اخلاق در مناظرات و تبلیغات ریاست جمهوری 96 حلقه مفقوده است

همه جلوی تلویزیون ایستاده اند, انگار رسم است مناظره های سیاسی ایستاده تماشا شود هرازگاهی دست ها لای موها فرومی رود, عینک ها از چشم برداشته می شود, آه های بلند از نهاد جماعت بیننده بلند می شود, شیشه آب روی میز در لحظه خالی می شود, مصرف سیگار به بالاترین حد خود می رسد, رنگ ها پریده و صورت ها عصبی است این واکنش های مردمی است که سیاست برایشان اهمیت دارد و سه ساعت مناظره هفتگی کاندیداها را با هم تماشا می کنند

این فقط بخشی از واکنش های ظاهری به دیدن مناظره ها و فعالیت های سیاسی است که آدم ها در آن خردشدن و تکه تکه شدن قهرمان های سیاسی خود را می بینند. نگاهی به ابرقهرمان هایی که قرار است وضع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشورها را بهتر کنند؛ اما در تنگناهای اخلاقی برای نشستن بر صندلی پرطمطراق ریاست جمهوری و نخست وزیری، برای تباه کردن آمال مردمی که قرار است طرفدار آنها باشند، از هیچ حرکتی مضایقه نمی کنند.

ماجرا البته فقط به مناظرات بازنمی گردد. قصه درگیری آدم ها در تبلیغات میدانی کاندیداها و فعالیت ستادهایی که تراکت پخش می کنند و درگیری شان با دیگران کم نیست. در دوهفته ای که تب و تاب تبلیغات انتخاباتی رونق می گیرد، فعالان انتخاباتی برای برنده شدن همه راه ها را انتخاب می کنند، بی اخلاقی های مرسوم، کری خواندن ها و شعارهایی که روان مردم را نشانه می رود. حالا دیگر مردم به یُمن حضور فعال تکنولوژی نیمه شب ها و در فضای مجازی نیز از اخبار ضدونقیض رهایی ندارند. آنها مدت ها قبل از انتخابات می بینند که چگونه امانت دارهای یک کشور در لحظه ای با گزارش و پیامی نابود می شوند، این تنها نابودی یک شخصیت نیست، در این فرایند که گویی از آن گریزی نیست، هربار اعتماد بخشی از مردم جامعه است که لگدکوب می شود. آنها می بینند ممکن است هربار در این فرایند تعداد بیشتری به آخر خط برسند؛ اما مسئله مهم و کُدی که در اختیار مخاطب قرار می گیرد این است؛ در شرایطی که رانت و بردن و اختلاس به این سادگی اتفاق می افتد، به چه کسی باید اعتماد کرد و اصلا چرا من هم بخشی از این بازی سیاسی نباشم؟

هفته گذشته بود که وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در نشست خبری خود از کاندیداهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری درخواست کرد سلامت روان مردم را در نظر بگیرند. سیدحسن هاشمی در حاشیه مراسم روز جهانی سلامت، درباره تأثیر فضای انتخاباتی بر سلامت روان مردم گفته بود: «ما در این موضوع می توانیم مثل هر مقوله دیگر باعث آسیب زدن به سلامت روان مردم یا نشاط آنها شویم. کسانی که تخریب و تحقیر می کنند، گزارش خلاف واقع و وعده بیجا می دهند، امید بیجا ایجاد می کنند یا سطح توقعات مردم را بالا می برند، بر اعصاب و روان آنها اثر می گذارند. واقعیات و مشکلات را صادقانه بگوییم. توقع هایی که ایجاد می کنیم باید مطابق داشته ها و شرایط مان باشد. سال هاست به غربی ها انتقاد می کنیم؛ اما الگوی ما در انتخابات مناظرات، رفتارهای سیاسی و نقد رقیبان مانند آنهاست. باید متوجه شویم مسیری که در پیش گرفته ایم، اسلامی و به صلاح کشور نیست و با روح و روان مردم سروکار دارد و به آن آسیب می رساند. ما در رسانه ها به طور دائم افکار متضاد می بینیم که این مردم را گیج می کند. باید به آموزش های دینی و سنت خودمان برگردیم که این کار به صلاح مملکت خواهد بود». به گفته وزیر بهداشت آگاهی حق مردم است؛ اما باید دید سیل اطلاعاتی که گاه به صورت غلط به سمت جامعه روانه می شود چگونه مردم را دچار ابهامات عجیبی می کند که دیگر رهایی یافتن از آن غیرممکن است.

مردم فراموش نمی کنند

مرضیه معلم ثانی، دانشجوی دکترای جامعه شناسی در دانشگاه علامه طباطبایی است، او پایان نامه کارشناسی ارشد خود را به موضوع تأثیر فضای ناامن سیاسی بر جامعه اختصاص داده است. معلم ثانی به «شرق» می گوید: در سه دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری دیده ایم که مناظره های انتخاباتی به جبهه جنگ روانی تبدیل می شود، کاندیداها با پرونده های قطور جلوی دوربین حاضر می شوند و یکدیگر را متهم می کنند. این قصه با پایان مناظره نیز تمامی ندارد، پایان مناظره اول ماجراست. ستادها لشکرکشی می کنند، بیانیه ها صادر می شود، اسناد دروغ ها برملا می شود، آدم ها در خیابان با هم گلاویز می شوند، خشونت ها در قلب مردم باقی می ماند.

مناظره ها و انتخابات تمام می شود؛ اما مردم خشونت شان تمام نمی شود. وی افزود: «آنها در خاطرشان می ماند که چه کسی در چه جناحی قرار داشته و به کدام کاندیدا رأی داده، موفقیت شدن یا موفقیت نشدن کاندیدا در دوران ریاست جمهوری پتکی بر سر رأی دهندگان به او می شود؛ آنها یکدیگر را در نابودشدن چهار سال یک رئیس جمهور مقصر می دانند.

دوستی های زیادی در دوران انتخابات به دشمنی تبدیل می شود. درست همان زمانی که نامزدها برای نامزد برنده دسته گل و پیام تبریک می فرستند و از فردای انتخابات دوباره در جلسات رسمی با یکدیگر دیدار صمیمانه ای ترتیب می دهند، در جامعه مردم هنوز با یکدیگر درگیر هستند، مردمی که اصلاح طلب هستند سعی می کنند از آقای مغازه دار اصولگرا خرید نکنند. صاحبخانه اصولگرا مستأجر اصلاح طلب خود را جواب می کند و این چرخه معیوب حتی در ادارات و شرکت های دولتی و خصوصی ادامه پیدا می کند». این جامعه شناس تصریح کرد: «شاید به عمل نامزدها پس از انتخابات با یکدیگر کنار بیایند و همه چیز تمام شود؛ اما این ضربه ها در رینگ مناظره تا ابد روی جامعه تأثیر می گذارد، مردم فراموش نمی کنند، حافظه تاریخی شان در دشمنی ها پایدار می ماند، چون آنها سربازهای پیاده نظام کاندیداها هستند، آنها یادشان نمی رود در کدام خیابان و از هوادار کدام کاندیدا مشت خورده اند و این تا ابد بر جامعه تأثیر خواهد گذاشت».

این جامعه شناس در پایان خاطرنشان کرد: «در سه ساعت مناظره کاندیداها یکدیگر را با اتهام های عجیب و غریبی متهم می کنند که شاید در روند عادی و سالم حضور آنها در چرخه سیاست یک کشور غیرقانونی باشد، مردم به عینه می بینند آنها یکدیگر را دروغگو و رانت خوار خطاب می کنند، در چنین جامعه ای چگونه می توان توقع اخلاق مداری داشت؟ هیچ کس حاضر نیست در این میانه کنار بکشد و از خوبی های کاندیدای رقیب بگوید. تصویر و سؤال ذهنی من در پایان هر مناظره این است که کاندیداها پس از اتمام مناظره با هم چه برخوردی می کنند؟ آیا با دیسیپلین سیاسی با هم دست می دهند و چای می نوشند و خداحافظی می کنند؟ آن مجری بیچاره مناظره چه واکنشی به آنها دارد؟ آیا آنها یکدیگر را متهم می کنند و توهین ها را تمام نمی کنند؟ چون مردم تمام نمی کنند. آنها در صفحات مجازی پایان رقیب و طرفدارانش را می خواهند، برای یکدیگر آرزوی مرگ می کنند و کسی سؤال نمی کند پس تکلیف اخلاق مداری چه خواهد شد؟».

عدم اعتماد، تنها نتیجه این نوع تبلیغات بود

دکتر حمیدرضا پوراعتماد، روان شناس بالینی و عضو هیئت علمی دانشکده روان شناسی دانشگاه شهید بهشتی، نیز در گفت وگو با «شرق» درباره بار منفی مناظرات و تبلیغات نادرست بر روان مردم عنوان کرد: «مردم در مناظرات و تبلیغات این چنینی به مرگ اخلاق نگاه می کنند، آنها مضطرب و عصبی به همه آنچه فرو می ریزد نگاه می کنند. یأس، بدبینی و ناامیدی از مسئولان کشوری در قلب ها وارد می شود. اولین صحبتی که آنها می کنند این است؛ اگر این اتهامات همه وارد است، ما چطور در این کشور زندگی می کنیم؟ اولین برداشتی که مردم از این مناظره ها خواهند داشت، این است که این نامزدها چطور شخصیت هایی هستند که با این همه ضعف و ناتوانی و کجی هایی که دارند، می خواهند کشور بزرگ ایران را اداره کنند و آینده آنان را رقم بزنند. وقتی در سطح بالای کشور این گونه اختلاف ایجاد شود، طبیعی است که این اختلاف وقتی به سطح خیابان و جامعه می رسد، زاویه شکاف را چندین برابر خواهد کرد. متأسفانه مناظره ها اختلاف را تا سطح خانواده، ادارات و واحد های کوچک اجتماعی کشانده است و آسیب های روانی ای به جامعه وارد می کند که جبران آن به سادگی امکان پذیر نخواهد بود».

وی افزود: «اثرات روانی این مناظره ها را به چند روش می توان بررسی کرد؛ عمدتا دو روش برای تحلیل تأثیر این مناظرات وجود دارد؛ یکی روش های نسبتا شناخته شده و قدیمی تر که مناظره ها را کدگذاری و مطالعه می کند که بیشترین لغت، مفهوم و سازه ای که تکرار می شود چیست و بعد از طریق تحلیل آن واژه می توانیم به افکار و ایده های مناظره کنندگان و تأثیر آن روی مردم پی ببریم. یعنی ابتدا در این روش باید گفت وگوی مناظره کننده ها تحلیل شود که روی کدام نقاط روانی و هیجانی مردم دست می گذارند، تا بتوانیم به نتیجه آن هم پی ببریم. در روش دوم با صحبت با مردم و تحلیل تأثیر آن روی مردم به نتیجه برسید که این مناظرات چه آثار روانی ای روی مردم خواهد داشت. به عبارت دیگر این مناظره ها را به منزله یک پیام دید؛ پیامی که فرستنده اش مناظره کنندگان و پیام متن مناظره و پیام گیرنده مردم هستند. من فکر می کنم در سه سطح می شود این مسئله را تحلیل کرد». پوراعتماد در ادامه می گوید: «اما روش های مبتنی بر تکنولوژی هم وجود دارد که بدون اینکه تماشا کنندگان مناظره متوجه باشند، می توان اثرات روانی، هیجانی یا شناختی را در آنها بررسی کرد. روش هایی مثل تعقیب چشمی در این مسئله بسیار کمک کننده هستند. این نوع مطالعات حداقل هفت، هشت روز فرصت می خواهد تا بتوان به تحلیل های عمیق رسید، اما از خلال مناظرات این مدت می توان به این نتیجه رسید که فضای حاکم بر مناظرات و تبلیغات این روزها فضای اتهام است. به عبارت دیگر افراد به دلیل اینکه برنامه های مشخصی نداشتند که نشان بدهند از هم بهترند، عمدتا با تخریب سعی می کردند نامزد مقابل را در انفعال قرار دهند و به بیننده این پیام را منتقل کنند که به این فرد اعتماد نکن. این استراتژی در میان مناظره کنندگان دنبال شد و مهم ترین آسیب روانی که به مردم وارد می کند، ایجاد فضای ناامنی و عدم اعتماد است. مردم در چنین شرایطی وقتی می بینند به نامزدهای انتخاباتی نمی توانند اعتماد کنند، طبیعتا در مسائل شخصی و کسب وکار خود نیز اعتمادکردن برایشان دشوار می شود. در مناظرات ضربان قلب افراد بالا می رود، این مسئله شبیه دیدن یک مسابقه فوتبال است، با این تفاوت که فوتبال سرگرمی است، اما مناظره ها می خواهد سرنوشت یک کشور را رقم بزند».

حالا مناظره ها تمام شده و تبلیغات میدانی بیشترین تبلیغات ستادی کاندیداهاست، آنها هنوز هم از هیچ تلاشی برای مخدوش کردن اعتمادها فروگذار نمی کنند. هفته دیگر همین روز ٤٨ ساعت از اتمام انتخابات گذشته است و مهم ترین چیزی که بین مردم از بین رفته، اعتماد است. کاش فکری به حالش کنیم.

شهرزاد همتی