جهانی شدن یک پدیده چند بعدی است، توسعه فن آوری های اطلاعات، گسترش تجارت و سرمایه گذاری خصوصی، افزایش وابستگی متقابل همه جانبه،... از پیامدهای آن بوده است. هر چند این پیشرفت ها امکان واقعی دستیابی به شکوفایی اقتصادی و آزادی های سیاسی را پدید می آورد و پیشبرد صلح را موجب می شود، اما نیروهای قدرتمندی را نیز برای از هم گسیختگی های اجتماعی و آسیب پذیری های بحران آفرین به بار می آورد، بذر خشونت و درگیری ها را می کارد، بحران های اقتصادی را در سراسر مرزهای دولت ها می گستراند و مشکلاتی جهانی را ایجاد می کند که موجب بروز ابعاد امنیتی جدید در نظام بین الملل می شود.

جهانی شدن پیامدهای مثبت و منفی مهمی برای ابعاد گوناگون امنیت انسانی اعم از امنیت نظامی، اقتصادی، فرهنگی و روانی داشته است. می توان گفت که فرآیند شتابان جهانی شدن سطوح رضایت بخش از امنیت در زندگی اجتماعی را به باور نیاورده است. جغرافیایی تغییر یافته سیاست های جهان معاصر، جنبه های منفی قابل توجهی برای صلح، استحکام، فقر، هویت و یکپارچگی اجتماعی همراه داشته است.

در عصر جهانی شدن از منظر «دیوید هاروی» جهان به سمت فشردگی پیش می رود، زمان و مکان در هم آمیخته است، مرکزیت های متعالی جای خود را به مرکزهای لرزان و بی ثبات داده است و هویت های کدر و ناخالص جایگزین هویت های ناب و خالص شده است. زمانی «ریمون آرون» جنگ سرد را به صورت رابطه ای دیالکتیک میان صلح غیرممکن و جنگ غیرمحتمل تعبیر می کرد، ولی اینک در عصر جهانی شدن باید به رابطه ای میان صلح ناقص وامنیت غیرقابل حصول اشاره کرد.

در عصر جهانی شدن محیط امنیت بین المللی در مقایسه با دوران دو قطبی و جنگ سرد بسیار پیچیده تر بوده است، با از بین رفتن تهدید جنگ جهانی، منازعات و درگیری های داخلی کشورها جایگزین آن شده است به نحوی که ثبات و امنیت داخلی و منطقه ای را تضعیف می کند، چالش اصلی نظام بین الملل افزایش تعداد کشورهای ضعیف یا حتی ورشکسته است که قادر به مهار تحولات داخلی در قلمرو خود نیستند. از همین روست که خود دولت ها در عصر جهانی شدن به عنوان عامل ضد امنیت مطرح می شوند. اینکه امروز امنیت بیش از هر زمان دیگری مبهم، نارسا و متناقض است، بدون شک ریشه در بی نظمی روندهای جهانی شدن دارد.

در دوران جنگ سرد قدرت، نظامی تعریف می شد و از همین رو امنیت نیز طبیعتا تک بعدی و نظامی بود ولی در عصر جهانی شدن تکثر قدرت در حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، فردی، تکنولوژیک، دانش فنی و... امنیت نیز دارای تعریف و تغییری چند بعدی گردید.

امنیت در عصر جهانی شدن بر پایه مفهومی از امنیت سیستمی استوار است که در آن امنیت بخشی از یک شبکه به هم پیوسته بوده و کلیت شبکه نیز پیوسته بر اجزای منفرد تاثیر می گذارد. جهانی شدن از برون به درون و برعکس از درون به برون بر روی امنیت تاثیر می گذارد، اگر جهانی شدن عاملی برای دگرگونی امنیت است، در هر دو حوزه داخلی و خارجی عمل می کند، جهانی شدن هم به بازآفرینی دولت می پردازد و هم دستور کاری جدید به صورت بخشی از یک فرآیند سیاسی واحد پیش می کشد، از این رو بهتر است به جای صحبت از جهانی شدن امنیت از امنیت جهانی شده سخن گوئیم. جهانی شدن محیط امنیتی کشورها را متحول کرده است. در واقع حجم انبوه اطلاعات، پدیده شتاب تاریخ و سرعت تحولات باعث شده که واحدهای سیاسی هر روز با اطلاعات، جهان و محیطی متفاوت روبه رو باشند. از این رو، تدوین استراتژی امنیت زا مشکل گردیده است. جهانی شدن از یک سو مفهوم امنیت را به طور کلی متحول کرد و بر امنیت نظامی به طور خاص تاثیر گذاشت و با تغییر قواعد بازی در روابط بین الملل شیوه حل و فصل تعارضات بین الملل را تغییر داد .

امنیت در عصر جهانی شدن را باید در تعامل و تقابل با موضوعاتی چون رژیم های بین المللی، هنجارها، توسعه، وابستگی متقابل، بازیگران بین الملل، سازمان های غیردولتی، تفسیر کرد. از این جهت باید نقش هنجارها در کسب امنیت در غالب رویکرد ساده انگاری بررسی و از منظر لیبرال ها بحث وابستگی متقابل امنیتی را درک کرد. همچنین نقش دولت را در تأمین امنیت با رویکرد رئالیستی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

مهدی وحیدی