بشر از زمانی که پای در این کره خاکی گذاشت ۱ و در سلک مخلوقات خداوندی قرار گرفت ، همانند همه آنها به تبع غریزه درونی و به دلیل نیازهای مختلف و متعدد مادی و معنوی خود ، محتاج پایگاهی برتر و نیرومندتر بود تا در پناه او به امنیت و آرامش برسد . از آنجا که او تنها موجودی بود که با گذشت دوران های مختلف در تاریخ سرنوشت خویش ، از نظر درک و تعقل به رشد و بلوغ بیشتری می رسید ، پایگاه تامین آرامش خود را در تصور، به سطوح بالاتر و بالاتری سوق داد بدانسان که کسی قادر به دسترسی به او نباشد و نتواند او را از آن خود کرده و یا در مقابل توانائیهای کسی به تسلیم ناچار گردد .در خیال های خود اسطوره های زیادی از جنس انواع مختلف در ماده و معنا خلق کرد و در هر منطقه و یا در هر دوره زمانی ، اسم خاصی به او داد و توانائی های خاصی به او منتسب گرداند . تا آنکه همگان او را خدا نام دادند و جایگاهی برایش قائل شدند که دیگر کسی او را یارای دیدن و قرب نبود .حال بایستی واسطه ای پیدا شود تا خلا ارتباطی بین بشر خاکی و خدای ملکوتی را پر کند و آنهم همه چیز بود ، از موجود غیر جاندار بت گونه تا همنوعانی با قدرت های روحی والاتر و امکانات و توانائی های برتر .این گذشت تا آنکه بشر به بلوغی رسید که خداوند او را سزاوار هدایت تشریعی دید . آدم را از بین آنها انتخاب کرد ۲ ، تعلیم داد ۳ و به جمع همنوعان خود برگرداند ۴ و جانشین خود در زمبن قرارش داد ۵ .

همه چیز ادامه یافت ، انسان روزبروز در کشف و خلق پیشرفت کرد و در غرور این پیشرفت ، سرکش و طاغی تر ۶ . خدا را به غلط در تصور و تصویر خود فراموش کرد ۷ و در فریبی که بایستی خود را راضی کند ، خداهای جدیدی ساخت و بهانه کرد که آنها تنها رابط او با خدای حقیقی هستند ۸ .

اما خداوند به لطف همه مهربانیهایش ، یک آن او را رها نساخت و در مسیر رو به رشد وتعالی درک و عقل او ، پیامبرانی با اعجازها یی بسیار فراتر از حد توان و درک هر عصر فرستاد ، باشد به خدای حقیقی بازگردند ۹ .

و این نیز ادامه یافت تا انسان به عصر بلوغ عقل و درک پای گذاشت و خداوند آخرین رسولش را با معجزه قرآن ۱۰ ، از جنس درک و فهم او ، فرستاد و پیغام داد که به من عشق بورز که من عاشق توام ۱۱ چرا که جانت از روح خودم آمیخته است ۱۲ .

ولی افسوس از زمانی که خداوند ، متعلق درک و فهم گروهی خواص شد ۱۳ که دیگران به عدد کل بشریت ، بایستی به تقلید ، همانرا بفهمند و بپرستند ، خداوند وجودی شد که در جایگاهی بس رفیع و نایافتنی قرار گرفت با ویژگی قهاری که در کمین نشسته ۱۴ تا بشر خاکی را به سبب آنچه تقصیر می نامند ، به جهنم خود بیندازد ۱۵ ، گویی که هدف از خلقتش همین بوده و بس ، و نگران و در خشم که چرا این انسان راه به خلاف رفته است ! و این در حالیست که خداوند مال هیچکس نیست و تعریف کسی خاص را برنمی تابد ۱۶ .

پس جایگاه خداوند در تصور و درک ما کجاست ؟

او خودش زیباترین توصیف ها را در حق خود داشته ، آنجا که به پیامبر مکرمش عیسی (ع) می فرماید : " انا عند حسن ظن عبدی المومن " ۱۷ . هر گمانی بخدا داشته باشی خداوند از منظر همان گمان تو را ارزیابی می کند . یعنی اگر انسان مؤمنی خودش برای خودش بگوید ما با این وضعیتمان و این ماه رمضانمان می رویم جهنم ، خدا می گوید خب بیا برو جهنم . اما اگر بگوید نه من هیچی ندارم ، فضل خدا این است که من را می برد بهشت ، خدا می گوید بنده من به فضلم امید بسته بود ، ناامیدش نمی کنم ۱۸ .

آری " کسی که خوش بین است ، باطنش به خالقش گمان خوب دارد و حسن ظن دارد ؛ نباید ببافد . پیغمبر (ص) فرمود : فاحسنوا بالله الظن ۱۹ . به خالق خودتان گمان خوب داشته باشید . حالا وقتی بنده خدا این را بشنود چه می گوید ؟ می گوید قربان این کلامت ! من همیشه احساس روسیاهی می کردم که این نامه ( عملم ) را چه طور بخوانم و شما چه جور بخوانید ! از بس که قلم برده بودم و دروغ نوشته بودم و آن را کم و زیاد کرده بودم . هر روزی که حالم خوب بود با یک قلم نوشته بودم و هر روزی که حالم خراب بود ، وارو زده و یک صورت حسابی درست کرده بودم که اگر به خودم هم می گفتی بخوان ، نمی توانستم ؛ چه رسد به اینکه آن را کسی از ملائک بخواند ! حالا تا فرمودی خودت بخوان ۲۰ ، با خیال راحت ، پرونده را پاره کردم و دور انداختم . حسن ظن این کار را می کند ." ۲۱

نگاه بالا به جایگاه خداوند ، بنده را به لطف و محبتش چنان امیدوار می کند که راهش به بهشت برین ختم خواهد کرد که رسول رحمت می فرمایند " من در بهشت هر چه دیدم خوش باورانی بودند ۲۲ " که خدای را از دریچه های تفلسف و استدلال نشناخته بودند۲۳ و ۲۴ .

و " انسان در این حسن ظن است که به اخلاص عمل می رسد و امیدوار به رحمت حق ۲۵ ".

هر چند شخص راجی ( امیدوار به رحمت حق ) و خائف ( ترسان از گناهان سابق ) هر دو مزد می گیرند، لکن خائف ممکن است از شدت خوفش از مولای خود دور شود و «راجی » جز قرب و نزدیکی چیزی نمی بیند. چرا که رحمت و عفو حضرت ربوبی بر غضب او مقدم است . ۲۶ و ۲۷

پس بیائیم جز گمان نیک به او نبریم ۲۸ و خود را در محضر او نزدیکتر از هر واسطه ای بیابیم که او قبل از ما ، مشتاق حضور در دل های ماست ۲۹ .

بقول مرحوم دولابی :

" خداوند از هر چه فکر کنیم به ما نزدیکتر و ما از هر چه فکر کنیم از خداوند دورتریم .

خداوند می فرماید : اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب ۲۹ . ای پیامبر هنگامی که بندگانم در مورد من سوال می کنند ، من نزدیکم . نفرمود قل ان الله قریب . خدا آنقدر نزدیک است که جایی برای واسطه نمی گذارد . اجیب دعوه الداع اذا دعان ۲۹. یعنی وقتی دعوت کننده مرا به خانه دلش دعوت کند اجابت می کنم . اول اجابت را ذکر فرموده بعد دعا را . اجابت خدا جلوتر از دعای دعا کننده است . یعنی خواست شما از آثار اجابت ماست . فلیستجیبوا لی ۲۹ . پس بپذیرند و مرا اجابت کنند . مثل اینست که العیاذ بالله دارد التماس می کند که این پیغام را از من بپذیرید . و لیومنوا بی ۲۹ . یعنی همان طور که من خدا به تو ایمان دارم تو هم به این حرف من ایمان بیاور . لعلهم یرشدون ۲۹ . تا شاید به رشد برسند . خداوند مرشد است . " ۳۰

محمد صالحی

زیر نویسها :

۱ – بشرنخستین – قبل از حضرت آدم - هل اتی علی الا نسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا . سوره انسان ( دهر ) – آیه ۱

۲ - ان الله اصطفی ادم و نوحا و... علی العالمین . سوره ال عمران – آیه ۳۳

۳ - علم ادم الاسما کلها . سوره بقره – آیه ۳۱

۴ - قال اهبطا منها جمیعا – هود - آیه ۱۲۳

۵ - انی جاعل فی الارض خلیفه . سوره بقره – آیه ۳۰

۶ – ان الانسان لیطغی ان راه استغنی . سوره - آیه

۷ – الذین نسواالله فانساهم انفسهم . سوره حشر – آیه ۱۹

۸ – یقولون هولا شفعاونا عندالله . سوره یونس – آیه ۱۸

۹ – لقد ارسلنا رسلنا باالبینات . سوره حدید – آیه ۲۵

۱۰ – ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم . سوره اسرا – آیه ۹

۱۱ – قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم . سوره آل عمران – آیه ۳۱

۱۲ - نفخت فیه من روحی . سوره حجر – آیه ۲۹

۱۳ – اشو ، عارف هندی – کتاب راز – ص ۱۷ " مذاهب باصطلاح سازمان یافته در دنیا، نوعی دوگانگی را تعلیم می دهند که خالق از مخلوق جداست و خالق بالاتر از مخلوق است و در دنیا نوعی اشتباه وجود دارد که باید از آن پرهیز کرد و ترک آنرا کرد . "

۱۴ – ان ربک لبالمرصاد . سوره فجر – آیه ۱۴

۱۵ – یوم نقول لجهنم هل امتلات و تقول هل من مزید . سوره ق – آیه ۳۰

۱۶ – فان الله غنی عن العالمین . سوره آل عمران – آیه ۹۷

۱۷ - بحار ج۶۷ ص۳۸۵ / عیون اخبار الرضاج۲ ص۲۰ - . در حدیثی از امام هشتم (ع) از قول خداوند نقل شده است که « ... انا عند ظن عبدی المومن بی ...» میزان الحکمه /ح۱۱۵۸۰ // - در روایت است : روزی حضرت عیسی (ع ) و حضرت یحیی (ع ) با هم مقاوله و گفت وگویشان شد. حضرت یحیی (ع ) به حضرت عیسی (ع ) گفت : «تو این قدر امیدوار به رحمت خدایی گویا که خود را ایمن از آتش می دانی ؟»

حضرت عیسی (ع ) فرمود: «تو هم این قدر از خدا خائف و ترسانی گویا او را آمرزنده و غفار نمی دانی ؟» پس این دو پیغمبر منتظر وحی شدند تا جواب آنها معلوم شود. حضرت جبرئیل (ع ) در این اثنا نازل شد. عرض کرد:«هر دو راست می گویید و هر دو دارای کمال هستید، لکن خدا می فرماید: «انا عند حسن ظن عبدی المؤمن »، «من نزد حسن ظن بنده مؤمنم می باشم.»

۱۸ - سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

۱۹ – مستدرک الوسایل ج ۱۱ ص ۲۵۰

۲۰ – اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا . سوره اسرا – آیه ۴۱

۲۱ – عارف بزرگ مرحوم دولابی – کتاب طوبای محبت ۴ – ص ۱۶۴ و ۱۶۵

۲۲ - " دخلت الجنّة فإذا أکثر أهلها البله ". ببهشت در آمدم و بیشتر اهل آن ابلهان بودند. پیامبر اکرم - نهج الفصاحه ۱۵۵۶- یا " اکثر اهل الجنة البله ". کنز العمال ، ج ۱۴ ، ص ۴۶۷ ، ح ۳۹۲۸۳

۲۳ - مولوی می فرمایند :

عقل‌ قربان‌ کن‌ به‌ پیش‌ مصطفی ‌ حَسْبِیَ الّلهْ گو که‌ اللّه‌ام‌ کَفی‌

خویش‌ ابله‌ کن‌ تبع‌ می ‌رو و سِپَس رستگی‌ زین‌ ابلهی‌ یابی‌ و بس‌

اَکثر اَهلُ الجنَّه‌ اَلْبُلْه‌ای‌ پسر بهر این‌ گفتست‌ سلطانُ البشر

(مثنوی‌ ، دفتر چهارم‌، ابیات‌ ۱۴۱۹ ـ ۱۴۱۸ و ۱۴۰۷)

ای‌ بسا علم‌ و ذکاوت‌ و فطن‌ گشته‌ ره‌ رو را چو غول‌ و راه‌زن‌

بیشتر اصحاب‌ جنت‌ ابلهند تا زشر فیلسوفی‌ می ‌رهند

خویش‌ را عریان‌ کن‌ از فضل‌ و فضول‌ تا کند رحمت‌ به‌ تو هر دم‌ نزول‌

زیرکان‌ با صنعتی ‌ قانع‌ شده‌ ابلهان‌ از صُنع‌ در صانع‌ شده‌

۲۴ – اشو عارف هندی – کتاب شکوه آزادی – ص ۸۵ و ۸۶ – " اگر واقعا می خواهید بدانید که خدا چیست ، باید همه نوع ترس و آز را از خود دور کنید . باید این خصلت های روانشناختی و تمام انباشته های ذهنی خود را دور بیندازید . خدا تجربه ای از حالت بی ذهنی و فناست ؛ هنگامی که در خدا حل نشده باشید ، نمی توانید او را بشناسید . ...خدا از همه تفسیرها و نظریه ها و فلسفه ها جداست . خدا از هر نوع اندیشه ای جداست ، زیرا اندیشیدن خود یک مانع است . "

۲۵ - حسن الظن ان تخلص العمل و ترجو من الله ان یعفو عن الزلل . میزان الحکمه /ح۱۱۵۹۰

۲۶ - یا من سبقت رحمته غضبه – دعا ی جوشن کبیر – ۱۹

۲۷ – حافظ می فرمایند – دیوان قزوینی ص ۱۹۲

هاتفی از گوشه میخانه دوش گفت ببخشند گنه ، می بنوش

لطف الهی بکند کار خویش مژده رحمت برساند سروش

این خرد خام به میخانه بر تا می لعل آوردش خون به جوش

گرچه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش

لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته سربسته چه دانی خموش

۲۸ – " حسنوا ظنونکم بالله و اصلحوا نیاتکم " و یا " انا عند ظن عبدی بی فلا یظن بی الا خیرا " – مرحوم دولابی – کتاب مصباح الهدی ص ۱۷۳

۲۹ – سوره بقره – آیه ۱۸۶

۳۰ – عارف بزرگ مرحوم دولابی – کتاب مصباح الهدی – ص ۱۷۲

http://Mahsan.parsiblog.com