|
در اسلام، نماز، معراج مومن و سجده، محل عروج و صعود به عوالم معنا است. سجده مركز ثقل نماز، از بزرگ ترین عبادات و نزدیك ترین، جامع ترین و بهترین راه وصول به معارف الهی می باشد. سجده حجاب های بین بنده و مولا را پاره می كند. سجده نهایت خضوع و تذلّل، قلبِ عبادات، نهایت بندگی، اوج پرواز معنوی و تیز پروازی در آسمان ملكوت است. حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «سجده منتهای عبادت بنی آدم است.» (مستدرك الوسائل، ج۴، ص۴۷۲) هشتمین نور الهی حضرت امام رضا علیه السلام نیز می فرمایند: «بیشترین نزدیكی بنده با خدا در حال سجده است.» (وسائل الشیعه، ج۴، ص۹۷۹)
سجده اعلان بندگی و عبودیت، دلیل تجلی وجود و ضامن بقای هستی است. حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «قسم به خدا از زیانكاران نخواهد بود، آن كس كه حقیقت سجده را دریابد، اگرچه در تمام مدت عمر خود یك مرتبه چنین سجده كند.» (بحار الانوار، ج۸۵، ص۱۳۶) حضرت امام خمینی ـ كه هر چه داریم وام دار زحمات اوست ـ در كتاب بسیار ارزشمند «آداب نماز» در معرفی سجده چنین می فرمایند: «و آن نزد اصحاب عرفان و ارباب قلوب، ترك خویشتن و چشم بستن از ماسوی، و به معراج یونسی ـ كه به فرو رفتن در بطن ماهی حاصل شد ـ متحقق شدن به توجه به اصل خویش بی رؤیت حجاب. و در سر بر تراب نهادن، اشارت به رؤیت جمال جمیل است در باطن قلب خاك و اصل عالم طبیعت.» ایشان هم چنین معتقدند كه: «سجده غشوه و صعق در نتیجهٔ مشاهدهٔ انوار عظمت حق است.» (آداب نماز، ص۳۵۶ و ۳۶۱)
سجده دارای فواید عدیده ی فیزیكی و ماورائی است كه ما از آن بی خبر و غافل هستیم ولی بر اساس شواهد و قرائن موجود به نظر می رسد كه یكی از این فواید تحریك آجنا باشد. اگر این گونه باشد، یك مسلمان حداقل ۳۴ مرتبه در روز، چشم سوم را تحریك می نماید. این در حالی است كه اگر به غیر از سجده های نمازهای واجبِ یومیه، سایر سجده ها (سجده ی شكر بعد از نماز، سجده های نمازهای مستحبی و ...) را نیز در نظر بگیریم، تحریك آجنا توسط یك مسلمان بیش از ۳۴ مرتبه در شبانه روز خواهد بود.
انطباق محل سجده (پیشانی) با مكان چشم سوم (پیشانی)، ارتباط هر دو با مسائل ماورائی و معنوی، بیان «ذكر» در سجده و بیان «مانترا» برای تحریك آجنا، فشار فیزیكی بر پیشانی به هنگام سجده و اثرات ماساژ و فشار بر پیشانی برای تحریك چشم سوم، سجده بر مهر از جنس خاك و استفاده از خاك، به عنوان منبع انرژی برای تحریك آجنا، گذاردن كافور بر پیشانی مرده و استفاده از كافور برای تحریك چشم سوم در متافیزیك و ... همه نشان از ارتباط این دو مقوله (سجده و چشم سوم) با یكدیگر دارد.
با اوصافی كه پیرامون كمیّت و كیفیّت سجده و ارتباط آن با چشم سوم گذشت، اثبات می شود كه در بین تمام ادیان و سیستم های معنوی، اسلام بیشترین توجه را به چشم دل داشته و تحریك آن به منظورهای معنوی را مد نظر دارد. نویسنده این كتاب افتخار دارد كه ضمن كشف مورد مذكور، با فخر و سربلندی این مطلب را به جهانیان اعلام كند.
چشم سوم مهم ترین گیرنده در كالبد اثیری است و كاربردهای فراوان دارد. اهمیت و كاربردهای آجنا در كالبد دوم مانند اهمیت و كاربردهای چشم فیزیكی در كالبد اول است. ۹۰% ادراكات فیزیكی از طریق چشم فیزیكی به كالبد فیزیكی منتقل می شود، و فقط ۱۰% ادراكات از طریق چهار حس دیگر دریافت می شود. پس اگر بینایی تعطیل شود، ۹۰% ارتباط شخص با محیط نیز تعطیل می گردد. به همین ترتیب بخش اعظم ارتباط انسان با عوالم ماوراء، موجودات ماوراء و پدیده های ماورائی از طریق چشم سوم است، هر چند كه انسان علاوه بر بیناییِ باطنی دارای گیرنده های ماورائی دیگری نیز می باشد، ولی اهمیت گیرنده های دیگر از چشم سوم كمتر است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «هرگاه دیدهٔ بصیرت كور باشد نگاه چشم سودی ندارد.» (ترجمه میزان الحكمه، ح۱۷۳۰) هم چنین پیامبر گرامی اسلام ـ كه سلام و صلوات بر او و خاندانش باد ـ می فرمایند: «كور آن نیست كه چشمش نابینا باشد، بلكه كور آن است كه دیدهٔ بصیرتش كور باشد.» (ترجمه میزان الحكمه، ح۱۷۳۵)
حضرت آیت الله العظمی مكارم شیرازی در تفسیر نمونه می نویسند: «در حقیقت آنها كه چشم ظاهر خویش را از دست می دهند، كور و نابینا نیستند و گاه روشندلانی هستند از همه آگاه تر، نابینایان واقعی كسانی هستند كه چشم قلبشان كور شده و حقیقت را درك نمی كنند.» ایشان هم چنین از پیامبر گرامی اسلام نقل قول می كنند كه فرموده اند: «بدترین نابینایی، نابینایی دل است.» ویا فرموده اند كه: «نابینایی ترینِ نابینایی ها، نابینایی دل است.» (تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۳۰)
علامه سید محمد حسین طباطبایی ـ رحمه الله تعالی علیه ـ در تفسیر شریف المیزان فرموده اند: «حقیقت كوری همانا كوری قلب است نه كوری چشم، چون كسی كه از چشم كور می شود باز مقداری از منافع فوت شده ی خود را با عصا یا عصاكش تامین می كند، و اما كسی كه دلش كور شد، دیگر به جای چشم دل چیزی ندارد كه منافع فوت شده را تدارك نموده، خاطر را با آن تسلیت دهد.» (ترجمه المیزان، ج۱۴، ص۵۴۹) ایشان هم چنین در جای دیگری از المیزان می نویسند: «مراد از كوری آخرت كوری چشم نیست، بلكه نداشتن بصیرت و دیده باطنی است، و هم چنین مقصود از كوری دنیا هم همین است.» (ترجمه المیزان، ج۱۳، ص۲۳۲)
● عملكردها، فعالیت ها و وظایف چشم سوم
چشم سوم پل ارتباطی فیزیك و متافیزیك، ظاهر و باطن، جسم و روح، تن و روان، مغز و ذهن و خودآگاه و ناخودآگاه است.
چشم سوم پلی برای رفتن به فراسوی ابعاد مكان و زمان می باشد. بُعد فیزیكی ما ـ جسم ـ مقید به بُعد مكان و زمان می باشد، به این معنی كه وقتی جسم ما در زمان حال است، دیگر نمی تواند هم زمان در گذشته و یا در آینده باشد. یا وقتی جسم ما در یك مكان است، نمی تواند هم زمان در مكان یا مكان های دیگر باشد. این محدودیت ها برای ابعاد متافیزیك وجود ما مصداق ندارد. پس انسان می تواند از طریق چشم سوم به ماورای بُعد مكان و زمان سفر كند. در اصل می توان با كمك آجنا به مكان ها و زمان های دیگر در عالم فیزیكی و حتی در عوالم دیگر اشراف پیدا كرد. فخرالدین عراقی چنین بیان می دارد كه:
گشت بیدار چشم دل، چو مرا عالم از پیش جسم و جان برخاست
آجنا دریچه ی ورود به جهان های ماوراء و شاه راه حیاتی برای رسیدن به جهان های دیگر می باشد؛ به عبارت دیگر چشم سوم سرآغاز ارتباط انسان با جهان های معنوی است. چشم سوم مناسب ترین مكان برای این كار در افراد اهل علم و دانش می باشد. پس می توان گفت، آجنا پلی بین سطح فیزیكی و سطوح معنوی است و راهی برای دست یافتن به واقعیت ها و توانایی های جهان های دیگر می باشد.
حضرت آیت الله جوادی آملی ـ كه خداوند ایشان را محفوظ نموده و بر توفیقات ایشان بیفزاید ـ در كتاب «حكمت عبادات» در بحث عالم مُلك و ملكوت می فرمایند: «ملكوت یعنی باطن و مُلك یعنی ظاهر. آنجا كه سبحان است، جای ملكوت است (فسبحان الّذی بیده ملكوت كلّ شیء) و آنجا كه سخن از مُلك است جای تبارك، (تبارك الّذی بیده الملك). بین ملك و ملكوت مثل ظاهر و باطن فرق است. او همگان را دعوت كرده كه سری به باطن عالم بزنید و خود را ارزان نفروشید. نه به خود اعتماد كنید و نه به دیگران. راه رسیدن به باطن عالم را راهیان و واصلان این راه تبیین كرده اند.» در جای دیگری از همین مبحث ایشان می فرمایند: «كسی كه به عالم ملكوت آشنا شد از آنجایی كه ملكوت یقین آور است، دیگر مردّد نیست و در هیچ امری شك ندارد.» (حكمت عبادات، ص۵۶) ایشان هم چنین معتقد هستند كه از طریق عبادات دینی می توان به ملكوت راه یافت؛ «حكمت عبادتْ راه پیدا كردن به ملكوت است. و مشاهده ملكوت با یقین همراه است و چیزی در عالم گرامی تر و گران تر از یقین نیست. خدا این یقین را به افراد خاصی اعطا می كند نه همگان.»
حضرت امام خمینی سلام الله علیه در شروع كتاب نفیس آداب نماز می فرمایند: «... متحیّرانی هستیم كه چون كرم ابریشم از سلسله های شهوات و آمال بر خود تنیده و یكسره از عالم غیب و محفل انس چشم بریده؛ جز آن كه از بارقهٔ الهیّه چشم دل ما را روشنی بخشی...» (آداب نماز، ص۱)
تیسراتیل محلی برای دریافت ادراكات فراحسی، الهام، اشراق، كشف و شهود می باشد. آیت الله ممدوحی در توضیح یكی از عبارات علامه طباطبایی می نویسد: «اگر كسی چشم باطنش باز شود امكان ندارد از شهود ظاهری پی به مشهود باطن نبرد» (طریق عرفان، ص۴۴) هاتف اصفهانی با اشاره به همین مضامین می گوید:
چشم دل باز كن كه جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی
چشم سوم در مباحث عرفانی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. آجنا در مباحث عرفانی به چشم دل معروف می باشد و بسیاری از تجارب عرفانی به وسیله ی چشم دل كسب می گردد؛ به عبارت دیگر چشم دل محلی برای رؤیت تصاویر و كسب تجارب معنوی و عرفانی می باشد. فخرالدین عراقی دراین باره چنین سروده است:
دیده ادراك او ناظر احكام لوح چشم دل پاك او مشرق ام الكتاب
دانشمند بزرگ و عالم متقی، استاد شیخ حسین انصاریان ـ كه خداوند بر طول عمر و توفیقات ایشان بیفزاید ـ در كتاب ارزشمند و گرانبهای «تفسیر جامع صحیفهٔ سجادیه» چنین می نویسند: «در صورتی كه ظاهر به آداب شریعت آراسته شود، و باطن به نور معرفت و اخلاق حسنه و ایمانِ كامل منور گردد، چشم دل برای دیدن حقایق باز می گردد، و هر قلبی به تناسب قدرت و قوتش به تماشای جلال و جمال و عظمت و جبروت موفق می شود.» (ج۱، ص۱۳۳) ایشان هم چنین متذكر می شوند كه: «هر قلبی را در توجه به حضرت او و درك حقایق ایمانی ظرفیتی است كه برابر آن ظرفیت، قبول كنندهٔ نور جمال است؛ چنانچه بیش از قدرت طلب شود به آن طلب پاسخ ندهند، كه پاسخ به طلب خارج از توان و قوت قلب، مساوی به باد رفتن هستی است، چنآن كه درآیهٔ ۱۴۳ سورهٔ مباركه اعراف، به این معنا به طور صریح اشارت رفته است، و در این زمینه مفسر بزرگ قرن و عارف عالی شأن در تفسیر المیزان توضیحی عالمانه داده است.» (ج۱، ص۱۳۵)
مفسر كبیر قرآن علامه سید محمد حسین طباطبائی در تفسیر شریف المیزان روایتی را نقل می كنند كه حضرت امام صادق علیه السلام در جواب سوال «ابی بصیر» فرمودند كه: مومن در قبل از دنیا، در دنیا و در قیامت خدا را می بیند، ابی بصیر خطاب به امام عرض كرد آیا اجازه دارم این مطلب را از قول شما برای دیگران نقل كنم؟ حضرت فرمودند: نه، برای این كه هر كسی معنای این گونه مطالب را نمی فهمد آن وقت مردمِ جاهل گفتارت را شبیه به كفر می پندارند، و نمی فهمند رؤیت به قلب غیر از رؤیت به چشم است. هم چنین ایشان از نهج البلاغه نقل قول می كنند كه حضرت علی علیه السلام فرمودند: «دیدگان او را (خدا) به رؤیت بصری ندیده، ولیكن دلهاست كه او را به حقیقت ایمان دیدار كرده است.» علامهٔ طباطبائی هم چنین به نقل از حضرت امام رضا علیه السلام می نویسند كه: «رسول خدا هر وقت در مقام بر می آمد كه با چشم دل پروردگار خود را ببیند خداوند او را در نوری نظیر نور حجاب ها قرار می داد و در نتیجه هر چه در آن حجاب ها بود برایش روشن می شد.» ایشان هم چنین می نویسند كه «محمد بن فضیل» از امام ابی الحسن علیه السلام پرسید آیا رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) پروردگار خود را می دید؟ امام فرمودند: آری با دل خود می دید. (ترجمه المیزان، ج۸ ، ص۳۴۱، ص۳۴۰ و ص۳۴۳)
نگاه كردن به ذات پاك پروردگار، با چشم دل و از طریق شهود باطن امكان پذیر است و انسان را مجذوب آن ذات بی مثال و آن كمال و جمال مطلق می كند، در اثر این نگاه لذتی روحانی و وصف ناپذیر به انسان دست می دهد، كه یك لحظه ی آن از تمام دنیا و آنچه در دنیا است برتر و بالاتر می باشد. پس اگر حجاب ها كنار رود و انسان خداوند را با چشم دل مشاهده كند، خواهد فهمید كه چیزی محبوب تر و لذت بخش تر از نگاه به پروردگار با چشم درون نیست.
حضرت آیت الله العظمی مكارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل بحث «لقاء الله چیست؟» توضیح می دهند كه منظور از لقاء و ملاقات خداوند دو چیز می تواند باشد. اول مشاهده ی آثار قدرت خداوند در صحنه ی قیامت و پاداش ها و كیفرها و نعمت ها و عذاب های او، دوم یك نوع شهود باطنی و قلبی. ایشان در تكمیل مطلب دوم می فرمایند: «انسان گاه به جایی می رسد كه گویی خدا را با چشم دل در برابر خود مشاهده می كند، به طوری كه هیچگونه شك و تردیدی برای او باقی نمی ماند. این حالت ممكن است بر اثر پاكی و تقوا و عبادت و تهذیب نفس در این دنیا برای گروهی پیدا شود...» (تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۷)
ایشان هم چنین در جای دیگری می فرمایند: «اگر در روایات اسلامی یا آیات قرآن تعبیر لقای پروردگار آمده است، منظور همان مشاهده با چشم دل و دیده خرد است»، این استاد بزرگ در تفسیر «فمن كان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا» می فرمایند: «لقای پروردگار كه همان مشاهده باطنی ذات پاك او با چشم دل و بصیرت درون است گرچه در این دنیا هم برای مؤمنان راستین امكان پذیر است اما ... این مسئله در قیامت به خاطر مشاهده آثار بیشتر و روشنتر و صریحتر جنبه همگانی و عمومی پیدا می كند.» (تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۵۷۷) |