|
ایمان، كاربردهای گوناگونی دارد و در هر یك از مسالك و مذاهب اسلامی و نیز در ادیان مختلف، به گونه های مختلف تعریف شده است. ما در این نوشتار، ایمان را به معنای باور قلبی (عقد القلب) نسبت به خدا و سایر آموزه های دینی در نظر می گیریم. این نظریه مورد تأیید عالمان بزرگ شیعی، مانند شیخ طوسی، خواجه نصیرالدین طوسی و نیز مرحوم لاهیجی، یكی از متكلمان نامدار شیعی و نیز علامه طباطبایی است. پایه اساسی این نظریه، تفكیك بین علم و ایمان است؛ به این معنا كه علم، همان ایمان نیست؛ هر چند ایمان بدون علم نیز تحقق ندارد؛ زیرا معرفت، ركن ایمان است و به ما دستور داده اند كه ایمان بیاوریم. بنابراین، ایمان، امری اختیاری است و ازآن جا كه جایگاه آن را در قلب دانستیم، پس ایمان، یكی از افعال نفس انسانی است و افعال جوارحی انسان، خارج از حقیقت ایمان قرار دارند. عمل ، نتیجه ایمان محسوب می شود. پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله می فرماید: ایمان واقعی، آن است كه خالص در قلب باشد و اعمال انسان، آن خلوص قلبی را تصدیق كنند. ۱
در برخی از روایات، ایمان مركب از چند عنصر معرفی شده كه عبارتند از:
۱) اقرار زبانی ،
۲) باور قلبی
۳) عمل با جوارح.
نظریه ای كه همه این روایات را به خوبی تحلیل می كند، آن است كه حقیقت ایمان، همان باور قلبی است و اعتراف زبانی، فقط برای اظهار ایمان است و آثار فقهی و حقوقی ظاهری دارد و اعمال جوارحی انسان نیز نتیجه و میوه باور قلبی او هستند.۲
بر اساس آموزه های قرآنی و روایی، ایمان، قابل افزایش و كاهش است و به تعبیر دیگر، دارای درجات مختلف است.۳
در بررسی عوامل تقویت و افزایش ایمان، سه راه عمده را می توان مورد اشاره قرار داد، كه عبارتند از:
الف) كوشش عقلانی
از آن چه در تبیین مفهوم ایمان گفته شد، نتیجه می گیریم كه یكی از راه های تقویت ایمان، استواری استدلال های منطقی و عقلی است؛ زیرا ایمان به عنوان فعل نفس انسان، مبتنی بر معرفت و شناخت است. اعمال اختیاری انسان و به ویژه ایمان، وقتی حاصل می شوند كه مورد اراده قرار گیرند و چنان كه فیلسوفان اسلامی در بحث اراده انسانی گفته اند، اراده انسان در درجه اول، مبتنی بر شناخت اوست و انسان تا تصوری از چیزی نداشته باشد و مفید بودن آن را نپذیرد، هیچ گاه علاقه مند و مشتاق آن نخواهد شد و در نتیجه، اراده ای نیز از او صادر نمی شود.۴ بنابراین، شناخت صحیح، برای ایمان، لازم است و شناخت، اگر مبتنی بر داده های صحیح و دقیق عقلانی نباشد، نتیجه ای صحیح نخواهد داشت و اراده ناشی از این علم نیز به بیراهه خواهد رفت. كسی كه ایمان خود را بر پایه شناختی استوار از خدا یا پیامبر و یا امامان بنا ننهاده باشد، به توهّمی ایمان آورده و آن را خدا نامیده است و بدیهی است كه با رسوخ اولین شبهات و اشكالات، این توهّم، فرو می ریزد و ایمان مبتنی بر آن توهّم نیز دیری نخواهد پایید. شاید دعوت قرآن به تعقل و تفكر و توبیخ انسان به خاطر عدم تعقل ۵، ناشی از همین اصل باشد. (روشن است) كه تقویت عقلانی ایمان، اختصاصی به تفكر فلسفی ندارد و مطالعه دقیق كتاب خدا و روایات اهل بیت علیهم السلام و تعقل در آموزه های آنها نیز در همین دایره قرار می گیرند.۶
ب) مجاهده عملی (راه های عرفانی)
منظور از عرفان در این نوشته، عرفان مصطلح كه به نظری و عملی تقسیم شده، نیست؛ بلكه هدف از این عنوان، انجام همه اموری است كه در دین مورد توصیه قرار گرفته است.
ایمان، ریشه در فطرت انسانی دارد و به تعبیر قرآن كریم، ایمان، محبوب قلب انسان قرار داده شده است.۷ پایدار بودن ایمان در تاریخ زندگی بشر نیز گواه این مدعاست؛ زیرا هیچ گاه زندگی بشر خالی از دین و یا ایمان به امری مقدس نبوده است.۸ این نكته، نشان گر آن است كه انسان همراه ایمان خلق شده است و ایمان در رگ و خون انسانی جاری است. بر اساس این نكته، همه عواملی كه باعث تجلی فطرت پاك انسانی می شوند، باعث افزایش ایمان نیز خواهند بود و در نقطه مقابل نیز هر چه باعث مخفی كردن فطرت انسانی شود، ایمان را نیز به ضعف خواهد كشید. این مدعا به وضوح از آیات ابتدایی سوره شمس، استفاده می شود. امیرالمؤمنین علیه السلام یكی از اهداف بعثت انبیا را ادای میثاق فطری انسان ذكر كرده است. بر همین اساس است كه مجاهده عملی و به تعبیر گویای پیامبر اسلام، جهاد با نفس و یا همان تزكیه نفس، در قالب انجام وظایف و مناسك دینی، مهم ترین عامل تكامل ایمان شمرده می شود.
دقت در آیات و روایات، نشان می دهد كه عمل انسان (چه عمل جوارحی باشد و چه عمل قلبی)، تأثیر فراوانی در تحكیم باورهای دینی و ایمان او دارد و همین حقیقت را می توان به اجمال در آیاتی یافت كه ایمان را به همراه عمل صالح ذكر كرده اند. رسول گرامی اسلام تأكید می فرماید كه ایمان بدون عمل و عمل بدون ایمان، قبول نمی شود.۹ تأثیر منفی اعمال بر ایمان نیز مورد تصریح آیات قرآن است. در قرآن آمده است: «كسانی كه اعمال سوء انجام دادند، سرانجام به جایی رسیدند كه آیات الهی را تكذیب كردند».۱۰
ج) تكیه بر عواطف و احساسات
در بین عوامل تأثیر گذار بر نفس انسانی كه او را به سوی عمل می كشانند، عواملی هستند كه تأثیر آنها بر احساسات زودگذر انسانی، نمایان می شود. انسانی كه تحت تأثیر این عوامل قرار گیرد، شوق بیشتری نسبت به انجام تكالیف دینی پیدا می كند و نیز نسبت به معتقدات خویش، باورمندتر می شود.
برای تحلیل چگونگی تأثیر این امور در پایداری ایمان و یا افزایش آن، لازم است دو نكته اساسی در دین داری انسان، مورد توجه قرار گیرند؛ یكی فطری بودن دین، حس پرستش و نیز شناخت خدا و دیگری این كه غفلت، یكی از مهم ترین عوامل گسستگی انسان از ایمان درونی و باورهای دینی، شمرده شده است.۱۱ اگر تكیه بر احساسات گذرای دینی، در جهت بیداری فطرت و جلوگیری از غفلت انسان باشد، می توان بر آن تكیه كرده، آن را جزء عوامل تقویت ایمان به حساب آورد.
● جمع بندی
تفكر، مطالعه و تحقیق، پایه های معرفتی ایمان را استوار می سازند و راه های عرفانی، ركن تعلق و وابستگی ایمان را قوام می بخشند. احساسات نیز مانع غفلت و عامل تذكرند؛ ولی برای تبیین بیشتر جایگاه هریك از این سه عامل، تأكید بر دو نكته زیر لازم است:
آن چه در تأثیربخشی عمل، بسیار اهمیت دارد، آن است كه عمل، باید مبتنی بر معرفت صحیح و خالصانه باشد و عمل بدون معرفت و یا عملی كه انگیزه ای غیر از اطاعت خدا داشته باشد، نقشی در افزایش ایمان نخواهد داشت؛ چنان كه در روایات، عمل فراوانی كه بدون معرفت كافی باشد، كم ارزش تر از عمل اندكی معرفی شده كه با معرفت بیشتری همراه باشد.۱۲
اتكا بر احساسات، وقتی ثمربخش خواهد بود كه باورهای دینی انسان بر پایه های استوار عقلانی و وحیانی بنا نهاده شده باشد و در غیر این صورت، این احساسات، با عاملی قوی تر، به سوی دیگری متمایل خواهد شد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «كسی كه تحت تأثیر افراد دیگر دین دار شده باشد، تحت تأثیر افراد دیگری از دین خارج خواهد شد». بنابراین، كسی كه با مطالعه و بر اساس كتاب و سنت دین را پذیرفته باشد، هرگز متزلزل نخواهد شد؛ حتی اگر كوه ها از جای خود حركت كنند. احساسات در تمام ادیان و نیز در همه مكاتب بشری، قابلیت حركت بخشی دارند. جهان، هنوز جنایات نیروهای نازی را كه به شدت توسط سخنرانی های هیتلر تحریك شده بودند؛ به خاطر دارد.
بنابراین، احساس دینی، بدون اتكا به معرفت صحیح دینی، راه به جایی نمی برد؛ اما احساس مبتنی بر معرفت، عامل تذكر و توجه به فطریات و مانع فراموشی است.
بنابراین، هر چند نمی توان برای تقویت ایمان از برتری یك راه بر راه دیگری سخن گفت، ولی باید توجه داشت كه این راه ها، در ارتباط با یكدیگر معنا می یابند؛ زیرا معرفت بدون عمل، ارزشی ندارد؛ چنان كه عمل بدون اتكا بر معرفت، كم ارزش است و عاطفه و احساس نیز فقط در راستای غفلت زدایی و تحكیم باورها و تهییج به سوی عمل، به كار می آید. |