فرانسیس بیکن و فلسفه تجربه گرایی

فرانسیس بیکن francis bacon فیلسوف و دانشمند قرن هفدهم آغازگر زمینه تجربه گرایی در اروپا می باشد

فرانسیس بیکن (francis bacon) فیلسوف و دانشمند قرن هفدهم آغازگر زمینه تجربه گرایی در اروپا می باشد. دیدگاه وی در تاریخ علم به سودگرایی معروف است. در نظر بیکن روش‌شناسی علمی بسیار حائز اهمیت است. او به کارگیری منطق سنتی را در کشف حقایق علمی بی فایده می‌دانست و فقط تجربه و آزمایش را در راه رسیدن به علم قبول داشت. روش شناسی علمی بیکن عبارت است از مشاهده و تجربه در امور طبیعت جهت جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز برای شناخت واقعیت های جهان و تاکید بر استقراء که در آن مواد قوه تعقل به کار رود.

بیکن یکی از مهم ترین اشخاصی است که اروپاییان را وارد تجدد علم و حکمت کرده است، هر چند که برخی از معاصران و دانشمندان قبل از او مانند گالیله، داوینچی و... نیز خدمات ارزنده ای را جهت پیشرفت علم اروپا ارائه داده اند ولی بیکن روش تازه ای را روشن نمود و قواعد و اصول آن را به دست داده است. اهل علم را از حوزه دیانت مسیح بیرون کرده و مستقل ساخت و گفته های پیشینیان را از حجیت انداخته است. اگر چه نسبت به ارسطو و افلاطون با وجود کمال اعجاب و اعترافی که به بلندی مقام ایشان دارد یک اندازه بی انصافی و زیاده روی کرده است، با این حال این زیاده روی را برای اصلاح افراطی آن روزها از پیروی قدما می کرده اند لازم می دانسته است.

در هر حال طالبان علم را متوجه عیب ها و نقص های کارشان نموده و آنان را ترغیب نموده که جهت شناخت معارف و کسب علم از تاکید بیجا و افراط بر گفته ها و نوشته های دیگر علما پرهیز نمایند و با تکیه بر دیدگاه و جهان بینی خود در راه تاسیس علم و معرفت قدم بردارند.

بیکن با روشن ساخت اهمیت علم و دانش در بهبود زندگانی انسان، تلاش نمود تا به کشفیات و اختراعات جدید و نوآوری های علمی اهمیت لازم را در جامعه بدهد، و نشان دهد که با هر اختراع و کشفی که در زندگی انسان رخ می دهد گامی در جهت رفاه و حل مشکلات رخ می دهد. از این رو هر چند فرانسیس بیکن خود در علوم و صنایع هیچ کشف و اختراعی ندارد، او را یکی از بنیاد کنندگان علوم جدید که مبنی بر تجربه و مشاهده است

می دانند و با آنکه مذهب فلسفی تاسیس ننموده، بانی فلسفه تحققی می خوانند. (فلسفه تحققی اصطلاحی است برای philosophie positive، یعنی فلسفه مبتنی بر امور محقق که در قرن نوزدهم تاسیس شده است.)

از دید بیکن علم زمانی به دست می آید که فرد محسوسات و جزئیات را به مشاهده و تجربه در آورد و برای استخراج قواعد به کلیات جمع آوری مواد روی آورد. اما این جمع آوری مواد، مشاهده و تجربه را سرسری نباید گرفت، و با نهایت دقت و تامل باید به کار برد. وی در شناخت واقعیت ها بر محسوسات و تجربه اهمیت زیادی قائل بود و تاکید داشت که نباید به نقل قول و روایت اعتماد کرد و شخصاً باید به مشاهده و تجربه پرداخت. مواد تجربه را فراوان و بسیار و متنوع باید نمود.

در استخراج کلیات هم شتاب نباید کرد و مانند قدما از کلیات ابتدایی نباید یکباره به احکام کلی نهایی پرواز کرد، بلکه کم کم باید پیش رفت. در جمع آوری مواد و نتیجه گیری از آنها روش تدریجی و استنباط های مرحله به مرحله را باید رعایت نمود. یعنی نسبت به دامنه تجربیات و مشاهدات باید نتیجه گیری نمود و در شناخت و استنباط از قواعد، سلسله مراتب و مراحل تدریجی نتیجه گیری را رعایت نمود.

در گرد آوری و استخراج اطلاعات نباید به حافظه اعتماد نمود، بلکه یافته ها و نتایج مشاهدات را در کاغذ ضبط و ثبت نمود. زمانی که مواد و داده ها پراکنده و متنوع هستند باید برای آنها جدول تنظیم کرد. بیکن حتی به طبقه بندی جداول تحقیقی پرداخته و تاکید کرده که بر اساس این جدول ها به استقرا بپردازیم، یعنی از مواد جزء که جمع آوری کرده ایم، قاعده و دستور و احکام کلی در آوریم.

بیکن دیدگاه و نظریات خود را در کتاب شش جلدی خود که ترجمه اش «احیاء العلوم کبیر» است بیان نموده که از این شش جلد، دو جلد اول کامل بوده و چهار جلدی بعدی ناقص نوشته شده ولی با این حال دو جلد اول توانسته نکته نظریات و رویکرد او را به طور کامل بیان کند. بیکن در این کتاب فواید و سود علم و فضیلت را در زندگی انسان و بهبود اوضاع و احوال حیات مردم بیان کرده، و به انتقاد از کسانی که در علم و حکمت به جای تاکید بر محتوا و معنی به الفاظ و مجادله مشغولند، می پردازد. بدین ترتیب علم و حکمت قدیم را مورد انتقاد قرار می دهد و خطا و ناقص بودن و بی حاصلی و بی ثمری آن را باز می نماید و طریقه و روشی را که در کسب علم درست و منطقی می داند نشان می دهد.

در بخشی از کتاب به تقسیم مندی علم و فنون می پردازد، و علوم را به سه دسته حافظه، متخیله و عقل منقسم می داند. آنچه مربوط به حافظه است تاریخ است و علوم متخیله، شعر است. علم عقلی فلسفه است، و فلسفه سه موضوع دارد، خدا، طبیعت و انسان. وی تاکید می کند که باید برای پیشرفت علم و گسترش نوآوری ها در جامعه تلاش نمود، از این رو شرحی سفارش می کند که باید برای پیشرفت علم وسایل فراهم کرد، از مدرسه و کتابخانه و انجمن های علمی؛ و باید کتاب های سودمند تدارک نمود و نویسندگان را دلگرم کرد و پاداش شایسته داد.

همچنین بیکن در زمینه روان شناسی نیز نوشته های جالبی دارد. او به وجود بت هایی در ذهن انسان معتقد است که مانع پیشرفت علمی می شوند و این بت ها را به چهار دسته قبیله ای، غار، بازاری و تئاتری تقسیم می کند و آنها را باعث انحراف ذهن انسان می داند. بت قبیله ای تمایل ذهنی ما به مشاهده امور از روی عادات شخصی است، نه آن طور که واقعاً هستند. بت بازاری مشکل مفهومی انسان است یعنی استفاده از کلماتی که در حقیقت نماینده هیچ واقعیتی نیستد، بت تئاتر یا مکاتب اشاره به نفوذ سیستم های فلسفی بالاخص نظام فکری ارسطو در ذهن دارد. به اعتقاد او افرادی که تحت تاثیر چنین نفوذی هستند، عقاید و آرای خود را قبل از تجربه و آزمایش پذیرفته اند و سپس با منحرف کردن تجربیات مورد مشاهده، سعی در اثبات قضایای از پیش تعیین شده خود دارند. تاکید بیکن بر مشاهده بدون پیش فرض نتیجه نظریات بت است.

نقد: یکی از جنبه های انتقادی وارده بر نظریات بیکن، تاکید مفرد و افراطی وی بر عنصر تجربه گرایی و مشاهده محسوسات می باشد، به نحوی که اگر واقعیتی در عرصه تجربه و تکرار آزمایشات بیکن خود را نشان ندهد، مورد نفی قرار می گیرد.

بی تردید یکی از موارد جهت ادراک حقایق و واقعیت های جهان جهت کشف و شناخت، از طریق تجربه و مشاهده صورت می گیرد، اما بسیاری از حقایق و ادراکات جهان هستی نظیر مفاهیم متافیزیک، باورهای دینی و معنویات، امورات باطنی و روحی را نمی توان به طریق تجربه اثبات نمود و این نوع واقعیات از تیررس تجربه به دور هستند و این واقعیات نیز حیطه و علم مخصوص خود را دارا می باشند، لذا باید از طریق این علوم و چارچوب منحصر به خودشان مورد شناخت قرار گیرند. از جمله ایرادات اساسی و مهم بر رهیافت های بیکن عدم توجه وی بر مفاهیم والای مذهبی و اعتقادی می باشد، تاکید مفرط بر تجربه و آزمایش باعث گردیده تا مبانی نظری و شالوده تحقیقاتی وی در تسلسل اعداد و آمار و اثبات ریاضی وار قرار گیرد و با ناتوانایی از شناخت این مفاهیم از آنها غافل گردد. در حالی که دریافت حقایق و مسائل معنوی و الهی، در سایه سار آموزه های دینی و مذهبی محقق می گردد. به نظر

می رسد که در شناخت واقعیت ها و جهت ادراک کامل آنها می بایست از روش ترکیبی و تمامی ابزارها و عناصر موجود چون تجربه، مشاهده، محسوسات، تعقل، استدلال و استنتاج استفاده نمود.آموخته ها و رهیافت های بیکن با تقبیح آداب و رسوم و اندیشه های کلاسیک و سنتی یکی از هجمه ها و انتقادات وارد بر خود را مسجل می نماید. با اینکه برخی از رویکردهای سنتی درست بر مبنای حقیقت نبوده و گاهاً مبانی مخدوش و غلطی را بر خود

برگزیده اند، ولی در میان آنها اندیشه ها و نکته نظراتی یافت می شود که ارزش تامل، اصلاح و گاه تکمیل را دارد. نادیده گرفتن چنین نکته نظراتی از دیدگاه منطقی موجه و منطقی نمی باشد، چرا که مبنای مکتوبات و یافته های سنتی، مجموعه اندیشه و تفکرات حکما و اندیشمندانی است که در عصر کمبود امکانات و ابزار حصول علم، توانسته اند به نایافته ها و مکتومات دستگاه آفرینش دست یافته و بر غنا و محتوای علم و دانش روزگار خود بیفزایند و با این کار معضل و مشکلی از جامعه را جهت بهبود زندگی مردم حل نمایند.

میر عماد اشراقی

منابع:

سیر اندیشه فلسفی در غرب، فاطمه زیبا کلام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۵.

درآمدی به فلسفه، عبدالحسین نقیب زاده، تهران: طهوری، ۱۳۷۲.

تاریخ قرون وسطی و رنسانس، محمد ایلخانی، تهران: سمت، ۱۳۸۲.

Ohear، Avthony، An Introduction to The Philosophy of Science، (OUP:Oxford، ۱۹۸۸)