از دوران باستان، آرمان تمدنی جهانشمول که بنیان کلی آن بر اصول دموکراتیک بنا شده باشد بر شیوه عمل سیاسی جهان غرب حاکم بود. ایده دموکراسی یونان باستان نه تنها بر ذات قوانینی که بعدها به وجود آمدند، تاثیر گذاشت بلکه باعث خلق میراثی از معماری شد که تا امروز بر شکل و سبک ساختمان های پارلمانی مستولی است. در نیمه قرن اول میلادی سنت دیگری در ایسلند رشد کرد و جایگزین سنت معماری پارلمانی دوران باستان شد. از مجالسی که وایکینگ ها در فضای باز تشکیل می دادند سنت سیاسی متمایزی در اسکاندیناوی رشد کرد که می توان آن را به مثابه ریشه رهیافت ویژه یی برای یک معماری ملی به شمار آورد.

پیشینه علمی و نمادین جامعه دموکراتیک را باید در ۲۵۰۰ سال پیش و در آتن جست وجو کرد. دموکراسی ریشه در مفهوم یونانی دموکراتیا (دموس به معنی مردم یا شهروندگان و کراتوس به معنی فرمانروایی) دارد. این مفهوم به نوعی حکومت اطلاق می شود که در آن مردم فرمانروای خود هستند. این فرمانروایی می تواند مستقیم یا غیرمستقیم (مستقیم مانند دولت شهرهای یونان باستان و غیرمستقیم از طریق نمایندگانی مانند اعضای منتخب در سیاست های پارلمانی انگلستان) اعمال شود.

در یونان باستان تمدنی را بنا نهادند که اساس آن بر آرمان سیاسی برابری، آزادی و احترام به قانون و عدالت همه شهروندان استوار بود. این باورها تفکر سیاسی مغرب زمین را شکل داد. این اندیشه مدرن لیبرال که انسان ها افرادی دارای «حقوق » هستند مستقیماً از اصول دموکراسی یونان باستان نشات گرفته است. در قرن هشتم پیش از میلاد با ظهور پولیس یا دولت شهر در جهان یونان باستان فرمول زندگی شهری شکل گرفت. تقریباً همه مفاهیم و واژه های سیاسی، منجمله خود مفهوم «سیاسی»، ریشه در دولت شهرهای یونان باستان دارد که این خود نشانه آن است که یک اجتماع مستقل سیاسی در قلمروی ویژه وجود داشته که معمولاً آرزوی مستعمره کردن دولت های همسایه را داشته است.

یکی از بخش های اصلی تعریف شهروندی، در یونان باستان مشارکت در فعالیت های دولت شهر بود و کسب صلاحیت برای شهروند شدن کار بسیار دشواری به شمار می رفت. شهروندی در شهر آتن شامل مردان بالغی می شد که تبارشان آتنی بود. در این سیستم گزینش شهروندی، زنان، بردگان و بیگانگانی که مقیم آتن بودند جایی نداشتند. علاوه بر این، پریکلس شهروندی را محدود به کسانی کرده بود که پدران شان شهروند آتن و مادران شان نیز آتنی بوده باشند.

یونانیان اولین مردمانی بودند که جوامعی را خلق کردند که اساس آن بر مفهوم شهروندی استوار بود. از دید ارسطو شهروند کسی بود که با داشتن سمتی رسمی در مسائل مربوط به شهر قضاوت و دخالت می کرد. شهروندی به معنای مشارکت مستقیم در مسائل و موضوعات همگانی به شمار می رفت که شامل قانونگذاری و اعمال قضایی می شد. این سیستم برخلاف سیستم های پیش از خود، به همه شهروندان اجازه مشارکت مستقیم را می داد. باور به برابری احترام و کردار در زیر چتر قانون (isonomia)، به شهروندان آتن این توانایی را داده بود که در برابر جباریت و دیکتاتوری فردی مقاومت یا او را سرنگون کنند و قدرت سیاسی را به گونه یی که در یونان مصطلح بود، در مرکز قرار دهند. این امر به معنای انتقال قدرت از جهان بسته کاخ های پادشاهی به فضاهای باز بود. تصمیماتی که پیش از این مخفیانه گرفته می شد به مناظرات همگانی تبدیل شد. قدرت سیاسی دیگر نه ملک خصوصی یک فرد بلکه ملک همه شهروندان به شمار می رفت.

توسیدیوس در کتاب جنگ پلوپونز به سخنرانی اشاره می کند که در مراسم دفن پریکلس ایراد شده بود. این نقل قول نشان دهنده آن است که چگونه اولین دموکراسی جهان کار می کرد و معنی عملی آن برای شهروندان آتن چه بود.

قانون اساسی ما دموکراسی نام دارد، زیرا قدرت نه در دستان یک اقلیت بلکه در دستان همه مردم است. در اینجا هر فردی نه تنها علاقه مند به مسائل و موضوعات خود بلکه علاقه مند به مسائل و موضوعات دولت نیز هست، حتی کسانی که اکثراً درگیر مسائل شخصی خود هستند، در حد اعلی در جریان سیاست همگانی قرار دارند. این یکی از ویژگی های اختصاصی ماست. ما نمی گوییم فردی که علاقه یی به سیاست نشان نمی دهد فردی است که تنها به فکر خود است، ما می گوییم چنین فردی از ما نیست و اصلاً کاری اینجا ندارد.

گرچه در آتن دوران پریکلس زنان، بردگان و بیگانگان ارزش داشتن حقوق مدنی را نداشتند، اما کسانی که از امتیازات ویژه کافی برای شهروندی برخوردار بودند از اولین شکوفه های یک سیستم حکومتی دموکراتیک در دولت شهر بهره مند شدند. شهروندان در زیر چتر قانون برابر بودند و از فرصت مساوی برای اظهارنظر در انجمن سیاسی شهر بهره بردند. تصمیمات مهم در محل اجتماعات شهر به مناظره و رای کل شهروندگان گذاشته می شد. در قرن چهارم پیش از میلاد، قدرت و اعتبار شهروندگان به این معنا بود که سیاست در فضای باز عمل می شد. آتنی ها در فضایی دایره مانند در دامنه کوه فنیکس، در غرب آکروپولیس، جمع می شدند. رویکرد منطقی به تشکیلات پولیس این تصور را محال می نمود که محلی برای تجمع عمومی انتخاب شود که با اهداف آن، به مثابه نیاز به یک تالار سخنرانی عملی مجلل، تناسب نداشته باشد. در قرن پنجم، فنیکس به صورت بنایی شبه دایره درآمد که دیوار بسیار بلند حائل آن محافظ ساختمان تئاترمانندی بود که می توانست چندین هزار نفر را در خود جای دهد. در قسمت بالایی محل سخنرانی و در مرکز این سطح شبه دایره، سنگی به بلندی پنج فوت و سطح ۱۱ فوت برجسته و مشخص بود که از هر دو سوی آن پلکان هایی آن را به طرف قسمت بالایی سنگ هدایت می کرد. این سنگ که نزد کرتیوس جایگزین ابتدایی زئوس به شمار می آمد، به عنوان سکوی سخنرانی سخنور تلقی می شد. شکل و شمایل آن به گونه یی بود که همه شرکت کنندگان نه تنها سخنران بلکه همه حاضران در آن گردهمایی را می دیدند.

دولت شهرهای یونان به همه شهروندان اجازه می داد در زمان های تعیین شده برای قانونگذاری و اهداف دیگر گرد یکدیگر جمع شوند. شهروندگان قدرت خودمختار یعنی آمریت برتر داشتند تا در عملکردهای قانونگذاری و قضایی درگیر شوند. این خودمختاری مردم در آتن به عنوان Ekklesia (مجلس، شهروندان)، در اسپارتا به عنوان Apella و در رم در اشکال مختلف به عنوان Comitia Centuriata (واحدی سیاسی برای رای دادن) یا Concilium Plebis (انجمن مردم عادی) شناخته می شد. در شهرهای بزرگ مانند آتن هزاران نفر در این گردهمایی ها شرکت می کردند. برای همه شهروندان حاضر برحسب قبیله یی که به آن تعلق داشتند، جایی تعبیه شده بود. از این رو انجمن دموکراتیک ایده آل مردمی تاسیس شد. اما دموکراسی آتن شکل کاملاً منحصر به فردی از حکومت بود. گرچه برخی از صاحب منصبان ویژگی شبه نمایندگی داشتند، اما به سختی می توان ردپایی از حکومت نمایندگی به معنی مدرن آن در تاریخ آتن یافت. کوه فنیکس که پیش از آن مکان پیشکش قربانی برای زئوس بود، به مثابه جایگاه باستانی پرستش و ملاقات، از ارزش مذهبی برخوردار بود.

ملاقات ها هر ۹ روز یک بار صورت می گرفت و حضور حداقل شش هزار شهروند در آن الزامی بود. پلیس آتن در خیابان ها در حال گشت بود و با به کار بردن نواری قرمزرنگ، شهروندان را از انتهای بخش شمالی به سوی محل تجمع هدایت می کرد. شهروندانی که مزین به نوار قرمز و خارج از جمعیت بودند مشمول مجازات می شدند. در این گردهمایی ها مردم به جای تکیه بر نظر نمایندگان، برای تصمیم گیری در مورد مسائل همگانی، خود برای خود سخن می گفتند. در مجموع صاحب منصبان از میان قدرتمند ترین و معمولاً از میان خانواده های ثروتمند انتخاب می شدند. سخنرانان عمدتاً اشرافی بودند که هنر سخنوری را آموخته بودند. بهترین سخنران بهترین شهروند به شمار می آمد.

مدل دموکراسی مستقیم برای انتخاب لایه یی از مردم به جز در دولت های کوچک مساله آفرین است. در دولت های بزرگ تر، نمایندگی ضروری می شود.

دموکراسی مستقیم همیشه مشکلاتی را به همراه داشته است. ارسطو تمایزی میان آن چیزی که او polity (تنواره یا واحد سیاسی) یا حکومت مشروطه می نامد، یعنی حکومت توسط اکثریت شهروندان آزاد و برابر و پادشاهی، یعنی حکومت یک فرد و حکومت اشراف، یعنی حکومت اقلیتی از بهترین شهروندان، قائل می شود. دیدگاه ارسطو درباره دموکراسی مستقیم، به مثابه ochlocracy یا حکومت عوام الناس، ریشه در تجربه او از دموکراسی آتن داشت که در زمان او، نسبت به ایده آل های قرن پنجم پیش از میلاد و زمانی که تحت حکومت پریکلس به اوج خود رسید، رو به زوال گذاشته بود. جنگ در زمان ارسطو یک بیماری بومی و محلی و سیاست اغلب خشن و گاهی اوقات فاسد بود.

در این دوران شهرها به طور خاص به صورت پادشاهی کنترل و اداره می شدند، اما بعدها شیوه سلسله مراتب قبیله یی و طایفه یی بر آنها مسلط شد. دولت شهرها خود را با قانون هایی اساسی سازگار کردند که به صورت الگویی در تمدن یونان رایج و متداول شد. با رشد امپراتوری و دولت ملت ها در جهان باستان، این شیوه محلی و محدود دموکراسی تبدیل به شیوه یی غیرقابل کنترل و مهار نشدنی شد. قائل شدن تمایز و تشخیص قطعی میان شهروند و غیرشهروند به تدریج دشوارتر شد. اجتماع های چند هزارنفری که در مجاورت و نزدیک یکدیگر زندگی می کردند دلالت بر ازدیاد بیش از حد جمعیت و فاصله زمانی بیش از حد گردهمایی های شهروندان واجد شرایط دارد. این مشکل در کشورها و دوران های تاریخی متفاوت به صورت های گوناگون حل شد. برخی خود را با قید و شرط مالکیت سازگار کردند، در حالی که اساس دموکراسی کامل بر بسط و گسترش شهروندی به همه افراد بالغ، بدون قائل شدن هیچ تمایزی میان جنس آنها استوار بود. جوهر حکومت نمایندگی مدرن این است که مردم بر خود حکومت نمی کنند بلکه متناوباً کسانی را انتخاب می کنند که از سوی آنها حکومت می کنند. دولت شهرهای یونان باستان، پس از مرگ اسکندر، موقعیت مسلط خود را از دست دادند و تجربه بعدی برای سازماندهی جامعه را در شهر رم به دست آوردند؛ تجربه یی که تاثیر خود را در سراسر امپراتوری روم گذاشت. کنت میونگ، تاریخ نگار سیاسی، اشاره می کند؛ «ما ایده های خود را از یونان به ارث برده ایم، اما تجربه های خود را از رومیان کسب کردیم... اما همه اروپاییان از دو نوع اصطلاحات و واژگان کاملاً متفاوت، برای تحقیق و کند و کاو در مورد زندگی سیاسی، بهره مند شده اند؛ واژگان و اصطلاحات یونانی پولیس یا دولت شهر و خود مفهوم سیاست و اصطلاحات مدنی رومیان مانند فرهنگ و ادب، شهروند و تمدن. به عنوان مثال هم معماری و هم واژگان و اصطلاحات سیاست امریکاییان، به نحو چشمگیری، رومی است.»

رومیان نیز مانند یونانیان گردهمایی هایی متشکل از مردان بالغ داشتند که بنیان آن بر یک سیستم سلسله مراتبی استوار بود. قدیمی ترین و پایدارترین عنصر قانون اساسی روم مجلس سنا یا شورای زعما و پیران بود. اعضای آن در آغاز سران خانواده های پیشتازی بودند که به طور کلی زعمای برتر سیستم حکومتی را تشکیل داده بودند.

افسانه آغازین سنای روم به دوران رومولوس بازمی گردد که صد تن از رعایای خود را برای شکل دادن یک گروه مشاوره یی انتخاب کرد. در سال ۵۰۹ پیش از میلاد، این گروه شامل ۳۰۰ عضو بود. در سرتاسر دوران پادشاهی، سناتورها از سوی پادشاه منصوب می شدند و همگی در زمره بزرگ زادگان و اشراف رومی بودند. سناتورها موقعیت خود را تنها تا زمانی حفظ می کردند که مورد عنایت پادشاه وقت بودند. یک پادشاه می توانست در زمان پادشاهی مشاوران خود را تغییر دهد و یک پادشاه جدید به طور قطع می توانست از فراخواندن همه سناتورهایی که توسط پیشینیانش فراخوانده شده بودند، اجتناب کند. اولین سناتور متعلق به طبقات پایین جامعه که لیوی از او نام می برد لیسینیوس کلووس است و هیچ سندی در مورد سناتوری از طبقه پایین جامعه، پیش از ۴۰۱ پیش از میلاد، در دست نیست. سناتورها با لباس های مخصوصی که به تن داشتند، در انظار عمومی قابل تشخیص بودند، نماد سناتوری توسط روبانی عریض روی پیراهن و کفش قرمز مشخص می شد که هم سناتورها و هم پسران شان، در برخی از دوره های امپراتوری روم به تن داشتند.

برای بحث در مورد مسائل سیاسی روز، سناتورها به طور منظم در بخش کوچکی از ساختمان سنا جمع می شدند. این باور وجود دارد که اولین ساختمان سنا در غرب میعادگاه رومانوم، توسط هوستیلیوس پادشاه اتروریا ساخته شد. این ساختمان چندین بار، در همان مکان، بازسازی شد. در سال ۸۰ پیش از میلاد، ساختمان دیگری به نام Curia Julia در همان جا بنا شد، این ساختمان جدید نیز پس از ۴۰ سال در آتش سوخت و ویران شد. در سال ۴۴ پیش از میلاد، جولیوس سزار شروع به بازسازی آن کرد و این بازسازی توسط آگوستوس به پایان رسید. کوریا توسط دومیتین به جای اول خود بازگردانده شد و توسط Diocletian و دیگران، پس از آتش سوزی سال ۲۸۳، به همان صورت طرح آغازین بازسازی شد. امروزه این ساختمان به صورت کلیسای سنت آدریانو پابرجا مانده است.این ساختمان که به بلندی ۲۱ متر و با آجر نسوز ساخته شده، دارای نمایی بتونی با سنگ مرمر است که لایه بالایی آن توسط گچکاری تزیین شده و حضور چشمگیری در شهر دارد. سناتورها در صندلی هایی که به صورت ردیف و پلکانی تعبیه شده بود تشکیل جلسه می دادند. باسابقه ترین آنها در ردیف جلو و نزدیک سخنران می نشستند. در زمان آگوستوس، سنا نزدیک به هزار عضو داشت، به طوری که اگر همه سناتورها در جلسات شرکت می کردند صندلی کافی برای همه وجود نداشت. سلسله مراتب و مدارج سناتورها این مشکل را به این صورت حل می کرد که سناتورهای جوان مجبور بودند در چنین شرایطی در آخرین ردیف صندلی و پشت به دیوار بایستند. در طول جلسات سنا، همه درها باز می ماند تا نسل بعدی سناتورها بتوانند شاهد و ناظر جلسات باشند.

قدرت سنا بسیار زیاد بود. سنا کنترل سیاست خارجی را بر عهده داشت و مسوول ارتباطات خارجی شهرهایی بود که در سراسر قلمرو امپراتوری روم پراکنده بودند. قدرت تایید یا تصدیق اعمال دولت در اختیار سنا بود و در شرایط بحرانی چونان پلیس انتظامات شهر رم عمل می کرد. براساس سنت، سنا مشوار پادشاه برای تصویب قوانین و، در زمان غیبت پادشاه، نماینده اجرایی او بود. منسوخ شدن سیستم پادشاهی و جایگزین شدن آن توسط کنسول هایی که دو بار در سال انتخاب می شدند، در آغاز، تغییر مهمی در موقعیت سنا به وجود نیاورد. در دوران آغازین جمهور رومیان، سنا همچنان به عنوان یک نهاد مشاوره یی برقرار ماند. کنسول ها به مثابه نهادی مشورتی، تابع رئیس سنا بودند و هر زمان که مناسب می دیدند با یکدیگر ملاقات می کردند. در دو قرن آخر جمهور، تغییر عمده یی صورت گرفت و سنا به نهادی مستقل و خودمختار تبدیل شد.

شهر رم با شکوفا شدن خود از شهری منفرد به یک امپراتوری بدل شد که برای زبان معماری به ریشه های خود رجوع می کرد.

حتی امروزه مفهوم سنا به صورت مفهومی برای تعریف نهاد قانونگذاری برتر در پارلمان های دومجلسی به کار می رود، و سنای روم به مثابه تسریع کننده آغازین و نماد نهادهای جمهوری به شمار می آید. نقشی را که سنا، به مثابه مجلس اعیان قانون گذاری ایفاگر آن بود همچنان در کشورهای فرانسه، ایتالیا، امریکا و کشورهای دیگر بر جای مانده است و مجلس اعیان انگلستان همان مجلس قانونگذاری آن کشور است. در قانون اسکاتلند، سران اجلاس یعنی قضات را سناتورهای کالج عدالت خطاب می کنند که خود اشاره به سنا دارد.

میراث معماری تمدن های یونانی و رومی، معبدهای جهان یونانی و معماری های مذهبی، اجتماعی و نظامی روم، دستور زبان معماری اکثریت جهان متمدن را در طول پنج قرن، بین رنسانس و زمان حال در اختیار ما قرار داده است.

به دلیل سیطره و نفوذ دوران کلاسیک، پیشینه های معماری برای نهادهای دموکراتیک به خوبی شناخته شده نیستند. گرچه معماری های آتن یکی از سرچشمه های سنت دموکراتیک جهان به شمار می آید، اما کشورهای اسکاندیناوی راه متمایزی را پیمودند. مهاجران وایکینگ ایسلند یکی از کهن ترین جوامع دموکراتیک غربی را بنا نهادند که اساس آن بر مجلسی استوار بود که از حدود سال ۹۳۰ پس از میلاد سالی یک بار تشکیل می شد.

مجادلات میان روسا در مورد بلاتکلیفی قانون باعث به وجود آمدن قانون اساسی اولفیوت شد که چارچوب جامعه استثنایی و فوق العاده یی را با مناسب ترین شیوه (انجمن رای گیری) به مثابه مهم ترین نهاد ملی پایه ریزی کرد. وایکینگ های ایسلند طرحی محوری را برای کل جزیره ارائه دادند که بر اساس آن رئیس جلسه به یکسری قوانین مشخص وفادار بماند. جلسه هر سال تابستان در Pingvollr (جلگه مسطح اجلاس) در آکسارا (رودخانه اکس)، در جنوب غربی ایسلند تشکیل می شد. قلب فضای باز جلسه را تپه یی کوچک تشکیل می داد که پوشیده از چمن بود. در وسط آن گرداننده رسمی جلسه، سخنگو بر جایگاه خود می نشست. اکثر شرکت کنندگان برای دو هفته یی که جلسات به طول می انجامید، در آن مکان چادر می زدند. اما چهره های سرشناس نیازمند جایگاه پرزرق و برق تری بودند تا منعکس کننده پایگاه اجتماعی شان باشد. اقامتگاه آنها به شکل اتاقک هایی تعبیه می شد که سقف آنها را پارچه های دستباف می پوشانید. برخی از این بناها بسیار بزرگ بود و برای سالیان متمادی در همان مکان برجای می ماند. مشارکت و دخالت در حوادث اجتماعی سال تنها به کسانی اختصاص نداشت که در مسائل سیاسی، بحث و جدل و موضوعات قانونی درگیر بودند. در داستان های بلند نیال گزارش هایی آمده است که بر اساس آن تولیدکنندگان آبجو، صنعتگران و تجار، همزمان که جلسات ادامه داشت، با ارائه نظرات شان از جایگاه خود، در رونق بخشیدن به این جشنواره سهیم بودند.

انجمن رای گیری مردان آزاد وایکینگ تبدیل به الگوی انعطاف پذیری برای نهادهای حکومتی اقوام آلمانی شد. هرچند چنین انجمن هایی در سرتاسر اسکاندیناوی وجود داشت،اما انجمن رای گیری ایسلند از آن جهت استثنایی و منحصر به فرد بود که توانست کل کشور را تحت یک سیستم قانونی و بدون یک پادشاه، متحد کند. زمانی که وایکینگ های اسکاندیناویایی باستان در جزیره انسان مستقر شدند، مفهوم انجمن مردان آزاد، در فضای باز را نیز با خود آورده بودند. قدیمی ترین گزارش های محلی توصیفی از تپه تینوالد، که در زمان جنگ ۱۲۲۸ منجر به مرگ پادشاه جزیره انسان شد، دارد. تپه تینوالد در جزیره انسان سیماهای مشابهی با فضاهای باز جلسات (Althingi) ایسلند داشت؛ تپه قانون که اطراف آن پوشیده از چمن بود و از طریق جاده یی در شرق آن به مجتمع قضایی و کلیسای سنت جونز که مکانی برای عبادت بود، متصل می شد. این باور وجود دارد که ارتفاع ۱۲ فوتی تپه تینوالد، تپه خاکی دست سازی که با چمن پوشیده شده بود، از خاک همه ۱۷ بخش باستانی ساخته شده است. در طول بیش از دو قرن و در زمان تشکیل جلسات سالیانه، سایبانی چهار فضای دایره یی شکل ورودی را می پوشاند.

شاید بتوان ردپای آغاز ناشناخته و مبهم پارلمان انگلستان را در جلسات ایسلند و از آن بی واسطه تر، در ویتاناگموت انگلوساکسون، یا جلسات مردان فرزانه جست وجو کرد. زمانی که انگلوساکسون ها بریتانیا را به تصرف خود درآوردند، قوانین و آداب و رسوم خود را نیز به همراه آوردند. بنیان جامعه انگلوساکسون بر یک نظام سانترالیسم دموکراتیک بنا شده بود که به ویتاناگموت شهرت داشت. اعضای مردان فرزانه (Witan) عمدتاً عضو شورایی بودند که کارشان شکل دهی به پایه و اساس پارلمان مردمی انگلستان بود. تعداد اعضای شرکت کننده در جلسات مردان فرزانه، در زمان های مختلف به صورت چشمگیری متفاوت بود. در قرون هفتم و هشتم، هر یک از قلمروهای پادشاهی بزرگ تر کنت، وسکس، مریکا نورتومبریا دارای انجمن مستقل مردان فرزانه یا مشاوران خود بودند. با کاهش تعداد پادشاهان، تعداد اعضای این انجمن ها نیز کاهش یافت و در قرون نهم تنها یک پادشاه و یک انجمن مردان فرزانه در سرتاسر انگلستان وجود داشت. در دوران پادشاهی ادگار، این انجمن تبدیل به انجمن رسمی قانونگذاری یا پارلمان شد، با این شرط که پادشاه قدرت برتر آن را در اختیار داشته باشد.

این پارلمان علاوه بر شاه، پسران و دیگر اقوامش، شامل اسقف ها و بعدها راهبان بزرگ، برخی از زیردستان شاه و اعضای انجمن شهرهای استان های مختلف و تعدادی از اعضای خانواده سلطنتی می شد. بخش عمده یی از اعضا، به تناوب، توسط شاه منتصب می شدند، تا آنجا که به تدریج آنقدر بر تعداد اعضای منتصب افزوده شد که شمار آنها بیش از کل اعضا شد.

«در یکی از جلسات انجمن مردان فرزانه که در نوامبر سال ۹۳۱ میلادی در لوتن برگزار شد، دو اسقف اعظم، دو پرنس از اهالی ویلز، ۱۷ اسقف، ۱۵ عضو انجمن شهر، پنج راهب و ۵۹ تن از اعضای خانواده سلطنتی شرکت داشتند. در جلسه دیگری که در وینچستر در سال ۹۳۴ برگزار شد، دو اسقف اعظم، چهار پادشاه ویلز، ۱۷ اسقف، چهار راهب، ۱۲ عضو انجمن شهر و ۱۵ تن از اعضای خانواده سلطنتی شرکت داشتند...»

به رغم اینکه در تئوری مردان فرزانه قدرت انتخاب شاه جدید را داشتند، قدرت این مردان به نسبت شخصیت پادشاه وقت تغییر می کرد، به این معنی که در دوران پادشاهانی که شخصیتی ضعیف داشتند قدرت آنها بیشتر، و در دورانی که پادشاهان دارای شخصیت قوی تری بودند قدرت شان کمتر بود. با توافق اعضای این شورا، شاه قوانین را اعلام و زمین ها را واگذار می کرد، اسقف ها را به کار می گمارد و وظایف دیگر حکومتی را از یکدیگر تفکیک می کرد.

ظاهراً ویتاناگموت در طول تاریخ خود هیچ مکان ثابت و معینی برای تشکیل جلسه نداشته است. هرجا که شاه و دربار او بود، جلسات این شورا نیز در آن مکان برگزار می شد. در سال های آخر حیات این شورا، جلسات اعضا حداقل سه بار در سال برگزار می شد؛ عید پاک، هفته یکشنبه سفید و عید میلاد مسیح. تقریباً بلافاصله پس از پیروزی نورمان ها این مفهوم قدرت خود را از دست داد و متروک شد. به رغم دگرگونی در واژه ها، خاطره این نمونه های نخستین جلسات دموکراتیک، به عنوان میراثی از دوران کلاسیک و پیشینه های دموکراتیک وایکینگ ها، در دموکراسی غیرمستقیم مشهود و پابرجا است.

دیان سودجینگ

ترجمه؛ پردیس قجرعضدانلو

این مقاله ترجمه فصل اول کتابی با نام معماری و دموکراسی است که با همکاری دیان سودجینگ و هلن جونز در سال ۲۰۰۱ میلادی توسط انتشارات لورنس کینگ در لندن منتشر شد.