تفکر و اندیشیدن در نعمت های خدا و وجود خدا به جهان شناسی و خودشناسی و در نهایت به خداشناسی می رسد برای این است که تفکر را عبادت دانسته اند.

افراد متفکر کم تر سخن می گویند و دچار ندامت نمی شوند و بیشتر عمل می کنند.

وصیت رسول خدا (ص) به علی(ع):«تفکروا فی الآء الله و لا تفکروا فی الله در نعمت های خدا بیندیشید و در [کنه ذات] خدا نیز بیندیشید.»

تکلف در لغت به معنای تحمل امری با رنج، ظاهرسازی و ریاکاری می باشد و در اصطلاح انسان، کاری را به مشقت انجام دهد.

پیامبر (ص) می فرماید:« من را متقیان امتم از تکلف به دور هستیم.

زیدبن حسن می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:علی (ع) شبیه ترین مردم نسبت به رسول الله از نظر خوراک و روش زندگی بود. او نان با روغن زیتون می خورد، ولی به مردم نان و گوشت می خورانید وی با دست خویش آب را از چاه می کشید و هیزم جمع می کرد و حضرت فاطمه نیز چنین بود...

زندگی پیامبر (ص) بسیار ساده بود و در مورد خود فرمود:

«آکل یا کل العبد و اجلس کما یجلس العبد فانما أنا عبد

همچون بندگان خوراک می خورم و چون بندگان می نشینم که همانا من بنده ام.»

پیامبر (ص) در وصایای خود به ابوذر چنین سفارش نمود:

ای ابوذر من لباس خشن می پوشم و به زمین می نشینم، و انگشتان را [پس از غذا] با زبان می لیسم و بر مزبی پالان سوار می شود، و کسی را ترک خود سوار می کنم. پس هرکه از سنت من گریزان شود از من نیست.

مسلمانان باید معتدل باشند زیرا قرآن امت اسلامی را امت وسط نامیده است . آنها در تمام جنبه های زندگی اعم از اجتماعی و اقتصادی و غیره باید اعتدال را رعایت نمایند. و از راه عدل منحرف نشوند. تا نجات یابند.رسول خدا (ص) در این باره فرموده اند: «الوسط العدل وسط اعتدال است. »

در این بحث، حفظ حقوق و رعایت حرمت ها موضوع اصلی می باشد.

حدود جمع حد به معنی فاصله بین دو چیز می باشد.چه حد بین دو شیء یا حد بین اعمال و رفتار.

مؤمنان در رویارویی با دشمن باید حدودی را رعایت نماید. ابتدا باید به اسلام آنان را دعوت نمایند،سپس به مقابله بپردازند.

از امیرمؤمنان نقل شده است که:« وقتی رسول خدا (ص) مرا به یمن اعزام می کرد فرمود: ای علی با هیچ کس جنگ مکن تا اینکه او را [ به اسلام] دعوت کنی و به خدا سوگند اگر یک نفر به دست تو هدایت شود برای تو بهتر است از آن چیزی که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند.»

زهد یک امر قلبی است که با این دو خصیصه (عدم تأسف نسبت به از دست داده ها و عدم خوشحالی نسبت به داده ها) شناخته می شود. بنابراین ، زاهد واقعی کسی است که مظاهر زیبا و فریبنده دنیا او فریفته و دلباخته نسازد و توجهش از مادیات دنیا به عنوان کمال مطلوب و بالا ترین خواسته عبور کند و متوجه هدف های والاتری گردد.

و نیز فرمودند: «قناعت گنجی است که فانی نمی شود.» و همچنین در حدیثی دیگر فرمودند:«قناعت مالی است که تمام نمی شود.»

از نشانه های حس سلوک می باشد که انسان مؤمن، هر چند اندوهناک باشد، ولی در برابر دیگران ناراحتی اش را نمایان نمی کند.

رسول خدا (ص) فرمود:

«... شما که نمی توانید با اموال خود به همة مردم گشایش دهید، پس با چهرة باز و رویی خوش با آنها برخورد کنید.»

حاصل آنکه( مقاله)

در این مقاله ابتدا ،سیره اخلاق فردی پیامبر (ص) ،بعد اصول اخلاق فردی پیامبر (ص) رابازگو می نماید .

بطورکلی درباره حسن خلق و گشاده رویی و بودن اصل حفظ حدودالله در متن زندگی پیامبر(ص) و …، ازنکات اخلاقی مثبت که در وجود مبارک پیامبر(ص) می باشد بحث نموده و شناسانده است.

و در متن کارهای ایشان ، توصیه هایی برای سعادتمند شدن ما انسانها وجود دارد ،که بیان شده است.

انسان ها هرچه قدر شناخت خود را از پیامبر (ص)بیشتر نماید و بعنوان الگوی برتر بشریت از سوی خداوند متعال ، در تمام اعمال و رفتارشان اقتدا نماید، مسلط بر تمام مشکلات دنیوی شده و گامهای بلندتری را در رسیدن به سعادت برمی دارند.

علی کول آبادی

منابع و مآخذ مقاله

* قرآن کریم

۱- پویا ، منصور : شخصیت محمد در سخنان علی (ع) ،کانون انتشارات محمدی ، تهران ، بی تا

۲- حقی، عباس، توتیای دیدگان ، ترجمه هوشنگ اجاقی وجواد قیومی،انتشارات آفاق، چاپ اول ، بی جا،۱۳۷۵

۳- دلشاد تهرانی ، مصطفی : سیره نبوی ،ج۲ ،انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد ، چاپ اول ، بی جا، ۱۳۷۲

۴-شعبانلو ، مریم ، محمد دریا رحمت ، انتشارات میراث ماندگار ،چاپ اول ، بی جا ، ۱۳۸۱

۵- شبر ، سید عبدالله ، اخلاق شبر ، ترجمه احمد رضا جباران ، موسسه انتشارات هجرت ، چاپ ششم ،قم،۱۳۸۰

۶- علم الهدی ، محمد باقر ، خورشید اسلام چگونه درخشید ، ج۱ ، انتشارات میقات ، تهران ، ۱۳۷۹

۷- غفاری ، حسین ، جلوه هایی از روشهای چهارده معصوم (علیهم السلام ) ،بی جا،۱۳۸۲

۸- مهدوی کنی ، محمدئرضا ، اخلاق عملی ،قم ، ۱۳۸۲

۹- مجلسی، محمد باقر : حیوه القلوب ، تهران ، بی جا ، بی تا

۱۰- محمد خاتم پیامبران ، انتشارات حسینیه ارشاد ، بی جا،بیتا

۱۱- محدثی، جواد ،اخلاق معاشرت ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، قم ، ۱۳۸۱

۵- موسوی گرمارودی ، ابوالفضل : سیمای آفتاب ، موسسه چاپ الهادی ،چاپ اول

، بی جا ،۱۳۷۷

۲- مجلسی،محمدباقر : حلیه المتقین ، انتشارات ولی عصر ، چاپ دوم ، بیجا ۱۳۸۶

۴- هرندی، علی ، سیره و سخن پیامبراعظم (ص) ، انتشارات دارالفکر، چاپ اول ، قم، ۱۳۸۵

۱۵- هلالی ، سلیم بن قیس ، اسرار خاندان محمد رسول الله (ص) ،انتشارات سلوک جوان ، بی جا ،۱۳۸۵

مفاهیم کلیدی(مقاله)

سیره: روش ، سنت ، مذهب، خو ، عادت.

فردی: تک، تنها، یگانه، بی همتا، بی نظیر.

اخلاقی: خویها.

پیامبر:نبی، رسول، آنکه واسطه ابلاغ سخنی باشد که از کسی به دیگری خواه به زبان یا به نامه.

اسلام: گردن نهادن، مسلملن شدن، دین پذیرفتن ، بدین پیغمبری از پیغمبران درآمدن.