|
حزب کارگر یک حزب رسمی چپ میانه در پادشاهی متحد بریتانیا است. این حزب در قرن ۲۰ بنیانگذاری شد و از سال ۱۹۲۰ به عنوان حزب اصلی چپ در انگلستان، اسکاتلند و ولز بوده است.
حزب کارگر در انتخابات دهه ۱۹۲۰ از حزب لیبرال پیش افتاد و از آن زمان این حزب چندین رهبری را در دولت داشته است؛ اولاً دولت اقلیت تحت رهبری رمزی مک دونالد در سال ۱۹۲۴، سپس به عنوان دستیار غیرارشد در اتحاد زمان جنگ از سال ۱۹۴۵ ۱۹۴۰ و نهایتاً دولت اکثریت تحت رهبری کلمنت آتلی در سال ۱۹۵۱ ۱۹۴۵ و تحت رهبری هارولد ویلسون در سال های ۱۹۷۰ ۱۹۶۴. همچنین در سال های ۱۹۷۹ ۱۹۷۴ تحت رهبری ویلسون و سپس جیمز کالاتان بود.
ریشه های حزب کارگر به اواخر قرن ۱۹، یعنی زمانی که نیاز به یک حزب سیاسی که نماینده منافع و نیازهای پرولتاریای شهری باشد، برمی گردد.
به دنبال انقلاب صنعتی که مرکز آن انگلستان بود در تمام اروپا و طی قرن ۱۹، با رشد و گسترش سریع صنایع از جمله صنایع زغال سنگ، آهن و نساجی تحت تاثیر تکامل اختراعات ماشین بخار، پنبه پاک کنی و ماشین آلات صنعتی اوج گرفت و اساس تولید از دستی به ماشینی تغییر پیدا کرد. کارخانه های عظیم جای کارگاه های کوچک را گرفت و نیز با انقلابی که در صنایع حمل و نقل به وجود آمده بود با پوشاندن زمین با شبکه های راه آهن، کانال، جاده و کشتی های بزرگ بخار، بازرگانی از سطح محلی به سطح جهانی تکامل یافت. تولید کالاها به مقیاس صدها و میلیون ها برابر افزایش پیدا کرد.
انقلاب صنعتی با رشد و تکامل سریع صنعت و تجارت، یک طبقه سرمایه دار ثروتمند به وجود آورد که مبارزه سختی را که از پیش با نظام کهنه فئودالی شروع کرده بود، شدت بخشید. این طبقه جدید از لحاظ اقتصادی، سیاسی، فلسفی و نظامی علیه اربابان بزرگ فئودال، شاهان، پاپ ها، اسقف ها و نجبا وارد جنگ شد و طی جنگ های قهرآمیزی که درگرفت، انقلاب های بورژوایی صورت گرفت. در نتیجه آن نظام های سیاسی جمهوری با سلطنت مشروطه شکل گرفتند. در عین حال تعداد بی شماری از دهقانان و تولیدکنندگان مستقل سابق به خاطر باز شدن جا برای پرورش گوسفند از زمین هایشان بیرون و در دسته های بزرگ به داخل کارخانه ها رانده شدند و به کارگر مزدور تبدیل شدند. همچنین پیشه وران که برای خود یا در کارگاه های کوچک کار می کردند به تدریج در کارگاه های بزرگ گرد هم می آمدند. به این ترتیب طبقه کارگر جهانی شکل گرفت.
پس از شکل گیری طبقه جدیدی با عنوان کارگر و افزایش تعداد کارگران شهری همچنین گسترش حق رای، نیاز به حضور حزبی به منظور انعکاس و بیان منافع و احتیاج این گروه احساس شد.
بنابراین با حضور نمایندگان اتحادیه های تجاری حزب مستقل کارگر و جامعه فابین و دیگر اجتماعات سوسیالیست حزب کارگر تشکیل شد. این حزب در سال ۱۹۸۱ با قبول اساسنامه جدید علناً به حزب سوسیالیست روی آورد و در این مسیر حرکت کرد. نخستین تجربه قدرت و حکومت توسط حزب کارگر رمزی مک دونالد در سال ۱۹۲۴ بود که البته بیش از دو ماه دوام نیاورد. پس از تشکیل این حزب اصلاحات ساختاری در سال ۱۹۸۳ با رهبری نیل کنیاک صورت گرفت و در زمان بلر نیز این اصلاحات ادامه یافت.
بنیاد اصلی اندیشه ها و جهت گیری این حزب در عرصه سیاست داخلی بر پایه سوسیالیست است. در رابطه با مسائل اقتصادی حزب کارگر از سال ۱۹۹۷ به بعد سعی کرده نوعی رهبری سوسیالیست میانه با رعایت روش حکومت های قبلی کارگری و همچنین رهیافت بازار آزاد حکومت های محافظه کار اتخاذ کند. در زمینه سیاست خارجی نگرش این حزب ناشی از ارزش های مساوات طلب است. به طور سنتی این حزب از سازمان های فراملی حمایت می کند و این سازمان ها را برای صلح بین المللی مورد توجه قرار می دهد.
● ایدئولوژی حزب
حزب کارگر از جنبش اتحادیه تجاری و احزاب سیاسی سوسیالیست قرن ۱۹ که در جست وجوی نمایندگی کارگران بودند رشد کرده است و خودش را به عنوان حزب دموکراتیک سوسیالیست توصیف می کند. به لحاظ تاریخی و سنتی حزب کارگر به دنبال نمایندگی طبقه کارگر است و اکثریت رای دهندگان وفادار حزب کارگر، کارگران یقه آبی هستند. از زمانی که پروژه «کارگر نو» آغاز شد، سهم عظیمی از حمایتش را از رای دهندگان طبقه متوسط به دست آورده است و بسیاری این حمایت را به عنوان کلید موفقیت انتخاباتی حزب کارگر از سال ۱۹۹۷ می دانند.
به لحاظ تاریخی عموماً حزب طرفدار سوسیالیست است که شرح آن در بند ۴ قانون اساسی حزب آمده است و از سیاست های سوسیالیستی نظیر مالکیت عمومی صنایع کلیدی، دخالت دولت در اقتصاد، بازتوزیع ثروت، افزایش حقوق کارگران، دولت رفاه و بودجه عمومی تحصیل و بهداشت طرفداری می کند. در اواخر دهه ۱۹۸۰ تحت رهبری نیل کنیاک و سپس بعد از آن جان اسمیت و تونی بلر حزب از مواضع سوسیالیستی خود کناره گرفت و سیاست بازار آزاد را پذیرفت.
این حزب خود را حزبی دموکراتیک سوسیالیسم می نامد اما سیاست های آن بیشتر سوسیال دموکرات است.
سوسیال دموکراسی یا مردم سالاری اجتماعی یک ایدئولوژی سیاسی است که در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده ۲۰ میلادی از سوی هواداران مارکسیسم ارائه شد.
ابتدا سوسیال دموکراسی شامل انواع گرایش های مارکسیستی از گرایش های انقلابی همچون رزا لوکزامبورگ و ولادیمیر لنین تا گرایش های مختلفی همچون کائوتسکی و برنشتاین را شامل بود، اما به خصوص پس از جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر در روسیه سوسیال دموکراسی بیشتر و بیشتر به گرایشی غیرانقلابی بدل شد تا آنجا که گرایش رویزیونیستی که برنشتاین نمایندگی می کرد، مبنی بر اینکه سوسیالیسم نه از طریق انقلاب که از طریق اصلاحات تدریجی به دست می آید، تقریباً بر کل سوسیال دموکراسی حاکم شد. شعار بعضی سوسیال دموکرات ها «نه به انقلاب، آری به اصلاح» بوده است.
در میانه های سده بیستم سوسیال دموکرات ها از اعمال قوانین جدی تر کار، ملی کردن صنایع اصلی و ایجاد دولت رفاهی هواداری می کردند. امروزه سازمان «انترناسیونال سوسیالیستی» مهم ترین سازمانی است که در سطح جهانی احزاب سوسیال دموکرات را (در کنار احزاب سوسیالیست دموکراتیک) دربر می گیرد.
سوسیال دموکراسی نباید با «سوسیالیسم دموکراتیک» اشتباه گرفته شود. سوسیالیسم دموکراتیک در واقع انشعابی فکری از سوسیال دموکراسی است. سوسیالیسم دموکراتیک معمولاً چپ تر از سوسیالیسم دموکراسی است.
● گوردون براون
جیمز گوردون براون در ۲۰ فوریه ۱۹۵۱ متولد شد. وی پنجاه و دومین نخست وزیر بریتانیا است. براون در ژوئن ۲۰۰۷ بعد از استعفای تونی بلر نخست وزیر شد و پیش از آن وزیر خزانه داری دولت بلر از سال ۲۰۰۷ ۱۹۹۷ بود. براون دارای دکترای تاریخ از دانشگاه ادینبورگ است. در سال ۱۹۸۲ از رساله دکترای خود تحت عنوان «حزب کارگر و تحولات سیاسی اسکاتلند در سال های ۱۹۲۹ ۱۹۱۸» دفاع کرد.
وی قصد بازسازی حزب کارگر و جلب نظر رای دهندگان بریتانیایی را به سمت خود دارد تا از این راه بتواند همچنان حزب کارگر را در راس امور بریتانیا نگه دارد.
براون از دوم مه ۱۹۹۷ به عنوان وزیر خزانه داری دولت بلر بوده و همواره بلر از او به عنوان «یار و همراه خوب» یاد کرده است. وی سه بار در انتخابات حزب کارگر حوزه های مختلف شرکت کرد، اما شکست خورده و سرانجام در انتخابات عمومی ۱۹۸۳ موفق شد از حوزه کرکالدی در شمال اسکاتلند به پارلمان بریتانیا راه یابد. مطبوعات بریتانیا در توصیف براون اغلب از او به عنوان سیاستمدار روشنفکر و عملگرا یاد می کنند که با فاصله گرفتن از جریان های چپ افراطی دهه ۷۰ و حمایت از اصلاحات و رفرم به جای استقلال و جدایی طلبی در اسکاتلند به راحتی در کنار رهبران حزب کارگر ایستاد و به همراه «دانلد دوائر» و «جان اسمیت» از پایه گذاران نوسازی درون حزبی کارگر و به خصوص شاخه اسکاتلندی شد. وی وعده داده است حزبش در عرصه آموزش و پرورش، علوم و تجارت و کارآفرینی در جهان پیشتاز باشد. او همچنین اعلام داشته از شتاب اصلاح خدمات دولتی نباید کاست و رضایت کارفرمایان و کارگران را به گونه یی جلب کرد که باعث پیشرفت بریتانیا در عرصه جهانی شده و این کشور را به سمتی پیش ببرد که جایگاه تاریخی خود را در نظام سیاست بین الملل کسب کند.
براون نیز مانند بلر از سیاست آتلانتیک گرایی به جای رویکرد اروپایی حمایت می کند گرچه میزان استقلال آن می تواند بیش از آقای بلر باشد.
پدر گوردون براون از مدافعان سرسخت اندیشه توزیع عادلانه ثروت بوده و همین دیدگاه و گفتار او براون را به حضور در تشکیلات حزبی رهنمون می کند. وی با اندیشه های سوسیال دموکرات خود مدعی رفاه اجتماعی و توزیع عادلانه ثروت است. براون اکنون به عنوان مغز اقتصادی حزب کارگر مطرح است و نقش اول را در پیاده کردن ایده های اقتصادی کارگر نوین دارد و این شاید وجه تمایز جدی او با بلر باشد.
در بررسی رویکرد دو حزب کارگر و محافظه کار انگلیس نسبت به جمهوری اسلامی ایران به این سوال برمی خوریم که اصولاً برای لندن رعایت حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی چه اهمیتی دارد؟
سیاست های حزب کارگر و حزب محافظه کار انگلیس مانند دو حزب دموکرات و جمهوریخواه امریکا است. همان گونه که احزاب دموکرات نسبت به جمهوریخواهان خواهان سیاست های حقوق بشر در روابط خود هستند در رابطه با حزب کارگر نیز همین مورد صادق است. اهمیت رعایت حقوق بشر برای حزب کارگر به مراتب بیشتر از حزب محافظه کار است. البته این امر به این معنی نیست که حقوق بشر برای حزب محافظه کار اهمیتی ندارد بلکه به اندازه حزب کارگر این مسائل برای حزب محافظه کار کمتر مورد توجه است. اگرچه هر دو حزب در سیاست های خود منافع اقتصادی انگلیس را مهم تر می دانند اما محافظه کاران بیشتر به دنبال توافقات اقتصادی و صادراتی هستند تا حقوق بشر. مثلاً در رابطه با عربستان محافظه کاران بیشتر دنبال فروش اسلحه به این کشور هستند تا حزب کارگر. در مورد ایران هم همین امر صادق است. دغدغه ها چه در مورد ایران و چه در مورد عربستان برای چهره های حزب کارگر بیشتر مطرح است و در حزب کارگر بیشتر افرادی که طرفدار حقوق بشر هستند یا نگاه انسانی یا آرمانگرایانه به سیاست دارند بیشتر از حزب محافظه کار است.
● سیاست خارجی گوردون براون (آرامش نسبی با ایران)
گوردون براون در خصوص برنامه هسته یی ایران اعلام کرده است هیچ برنامه یی برای حمله به ایران ندارد و ترجیح می دهد مساله ایران از طریق یک راه حل دیپلماتیک به نتیجه برسد. وی اعلام کرده است در صورتی که امریکا قصد حمله نظامی به ایران داشته باشد ما از این کشور حمایت نخواهیم کرد. وی همچنین گفته است هر چند مساله هسته یی ایران موضوعی بدون چالش نخواهد بود اما من بر این باور هستم که می توانیم این مساله را از طریق دیپلماتیک به نتیجه برسانیم.براون با اعلام اینکه اگر سازمان ملل تشخیص دهد اعلام تحریم ها بر ایران موثر خواهد بود و در صورت نیاز این تحریم ها اعمال خواهد شد، گفته است اقدامات بیشتر برای ایران را ضروری نمی دانم. به نظر می رسد گوردون براون خواهان روندی آرام در سیاست خارجی خود است. وی پیش از این نیز در جلسه حزب کارگر اعلام کرده تمام نیروی خود را برای افزایش رفاه مردم بریتانیا به کار خواهد بست و مسائل داخلی کشورش را در اولویت برنامه های خود قرار خواهد داد. وی در سخنرانی سالانه حزب کارگر با تمرکز بیشتر روی موارد نقض حقوق بشر اعلام کرده بود خواهان یک سیاست صلح جویانه در روابط خارجی خود است.
وی اکنون طعم ناکامی در عراق را به خوبی درک می کند و می داند حمله به ایران در هر شرایطی کارساز نخواهد بود و تنها بی ثباتی در منطقه را افزایش خواهد داد. |