درگیری های گروه الحوثی و دولت یمن

مواضع ایران در ارتباط با

● سیر تاریخی درگیر ی ها

سابقه درگیری دولت و ناراضیان صعده که بعدها به گروه الحوثی معروف شد به سال ۱۳۸۳ مطابق با ۲۰۰۴ میلادی بازمی گردد. این درگیری ها با نوساناتی طی پنج سال ادامه یافته است. نیروهای ارتش یمن با نقض موافقتنامه دوحه و به همراه قبایل سنی واقع در استان صعده از تاریخ ۲۰/۵/۱۳۸۸ عملیاتی را با نام زمین سوخته برای پاکسازی شمال این کشور از شیعیان زیدی آغاز کردند. این ششمین جنگ علیه گروه الحوثی از شروع درگیری ها در سال ۲۰۰۴ است.با کشته شدن حسین بدرالدین الحوثی توسط دولت یمن در شهریور سال ۸۳ درگیری گروه الحوثی با دولت وارد مرحله جدیدی شد. دولت یمن در مواضع رسمی و علنی خود گروه الحوثی را به شورش و ایجاد ناامنی در مناطق مسکونی و حمله به پاسگاه های امنیتی در صعده متهم کرد و از ابتدای درگیری تلاش کرد با استفاده از توان نظامی به موجودیت الحوثی و طرفداران وی خاتمه دهد. دولت از ابتدا با تبلیغات منفی خود گروه الحوثی را به عنوان مخالف صلح، آرامش، امنیت و رفاه عمومی و باعث اصلی فرار سرمایه و گرانی معرفی کرد و اذهان مردم عادی یمن را منحرف کرد.

در کنار این تفسیر رسمی برخی معتقدند رویکرد سیاسی و مذهبی الحوثی در شمال یمن، مخالفت های گروه با سیاست های امریکا در منطقه، سازماندهی تفکر انقلابی در شمال یمن، گرایش مذهبی عمیق به مذهب زیدی از جمله برگزاری مناسبت های مذهبی مانند مراسم باشکوه غدیر در صعده و برگزاری دوره های آموزشی جوانان، نگرانی هایی را برای برخی در یمن به همراه داشت و گروه های سلفی و بعثی در کنار برخوردهای رادیکال بخش امنیتی موجب شد دولت خود را در مواجهه با گروه مزبور قرار داده و طی پنج سال جنگ تمام عیاری را تجربه کند.گرچه یمن تلاش کرد طی پنج سال گذشته مشکل فراروی خود را با رویکردی نظامی حل کند و در این میان جریانات ذی نفوذ بعثی، سلفی و امنیتی دولت را در این جهت سوق داد لیکن دیدگاه متفاوت سیاسیون و بافت قبیلگی یمن (که رئیس جمهور یمن خود را منتسب به هاشمی ها می داند) و همچنین نفوذ گسترده زیدی ها در کنار سرسختی گروه الحوثی مانع از آن شد که راه حل نظامی بتواند گره مشکل را باز کند.

در سال ۲۰۰۷ عبدالله صالح رئیس جمهور یمن در هماهنگی و مشورت با علامه الشامی فرزند برادر وی را که فرد معتدل، فهیم و قابل اعتمادی بود به عنوان استاندار صعده منصوب کرد تا به تدریج اوضاع را آرام کند و در این راستا فرصت مناسب را برای برکناری علی محسن الاحمر (فرمانده نظامی عالی رتبه یمنی که دامن زدن به حوادث صعده به وی بازمی گردد) به دست آورد. در حقیقت علی محسن الاحمر با قدرت نظامی که در منطقه برای خود ایجاد کرده و روابطی که با عربستان و سلفی ها برقرار کرده بود عامل اصلی ناآرامی ها در این منطقه محسوب می شد. او با پول های عربستان بسیاری از قبایل منطقه را با خود همراه کرد و به صورت فردی که می تواند در مقابل رئیس جمهور بایستد و نافرمانی کند درآمده بود.

به رغم تلاش سیاسیون و گروه های زیدی برای حل سیاسی مشکل، اقدامات تندروانه جنگ طلبان علیه ساکنان صعده و گروه الحوثی آتش این فتنه را شعله ور ساخت و کوشش های افرادی مانند الشامی بدون نتیجه باقی ماند. توافقات صلحی که میان گروه الحوثی و دولت بسته شده بود اغلب از سوی این جریان جنگ طلب نادیده انگاشته و به عنوان خلاف وعده گروه الحوثی وانمود شد.موضوع دیگری که به پیچیدگی درگیری صعده کمک کرد دخالت های عربستان و لیبی در این ماجرا است. لیبیایی ها به دلیل دشمنی با سعودی ها کمک های مالی در اختیار گروه الحوثی قرار داده تا منطقه صعده که در نزدیکی مرز عربستان است ناامن بماند و قبایلی که در داخل عربستان هم عقیده با زیدیه و اسماعیلیه هستند نیز تحریک شده و این ناحیه دچار مشکل شود.لیبی در اعتراضی که از سوی رئیس جمهور یمن به عمل آمد گفته بود هاشمیون و زیدی ها مخالف وهابیون سعودی اند و هر کجا دشمن سعودی وجود داشته باشد ما آنجا خواهیم بود. رئیس جمهور یمن در پاسخ اظهار داشت شما مشکل تان را با عربستان نباید در سرزمین های یمن حل کنید.از سوی دیگر سعودی ها نیز با درک این شرایط به مقامات یمن فشار آورده و خواستار حل نهایی قضیه الحوثی شده اند چرا که احساس می کنند از این ناحیه آسیب پذیر خواهند بود. به نظر می رسد گروه الحوثی به نوعی در چرخه سیاست های سعودی و لیبی قرار گرفت و موقعیت خود را به خاطر فضای ناشی از درگیری های داخلی تضعیف کرد.

● دلایل استمرار درگیری در صعده

علاوه بر آنچه در خصوص اختلاف بستر سیاسی و مذهبی طرفداران الحوثی و دولت مرکزی گذشت موارد زیر را می توان در ادامه درگیری های فیمابین با اهمیت تلقی کرد.

- ادامه تضییع حقوق زیدی ها با ادامه محدودیت و سختگیری علیه آنها از جمله ممانعت از برگزاری جشن های غدیر

- عملکرد نامناسب و خشن نیروهای نظامی در استان های زیدی نشین

- عدم وفای به عهد رئیس جمهور در خصوص آزادی علما و بزرگان بازداشتی و برخورد ملایم تر با زیدی ها

- فراهم شدن زمینه برای ابراز نارضایتی عمومی مردم نسبت به گرانی، لغو سوبسیدها و اعتصاب و تظاهرات عده یی از تجار و مغازه داران و نیز برخی از مدرسین و استادان دانشگاه ها

- تشدید حملات به شیعیان و زیدی ها و محدود کردن مطبوعات آنها و زندانی کردن نویسندگان برجسته آنها

- اعمال فشار سلفی های به حاشیه رانده شده پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و سعی دولت در ایجاد موازنه

- فعالیت شدید بعثی های رانده شده از عراق و فعالیت آنان علیه زیدی ها

- ادعای واهی انتساب گروه به جمهوری اسلامی ایران و دامن زدن به تبلیغات منفی در این خصوص علیه کشورمان

- سرسختی گروه الحوثی در مبارزه با دولت به همراه برخورداری این گروه از حمایت های قبیلگی مردمی و همچنین حضور نظامی در مناطق کوهستانی

- توسعه دامنه درگیری به مناطق خارج از صعده

- تلاش گروه حوثی برای جلب حمایت های بین المللی و مذهبی در خارج.

● پایان جنگ های داخلی

به رغم آنچه گذشت طرفین پس از گذشت سه سال از درگیری، میانجیگری دولت قطر را پذیرفته و این موافقتنامه عملاً ملاک اقدام رئیس جمهور یمن در اعلام پایان جنگ شد.عمده مفاد موافقتنامه صلح که در دوحه به امضای طرفین درگیری رسید عبارتند از؛ تحویل سلاح های سنگین و نیمه سنگین و مهمات گروه الحوثی به دولت، آزادی بازداشت شدگان در اجرای فرمان عفو، توقف تمامی هجمه های تبلیغی و اقدامات تحریک آمیز، بازگشت اوضاع به وضعیت قبل از جنگ، گسترش حاکمیت کامل دولت به تمامی مناطق، بازسازی مناطق جنگ زده توسط دولت، احترام به آزادی بیان و حق تشکیل حزب سیاسی.گرچه در خصوص چگونگی پایان درگیری های یمن که به صورت ناگهانی از سوی رئیس جمهور یمن اعلام شد ابهاماتی وجود دارد لیکن عوامل زیر می تواند در تصمیم گیری رئیس جمهور موثر باشد.

- ابراز نارضایتی عمومی مردم و گسترش دامنه اعتراضات در مناطق مختلف

- سرسختی گروه الحوثی در مبارزه با دولت

- برخورداری این گروه از حمایت های قبیلگی مردمی و همچنین حضور نظامی در مناطق کوهستانی

- توسعه دامنه درگیری به مناطق خارج از صعده

- تلاش گروه حوثی برای جلب حمایت های بین المللی و مذهبی در خارج

- عدم حمایت مجامع حقوق بشر از اقدامات دولت و اجتناب ایالات متحده از تروریست نامیدن گروه الحوثی

- عدم توانمندی نیروهای نظامی در پایان دادن به ماجرای الحوثی از طریق نظامی

- اجتناب از فرسایشی شدن موضوع درگیری با الحوثی

- انتخابات فروردین ماه مجلس و نیازمندی کشور به آرامش و رای شمالی ها.

● موضع جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران طی سنوات گذشته سیاست خود را بر کار متوازن با یمن در سه سطح دولت، زیدیه و شیعیان تنظیم کرده و بر همین اساس با حوادث صعده تعامل کرد. این مواضع در جهت تشویق طرفین به رویکردی مسالمت آمیز در حل و فصل مشکلات فراروی و پرهیز از هر گونه جانبداری یا محکومیت ادامه یافت. به رغم فشارهایی که از طرف دولت یمن به منظور محکوم کردن الحوثی و از طرف طرفداران الحوثی به منظور وارد کردن جمهوری اسلامی در حمایت علنی از این گروه وارد آمد جمهوری اسلامی ایران در مسیر اعتدال موضع گیری کرده و تلاش خود را با دولت یمن و قطر برای حل و فصل مسالمت آمیز مشکل ادامه داد تا جایی که به برقراری آرامش منجر شد.

در این رابطه ملاقات های متعددی با مقامات یمنی در خصوص رفع سوءتفاهم ها انجام و پیام هایی در سطوح بالا رد و بدل شد. البته همان گونه که گذشت طرف یمنی در قالب ملاقات رسمی و در سطح گسترده تر در فضای مطبوعاتی، برخی از طرف های ایرانی از جمله رسانه های عربی ایران، حوزه های علمیه و حضور برخی از طلبه های یمنی را به عنوان نکات اعتراضیه خود علیه ایران مطرح کرد که در کلیه موارد پاسخ طرف یمنی داده شد. اگرچه حوادث صعده سوءتفاهمی را در روابط فیمابین ایجاد کرد اما همان گونه که اشاره شد تلاش شد در چارچوب دیپلماتیک ضمن اعلام مواضع و تبیین دیدگاه های خود در قبال این حوادث، روابط دوجانبه از هرگونه تنش و صدمه دیدن مصون بماند.

به نظر می رسید طرف یمنی برای تسهیل در برخورد با گروه الحوثی نام جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرد والا در هیچ یک از موارد ادعایی که نام ایران را به طور رسمی مطرح کرد چیزی در اختیار نداشت. البته مقامات یمنی نیز در اظهارات رسمی خود هیچ گاه دولت و نهادهای رسمی ایران را متهم به حمایت از الحوثی نکردند.جمهوری اسلامی ایران معتقد به کار رسمی و شفاف با یمن بوده و تلاش خود را بر گسترش این مناسبات قرار داده است. در همین رابطه جمهوری اسلامی ایران درگیری های مذکور را به نفع جریان زیدیه ندانسته و بر لزوم پایان آن تاکید کرده است. به هر حال درگیر شدن گروه الحوثی با دولت نمی توانست مورد تایید جمهوری اسلامی ایران باشد چرا که این درگیری ها به نفع زیدی ها و دولت یمن و منطقه ارزیابی نمی شود.

جمهوری اسلامی ایران در ملاقات های رسمی و غیررسمی انجام شده آمادگی خود را برای کمک به طرفین برای رسیدن به تفاهم واقعی در جهت برقراری ثبات و آرامش در یمن و همچنین دستیابی زیدیه از جمله گروه الحوثی به حقوق فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اعلام کرده است. به نظر می رسد انتخابات آتی یمن فرصت مناسبی برای این کار باشد.

در یک نگاه راهبردی عوامل مثبت و منفی، تقویت کننده و تحدیدکننده روابط با دولت یمن باید مدنظر قرار گیرد. اگرچه حضور گسترده نیروهای سیاسی اطلاعاتی کشورهای امریکا و انگلیس، حضور عربستان سعودی در همسایگی یمن و نگاه این کشور به یمن به عنوان حیاط خلوت خود، وجود گروه ها و جریان های قدرتمند وهابی و سلفی و نیز حضور گسترده افسران و بعثی های فراروی عراقی در یمن که دارای دیدگاه منفی نسبت به کار با ایران هستند عوامل تحدیدکننده روابط جمهوری اسلامی ایران با کشور یمن محسوب می شوند اما از سوی دیگر شافعی بودن قریب به اتفاق اهل سنت یمن و محبت ایشان به اهل بیت پیامبر و لزوم کار با اهل سنت متعادل، زیدی بودن بسیاری از مقامات و قریب به ۴۵ درصد از جمعیت این کشور، امکان کار فرهنگی در سایه روابط خوب سیاسی و اقتصادی و همچنین بازار مستعد برای محصولات ایرانی از جمله موارد مثبت و تقویت کننده است.