هر انسانی دوست دارد در جامعه آبرومند باشد؛ یعنی وقتی به صورت او نگاه می کنند برای او احترام قائل شوند و با نگاه تحقیرآمیز به او ننگرند. اگر قیافه، لباس، رفتار، منش و رفتارهای ارزشی شخصی موجب ستایش دیگران شود، او در جامعه آبرومند است و اگر قیافه و منش و رفتارهای ارزشی او موجب تنفر دیگران شود، او در آن جامعه آبرویی ندارد و کسی برای او احترامی قائل نمی شود. برخی از اهل تصوف عقیده دارند که نباید ظاهر خود را آراست و باید از استحمام و اصلاح سر و صورت و تمیزی لباس خودداری کرد تا تعفن بدن و لباس و موهای ژولیده موجب تنفر دیگران از آنان شوند. آنان به خیال خام خود با نفس خویش مبارزه می کنند تا به نوعی کمال روحی دست یابند.

همان طوری که از قرآن و اخبار ائمه معصومین (ع) استفاده می شود این عمل، مذموم و بسیار نکوهیده است. حتی در قرآن تهیدستانی که خود را نیازمند نشان نمی دهند مدح شده است: "...یحسبهم الجاهل اغنیاءمن التعفف تعرفهم بسیماهم لا یسئلون الناس الحافا"(بقره:۲۷۳). و از فرط عفاف چنان احوالشان بر مردم مشتبه شود که هر کس از حال آنان آگاه نباشد، پندارد او قوی و بی نیاز است. شما می بایست از سیمای آنان به فقرشان پی ببرید؛ زیرا آنان به دلیل عزت نفسشان چیزی را از کسی طلب نمی کنند.

از دیدگاه اسلام، انسان باید در لباس پوشیدن، برخورد با دیگران، به گونه ای عمل کند که احترام دیگران را به خود برانگیزد. روایات اسلامی افرادی را که دارای دو نوع لباس هستند و لباس تمیزتر را برای روز عید، روز جمعه و یا اجتماعات مسلمین و لباس دیگر را برای کار اختصاص داده اند نه تنها مورد مذمّت قرار نداده و عمل آنان را دنیاگرایی به حساب نیاورده، بلکه آنان را مدح و ستایش نموده است. و نیز در جامعه اسلامی، افراد باید هر چه بیشتر با هم ارتباط داشته باشند و همدیگر را دوست بدارند. این عمل زمینه رشد و تکامل مادی و معنوی آنان را فراهم می آورد. در روایات سفارش شده است که مؤمنین در هنگام مصافحه دست یکدیگر را در دستان خود بفشرند و به یکدیگر عشق بورزند. امام باقر (ع) می فرمایند: "ان المؤمنین اذا التقیا فتصافحا ادخل الله عز و جل یده بین ایدیهما و اقبل بوجهه علی اشدهما حبا لصاحبه" هنگامی که دو مؤمن با هم برخورد نمایند و با هم مصافحه کنند، خدای عزّ و جلّ دستش را میان دست آنان داخل می کند و به او که دوست خود را بیشتر دوست بدارد توجه می نماید... .

همه این تشویقها و سفارشها برای این است که مؤمنین با هم ارتباط داشته باشند و همدیگر را دوست بدارند. لازمه این مهربانی و دوستی و ارتباط، دوری از چیزهایی است که موجب تنفر دیگران می شوند. هیچ کس دوست ندارد با انسانی کثیف، بدبو و ژولیده مصافحه کند؛ حتی ممکن است انسان دوست نداشته باشد به چنین فردی نظر بیندازد، چه رسد به اینکه بخواهد با او بنشیند و با او سخن بگوید و سخنان او را بشنود. بنابر این، مقدمه دوستی و صمیمیّت پاکیزگی است.

پیامبر اکرم (ص) زمانی که قصد داشتند به ملاقات یاران خود بیایند موهای خود را شانه می کردند، به خود عطر می زدند، دندانهای خود را مسواک می نمودند و لباس خود را منظم می کردند؛ علاوه بر این، در آیینه نگاه می کردند تا ناآراستگی در لباس و سر و صورتشان وجود نداشته باشد، و اگر آیینه نبود، در ظرف آب نظر می انداختند. این تقیّد به پاکیزگی و تشویق مردم به آن، برای این است که افراد جامعه هر چه بیشتر با هم متّحد شوند و همدیگر را دوست بدارند، تا بتوانند از انوار یکدیگر استفاده بیشتری ببرند. یکی از تفاوتهای مؤمن و کافر در این است که مؤمن طالب آبروست تا در سایه آن به وظایف اجتماعی ای که دین برای او معیّن کرده است تحقق بخشد، ولی کافر آبرو را به منزله هدف جویاست.

عقل بسیاری از مردم در چشم آنان است؛ معمول مردم به فرد تهیدست اعتنایی نمی کنند و برای چنین فردی دشوار است که بتواند در جامعه، حتی در میان مؤمنین، موقعیتی کسب کند. امام سجاد (ع) در دعای شریف مکارم الاخلاق به درگاه الهی عرضه می دارد: " وصن وجهی بالیسار، و لا تبتذل جاهی بالاقتار". بار الها! آبروی مرا در جامعه با معیشت سهل و آسان محافظت فرما و قدر و منزلتم را نزد مردم، با تنگدستی سبک و خوار مگردان. مال و ثروت برای امام (ع) دارای هیچ گونه ارزشی نیست، ولی او آن را برای حفظ آبروی خود از خدا طلب می نماید تا در سایه موقعیت اجتماعی وظایف اسلامی و ایمانی خود را به انجام برساند. فردی که محتاج دیگران است، مجبور است دست نیاز به طرف دیگران دراز کند؛ در این صورت، اگر دیگران او را یاری رسانند، او حقیر می شود و اگر دست او را رد کنند، شکست بیشتری را متحمّل می گردد؛ در حالی که خزاین آسمان و زمین در دست خداست و او می تواند با کرم و لطف بی کران خود نیازهای انسان را خود برآورده سازد تا آبروی انسان محفوظ بماند.

جواد پوریا