Locked دریافت Toolbar آفتاب
مرکز گسترش فناوری اطلاعات (مگفا) : دوره بین المللی فنون مذاکره
مقالات دین و اندیشه اخلاق خدا و مسئله اخلاق
۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷
  ◊   دفعات نمایش : ۷۷۳        Saturday, May 3, 2008
خدا و مسئله اخلاق
تا به حال همواره می اندیشیده ایم که خدایی هست اما در واقع انسان در این جهان در بی خدایی محض بسر می برد و کسی را یارای آن نیست که بداند خدایی هست یا خیر تا پشتوانه ی کنشهای اخلاقی مان باشد.
خدا و مسئله اخلاق

در این نوشته می خواهم به این مسئله بپردازم که آیا واقعا برای الزام بر زندگی اخلاقی ، نیازی به خدا هست یا خیر؟ و آیا همچنان که ارسطو می گوید می توانیم اخلاقی مستقل از خدایان را در ذهن بپروریم؟ یعنی که می توانیم بدون درکی از حضور خدا در فراسوی کنشهای اخلاقی مان ، همچنان متعهد به « آنچه صحیح است » باقی بمانیم؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟

اگر به گذشته بر گردیم و تاریخ زندگی انسانها را بر این کره خاکی بررسی کنیم ، احتمالا می توانیم سه چهره مختلف از خدا را در زندگی آدمیان کشف کنیم :

اول: چهره ای که توسط مذاهب توحیدی در اذهان ترسیم شده است ، یا بهتر بگوییم چهره ای که خداوند ، خود را در قالب کتابهای مقدس و گفتار پیامبران ، در ذهن انسانها ترسیم کرده است.

دوم: چهره خصوصی تری از خداوند ، که هر فرد به تنهایی با توجه به خصوصیات شخصیتی ، گذشته فردی ، و یا موقعیت اجتماعی از خداوند در ذهن می پرورانیده است ( مثل تفاوتی که خداوند در ذهن یک زن یا مرد ، پیر یا جوان دارد).

سوم: چهره ای از خداوند که فراتر از عقل و اندیشه بشری است و همیشه بر ذهن انسانها پوشیده بوده است و آن چهره ای از خداوند است که ما درباره اش هیچ چیز نمی دانیم .

حال پرسش این است که اگر بخواهیم خدا را منشاء اندیشه و عمل اخلاقی بدانیم ، باید بر کدامیک از این سه چهره تکیه کنیم؟

در چهره اول ، شعائر مذهبی در قالب سنت ها ظاهر می گردند که بدون توجه به موقعیت ( زمان ، مکان ، شخصیت فردی و ... ) چارچوب محدودی بر عمل اخلاقی انسان قائل هستند و بیشتر فرد را تابع تکالیف می دانند تا فاعل خلاق و تعیین کننده .

در چهره دوم ، برداشتی که از خداوند در ذهن فرد نقش بسته است بیشتر به موقعیت اجتماعی خاصی که در آن حضور دارد ، باز می گردد. فرد به نوعی امیال و آرزوهای خود و جامعه اش را فرافکنی می کند و تصویری که از خدا در ذهن دارد ، ممکن است با واقعیت خدا ، آنگونه که « واقعا » هست متفاوت باشد.

اما در چهره سوم ما با خدا ، آنطور که واقعا هست برخورد می کنیم ، هر چند که هیچ درکی از آن نداریم و این به همان سخن کانت باز می گردد که آدمی با مفاهیمی همچون زمان و مکان ، پا به این جهان می گذارد و این مفاهیم « محدوده هایی بر عقل بشری » می گذارند که باعث می شود او از ادراک آنچه خارج از این محدوده زمان و مکانی است ، عاجز باشد.

بدین لحاظ درک تمامیت خداوند بر آدمی ممکن نیست. ما تا آنزمان که در این جهان زندگی می کنیم قادر نیستیم خدا را آنطور که هست ، بشناسیم چرا که خدا وقتی می خواست در این جهان خود را به انسان معرفی کند ، به ناچار به « زبان انسان » با او سخن گفت و از صفاتی که قابل تعریف در محدوده عقل بشری بود ، استفاده کرد ، در نتیجه در جهان انسانی « مسخ » گردید.

بدین ترتیب در چهره های اول و دوم ، ما با خداوند از فیلتر شریعت و ذهن خودمان ارتباط می گیریم و او خدای واقعی ، آنچه واقعا هست ، نیست ، و آنقدر اصالت ندارد که آنرا منشاء اندیشه و عمل اخلاقی بدانیم .

حال در چنین وضعیتی ، در نبود حضور عینی خدا در واقعیت زندگی به نظر می رسد که با بهره گیری از ادبیات اگزیستانسیالیستی ، می توانیم به این درک از موقعیت انسان برسیم که او در این جهان « به خود وانهاده » است.

به خود وانهادگی اشاره بدین مضمون دارد که من در زندگی روزمره ام ، در نبود خدا ، هیچ دستاویز یا مرجعی برای توجیه اعمال ام نخواهم داشت ، و من واقعا هیچوقت نمی توانم بفهمم که بهترین روش برای اعمال اخلاقی ام چیست؟ و پیروی از مرجعیت هایی همچون سنت ، مذهب ، و یا اندیشه روشنفکرانه مد روز ، هیچکدام نمی توانند مرا به این آرامش برسانند که من در راه صحیحی دارم قدم می گذارم و بدین معنی من همیشه در زندگی ام دچار « دلهره » هستم که اعمال و رفتارم در جهت « آنچه صحیح است » هست یا خیر؟ و همین دلهره همیشگی ، نشان از آن دارد که کنش اخلاقی در زندگی روزمره ، حد بسیار بالایی از پیچیدگی را داراست و کنش اخلاقی در واقع نوعی مهارت بوده و صرفا تقلید یا پیروی از احکام اخلاقی ای که سنت و مذهب و آداب و رسوم پیشنهاد می کنند ، از اعتبار کافی برخوردار نیست.

به همین لحاظ در این نگرش ( اگزیستانسیالیسم ) بر « آگاهی » بیشترین تاکید می رود و فرد از طریق این شناخت می تواند بر آنچه محیط ، الزامهای اجتماعی ، ضرورتهای موقعیت ، گذشته فردی و ... او را بدان سو می کشد آگاهی یابد و بدین طریق مهارت خویش را افزایش داده و راهی متفاوت را « انتخاب » نماید .

بدین طریق اگر راههای کسب آگاهی را در مشاهده ، مشاهده مشارکت آمیز ، مطالعه و درونگرایی ( تفهم ) بدانیم ، به نظر می رسد که در کسب این آگاهی ، درونگرایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. انسان در فردیت و تنهایی خویش و در پرتو « صداقت و صمیمیت کامل » می تواند به سرچشمه های انسانیت خویش ( یا هستی ) دسترسی یابد و خود را به عنوان موجودی ارزشمند ادراک نماید و از این طریق میان « خوب و بد » تمیز بگذارد و اعتبار این تمیز گذاری ، بستگی به میزان « حسن نیت » ی دارد که فرد خود را متعهد به آن می داند. تعهد از آگاهی بر می خیزد ، هر چقدر انسان نسبت به خودش آگاه تر باشد ، نسبت به پاس داشتن « جوهر انسانی » خویش متعهدتر است.

در نهایت به نظر می رسد با طرح مسائلی همچون محدوده های عقل بشری ، مسخ شده گی نیروهای فرابشری در جهان انسانی و عدم امکان ارتباط عقلانی یا زبانی با با این نیروها ، و بی معنی بودن واقعیت اجتماعی ، می توانیم اینطور نتیجه بگیریم که :

« انسان ( یا همان I ) در محدوده های این جهان تنها فاعل شناسا ، تعیین کننده ، و انتخاب کننده است و آنچه او در تعهد به صداقت و صمیمیت کامل ، انجام می دهد ، اصالت دارد » و این تعریف کنش اخلاقی است.

من از این تعریف بی خدایی ، آزادی تام و مسئولیت انسان در قبال کنشهایش ، و همچنین پیش بینی ناپذیر بودن جهت گیری من فاعلی را ، برداشت می کنم. انسان به عنوان تنها فاعل اصالت بخش و آگاه نسبت به آنچه می خواهد انجام دهد آزاد است اما نسبت به آنچه انجام می دهد مسئول است.

و این مسئولیت سنگین که در اگزیستانسیالیسم با واژه « دلهره » از آن یاد می شود در من این تشویش را بر می انگیزد که قابل اعتمادترین منابع معرفتی که می تواند الهام بخش I در جهت گیری های عمده و جزئی زندگی اش باشد کدام است ؟

و این که « من فاعلی » به پشتوانه کدام منابع معرفتی می تواند به تفسیرهای بهتری از محیط خویش برسد ؟ و چگونه آگاهی انسانی ارتقاء می یابد ؟

و در این جاست که من بر « درونگرایی روحانی » به عنوان اصلی ترین منبع معرفتی که در شکل گیری راهبردها و کنشهای اخلاقی انسان موثر است ، تاکید می کنم . نخست باید اشاره کنم که درونگرایی را می توانیم در سه رویه متفاوت در نظر بگیریم : درونگرایی عقلانی ، درونگرایی عملی ، و درونگرایی روحانی .

درونگرایی عقلانی ، آن نوع از شناخت است که با فاصله گرفتن از واقعیت اجتماعی و از طریق اندیشه محض و مطالعه تاریخ و وضعیت بشری بدست می آید و فرد از بیرون و با قرار گرفتن در موضعی بالاتر از حوادث و رویدادها به تفسیر آن می نشیند.

اما درونگرایی عملی در جهت گیری مخالف ، از طریق مشارکت در واقعیت اجتماعی و از در جریان عمل اجتماعی بدست می آید و فرد از طریق تجربه عینی بر آگاهی خویش می افزاید و مهارت کسب می کند.

و درونگرایی روحانی آن نوع آگاهی است که از طریق مراقبه ، و ارتباط شهودی با نیروهای فرابشری حاصل می گردد ، نوعی شناخت قلبی ، درونی و روحانی است.

به نظرم آنچه در اگزیستانسیالیسم بدان تاکید می رود درونگرایی عقلانی و عملی است. اما من می خواهم به درونگرایی روحانی به عنوان سومین منبع قابل اعتماد ، آگاهی بخش و آرامش بخش تاکید کنم.

در واقع مسئله این است که مهارت در چگونگی کنش اخلاقی از طریق درونگرایی عملی و پشت سرگذاردن تجربه های متعدد حاصل می گردد ، اما پیش نیاز آن سطح بالایی از آگاهی است که از طریق فاصله گرفتن از موقعیت بدست می آید ( درونگرایی عقلانی ) ، و این به نوبه خود نیازمند تعالی شخصیتی و آرامش درونی است که با درونگرایی روحانی حاصل می شود .

انسان به میزانی که آگاهی اش افزایش می یابد از محیط خویش فراتر می رود و در موضع بالاتری از آن قرار می گیرد و با تفسیرهای خویش بدان معنی می بخشد و با انتخاب هایش واقعیت اجتماعی را شکل می دهد ، که این برداشت نشان از بی معنی بودن ذاتی واقعیت اجتماعی دارد.

و در این راستا ، تاکید بر درونگرایی روحانی این حقیقت را باز می نماید که عمل اخلاقی پیش از هر چیز نیاز به « آرامش درونی » دارد و این آرامش از طریق همنشینی با « حقیقت » حاصل می گردد و درون نگری روحانی از طریق آشنایی و نزدیکی بیشتر با این حقائق , آرامش درونی انسان را افزایش می دهد.

از بارزترین نمودهای درونگرایی روحانی « نیایش و سکوت » می باشد. منظورم از نیایش تجربه ای روحانی در ارتباط با نیروهای فرابشری است ، که مهاتما گاندی از آن به عنوان عصاره اندیشه مذهبی یاد می کند و سکوت ، آن لحظه های نابی است که انسان با خودش بی پرده روبرو می شود و خودش را تجربه می کند.

در واقع به نظر می رسد با آن که انسان در محدوده های عقل بشری توان ادراک خدا را آنطور که هست ندارد ، اما می تواند از طریق نیایش و سکوت او را تجربه کند. انسان در تجربه های روحانی است که به همنشینی و نزدیکی با خدا ، یا همان نیروهای فرابشری می رسد و به آرامش درونی ای دست می یابد که پیش نیاز کنش اخلاقی است.

منابع :
١ نیایش ، مهاتما گاندی ، نشر نی .
٢ اخلاق در فلسفه کانت ، راجر سالیوان ، ترجمه : عزت ا... فولادوند ، نشر طرح نو .
٣ اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر ، ژان پل سارتر
علیرضا عزیزی
مقالات ارسالی به آفتاب
اخلاق
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
نام  : علیرضا
نام خانوادگى  : عزیزی
جنسیت  : مرد
وضعیت تحصیل  : کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی  : جامعه شناسی
خدا و مسئله اخلاق
شریعتی و رومانتیسم
شغل‌های نامرئی
از زمان آغاز تبلیغات دولتی برای ایجاد اشتغال در بنگاه‌های کوچک، بسیاری از اقتصاددانان تمرکز تمام فعالیت‌های دولت بر این بنگاه‌ها را منتج به فربه شدن نامتناسب بخش‌های خدماتی می‌دانستند...
۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
استخدام و دیگر هیچ
نگاهی به دنیای بلبشوی نیازمندیهای روزنامه ای ...
۳۱ فروردین ۱۳۸۷
نظام کارمزدی و از خود بیگانگی کارگران
پول حتی می تواند ارزش ها را تا سرحد یک شاخص عام و غیرشخصی پایین بیاورد. به بیانی روشن تر پول قادر است تمام یا بخشی از ویژگی ها و خود ویژگی های مناسبات و روابط انسانی را از آن سلب کند و کسانی که در فعالیت های اقتصادی دخیلند - از جمله کارگران بخش های گوناگون تولیدی را …
۲۲ فروردین ۱۳۸۷
چالش های تعیین حداقل دستمزد
کارگر در این نظام تنها زمانی می تواند کاری بدست آورد و نیروی کار خود را به فروش برساند که نیروی کارش منجر به تولید سود برای سرمایه دار شود. در غیر این صورت بیکار است و جزیی از ارتش بیکاران در جامعه.
۲۲ فروردین ۱۳۸۷
گذر از حقوق بگیری رسیدن به خود اشتغالی
در وهله اول هر کس باید برای خود معین کند که تا چه میزان می تواند فداکاری کند و قابلیت پذیرش ریسک را دارد. البته در این مورد، آگاهی از استراتژی هایی که می توانند ریسک های موجود را به خوبی مدیریت کند، امری ضروری به شمار می رود. با احتساب به این امر می توانید تصمیمات خردمندانه تری را اتخاذ نمایید.
۲۱ فروردین ۱۳۸۷
Best to List
قبرس ، اجاره اتومبیل پرستیژ

موسسه کرایه اتومبیل پرستیژ یکی از بزرگترین شرکت های اجاره خودرو در لیماسول است که با بیش از 100 خودرو، که می تواند هر خواسته ای را برآورده کند. ماشینهای شامل انواع خودروهای کوچک …

قبرس ، انستیتوی بازاریابی قبرس

انستیتوی بازاریابی قبرس در سال 1978 در نیکوزیا و سال 1984 در لیماسول به منظور ترویج علم و پر کردن شکاف موجود در نظام آموزشی قبرس تاسیس شد. هنگامی که در سال 1978 بنیانگذار و مدیرعامل انستیتو، …

Best to List
Cyprus , The cyprus institute of Marketing

The Cyprus Institute of Marketing (CIM) was established in 1978 in Nicosia and since 1984 also in Limassol, in order to promote the Marketing Science and to fill a gap in the Cyprus Educational System. …

Cyprus , Areti Charidemou & Associates

Limassol based lawyers specialising in conveyancing for property, wills and trusts, establishment of offshore and local companies, court proceedings and other legal services

دبیر جشنواره تئاتر فجر رسماً از «علی دایی» عذرخواهی کرد
دبیر جشنواره تئاتر فجر رسماً از «علی دایی» عذرخواهی کرد
زمین لرزه خفیف در تهران
زمین لرزه خفیف در تهران
ریزش ساختمان ۵ طبقه در تهرانپارس، ۲ جنازه بیرون آورده شد
ریزش ساختمان ۵ طبقه در تهرانپارس، ۲ جنازه بیرون آورده شد
زن و شوهر درد دلشان را از دادگاه هم مخفی کردند
زن و شوهر درد دلشان را از دادگاه هم مخفی کردند
تحریم آمریکا گریبان هند را هم گرفت
تحریم آمریکا گریبان هند را هم گرفت
عامل هتک حیثیت یک زن در شبکه‌های اجتماعی به تور افتاد
عامل هتک حیثیت یک زن در شبکه‌های اجتماعی به تور افتاد
بازار آرام طلا و سکه در هفته آینده
بازار آرام طلا و سکه در هفته آینده
غذایی برای کمک به کاهش وزن
غذایی برای کمک به کاهش وزن
گیاه جوجوبا و روغن آن
گیاه جوجوبا و روغن آن
 وبلاگ آفتاب 
پارکور
قیصر امین پور
عادل فردوسی‌پور
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
مهران مدیری
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال مقاله
مقالات من
 تازه‌ها
از این عصبانیت بمیر!
از این عصبانیت بمیر!
عزت و تکریم نفس، محور اخلاق اسلامی‏
عزت و تکریم نفس، محور اخلاق اسلامی‏
چگونه حیوان نفس را مهار کنیم؟
چگونه حیوان نفس را مهار کنیم؟
حفظ آبرو
حفظ آبرو
مشخصه امیال اصیل انسان
مشخصه امیال اصیل انسان
راسل و معیار فعل اخلاقی
راسل و معیار فعل اخلاقی
مفهوم عدالت در نگرش‌های عصر روشنگری
مفهوم عدالت در نگرش‌های عصر روشنگری
دروغ، کلید همه زشتی ها
دروغ، کلید همه زشتی ها
جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مدنی مسالمت‌آمیز
جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مدنی مسالمت‌آمیز
بهترین خبر برای نیکوکاران
بهترین خبر برای نیکوکاران
معرفی آرشیو موسیقی
مهراد، فرهاد
 آلبوم بازم صدای نی میاد
◊  مرد بلند همت تا پایه بلند به دست نیاورد از پای طلب ننشیند. کلیله و دمنه  ◊