راهبردهای اصلی انتخابات عراق

خاورمیانه در سالی که روزهای پایانی آن را می گذرانیم چهار انتخابات مهم را تجربه کرد, انتخابات لبنان ۱۷خرداد انتخابات ایران ۲۲خرداد انتخابات افغانستان ۳۰مرداد و انتخابات عراق ۱۶اسفند نتایج این چهار انتخابات در سرنوشت خاورمیانه اثر مهمی دارد بر این اساس هر طرف سعی دارد از آن تفسیری ارائه دهد که در نهایت «برنده» دیده شود این از آن روست که جنبه روانی نتایج انتخاباتی از آنچه در سیستم های سیاسی برجای می ماند, مهمتر تلقی می شود

خاورمیانه در سالی که روزهای پایانی آن را می گذرانیم چهار انتخابات مهم را تجربه کرد، انتخابات لبنان-۱۷خرداد- انتخابات ایران- ۲۲خرداد- انتخابات افغانستان -۳۰مرداد- و انتخابات عراق- ۱۶اسفند- نتایج این چهار انتخابات در سرنوشت خاورمیانه اثر مهمی دارد بر این اساس هر طرف سعی دارد از آن تفسیری ارائه دهد که در نهایت «برنده» دیده شود این از آن روست که جنبه روانی نتایج انتخاباتی از آنچه در سیستم های سیاسی برجای می ماند، مهمتر تلقی می شود.

برای اینکه از این فضای روانی خارج و به واقعیت نزدیکتر شویم چاره ای نداریم که به روش ریاضی متوسل شویم و از نظر کمی موضوع را بررسی نمائیم البته نمی خواهیم بگوئیم همه ابعاد یک ماجرا از طریق ارزیابی کمی قابل نشان دادن است. حتماً یک حادثه ، حوادث موازی و مقارن هم دارد که در ارزیابی باید مورد توجه قرار بگیرند.

در انتخابات لبنان میزان آراء بلوک مقاومت حدود ۸۰۰ هزار و میزان آراء بلوک مقابل آن حدود ۶۰۰ هزار بود یعنی ۵۷ درصد در برابر ۴۳درصد ولی ساختار سیاسی لبنان و وضعیت طایفه ای به گونه ای بود که بلوک مقاومت تنها به ۵۴ کرسی از ۱۲۰ کرسی مجلس دست پیدا کرد با این وجود این بلوک توانست دو خواسته کلیدی خود را در دولت برآمده از مجلس جدید محقق نماید یعنی تشکیل دولت وحدت ملی و قبول ثلث ضامن (ثلث بعلاوه یک کرسی) توسط جریان اکثریت از سوی دیگر حفظ امکان مقاومت مسلحانه در برابر تهدیدات رژیم صهیونیستی که در حفظ سلاح مقاومت تبلور دارد، استراتژی کلیدی مقاومت می باشد که در لبنان نهادینه شده است و این حاصل اقتدار حزب الله در لبنان است.

انتخابات ایران در فضای رقابت فشرده برگزار شد، کاندیدایی که بیش از بقیه معرف جریان منطقه ای اسلام گراست توانست رکورد انتخابات در صحنه بین المللی و داخلی کشور را بشکند. محمود احمدی نژاد که یکی از چند چهره محبوب خاورمیانه به حساب می آید توانست علیرغم فضای غلیظ ناشی از تبلیغات ضددولتی به پیروزی چشمگیر (۶۲درصد) دست یابد. این انتخاب در زیر نگاههای سنگین خارجی برگزار شد و برای بر هم زدن آن و یا منحرف کردن نتایج آن دست های فراوانی در هم گره خوردند.

انتخابات افغانستان در فضایی برگزار شد که ائتلاف های طایفه ای جای ائتلاف سیاسی را پر کرده بود و وضعیت امنیتی استانهای جنوبی و شرقی افغانستان، مشارکت آنان را در پای صندوق های رأی منتفی کرد بنابراین انتخابات این کشور با عدم حضور بخش وسیعی از پشتونها عملاً به استانهای خاص محدود شد. آمریکایی ها در این انتخابات از اشرف الدین غنی که تابیعتی دوگانه داشت حمایت می کردند و این در حالی بود که آنان علیرغم اعلام های اولیه نتوانستند زلمی خلیل زاد - چهره افغانی الاصل و دیپلمات باسابقه آمریکا- را وارد پروسه انتخابات نمایند. اشرف الدین غنی در این انتخابات با فاصله زیاد نفر چهارم شد و البته اگر ۶ استان جنوبی که مردم آن ۱۰ سال است با آمریکایی ها در حال جنگ می باشند هم در انتخابات شرکت کرده بودند وضع کاندیدای مورد حمایت آمریکا از این هم خراب تر می شد. سیاست ایران در این انتخابات تشویق مردم افغانستان به مشارکت حداکثری در سرنوشت خود بود اما البته همه می دانستند که ایران با همه طیف ها تعامل دارد و با این وجود در بین حدود ۳۵ کاندیدا، به حامد کرزای و عبداله عبداله گرایش بیشتری دارد.

چهارمین انتخابات در هفته های پایانی سال در عراق برگزار شد، نتایج انتخاباتی در عراق بسیار حائز اهمیت بود چرا که تاثیر آن به ۴ سال محدود نبود بلکه در عمل ساختار جوان موجود در عراق را برای همیشه نهادینه می کند و به بسیاری از بحث ها پایان می دهد. کاملاً معلوم بود که ایران از تثبیت نظم فعلی و سنت جاری حمایت می کند و در نقطه مقابل آن آمریکا، سعودی، اردن، ترکیه و حتی سوریه درصدد بهم زدن نظم کنونی و جاگیر کردن نظم تازه در عراق هستند. حرکت جمهوری اسلامی و هواداران آن در عراق روی فرمول «هر عراقی یک رأی» و «فراگرد داخلی» دور می زد و حرکت جبهه مقابل آن که از سوی بعثی ها و سایر گروههای بدنام حمایت می شد از انتقال عراق از فرمول رأی به فرمول توافق سران احزاب و برمدار «تلفیق فراگرد داخلی با فراگردهای بین المللی و منطقه ای» قرار داشت.

آمریکایی ها و سعودی ها بخصوص در یک سال اخیر تلاش وسیعی را به کار بستند و میلیاردها دلار هزینه کردند تا ائتلاف های سیاسی موجود که پایه اصلی برگزاری انتخابات هستند را فرو بپاشند و آینده عراق را در شرایط مبهم قرار دهند و در نهایت با یک ائتلاف بزرگ بین المللی و منطقه ای آینده عراق را به سمت حاکمیت غیرطایفه ای و غیرمذهبی سوق دهند. حتماً شنیده اید که چند ساعت پس از پایان رأی گیری در عراق، باراک اوباما که البته می دانست که اقوام بزرگ عراق سهم خود را در اداره عراق مدیریت نموده و در یک رقابت سازنده برای اداره بهتر کشور خود شرکت کرده اند و نیز می دانست ساختار مذهبی عراق توانسته است، در مشارکت حداکثری و بهبود شرایط ایفای نقش کنند که این دو به معنای ضرورت پایان یافتن مداخله خارجی در امور عراق بود، با شعبده بازی اعلام کرد که: «در انتخابات عراق ملی گرایی بر طایفه گرایی و سکولاریزم بر حکومت مذهبی پیروز شد!»

در انتخابات عراق یک رقابت بین تلاش برای حفظ و گسترش ائتلاف ها و تلاش برای فروپاشی ائتلاف ها وجود داشت و در نهایت گرایش به ائتلاف بر گرایش به اختلاف غلبه کرد. در این انتخابات ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی نخست وزیر بین ۹۲ تا ۹۶ کرسی را به خود اختصاص داد و اول شد، ائتلاف وطنی عراق به رهبری مشترک حکیم، جعفری و صدر توانست نزدیک به ۸۰ کرسی را به دست آورد و دوم شود. این دو ائتلاف با هم به حداقل ۱۷۰ کرسی مجلس دست یافته و اکثریت مطلق را در اختیار دارند.

این دو ائتلاف در مجلس فعلی ۱۳۸ کرسی- کمی بیش از نیمی از ۲۷۵ کرسی- دارند و در مجلس آینده ۱۷۰ کرسی- ۷ کرسی بیش از نیمی از ۳۲۵ کرسی- خواهند داشت و طبق قانون اساسی عراق می توانند- حتی بدون رأی دیگران- دولت را تشکیل دهند- هرچند بنای شیعیان این نیست- در این انتخابات ائتلاف مورد حمایت آشکار آمریکا، انگلیس، عربستان، اردن و... حداکثر ۷۰ کرسی از ۳۲۵ کرسی خواهد داشت. این ائتلاف در مجلس فعلی ۶۵ کرسی از ۲۷۵ کرسی دارد یعنی سهم آن از ۶۳/۲۳ درصد به ۵۳/۲۱ درصد تقلیل یافته است. کردها در این انتخابات با یک شکاف مواجه شدند و در نتیجه از سهم آنان حدود ۴۰ کرسی به ائتلاف مشترک طالبانی- بارزانی و ۱۵ کرسی به گروه گوران رسید و می توان گفت کمی از اقتدار کردها در مجلس آینده کاسته شده است. اما در ارتباط با انتخابات اخیر عراق چند نکته کلیدی قابل اشاره است:

۱) با توجه به این که از مجموع ۳۲۵ کرسی حداقل ۲۳۰ کرسی آن به اسلام گراهای- شیعه، سنی و کرد- عراق رسیده است و این اسلام گراها غالبا با جریان کلی مقاومت در منطقه هم پیمانی داشته و در نقطه مقابل اشغالگران به حساب می آیند می توان با قاطعیت و بدون تردید گفت که اسلام گراها بر تسلیم طلبان و اشغالگران غلبه کرده اند.

۲) در انتخابات عراق نوری مالکی بیش از ۲۹ درصد کرسی ها را به خود اختصاص داده و حال آن که در طول ۴ سال گذشته تحت شدیدترین فشارها از سوی اشغالگران و تروریست های مرتبط با آنان و نیز اکثر همسایگان عراق بوده است. پیروزی درخشان او نشان می دهد مردم عراق نسبت به دخالت دیگران در امور خود حساسیت دارند و خود را برای اداره کشور خویش توانا می بینند بنابراین یکی از مهمترین پیام های این انتخابات این است که فشارهای مردمی و درون حکومتی برای پایان اشغال عراق و خروج این کشور از بند ۷ منشور سازمان ملل فزونی خواهد گرفت.

۳) در طول سال های اخیر تبلیغات فراوانی برای ایرانی جلوه دادن نوری مالکی نخست وزیر، جلال طالبانی رئیس جمهور، محمود المشهدانی رئیس سابق مجلس و ائتلاف یکپارچه شیعیان عراق صورت گرفت. در این میان آمریکایی ها، بعضی از دولت های عربی و بعضی از احزاب ضد اسلامی عراق گمان می کردند، «ایرانی خواندن» اتهامی است که از یک سو سبب فاصله گرفتن شخصیت های عراقی از ایران می شود و از سوی دیگر سبب ریزش آراء دوستان ایران در عراق می گردد. انتخابات اخیر عراق نشان داد که این تبلیغات نتوانسته مردم عراق را گمراه کند بر این اساس می توان گفت که دولت و مجلس آینده عراق بیش از پیش بر لزوم فعال سازی همه ابعاد رابطه با ایران تاکید خواهند کرد.

۴ ، ۵ ، ۶ و...

سعدالله زارعی