تهران شهر اخلاق

كودك آزاری, سوءاستفاده های جنسی از آنها, بحران طلاق, چالش های اكولوژی و بحران محیط زیست شهری, خطر ایدز, گسترش جرایم اینترنتی و قاچاق انسان, سوءاستفاده از زنان و گسستن پیوندهای قومی, نژاد, طبقه و هویت در جهان شبكه ای و نهایتاً بحران اخلاق و انسان برهنه شهری, زندگی شهرنشینی را با مشكل روبه رو كرده است

كلانشهرها در عصر تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات با چالش های پی در پی، مشكلات تجربه نشده و بیماری های ناشناخته، تحلیل رفتن باورنكردنی خانواده البته نه به معنی از بین رفتن آن بلكه گونه گون شدن همه جانبه خانواده و تغییر نظام قدرت در آن، بحران پدرسالاری ناشی از تعامل میان سرمایه داری اطلاعاتی و نهضت های اجتماعی نوین، دگرگونی زندگی كودكان، كودك آزاری، سوءاستفاده های جنسی از آنها، بحران طلاق، چالش های اكولوژی و بحران محیط زیست شهری، خطر ایدز، گسترش جرایم اینترنتی و قاچاق انسان، سوءاستفاده از زنان و گسستن پیوندهای قومی، نژاد، طبقه و هویت در جهان شبكه ای و نهایتاً بحران اخلاق و انسان برهنه شهری، زندگی شهرنشینی را با مشكل روبه رو كرده است.

در واقع این دنیا، دنیای دیگری است كه زبان، گفتمان، ذهنیت و شاخصه های خاص خود را دارد. به این دلیل می توان گفت كلانشهر تهران امروز بزرگ شده و فربه شده تهران قدیم نیست، پارادایم های مسلط بر زندگی امروزش با پارادایم های زندگی دیروزش با هم متفاوت است. در نتیجه پیچیدن نسخه های گذشته و تكراری برای این مریضی كه نه یك درد بلكه ده ها درد را هم زمان با هم دارد نشان از عدم درك مقتضیات زمان است.شهروندان امروزی به درستی دریافته اند كه جامعه شهری آكنده از صداقت، قناعت، سخاوت و شجاعت بسی مطبوع تر و سامان دارتر از جامعه شهری آكنده از دروغگویی و زیاده طلبی و خست ورزی و بزدلی است. و همچنین شهروندان برخوردار از نرم خویی و فروتنی و نیكخواهی بسی قابل تحمل تر و قابل اعتمادترند از شهروندان تندخو و خودخواه، بدزبان، عیب جو، بدگمان، سخن چین و قانون گریز . از طرفی مدیریت كلانشهرها پی برده اند كه آشفتگی و خودسری متعلق به جامعه غیرمدنی است. ورود به جامعه مدنی به معنی مهار خودسری است. و برای مهار خودسری به دو جامعه نیاز دارند، یكی جامعه اخلاق و دیگری جامعه قانون. به یقین انتخاب شعار تهران شهر اخلاق بهترین گزینه برای مهار بحران های اجتماعی پیش رو است.

زیرا قداستی در اخلاق هست كه همچون یقین در ریاضیات، آن را برتر از تجزیه و تحلیل و تجربه و تحویل می نشاند. تحقق این شعار منوط به برنامه ریزی، شناخت مقتضیات زمان، پذیرش این اصل كه جامعه ای سالم تر و اخلاقی تر است كه ارزش های نیك و فضایل صالحه در آن هموار قاعده باشند نه استثنا. جامعه پر از دروغ و تزویر، دزدی، اجحاف، افزون طلبی، قانون شكنی و... جای زندگی نیست چرا كه این رذایل، امنیت و اعتماد متقابل را كه شرط زندگی انسانی اند متزلزل و نابود می سازند، پس چه كار باید كرد كه جریان اخلاق بر زندگی مان جاری شود و تهران به شهر اخلاق مبدل شود و شهروندان آن مسئولیت پذیر شوند.

۱- برای رهایی از جامعه ای پر دروغ و پرتزویر و پرنفاق، راهی نداریم جز اینكه جامعه پردروغ و پرتزویر و پرنفاق را به هیچ قیمتی نخواهیم و لازمه این امر آن است كه هر حیله و شیوه ای كه چنان مجموعه ای را موجه می سازد، ناموجه بشماریم و هیچ نظام اخلاقی و اجتماعی را كه مولد و مبدع چنان حیله هایی است اخلاقی ندانیم.

۲- شیوه های اخلاق شكن را از جامعه شهری بركنیم و به بهانه مصلحتی عالی تر چراغ اخلاقیات را خاموش نكنیم، زیرا نشانه یك جامعه رذل و بی اخلاق، آن است كه به بهانه ای از بهانه ها، ارزش های اخلاقی در آن مهجور افتاده باشند.

۳- به اخلاق توسعه، اخلاق توانگری و اخلاق علم مسلح شویم و برای رفع رذایل مسبوق به توسعه در پی ریشه كن كردن توسعه و تحقیر علم و یا دعوت به فقر قدیم برنیاییم، گرچه در راه توسعه باید از سنن بهره جست، اما سنن هم زنجیرند و هم تكیه گاه، هم به آنها باید پناه برد و هم از آنها رهایی جست. اخلاق علم و اخلاق توانگری دو سنت مورد نیاز و ضروری زمان ماست، كه باید در سرفصل مدیریت و اداره شهر قرار گیرند.

۴- برای بر تن كردن جامه قانون (كنترل از بیرون) بر تن شهروندان باید در تمام سطوح جامعه شهری از پیش دبستانی و مهدكودك تا دانشگاه تلاش شود تا جامه اخلاق (كنترل از درون) پوشش تن شهروندان شود و فرهنگ شهرنشینی مبتنی بر اخلاق شود و این نیاز به آموزش همگانی و مستمر دارد.

۵- تعلیم و تربیت در جامعه شهری ما به ویژه با وجود غنای مضامین اخلاقی، انسانی، ادبی، دینی و معنوی برگرفته از اسلام و زندگی پیامبر و ائمه معصومین(ع) و فرهنگ ایرانی هدفی جز تطابق بخشیدن شهروندان با محیط، رشد و پرورش عقلانی و عاطفی و ایجاد توازن بین آنها و نهادینه كردن مدارا و مروت، نفی خشونت، ایجاد منطق اصلاح، حق و گسترش «آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند» و نهایتاً پدید آوردن انسانی اخلاقی ندارد. لذا باید اصل الگوسازی براساس زندگی پیامبر در سال پیامبر اعظم به صورت مستمر مبنای مدیریت و زندگی شهری برای تحقق شعار تهران شهر اخلاق قرار گیرد.

۶- جهان و زندگی شهرنشینی پیش رو زبان نو، ذهن نو، عملكرد نو و نگاه نو را طلب می كند. بدین سان ما در این جامعه جدید و در راستای اخلاقی شدن زندگی شهر به سه امر مهم احتیاج داریم كه باید مورد توجه مدیران شهری به ویژه در كلانشهرهایی چون تهران قرار گیرد:

الف- توسعه و نوگرایی

ب- بالا بردن سطح دانش و عقلانیت شهروندان

ج- روش و برنامه ریزی

لطیف روحانی