درباره علی پایا

علی پایا جزو آن دسته استادان و پژوهشگرانی است كه به طور جدی به فعالیت علمی و تحقیقی علاقه مندند و گاه و بیگاه هم نیم نگاهی به كارهای حزبی می اندازند و در این زمینه شاخص ترین فردی كه اینگونه عمل می كند, آنتونی گیدنز جامعه شناس برجسته انگلیسی است و پایا با تحصیل در حوزه فلسفه و فلسفه علم و با حضور در محضر علمای نامداری چون مرتضی مطهری سیر فكری خاصی را تجربه می كند

علی پایا، متولد هشتم خرداد ،۱۳۳۲ تهران.

اخذ مدرك دیپلم ریاضی از دبیرستان البرز تهران، ۱۳۵۰.

اخذ مدرك لیسانس مهندسی برق، ۱۳۵۵.

اخذ مدرك فوق لیسانس فلسفه از دانشگاه تهران، ۱۳۶۱.

اخذ مدرك فوق لیسانس فلسفه و تاریخ علم و ریاضیات از كالج چلسی دانشگاه لندن، ۱۹۸۴.

اخذ مدرك دكترای فلسفه علم از دانشگاه لندن، ۱۹۹۵.

تحصیل فلسفه اسلامی در محضر مرحوم مرتضی مطهری و مرحوم حائری یزدی.

مدرس فلسفه علم و تاریخ اندیشه از مؤسسه اسلامی لندن، ۱۹۸۸.

مدرس فلسفه علم در دانشكده تاریخ و فلسفه علم دانشگاه لندن، ۱۹۹۴.

استادیار فلسفه گروه فلسفه دانشگاه تهران، ۱۳۷۵.

استاد مدعو دانشگاه علامه طباطبایی، ۸۲ _ ۱۳۸۱.

استاد مدعو دانشگاه تربیت مدرس، ۶ _ ۱۳۷۵.

استاد مدعو گروه فلسفه دانشگاه تهران، ۲ _ ۱۳۸۱.

استاد مدعو و محقق ارشد مركز مطالعات درباره دموكراسی، دانشگاه وست مینستر بریتانیا در سال ۲۰۰۰.

عضو هیأت علمی و سرپرست گروه علم، فناوری و جامعه مركز تحقیقات سیاست علمی كشور وابسته به وزارت علوم، ۱۳۸۱.

دانشیار فلسفه و سرپرست گروه آینده اندیشی مركز تحقیقات سیاست علمی كشور، ۱۳۸۲.

تألیف دهها مقاله و تألیف كتابهای

۱- گفت وگو در جهان واقعی ۲- كانت ۳- اسطوره چارچوب: در دفاع از علم و عقلانیت ۴- سفر به سرزمین فلسفه علم (زیر چاپ) ۵- مدلهای تبیین علمی (زیر چاپ) ۶- گذار به دموكراسی (در دست تألیف) ۷- پوپر و روشنفكران ایرانی _ انگلیسی و در زیر چاپ ۸- جلد دوم فلسفه تحلیلی (در دست تألیف) ۹- گزارش كارگاههای آینده اندیشی و ویراستار ارشد ۳ جلد كتاب ترجمه شده از مانوئل كاستلز.

علی پایا جزو آن دسته استادان و پژوهشگرانی است كه به طور جدی به فعالیت علمی و تحقیقی علاقه مندند و گاه و بیگاه هم نیم نگاهی به كارهای حزبی می اندازند و در این زمینه شاخص ترین فردی كه اینگونه عمل می كند، آنتونی گیدنز جامعه شناس برجسته انگلیسی است و پایا با تحصیل در حوزه فلسفه و فلسفه علم و با حضور در محضر علمای نامداری چون مرتضی مطهری سیر فكری خاصی را تجربه می كند و در نهایت به این نتیجه گیری می رسد كه اسلام با آموزه های دموكراتیك منافاتی ندارد و در جبهه ای دیگر به دفاع از روشنفكری دینی می پردازد و معتقد است كه روشنفكران دیندار ایرانی در صورت جدیت در كار خود، هم در داخل و هم در سطح بین المللی می توانند ایده های خود را به كرسی داشته باشند و به اصطلاح حرفی برای گفتن داشته باشند. علی پایا متولد ۱۳۳۲ تهران است كه دوره دبستان را در چند شهر كشور به خاطر شغل پدرش كه مهندس راه و ساختمان بوده به تحصیل می پردازد و دوره تحصیلی دبیرستان را در دبیرستان هدف و دبیرستان البرز طی می كند و از دبیرستان البرز در سال ۱۳۵۰ دیپلم ریاضی می گیرد و سپس در رشته مهندسی برق به تحصیل می پردازد و در سال ۱۳۵۵ فارغ التحصیل می شود. از استادان برجسته او دكتر نحوی، دكتر خاكسار و دكتر علوی بوده اند كه فعالیت های علمی آنها در سطح بین المللی هم شناخته شده است. از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۰ در جلسات خصوصی مرحوم مطهری شركت می كند و با حضور در این جلسات ارتباط صمیمانه ای با ایشان برقرار می كند. در آن دوره، مرحوم مطهری در پی تربیت یك عده محقق جوان بودند كه هم با فلسفه اسلامی آشنا باشند و هم به فلسفه های غربی و بتوانند سنتز جدیدی را از این دو معرفت شرقی و غربی ارائه دهند.پایا تحصیل در رشته فلسفه در مقطع فوق لیسانس دانشگاه تهران را در سال ۱۳۵۶ شروع می كند و بالاخره در سال ۱۳۶۱ و بعد از تعطیلی دانشگاهها به پایان می رساند و كتاب «درآمدی تاریخی به فلسفه علم» را به جای پایان نامه به فارسی برمی گرداند. در سال ۱۳۵۰ مرحوم مطهری در معیت علامه طباطبایی برای معالجه پزشكی ایشان عازم انگلیس می شود و حدود یك ماه این سفر به درازا می كشد. بعد از بازگشت اش به علی پایا توصیه می كند كه حتماً در انگلیس در رشته فلسفه علم به تحصیل بپردازد. «خیلی برای من جالب بود این نكته. برای اینكه ایشان در آن مدتی كه در انگلیس اقامت داشتند به اهمیت رشته فلسفه علم پی برده بودند و در بازگشت این بصیرت را پیدا كرده بودند كه حتماً كسانی از ایران باید فلسفه علم را در مغرب زمین بیاموزند و چون من در رشته مهندسی تحصیل كرده بودم و در همان زمان من در محضر ایشان فلسفه اسلامی را می خواندم و از جمله كتابهای ملاصدرا، شفای ابن سینا و منظومه ملاهادی سبزواری را پیش ایشان خواندم.» پایا به توصیه مرحوم مطهری در مقطع فوق لیسانس فلسفه را آغاز می كند. «ایشان بررسی انجام می دادند راجع به مفهوم «زمان» نزد ملاصدرا و من یك متنی به زبان انگلیسی را ترجمه كردم از فیزیك انیشتین در مورد مفهوم زمان را در فیزیك نسبیت كه ایشان استفاده كردند و برخی نكات را به من توضیح دادند در باب ترجمه كه برای من جالب بود. چون ایشان انگلیسی نمی دانست ولی چون فلسفه اش را می دانست برای من خیلی جالب بود.» در سال ۱۳۶۳ عازم انگلیس می شود و در كالج چلسی، در رشته فلسفه و تاریخ علم به تحصیل می پردازد. پایان نامه اش را در مورد نظریه هایی كه به كشف كمك می كنند می گذراند. پروفسور «مایكل ردهد»، پروفسور «هاینزپست» و پروفسور «دانلد گیلیس» از استادان برجسته او بوده اند. تحصیل در دوره دكترا را در یونیورسیتی كالج لندن در رشته فلسفه علم پی می گیرد و در سال ۱۹۹۵ هم از رساله اش دفاع می كند. حین گذراندن دوره دكترا، در كلاسهای فوق لیسانس رشته های فلسفه زبان، فلسفه زبان و فلسفه منطق به طور كامل شركت می كند و در واقع در ۵ رشته مقطع فوق لیسانس شركت می كند ولی از اخذ مدرك سه دوره فوق لیسانس اخیرالذكر صرف نظر می كند. تز دكترایش در مورد «رئالیسم علمی» بوده است و از روایت حداقلی از رئالیسم علمی دفاع می كند. در دهه ۱۹۸۰ كه پایا به تحصیل در فلسفه علم پرداخته بود، رئالیسم علمی به عنوان كلیدی ترین حوزه علم به شمار می آمد و این اهمیت را همچنان دارا می باشد و با درك رئالیسم علمی می توان بخشهای اساسی فلسفه علم را شناخت و درك كرد. او در زمینه تهیه اش می بایست هم از پشتوانه علمی زیادی برخوردار می بود و هم به مباحث منطقی و هم به بحثهای فلسفه زبان و دیگر قلمروهای فلسفه تحلیلی آشنایی داشته باشد. «رئالیسم علمی سؤالش این است كه آیا نظریه های علمی واقع نما هستند و یا نه؟ آیا دانشمندان كه برای فهم طبیعت ناچارند نظریه پردازی بكنند این نظریه ها صرفاً افسانه های مفیدی هستند كه نیازهای عملی ما را رفع می كنند ولی ادعای واقع نمایی ندارند و یا اینكه واقع نما هستند.رئالیست های علمی می گویند نظریه های موفق علمی كمابیش واقع نما هستند و در مسیر دستیابی به حقیقت حركت می كنند و هر نظریه ای نظریه قبلی را تكمیل می كند و یك گام به حقیقت نهایی نزدیكتر می شود.» علی پایا با علاقه مندی به كشور برمی گردد تا به تربیت دانشجویان ایرانی بپردازد و به واسطه دینی كه احساس می كند نسبت به مملكت خودش داشته به ایران می آید و به عنوان استادیار رشته فلسفه دانشگاه تهران تا حدود ۵ سال قبل به تدریس و تحقیق پرداخت. او در سال ۲۰۰۰ هم به عنوان محقق ارشد و استاد مدعو در مركز مطالعات درباره دموكراسی به فعالیت پرداخت.در سال ۱۳۸۱ سرپرست گروه علم، فناوری و جامعه وزارت علوم به كار تحقیق ادامه می دهد. یكی از عمده ترین پژوهشهایی كه در این گروه به انجام می رساند، طرح پژوهشی در خصوص ترویج علم در حیطه عمومی بوده است. «در ۲۰ سال اخیر، بحث ترویج علم در حیطه عمومی یكی از موضوعات برجسته در مغرب زمین است. چون سیاستگذاران و اصحاب اندیشه به این نكته پی بردند كه شكاف خطرناكی بین نخبگان علمی جامعه با بدنه جامعه پیدا شده است و بین خود نخبگان علمی و همزبانی بین اینها به دلیل تخصصی شدن بیش از حد علوم، هر كسی با همكاران خودش می تواند ارتباط برقرار كند و سیاستگذاران نمی توانند از دستاوردهای بی نظیر جدید بهره ببرند. عقلای مغرب زمین مصمم شدند این شكاف را پر كنند و برنامه هایی در راستای آموزش علم به جامعه، علم و سیاست و علم به جامعه عرضه كردند.» پایا هم بعد از بازگشت به ایران مقالات و آثار خود را در این زمینه به چاپ می رساند و از ترویج علم در حیطه عمومی و جامعه دفاع می كند. در سال ۱۳۸۲ سرپرست گروه آینده اندیشی وزارت علوم می شود و دو كارگاه درباب آینده اندیشی و متدولوژی آینده اندیشی و مطالعات فرهنگی برگزار می كند. و در حال حاضر گروه آینده اندیشی وزارت علوم با گروه آینده اندیشی مؤسسه آموزش و پژوهش سازمان مدیریت و برنامه ریزی، گروه آینده پژوهی صنایع دفاع، گروه آینده پژوهی پژوهشكده، هوافضا و نهادهایی فعال در این زمینه همكاری نزدیكی را شروع كرده است. پایا امیدوار است ادبیات آینده اندیشی در ایران غنی شود و این كار در قالب مقاله و كتاب عملی كنند. «آینده اندیشی به این موضوع می پردازد كه در همه قلمروها افراد متخصص تلاش می كنند با متدولوژی های موجود آینده هایی را كه امكانپذیر هست سناریوهایش را مشخص كنند و در نهایت مطلوب ترین سناریوی امكانپذیر انتخاب شود. مثلاً در حوزه سیاست خارجی، آینده اندیشان نگاه می كنند در ۱۰ سال، ۲۰ سال و ۱۰۰سال آینده چه تحولاتی ممكن است واقع بشود و در نهایت مطلوب ترین گزینه ای كه ما باید به سمت آن برویم مشخص بشود و به برنامه ریزی بپردازیم.» پایا به اعتبار تخصص اش تحولات حوزه های علوم و تكنولوژی و آموزش عالی را بررسی می كند و امیدوار است بتواند با كمك همكارانش، این تحولات را به دقت ارزیابی كند و موارد مطلوب به شكل سیاستگذاری عرضه گردد. در حوزه گفت وگوی تمدنها، نظریاتی در باب كارآمدی ابزار گفت وگو ارائه داده و از گفت وگو به عنوان ابزاری برای تحول در عالم صحبت به میان آورده است و اعتقاد پیدا كرده كه گفت وگو از ابزارهای اجتماعی مؤثر برای تغییر است و با توجه بیشتر به این مقوله امكان ارتقای مقام كشورمان وجود خواهد داشت. در باب دموكراسی تز مهمی راجع به دموكراسی اسلامی مطرح می كند كه دموكراسی اسلامی امكانپذیر است.