۱ ایمان و پارسایی

ایمان و پارسایی از ویژگی های مهم یك دوست است ؛ زیرا انسان موحدی كه دین را با جان و وجود پذیرفته و به وجود بهشت و جهنم اعتقاد دارد و از زوال دنیا و بقای جهان آخرت نیز آگاه است ، به خوبی می داند تنها از راه عبودیت و بندگی است كه می تواند سعادت دو جهان را كسب نماید.

قرآن شریف در این رابطه آیات گوناگونی دارد كه در ضمن آنها ، مردم و مؤمنان را از برقرار كردن پیوند دوستی و مودت با كافران و مشركان و منافقان بر حذر می دارد.

لا یَتَّخِذِ المُومِنُونَ الكافِرینَ أَولِیاءَ مِن دُونِ المُومِنینَ وَ مَن یَفعَل ذلِكَ فَلَیسَ مِنَ اللهِ فی شَیءٍ اِلا أَن تَتَّقُوا مِنهُم تُقیهًٔ وَ یُحَذِّرُكُمُ اللهُ نَفسَهُ وَ اِلَی اللهِ المَصیر. ( سوره آل عمران ، آیه ۲۸ )

افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان ، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنین كند هیچ رابطه ای با خدا ندارد.

در واقع قرآن در اینجا یك درس مهم سیاسی اجتماعی به مسلمانان می دهد و آن این است كه هرگز بیگانگان را به عنوان دوست و حامی خود نپذیرید. تاریخچه استعمار گویای آن است كه ظالمان استعمارگر همیشه در لباس دوستی و دلسوزی و اظهار محبت ظاهر شده و درنهایت بر آن جامعه تاخته و هر چه بوده به یغما برده اند.

از كجا بفهمیم كه شخص با ایمان است؟

راه تشخیص ایمان واقعی در افراد خیلی دشوار نیست. اثر ایمان در گفتار و كردار و رفتار هر مؤمنی نمودار است. صدق ، امانتداری ، وفای به عهد، حسن خُـلق، تقید به واجبات ، پرهیز از محرمات ، همگی از شاخصه های ایمان است كه می توان با آزمودن دیگران پی به وجود این صفات در ایشان برد.

عن ابی عبدالله علیه السلام :

اِنَّ اللهَ وَضَعَ الایمانَ عَلی سَبعَهِٔ أَسهُم عَلَی البِرِّ وَ الصِّدقِ وَ الیَقینِ وَ الِّرضا وَ الوَفاءِ وَ العِلمِ وَ الحِلمِ ثُمَّ قَسَّمَ ذلِكَ بَینَ الناس.

همانا خداوند ایمان را بر هفت سهم نهاده است: نیكی ، راستی ، یقین ، رضا، وفا، علم و حلم ، سپس آن را بین مردم قسمت كرده است.

قال علی علیه السلام :

عَلامَهُٔ الایمانِ أَن تُوثِرَ الصِّدقَ حَیثُ یَضُرُّكَ عَلَی الكِذبِ حَیثُ یَنفَعُكُ وَ أَلا یَكُونَ فی حَدیثِكَ فَضلٌ عَن عِلمِكَ وَ أَن تَتَّقِی اللهَ فی حَدیثِ غَیرِك.

نشانه ایمان آن است كه راستگویی را در جایی كه به زیان توست بر دروغ در جایی كه به نفع توست مقدم داری و در سخنت چیزی زیاده از عملت نباشد و در هنگام سخن گفتن درباره دیگران تقوا را پیشه خود كنی .

بنابراین ایمان نشانه هایی دارد كه در افراد بروز می كند و با شناخت آن علامت ها می توان دریافت كه ایمان شخص مورد نظر تا چه اندازه است.

۲ عقل

عقل نیرویی است كه انسان به وسیله آن ، حقایق عالم را درك می كند.

از آنجا كه عقل ، مشعل فروزان زندگی است و بهروزی و سعادت آدمی در سایه تدبیر و اندیشه است، دین مبین اسلام یكی از شرایط رفاقت و دوستی را مسئله عقل و خرد دانسته و تأكید نموده كه با صاحبان عقل و اندیشمندان با وفا همنشینی و معاشرت و دوستی داشته باشید.

امام رضا (ع) می فرماید:

عَلَیكَ أَن تَصحَبَ ذَا العَقلِ فَاِن لَم تَمجِد بِكَرَمِهِ اِنتَفِع بِعَقلِهِ .

سعی كن با انسان عاقل دوستی نمایی تا اگر از كرم و بخشش آن نتوانی استفاده كنی ، از عقلش بهره ببری .

امام علی (ع) نیز می فرماید:

صُحبَهُٔ الوَلِیِّ اللَّبیبِ حَیاهُٔ الرُّوح .

همنشینی با دوست دانا سبب زنده بودن روح است.

اما رفیق ناشایست و دوست جاهل همچون زهری است كه وجودش هر لحظه جسم و جان را آزار می رساند. در روایات اسلامی به شدت از دوستی با رفقای جاهل و بی خرد نهی شده است.

از امام صادق (ع) روایت شده است كه :

مَن لَم یَجتَنِب مُصاحَبَهَٔ الاَحمَقِ یُوشِكُ أَن یَتَخَلََّقَ بِأَخلاقِه .

كسی كه از رفاقت و همنشینی با احمق پرهیز نكند، تحت تأثیر كارهای احمقانه وی واقع می شود و زود به اخلاق ناپسندش متخلق می گردد.

۳ حریص نبودن به دنیا

برخی به اشتباه چنین پنداشته اند كه دنیا به كلی ناپسند و مذموم است. اما نخست باید دید منظور از دنیا چیست و چه بخشی از آن پسندیده و كدام قسمت آن مذموم است؟ و چرا؟

حقیقت امر این است كه اگر منظور از دنیا ، این جهان مادی و به اصطلاح همین سرای طبیعت است؛ به تأكید باید گفت دنیا به خودی خود نه تنها بد نیست بلكه به فرموده پیامبر گرامی اسلام مزرعه آخرت است. دنیا بستر خوبی برای تحصیل كمال و رسیدن انسان به مقامات بلند انسانیت است.

اما آنچه در مذمت دنیا آمده ، در واقع درباره دنیایی است بی هدف و بی نتیجه ، و یا دنیایی كه خودش هدف آدمی قرار گیرد .

لاخَیرَ فی دُنیا لا تَدَبُّرَ فیها .

دنیایی كه در آن فكر و اندیشه نباشد و هدف والایی از آن تعقیب نشود ، خیری در آن نیست.

قرآن كریم می فرماید:

وَ مَا الحَیوهُٔ الدُّنیا اِلاّ مَتاعُ الغُروُر ( سوره آل عمران ، آیه ۱۸۵ )

مفهوم این سخن قرآنی این است كه دنیا وسیله و ابزاری برای فریب كاری خود و دیگران است. از طرفی از آنجا كه دوستی های شایسته به دنیا محدود نمی شود و ارزش و نتیجه نهایی دوستی برا ی مؤمنان در آخرت گرفته می شود لذا برادران مؤمن باید دوستانی را برای خود انتخاب كنند كه حریص به دنیا نباشند.

روشن است كسانی كه حریص به دنیا باشند و بالاترین آرزوی شان رسیدن به امور دنیوی باشد بالاخره در جایی كه ادامه دوستی با منافع دنیوی آنها منافات داشته باشد از دوستی دست برداشته و ما را رها می كنند. اینان در طلب دنیا حد و مرزی نمی شناسند؛ همان گونه كه در حدیث شریف آمده است:

مَنهُومانِ لا یَشبَعانِ طالِبُ عِلمٍ وََ طالِبُ دُنیا .

دو كس سیری ندارند: طالب علم ، و طالب دنیا.

بی اعتنایی به دنیا

توجه به دنیا چه در قالب كسب مقامات و مراتب و درجات عالیه ی دنیا و چه در شكل ثروت اندوزی و رفاه طلبی و دوستی زر و زیور بستگی به مراتب ایمان هر شخصی دارد. یعنی به هر انداره كه انسان از ایمان بالاتری برخوردار باشد نسبت به جاه و مقام دنیا و زراندوزی بی اعتناتر و دنیا در چشم او حقیرتر خواهد بود و تنها در حد وظیفه و انجام مسئولیت به آن می پردازد.

انسان مؤمن گرچه از نعمت های خدادادی و مواهب الهی كه از راه حلال به دست آمده باشد در حد ضرورت بهره برداری می كند و شكر آنها را نیز با استفاده درست از آنها به جا می آورد اما همواره در نظر او، ماوراء طبیعت و كسب معارف دینی و خودشناسی بزرگتر و ارزشمندتر از آن است كه زخارف ( چیزهای بی ارزش ) دنیا توجه وی را از آن منحرف و به سوی خود جلب كند.

۴ اعتدال و میانه روی

آیا هرگز به این نكته فكر كرده اید كه چرا میانه روی در زندگی ما كمتر به چشم می خورد؟ متأسفانه باید گفت كه در قشر وسیعی از جامعه، خصوصاً در میان جوانان معمولاً احساسات و عواطف تعیین كننده ترین عامل در شكل گیری نحوه رفتار فرد هستند. بر همین اساس آنان در بسیاری از مسائل اجتماعی و از جمله در دوست یابی دستخوش احساسات شده و عواطف ، حاكم بر عقل آنان می گردد؛ در نتیجه از مرز اعتدال و میانه روی خارج شده و در دوستی دچار تفریط و افراط می شوند. اسلام توصیه می كند كه در دوستی و رفاقت با دیگران نه آن چنان باشیم كه همچون بیگانگان با یكدیگر رفتار كنیم و خود را نسبت به آداب و حقوق دوستی بی اعتنا نشان دهیم و نه آن چنان كه تمام اسرار زندگی خود و خانواده خود را برای آنان نمایان كنیم بلكه می باید در دوستی ها از روش افراط و تفریط بپرهیزیم؛ چنان كه پیامبر اسلام فرمود:

أَحبـِب حَبیبَكَ هَوناً ما عَسی أَن یَكُونَ بَغیضُكَ یَوماً ما وَ أَبغِض بَغیضَكَ هَوناً ما عَسی أَن یَكُونَ حَبیبَكَ یَوماً ما . دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار چرا كه ممكن است روزی دشمنت شود و نیز دشمنت را در همین حد دشمن بدار زیرا ممكن است روزی دوستت شود.

و امیرمؤمنان (ع) هم چنین فرمود: اگر خواستی پیوند برادری و رفاقت را ببری جای دوستی برایش باقی گذار كه اگر روزی خواستی بازگردد و بار دیگر با تو دوست شود، بتواند چنین كند.

بنابراین انسان خردمند در عین حال كه با دوستان در كمال دوستی و گرمی و مهربانی است و آنان را همچون برادر خود دانسته و نسبت به تمامی حقوق و آداب دوستی پای بند است اما هرگز از مرز اعتدال خارج نمی شود و مسائل درونی ، شخصی و خانوادگی اسرار زندگی خود را نگه می دارد؛ و به قول " سعدی " "رازی كه نهان خواهی ، با كس در میان منه گر چه دوست مخلص باشد، كه آن دوست را نیز دوستان مخلص باشد".

۵ آیینه بودن

یكی از ویژگی های دوستان با وفا و صمیمی آن است كه در سلوك و معاشرت با یكدیگر آن چنان از نظر روحی به یكدیگر نزدیك هستند كه حتی كمترین و ظریف ترین نكات مثبت و منفی وجود هر یك ، از دید طرف مقابل پنهان نمی ماند و در یك كلام همچون آیینه ای برای دوست خود می باشد. چه زیبا فرمود پیامبر خدا كه :

أَلمُؤمِنُ مِرآهُٔ المُؤمِن

مؤمن آیینه برادر مؤمنش می باشد.

دوست واقعی ، صفات پسندیده دوست خود را به دیده قبول می نگرد و او را نسبت به آنها كاملاً تشویق می كند و با تدبیر خود او را یار و مددكار است تا روز به روز در آن خصلت های نیكو بهتر و موفق تر باشد و در مقابل اگر كوچكترین لغزش و خطایی در وجود دوست خود ببیند مثل آن است كه این نقطه را در آیینه ای شفاف دیده باشد، بلافاصله آن را به وی تذكر می دهد و در صدد مخفی نمودن آن از دیگران و زدودن آن عیب بر می آید. امام صادق ( ع ) می فرماید:

أَحَبُّ الناسِ اِلَیَّ مَن أَهدی اِلَیَّ عُیُوبی

بهترین دوستان من كسانی هستند كه عیوب مرا به من تذكر دهند.

و نیز حسن بن علی ( ع ) می فرماید:

مَن أَحَبَّكَ نَهاكَ وَمَن أَبغَضَكَ أَغراكَ

دوست واقعی تو كسی است كه تو را از بدی ها باز دارد و دشمنت كسی است كه تو را به بدی ها و شرارت تحریك كند.

یكی از دستورالعمل هایی كه ارباب معرفت و اساتید اخلاق برای سالكان طریق الی الله صادر می كنند و آن را یكی از عناصر مهم سلوك می شمارند آن است كه انسان رفیقی همراه و همفكر و هم سلوك داشته باشد كه در مسیر حق یكدیگر را یاری كنند، عیوب همدیگر را ببینند و به هم تذكر دهند. زیرا انسان در بسیاری از مواقع از بعضی حركات و سكنات خود غافل است و گاه سالهای طولانی می گذرد بدون آنكه به آن توجه كند. البته شایسته است كه در چنین مواقعی طرف مقابل نیز در برابر اطلاع از عیب و خطای خود ، آن را به عنوان بهترین هدیه از دوست خود بپذیرید.

۶ ادب

ادب ، رفتاری است پسندیده كه عقل ، انجام آن را مورد ستایش قرار می دهد. ادب نشانه عقل آدمی و علامت شخصیت هر فرد است. انسان هر اندازه مؤدب تر باشد، از شخصیت بالاتری برخوردار است چرا كه گفته اند:

حُسنُ الاَدَبِ زِینهُٔ العَقل

مكتب انسان ساز اسلام به مسئله " ادب" اهمیت فراوانی داده و رمز موفقیت هر فرد، خانواده و جامعه را در آن می داند.

امام علی (ع) می فرماید:

اِنَّ رَسولَ اللهِ أَدَّبَهُ اللهُ وَ هُوَ أدَّبَنی وَ أُؤَدِّبُ المُومِنینَ وَ أُورِثُ الاَدَبَ المُكَرَّمین

خداوند پیامبرش را مؤدب گرداند و او هم مرا، و من هم مؤمنان را مؤدب خواهم ساخت و روش زندگی و ادب انسانهای پاك و مقرب درگاه الهی را برای آنان به ارث خواهم گذاشت.

جامعه ای از سلامت اخلاقی و رشد و تعالی برخوردار است كه جامعه ای مؤدب باشد و بهترین و مطمئن ترین راه برای رسیدن به گوهر ادب، قرار گرفتن در سایه پیروی از احكام نورانی اسلام و رهنمودهای ائمه هدی (ع) است و در این حدیث شریف كه از اولین امام معصوم (ع) به ما رسیده است، آن حضرت یكی از وظائف خود را مؤدب ساختن مردم و جامعه دانسته است. جا دارد كه مسئولان ، زمامداران امور و مراكز فرهنگی از این پیام نورانی امام علی (ع) درس بگیرند و ترویج و اشاعه ادب الهی را در جامعه از وظایف اصلی خود بدانند و حرمت ادب را گرامی دارند كه پیامبر خدا فرمود : حرمت ادب را رعایت كن و به آن وفادار باش.

با عنایت به آنچه در شرایط دوستان از عقل و ایمان و صداقت و .... بیان كردیم، طبیعی است كه دوستان شایسته باید از اخلاق حسنه و ادب بالایی برخوردار باشند. با رعایت ادب ، محبت میان دوستان افزایش یافته و به دنبال آثار مثبت فردی ، اثرات ارزشمندی نیز از خود در جامعه بر جای خواهد گذاشت.

مرحوم آیت الله بهاءالدینی در وصف ادب امام نسبت به دوستان چنین می گوید: امام خمینی در جلساتی كه با دوستانش داشت همیشه دوستانش را جلو می انداخت و خودش به دنبال آنها می آمد. ایشان به این شیوه از دوستانش تجلیل می كرد. از خصوصیات امام این بود كه وقتی با شاگردانش جلسه داشت، مسئله شاگرد و استادی در كار نبود. ایشان با شاگردان نشست و برخاست می كرد و حتی گاهی ریاست جلسه با یكی از شاگردان خودش بود. بزرگی روح امام تا این حد بود.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.