تعالیم دینی ما تکیه ویژه ای بر اخلاق ، اعتقادات و احکام دارد. به طوری که تعلیم و تعلم را در این سه بخش را فرضیه و لازم بر تمام افراد بشر معرفی می کند. در کتاب اصول کافی در باب فضل علم ازحضرت صادق علیه السلام نقل شده است . قال رسول الله صلی الله علیه و آله: طلب العلم فریضه علم کان مسلم الا ان الله یحب بغاه العلم (( ۱) طلب علم واجب و فرض بر تمام مسلمان ها می باشد آگاه باید که خداوند تبارک و تعالی صاحبان علم را دوست دارند.)

در تفسیر اینکه این چه عملی است که واجب بر همه می باشد .

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : “ انما العلم ثلاثه آیه محکمه و فریضه عادله او سنه قائمه و ما خلاهن فهو فصل .”(۲)

حضرت فرمودند: علم سه تاست آیه محکم که در مورد اعتقادات است فرضیه عادله که احکام شرعی ا ست و سنت قائمه اخلاقیات و هر چه غیر این سه باشد فضل و خوبی است و وجود ندارد.

پیشوایان دینی این مسائل را به نحو احسن در زندگی خود اجرا کرده اند. در بخش اخلاق اصول فراوانی داریم که در کتب اخلاقی سیره ای زندگینامه ائمه ذکر شده است. پس فرض است بر همه مسلمانان اصول اخلاقی را یاد گرفته و آن را در زندگی به کار ببندند. یکی از مهمترین اصول اخلاقی که کمتر مورد عنایت واقع شده “اصل تغافل” می باشد.

معنی تغافل:

تغافل یعنی شخصی چیزی را می داند واز آن آگاهی دارد ولی از روی مصلحت خود را غافل و بی خبر نشان می دهد به گونه ای که طرف مقابل تصور می کند از موضوع بی خبر است. همچنین می توان از آن به چشم پوشی و نادیده گرفتن به خاطر مصلحت تعبیر کرد . ارزش این عمل اخلاقی آنقدر زیاد می باشد که احادیثی ممتاز در مورد آن نقل شده است.

امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: ان الصلاح الدنیا بجزار فرها فی کمتین :اصلاح الشان المعایش ملامکیال ثلثاه فطنه و ثلثه تغافل : (۳)

( همانا سامان یافتن همه امور دنیا دو جمله است : درست شدن دنیا و وضع زندگی پیمانه پری است که دو سوم آن توجه و هوشیاری است و یک سوم آن نادیده گرفتن است.)

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: من لم یتغافل و لا یغض عن کثیر من الامور تنصف عیشته”((۴ )هر کس نسبت به بسیاری چیزها بی توجهی و چشم پوشی نکند زندگیش ناگوار شود .)

باز درحدیث دیگری فرمودند : لاحلم کاالتغافل، لا عقل کاالتجاهل (۵)

هیچ بردباریی چون نادیده گرفتن نیست و هیچ خردمندی چون وانمود کردن به نادانی و بی اطلاعی نیست.

اتفاقات زیادی در اعمال روزانه ما وجود دارد که با رعایت تغافل و چشم پوشی می توانیم آسایش جامعه را حفظ کرده و انسانی با آنها برخورد نماییم. یا اینکه بدون در نظر گرفتن اصل و هرچه مقتضی کار باشد با عجله تمام با آنها روبرو شویم.

بر فرض مثال همه ما در جامعه به نحوی با افراد مختلف اعم از حسود، مغرض ، بی بندو بار حتی بی دین و بهانه جو و... مواجهه می شویم اگر بنا شود در هر موضوعی به طور مستقیم وارد شویم آسایش ما به هم می خورد ودست به گریبان درگیری های گوناگون می شویم. می توانیم طبق معمول عکس العمل تند و در مقابل جمع داشته باشیم که موجب از بین رفتن قبح گناهان و شخصیت و عزت افراد شخص شود در حالی که با رعایت اصل تغافل، با صبر انقلابی و تحمل و سرپنجه تدبیر قضایا غیرمستقیم قابل حل شدن هستند و جامعه نیز در آرامش بیشتری قرار می گیرد . هم آرامش خود را حفظ کرده ایم و هم به طور غیرمستقیم با موعظه و استدلال و نصایح مهرانگیز طرف مقابل را به اشتباه خود واقف نموده و در بسیاری از موارد به اصلاح او پرداخته ایم.

به عنوان مثال فرزند پولی را از جیب پدر یا کیف مادر بدون اجازه برمی دارد بعد از اطلاع والدین از تنبیه استفاده کرده و به او بگویند: ای بچه دزد...! و در حضور دیگر اعضای خانواده او را کتک زده تا دیگر این عمل را تکرار نکند. اما نوع دیگر رفتار این گونه است که پس از اطلاع خودشان را به بی اطلاعی بزنند بعد غیرمستقیم از موارد تربیتی روانشناسی استفاده کنند به او بگویند: لقمه حرام انسان را به شر عاقبت مبتلا می کند روح انسان را سیاه و پلید می کند موجب عذاب اخروی می شود و دیگر افراد خانواده را به هیچ وجه آگاه نکنند در همه حال مواظب او باشند که این عمل عادت او نشود. احتیاجات او رابرآورند و ... عمل کردن به چنین اصول اخلاقی ما را در روابط نیک اجتماعی سامان می دهد واز به هم پاشیدگی و آثار شوم آن حفظ می کند.

حضرت امیرالمومنان علیه السلام روزی دیدند چند نفر از خوارج در کوفه به ایشان فحش و ناسزا گفتند ایشان با کمال بزرگواری از کنار آنها رد شد و فرمودند: منظورشان من نیستم.

البته ناگفته نماند که بین تغافل و غفلت فرق بسیاری وجود دارد . غفلت خصلت ناپسندی است که از آن به شدت نهی شده است.

غفلت یک نوع بی تفاوتی و سستی ومستی است که انسان را از یاد خدا و مسائل زنده اسلام دور نگه می دارد.

حضرت علی علیه السلام فرمودند : “ الغفله اخیر الاعداء”(۶) غفلت، زیان بخش ترین دشمنان است.

در جای دیگری می فرمایند : “الغفله ضلاله” (۷) “ غفلت یک نوع گمراهی”

دلیل چنین فرمایشات این است که غفلت باعث می شود که راه هدایت و نور را انسان گم کند از خدا و مسائل دین اگر کسی آگاهی نداشته باشد این بزرگترین گمراهی است و این گمراهی به هلاکت انسان می انجامد.

لذا خداوند متعال در حدیث قدسی به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند : “... من یغفل عنی لا ابالی بابی واد هلک .”(۸)

کسی که از من غافل باشد باکی ندارم( اهمیتی نمی دهم ) که او در چه بیابان و دره ای به هلاکت می رسد.

تشخیص موارد تغافل و اینکه مصادیق غفلت زدگی و تغافل کدام است به خاطر حساس بودن موضوعات باعث خلط آنها می شود .یکی از موارد خلط در تربیت فرزندان است.

در اسلام بر والدین وظیفه تربیت و اصلاح فرزندان را واجب کرده است در حدیثی حضرت صادق علیه السلام می فرمایند : “والدین باید برای فرزندان خود سه کار را انجام دهند :

۱) اسم نیکو بر آنها بگذارند

۲) مراقبت شدید در تربیت آنها داشته باشند

۳) برای آنها همسر خوب اختیار کنند . (۹)

ایشان مراقبت شدید والدین در تربیت از حقوق واجب فرزندان بر والدین دانسته اند .

مربی شایسته ولایق باید تمام قابلیت های درونی واستعدادهای نهانی کودک را با مراقبت های عملی و علمی تدریجا پرورش داده و از حالت قوه به فعل و بروز برساند. از طرف دیگر زمینه های نامطلوب را در او سرکوب کند.

در واقع والدین برای نیل به سعادت و تامین کمال لایق فرزندان از نظر تربیت باید به دو اصل توجه نمایند. اول : احیای استعدادهای مفید ۲ اماته و از بین بردن تمایلات مضر و زمینه های نادرست

دوم: باید گفت در سالهای اخیر متاسفانه به خار غفلت از این وظیفه خطیر که نباید صورت می گرفت ناهنجاری های غیراسلامی به وجود آمده است. مباحث غیرفرهنگی و غیراسلامی نظیرمهمانی های مختلط، روابط ناصحیح بین دختران و پسران و مسائل غیرعلمی اینترنت همگانی شدن استفاده غیراخلاقی از امکانات موبایل ، بلوتوث، پیام های کوتاه، چت از غفلت از اصل دوم ناشی می شود زیرا والدین در خانه، مسئولین آموزش و پرورش در مدارس هیچ کوششی در از بین بردن این تمایلات حریصانه در جوان نکردند و با غفلت یا تغافل بی جا حتی بعضی با خوشحالی از اینکه جوانان همراه و پیرو تکنولوژی شده اند مشوق آنها شدند اگر این تمایلات سرکوب نشود و به راه اصلی و مستقیم خود هدایت نشود انحرافی بس عظیم جامعه را فرا می گیرد که امواج آن را در رفتار اغلب جوانان کشورمان مشاهده می کنیم و این انحراف که درخانواده و آموزش و پرورش به وجود می آید به ضرورت به انحراف جامعه منجر می شود.

والدین با به هم آمیختن این دو اصل تربیتی و استفاده کردن به جا از اصل تغافل و هوشیاری می توانند جامعه ای اخلاقی پرورش دهند .

مهدی قاسم پور

منبع :

۱- اصول کافی، ج اول، کتاب فضل علم ، ح ۱،ص ۲۳

۲- همان، ح ۹، ص ۲۴

۳- میزان الحکمه، ج ۹، حدیث ۱۵۲۲۱ ، ص ۴۳۷۴

۴- همان ، ح ۱۵۲۲۰، ص ۴۳۷۴

۵- همان، ح ۱۵۲۲۴، ص۴۳۷۴

۶- غررالحکم، میزان الحکمه، اصول اخلاقی امامان، محمد مهدی اشتهاردی ، ص ۸۵‌

۷- همان

۸- همان

۹- حقوق از دیدگاه امام سجاد علیه السلام - قدرت الله مشایخی ، ص ۳۵۸