Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات دین و اندیشه فلسفه و منطق تحیر و تعقل
۳ اسفند ۱۳۸۷
  ◊   دفعات نمایش : ۳۹۹        Saturday, Feb 21, 2009
تحیر و تعقل
کاربرد این دو واژه گاه در یک حوزه روی می دهد و به زعم من این دو یکی نیستند. در علم و در حوزه ی خردگرایی تحیر در راستای تعقل معنا می یابد. نمونه ی این برداشت نادرست (به زعم) در نوشته ی دِرِک استینزبی اتفاق افتاده است.
تحیر و تعقل

در کتاب «علم، عقل و دین»، دِرِک استینزبی آورده است: این که به انسان بدوی از خمیدگی چوب فرو رفته در آب احساس تحیر دست داد، ... یا هیجان ادینگتون ازخمیدگی نور در اثر گرانش، همه حاکی از آن هستند که علم واقعیت های نهان شده در فراسوی ظواهر جهان را انکشاف می کند. به همین منوال، گل های سوسن باغچه که به چشم ما زیبا و دل نشین هستند اگر با میکروسکوپ علم معاینه و وارسی شوند، ساختاری از آن ها عیان می شود که زیبایی و پیچیدگی آن ها خیره کننده است.»

نخست این که، تحیر در برابر تعقل است. تحیر واژه ای ست معنوی از آنِ دین یا هنر. تعقل یا خردورزی بخشی از معرفت انسانی ست که از کشف هستی سخن می گوید. چوب فرو رفته در آب که خمیده دیده می شود، در حوزه ی خردورزی دلایل این خطا سنجیده می شود و نتیجه این می شود که ای انسان فریب این خمیدگی را نخور و «واقعیت» این است که چوب هرگز خمیده نمی شود و این خطای نگاه است. خرد ما خطاهای ما را آشکار می کند و حواس ما را با گزاره های منطقی خود اصلاح می کند.

تحیر از درون انسان می جوشد و سرچشمه ی خطا انگاری ندارد. از این رو، تحیر کاربردی هنری ست. هنر نیز بر همه ی حواس ما استوار است. پس تحیر از بابت خمیدگی چوب هنر است و خطای ما را هی گوشزد نمی کند. اندیشیدن به این که چرا ما می گرییم، اشک ما را می خشکاند و چرا می خندیم، شکوفه های لبخندمان را تباه می کند. پس، خردورزی که تلاش پیاپی انسان برای سازماندهی حواس ماست کم کم به پسماند حواس می انجامد.

دیگر این که، انسان های بدوی هرگز نمی توانسته اند از خمیدگی چوب متحیر شوند. تحیر از آگاهی انسان برمی خیزد که هنر زمینه اش است. هنگامی که انسان متحیر می شود زبان اش باز می شود. و در برابر گزاره های خردورزانی که «خطایی در کار است»، بی تفاوت است. انسان های بدوی اگر از حرارت و شعله ی آتش متحیر می شدند، در عوض خمیدگی چوب در آب نشانه ای امروزین است. اسطوره ی آتش و نور موضوعات پدران ما بودند و خمیدگی چوب اسطوره ای از آن عکاسان ما.

خمیدگی چوب برای دانشمندان قرون پیش موضوع بحث بود و خمیدگی نور در پرتو نظریه ی نسبیت دغدغه ی نظریه پردازان امروزین است. تفاوت ماهوی این دو خمیدگی نشان گر این است که حواس ما در علم رو به تعطیلی ست. از خمیدگی این چوب می توان کادر بست ولی از خمیدگی نور ستاره چه گونه می توان؟

و باز این که، گل های سوسن باغچه را پرتو خرد ما از رونق خواهد انداخت و نه این که، خیره کننده خواهد بود. آیا ما خواهیم توانست «گل سوسن» را از چشمیِ میکروسکوپ ببینیم؟ این دیگر سوسن نخواهد بود بل که پرزهایی کلفت خواهد بود که نه بویی دارد و نه رنگی. گوته می گوید خردورزی ما چه گونه رنگ های سنجاقک را از بین می برد:

سنجاقکی به رنگ های رنگین کمان

بر فراز چشمه ای پرپر می زند.

و ساعتی ست که چشمان من بر او خیره مانده است؛

گاه تیره و گاه روشن.

مانند بوقلمون؛

گاه سرخ و گاه کبود.

گاه کبود و گاه سبز:

چه رنگ ها که در او پدیدار می شد

اگر گامی فراتر می رفتم!

می پرد و می چرخد و دمی آرام ندارد

خاموش، که حال بر شاخ بیدی می نشیند؛

من او را در میان انگشتان ام گرفته ام

و رنگ های راستین اش را می نگرم:

و چیزی جز کبودی دیگر نمی بینم

این است نصیب تو، ای کالبد شکاف لذت ها!

نتیجه این که، هنر می بیند و به نگاه اش اعتنا می کند و خرد می بیند و خطایش را برمی شمارد. هنرمند نگاه می کند و لذت می برد و دانشمند نگاه می کند و کشف می انگارد. زیبایی و پیچیدگی یکی نیستند. گل های سوسن زیبایند در نگاه انسانی و پیچیده اند در عدسی های دیجیتالی. حوصله ی هنر در پیچیدگی ها بخار می شود. دانش هر چه بیش تر بکاود و تجزیه اش کند خبر از کشف هستی می دهد. آدمی هنگامی که می بیند یا می شنود حیرت می کند. حیرت از آنِ حواس است و نه خرد. خمیدگی نور حاصل تلاش های شبانه روزی آینشتاین بود روی صفحه ی کاغذ و ادینگتون خمیدگی نور را که «دید»، دیگر چیزی از روی داد نمانده بود که بر حیرت آینشتاین بیفزاید. یعنی این که، او این روی داد را کم کم بر روی کاغذ استوار ساخته بود ولی کسی دیگر آن را دید. حیرت او می توانست هم چون شطرنج باز ماهری باشد که از حرکت مهره هایش لذت می برد: ساختار و فرم مهره ها. اگر آینشتاین در گفت و گویش با شاعر می گوید من در پدیده های آسمان بالای سرمان در شگفت ام، این شگفتی قابل مقایسه با گل سوسن یا سنجاقک نیست. او چه تصوری از شگفتی های بالای سرمان می توانست داشته باشد، در حالی که تنها یک بار در عمرش توانست از تلسکوپ به آسمان بنگرد؟ تصور او ساختاری از گزاره های ریاضی و فیزیکی داشت. هایزنبرگ هنگامی که ماتریس های ریاضی احتمالات کوانتومی را صورت بندی کرد، از ویلایی که بر دامنه ی کوه های بلند قرار داشت از ذوق چنین توانایی سر به کوه ها نهاد. ذوق و شوق هایزنبرگ را چه گونه می توان ربود؟ پیچیدگی این گزاره های صورت بندی شده به پیچیدگی همان پرزهای گل سوسن است.

خلیل غلامی
مقالات ارسالی به آفتاب
تحیر  |  تعقل
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
نام  : خلیل
نام خانوادگى  : غلامی
جنسیت  : مرد
پست الکترونیکی  : golami46@gmail.com
محل تولد  : ایران، آذربایجان‌شرقی، تبریز
عنوان شغل  : آزاد
رشته تحصیلی  : اقتصاد
محل سکونت  : ایران، آذربایجان‌شرقی، تبریز
وب سایت  : tabrizfoto.com
تصویری از زندگی ناصرشهابی جانباز جنگ
وضعیت مدارس چاراویماق
در باره معنویت
تخیل و واقعیت در عکاسی
کتاب سال تبریز؛ نوشدارویی بعد از مرگ سهراب
قانون و بی قانون در عکاسی
نقد شعر وقت چیدن است
گره‎های کور در تعریف مجموعه‎ی عکس
چهره ها و مناظر انسانی در آثار مستند
در باره ی پرسش
ادامه ...
تاریخچه نسبی‌گرایی در فلسفه علم
این مقاله به سیر تطور نسبی‌گرایی در فلسفة علم می‌پردازد و پیشینة تاریخی آن را بازمی‌نماید.
۲۶ بهمن ۱۳۸۷
فیزیکالیسم و فلسفه شیمی
فلسفه‌ی ذهن چه نیازی به فلسفه‌ی شیمی دارد؟
۱۰ بهمن ۱۳۸۷
استقلال فکری در حوزه علم و معرفت
ما با این سؤال مواجه هستیم که چه کنیم که از نظر معرفتی و تولید نظریه در همه حوزه‌های مربوط به انسان، جامعه و تاریخ یعنی مجموعه کل حوزه‌هایی که از آنها تحت عنوان علوم اجتماعی و علوم انسانی نام می‌بریم تدریجا‌ً بتوانیم استقلال پیدا کنیم؟
۲۵ دی ۱۳۸۷
حماسه کار فیلسوف
صلح پایدار کانت
۲۹ آذر ۱۳۸۷
وقتی ابزار تحصیل «غذا» معیار تمدن می شود!
این اختیار به معنای مطلق اختیار نیست. ما جزئی از کل عالم وجود هستیم و به عنوان یک جزء هرگز نمی توانیم از مجموعه قوانین و سنت های کلی عالم سرپیچی و تخلف داشته باشیم. چگونه یک چنین تصوری ممکن است که یک جزء به اختیار خویش از مجموعه احکامی که بر کل آن حکم فرماست خارج شود …
۳ آذر ۱۳۸۷
تیغ جراحان بر چشمان زن قربانی اسیدپاشی نشست
تیغ جراحان بر چشمان زن قربانی اسیدپاشی نشست
دستگیری متهمان به قتل پسر جوان در کمتر ۲۳ ساعت
دستگیری متهمان به قتل پسر جوان در کمتر ۲۳ ساعت
واکنش وزیر خارجه آلمان به مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد
واکنش وزیر خارجه آلمان به مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد
خداحافظی کودک و پوشک
خداحافظی کودک و پوشک
دوست دارم در تراکتور بمانم اما می‌گویند ما پول نداریم
دوست دارم در تراکتور بمانم اما می‌گویند ما پول نداریم
دستهای پنهانی که از شیر وایتکس می‌گیرند
دستهای پنهانی که از شیر وایتکس می‌گیرند
دستگیری سرتیپ قلابی كه كارت‌های پایان خدمت صادر می‌كرد
دستگیری سرتیپ قلابی كه كارت‌های پایان خدمت صادر می‌كرد
عاشق خودتان باشید
عاشق خودتان باشید
دزدان دریایی در حمله به دو نفتكش ایرانی ناكام ماندند
دزدان دریایی در حمله به دو نفتكش ایرانی ناكام ماندند
افراد شاد، موفق‌ترین‌ها در محیط کار
افراد شاد، موفق‌ترین‌ها در محیط کار
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
یانی
 آلبوم Live At The Acropolis
◊  به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن، و به هیچکس بدی نکن. شکسپیر  ◊