متافیزیک

متافیزیك به تعبیر ابن سینا مجموعه ای از حكمت ماقبل الطبیعه و مابعدالطبیعه می باشد، همچنین ابعاد فرافیزیكی و ماورائی انسان را نیز شامل می شود، كه با حواس پنج گانه قابل احساس نمی باشد، ولی با حواس برتر می توان آن را ادراك كرد. به عبارت دیگر متافیزیك به مجموعه مقولات غیر قابل ادراك با حواس ظاهری گفته می شود. در برخی منابع، متافیزیك به معنی ”رفتن به ماورای فیزیك“ آمده است؛ فیزیك نیز عبارت است از پدیده هایی كه با حواس پنج گانه در حالت عادی احساس می شود، پس برای درك متافیزیك باید از حواس برتر بهره گرفت.

قرارگرفتن در مسیر متافیزیك، نقطه عطفی بوده كه امید است به شناخت خود و معرفت خداوند عزّوجل منتهی گردد (انشاءالله)، كه این امر مهـمّ (خداشناسی) نیز از جمله اهداف خلقت انسان به شمار می رود (الله اعلم). همچنین می توان امید داشت كه آشنایی با متافیزیك، در رسیدن به سایر اهداف خلقت انسان (عبادت و آزمایش) مؤثر واقع گردد. متافیزیك می تواند بعنوان ابزار و وسیله ای برای پیشرفت در امور تحصیلی، شغلی، خانوادگی و … مورد استفاده قرار گیرد. برخی افراد نیز به دلیل حـسّ ماجراجویی، كنجكاوی، حقیقت جویی و یا برای تفریح و سرگرمی به سراغ متافیزیك می آیند؛ جوانان به دلیل عطش زیادی كه برای دست یابی به ناشناخته ها دارند، مشتاق این مقوله می باشند. برخی بزرگان نیز از متافیزیك به عنوان یك نیاز فطری یاد كرده اند.

امروزه در سراسر دنیا متافیزیك به عنوان یك رشته ی علمی دانشگاهی مورد توجـّه قرار گرفته است و در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است، تا جایی كه دانشگاه ها و دانشكده های اختصاصی برای ارائه آموزش های كلاسیك و رسمی متافیزیك در مقاطع تحصیلی مختلف شكل گرفته است. برخی از این مراكز تا مقطع تحصیلی دكترای تخصصی دانشجو می پذیرند. در همین راستا می توان موارد زیر را به عنوان نمونه ذكر كرد :

دانشگاه بین المللی متافیزیك،

دانشكده ی متافیزیك كی آرا،

دانشكده ی مطالعات متافیزیك،

دانشكده ی متافیزیك كامپوس،

دانشكده ی خداشناسی متافیزیك.

همچنین صدها مركز، مؤسسه، آزمایشگاه و مدرسه ی تخصصی در زمینه ی متافیزیك فعالیت دارند كه ذكر نام آنها در اینجا ممكن نیست.

امروزه در دنیای جدید و عصر علم و تكنولوژی، متافیزیك یكی از مسائل مورد توجه بسیاری از افراد در سراسر جهان است. در ایران اسلامی نیز مشاهده می شود كه افراد، بخصوص جوانان به آن توجه دارند، استقبال فراوان از كتاب هایی كه در این زمینه منتشر می شود و یا سمینارهایی كه در این مقوله برگزار می گردد، مبین آن است. همچنین استقبال قابل توجه از جلسات خصوصی كه در این ارتباط تشكیل می گردد، نیز تأیید كننده این امر مهم می باشد، حجم اطلاعات موجود بر روی شبكه جهانی اینترنت پیرامون متافیزیك و علوم مرتبط با آن نیز مبین دیگر این مطلب می باشد.

انسان موجودی طبیعی و فرا طبیعی

« انسان، موجودی مركب از حیثیت طبیعی و فراطبیعی است؛ حیثیت طبیعت او از خاك آغاز می شود و مراحل تكامل را یكی پس از دیگری طی می كند تا پیكری مستوی و كاملاً پرداخته، هستی می یابد: (إنّی خالق بشراً من طین). این حیثیت انسان، امری مادی و زمانمند است؛ بر خلاف حیثیت فراطبیعی انسان كه خارج از محدودهٔ زمان و مكان است كه از آن به روح الهی یاد می شود: (فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحی). اصل انسان، همان روح الهی اوست و بدن، فرع و پیرو روح است.

گرچه شناخت حیثیت طبیعی انسان، خالی از صعوبت نیست، اما شناخت فراطبیعت او به مراتبْ مشكل تر است؛ زیرا حیثیت فراطبیعی او مجرّد و منزّه از خصوصیات طبیعی و مادی است. به دیگر سخن، روح و جسمْ همتای هم نیستند؛ بلكه روحْ ثَقَل اكبر و بدنْ ثَقَل اصغر خداوند است و به اعتباری می توان گفت: بدن، ثقل اصغر نیز نخواهد بود؛ بلكه بدن قشر است و روح لب: أصل الإنسان لبّه؛ اصل و حقیقت انسان، جان ملكوتی اوست؛ و چون شناخت روح انسان دشوار است، شناخت نیازهای او و معرفت بیماری ها و درمان آن ها نیز دشوار خواهد بود.

برخی از صاحب نظران، انسان را در محور حس و طبیعت محدود می كنند و فقط در این جهت به شناخت و ارزیابی او می پردازند؛ اما باید توجه داشت كه شناخت انسان به این گونه، همانند شناخت درختْ منهای معرفت ریشه اوست؛ همان سان كه شناخت كامل درخت، به شناخت شاخه ها و ریشه های اوست و بدون معرفت ریشه، شناخت كامل درختْ ممكن نیست، شناخت كامل انسان نیز به حیثیت فراطبیعی و طبیعی اوست و محدود كردن انسان در حیثیت طبیعی و شناخت او در این جهت، شناخت حقیقت انسان نیست. شناخت حقیقت انسان به شناخت روح الهی اوست و شناخت اصل اوست كه انسان پژوه را به شناخت نیازهای ویژه و حقیقی انسان توجه می دهد؛ لیكن تنها مبدئی كه انسان را این سان می شناسد و می شناساند، خالق انسان است؛ چنان كه تأمین نیازهای او را خالق و آفریدگارش كه به حقیقت او توجه دارد، به عهده دارد.»

کلامی از حضرت امام

ائمه طاهرین بسیاری از مسائل را با لسان ادعیه بیان فرموده اند. لسان ادعیه با لسان های دیگری كه آن بزرگواران داشته اند و احكام را بیان می فرمودند خیلی فرق دارد؛ اكثر مسائل روحانی، مسائل ماوراء طبیعت و آنچه مربوط به معرفت الله است، با لسان ادعیه بیان فرموده اند. ولی ما ادعیه را تا به آخر می خوانیم و متأسفانه به این معانی توجه نداریم ... (از بیانات حضرت امام خمینی (ره))

متافیزیک چیست

متافیزیك از ریشه ی «متافیزیكاس» كه یك كلمه ی یونانی می باشد، گرفته شده است. كلمـه ی متافیزیكـاس از دو بخش «متا» به معنای «تغییر» و «فیزیكاس» به معنـای طبیعت تشـكیل شده است. برخی نیز متافیزیك را از ریشه ی یونانی «متاتافوسیكا» دانسته اند كه با حذف حرف اضافه «تا» و تبدیل «فوسیكا» به «فیزیك» به صورت متافیزیك درآمده است.

در حال حاضر لغت متافیزیك از پیشوند «متا» به معنای وراء، فرا، ماوراء، بعد و پشـت و كلمـه ی «فیزیـك» به معنـای طبیعـت تشـكیل شده است. منظور از طبیعت، دنیایی است كه در حال حاضر، در آن زندگی كرده، آن را احسـاس و ادراك می نماییم. پس متافیزیك به معنای ماوراءالطبیعه، مابعد الطبیعه و یا فوق طبیعت است و شامل بخـش هـایی از جهان بی كران هستی و موجوداتی می شود، كه از حوزه ی ادراك حـواس پنج گانه ی ظاهری ما خارج است.

بنا به گفته ی مورّخان، لفظ متافیزیك، نخست به صورت نامی برای یكی از كتاب های ارسطو به كار رفته بود، كه از نظر ترتیب بعد از كتاب «طبیعت» قرار داشته، از طرف مؤلف، نام و عنوان خاصی به آن داده نشده بود، كه بعدها به آن كتاب، عنوان «بعد از طبیعیات» داده شد. این كتاب از مباحث كلّی وجود بحث می كرده است، مباحثی كه در علوم اسلامی به امور عامه معروف شده، بعضی از فلاسفه ی اسلامی، نام «ماقبل الطبیعه» را نیز برای آن مناسب دانسته اند.

در بعضی از منابع، متافیزیك نام مجموعه ای از مسائل عقلـی نظـری اسـت، كه بخشـی از فلسـفه ی به اصـطلاح عـامّ را تشـكیل می داده است. چنان كه امروز گاهی واژه ی فلسفه به آنها اختصاص داده می شود و یكی از اصطلاحات جدید فلسفه مساوی با متافیزیك می باشد، كه كوشش می كند، تا طبیعت اساسی هر واقعیّتی، چه قابل رؤیـت و چه غیر قابل رؤیت را درك كند.

«دانشكده ی متافیزیك كی آرا» در استرالیا، متافیزیك را «رفتن به ورای مادّه» توصیف كرده است. «دانشكده ی مطالعات متافیزیك»، متافیزیك را علم «بودن» می داند، همچنین معتقد است كه متافیزیك علم یا فلسفه ای است كه ذات، علل اولیّه و یا قوانین حاكم بر تمام مخلوقات را به طور سازمان یافته بررسی می كند؛ بررسی حقیقت و ذات جهان نیز در همین مقوله قرار می گیرد. در تعریف این دانشكده، متافیزیك، رفتن به ورای حواسّ پنج گانه آمده است. همچنین آمده است كه متافیزیك راهی است كه زندگی را در سطوح روحی، روانی، ذهنی و فیزیكی تشریح می كند.

«دانشكده ی خداشناسی متافیزیكی» درآمریكا، بررسی «علل اولیه ی هستی و دانش» را متافیزیك می داند. پژوهشگران این دانشكده معتقدند، متافیزیك درصدد توضیح ذات «بودن» و مبداء و ساختار جهان است. همچنین متافیزیك اتّحاد ویژگی های روحی، ذهنی و فیزیكی را مدّ نظر دارد.

دكتر لاكلان هایندز متافیزیك را شامل آنچه كه ماورای طبیعت قابل دید است، می داند. به تعبیر ابن سینا، متافیزیك مجموعه ای از حكمت ماقبل الطبیعه و مابعدالطبیعه است، كه ابعاد غیر فیزیكی و ماورائی انسان را نیز شامل می شود، كه با حواسّ معمولی قابل احساس نمی باشد، ولی با حواسّ برتر می توان آن را ادراك كرد.

ارسطو معتقد است كه متافیزیك به اندیشه در مورد «اكثر مسائل اساسی وجود» می پردازد. حكیمان مسلمان نیز همین مفهوم را با تعـابیر دیگری بیان داشته اند. آنان معتقدند كه موضوع متافیزیـك «وجود» است. ویلیام جیمز، متافیزیك را جهد بلیغ و سعی وافر در طریق تفكّر واضح می داند. ریچارد تیلور در كتاب «مابعد الطبیعه» خود، متافیزیك را اندیشیدن درباره ی اساسی ترین مسائل وجود بدون تحكّم بیان می كند. برتراندراسل متافیزیك را كوشش برای شناختن كل عالم از راه تفكر می داند.

در متون و منابع «دانشگاه بین المللی متافیزیـك»، «دانشـگاه اطلاعات متافیزیك»، «دانشگاه مطالعات ماورایی» و «دانشگاه ایالتی متافیزیك» نیز تعاریفی مشابه آنچه ذكر گردید، از متافیزیك آمده است.

«انجمن جهانی متافیزیك»، «انجمن متافیزیك دنیا»، «جامعه ی بین المللی متافیزیك»، «انجمن تحقیقات متافیزیك»، «انجمن دكترهای متافیزیك»، «آكادمی متافیزیك» و «آكادمی بین المللی آگاهی» نیز تعاریف مشابهی از متافیزیك ارائه كرده اند.

حكیمان مابعد الطبیعی از جمله افلاطون، فارابی، ملاصدرا، آگوستین، لایب نیتز و سایرین نیز تعاریف نزدیك به مضامین فوق الذكر دارند. دكتر شالكو و دكتر باتلر نیز همین مفاهیم را با بیان دیگـری ابراز داشته اند. بسیاری از استادان و پژوهشـگران معاصـر نیز بر همـین عقیده اند.

مآخذ:

کتاب انتظار بشر از دین، تآلیف آیت‌الله جوادی آملی، مركز نشر اسراء

کتاب دعا و توسل، تآلیف آیت‌الله سید علی محمد دستغیب، انتشارات فلاح

کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

کتاب کشف الاسرار، تآلیف حضرت امام خمینی

نویسنده: دکتر مطلب برازنده (drmotaleb)


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 5 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.