کمربند امنیتی در برابر ناتو

اتفاقی که به دنبال امضای پیمان همکاری میان دو سازمان همکاری شانگهای و سازمان کشورهای مشترک المنافع باید انتظار وقوع آن را کشید, ورود آشکار بازیگر بزرگی به نام چین به معادلات سیاسی و امنیتی این منطقه است

اتفاقی که به دنبال امضای پیمان همکاری میان دو سازمان همکاری شانگهای و سازمان کشورهای مشترک المنافع باید انتظار وقوع آن را کشید، ورود آشکار بازیگر بزرگی به نام چین به معادلات سیاسی و امنیتی این منطقه است .

دو سازمانی که در تاجیکستان عهد دوستی بسته اند نماد دو قدرت هستند. سازمان شانگهای که خاستگاه آن چین است و سازمان کشورهای مشترک المنافع یا همسود که محصول اندیشه روس ها است. درواقع آنچه درشهر دوشنبه به عنوان همپیمانی دو سازمان مطرح شده است در اساس چیزی نیست جز آغاز یک رشته همکاری های راهبردی میان دو قدرت بزرگ نظامی که ماه آگوست سنگ بنای یک حرکت استراتژیک را در جریان مانور نظامی بزرگ شانگهای نهادند.

پکن و مسکو اکنون بیش از هر زمان دیگر در نقش دو رقیب نظامی برای غرب ظاهر شده اند. دوقدرتی که با آن که در روزگاری نه چندان دور به عنوان دو پاره ایدئولوژی چپ حریف هم بودند اما اکنون مقتضیات و شرایط جهانی آنها را دست کم در عرصه نظامی کنار هم قرار داده است. روسیه و چین تصمیم خویش برای گشودن جبهه رقابت استراتژیک با آمریکا و غرب به طور مشخص از میانه سال گذشته میلادی را آشکار کردند. یعنی از هنگامی که آمریکا و ناتو با یک سلسله طرح های تهاجمی مانند سپر موشکی و و پیمان های منطقه ای کشورهای اقماری روسیه و چین را به سمت ترتیبات تازه امنیتی سوق دادند.

واکنش روسیه به این حرکت تهاجمی آمریکا و ناتو بسیار پرسر و صدا بود که پوتین آن را در قالب یک دکترین چند بعدی اعلام کرد که از محورهای عمده آن ساخت و آزمایش نسل جدید موشک های بالستیک، لغو پیمان متعارف تسلیحاتی و گشودن بازار داد و ستد های نظامی با کشورهای مورد علاقه آمریکا بود.

اما دولتمردان چین بسیار آرام و ظریف گام های بازدارنده خویش را در برابر این حرکت های تهاجمی برداشتند. حرکت نخست آنها که در واقع مهم ترین شوک را به جبهه نظامی غرب وارد کرد دست زدن به یک عملیات مدرن تکنولوژیک در فضا بود که طی آن ارتش چین با کمک فناوری لیزری موفق شد سیستم ماهواره ای خویش در مدار را منهدم سازد. اتفاق دوم در حرکت نظامی چینی ها که هشداری شدیدتر برای غرب در برداشت نیز در عرصه فناوری مدرن صورت گرفت. این اقدام غافلگیر کننده چیزی نبود جز رخنه سازمان یافته هکرهای چینی در مدار اطلاعات وزارت دفاع سه قدرت غربی یعنی آمریکا، انگلیس و فرانسه.

اما از تابستان امسال که پکن نیروهای نظامی خویش را در مانور مشترک با روسیه راهی ارتفاعات اورال کرد، رهبران چین قصد خویش برای رویارویی با جبهه غرب و ناتو را آشکار کردند.اجلاس تابستانی سازمان شانگهای در بیشکک نقطه عطف در شروع همکاری راهبردی میان این دو قدرت بود. این اجلاس درواقع شالوده توافقی را فراهم کرد که میوه و محصول آن اکنون در نشست دوشنبه به ثمر نشسته است. نشست بیشکک از این جهت مبدأ یک اتفاق بود که اولاً پکن و مسکو در جریان آن به طور رسمی برای تبدیل یک سازمان اقتصادی به نام شانگهای به یک مجموعه امنیتی همت گماشتند. ثانیاً در فرایند مذاکرات اجلاس این دو قدرت به اتفاق ایران شالوده ایجاد یک کمربند همکاری امنیتی میان جمهوری های سرگردان شوروی سابق با قدرت های همجوار را ریختند. این دو تصمیم جای تردیدی برای ناظران ناتو و غرب باقی نگذاشت که پکن تصمیم خویش را برای چیدن یک بازی بازدارنده و استراتژیک آن هم در زمین و بستر شوروی سابق گرفته است.

تحلیل انگیزه روس ها در گشودن این جبهه رقابت چندان دشوار نیست و امروز کسی نیست که دلیل این همه واکنش های تهاجمی و تلافی جویانه پوتین در برابر آمریکا یا ناتو را نداند . مسکو برای احیای اعتبار ازدست رفته خویش دراین منطقه و نیز جبران تحقیرهای سیاسی غرب به ویژه آمریکا در عرصه جمهوری ها خیز برداشته است. اما پکن اندیشه دیگری هم در این رقابت درسردارد. به باور ناظران سیاسی مردان چین بیش از هر چیز از تهدیدات آشکار و پنهان غرب به ویژه آمریکا نسبت به موقعیت اقتصادی رشک برانگیز خویش نگران هستند.به عبارتی آنها معتقدند که جهان سرمایه داری دیگر تاب و تحمل پذیرش سطح بالای رشد اقتصادی این قدرت را ندارد. از این رو برای بازداشتن این آهنگ رشد همه ابزارهای سیاسی و امنیتی خویش را به کار خواهد بست . این، قانون رقابت درنظام سرمایه داری است و تجربه چند سده روابط بین الملل نیز برآن مهر تأیید می نهد. چینی ها نیز همانند روسیه آثار حرکت های ایذایی ناشی از این قانون را زمانی دریافتند که غرب به ویژه آمریکا مجموعه ای از اهرم های فشار سیاسی خویش اعم ازحقوق بشر و... علیه پکن را فعال کردند.

اکنون برای عبور از این موج تهدیدات طراحی سازمان ها و ترتیبات امنیتی منطقه ای بهترین راهکار است و با این نگرش باید منتظر امضای پیمان های تازه ای از سوی چین و روسیه با کشورهای منطقه نشست.

در جریان امضای پیمان مشترک سازمان شانگهای و کشورهای مشترک المنافع، سخنگویان چین تلاش کردند تا هر گونه تفسیری که شائبه ضدیت این پیمان با غرب و ناتو را داشت انکار کنند اما برخلاف منش چینی ها مقام های روسیه با صراحت این جهت گیری ضد غربی حرکت خویش را به رخ کشیدند.

نکته حائز اهمیت دیگر این است که ظاهرمفاد پیمان مشترک این دو سازمان در دوشنبه نشان چندانی از رویارویی با ناتو یا بلوک های امنیتی غرب ندارد اما با تأملی درهر یک از مصوبات آن می توان دریافت که این مفاد و مصوبات همان چیزی است که ناتو و آمریکا به ویژه بعد از ۱۱ سپتامبر پیمان های همکاری خویش با کشورهای مختلف از جمله دولت های آسیای مرکزی را بر شالوده آن استوارکرده اند. مفادی مانند: تبادل اطلاعات میان این دولت ها و سازمان های بین المللی ، برگزاری برنامه های مشترک امنیتی در مناطق مختلف یاهمکاری در زمینه مبارزه با تروریسم، افراط گرایی سیاسی و ایدئولوژیک ، قاچاق مواد مخدر و جرایم سازمان یافته.

این مفاد که اساس پیمان مشترک سازمان شانگهای و سازمان کشورهای مشترک المنافع را تشکیل می دهد در واقع پیامی جز این ندارد که پکن و مسکو دست آمریکا را در انعقاد پیمان های همکاری در جنگ ترور بسته و به معنای واقعی واشنگتن را خلع سلاح کرده اند . همچنان که نیکولای باردوژا و بولات نور گلیف ، دبیران کل دو سازمان پیمان امنیت دسته جمعی و سازمان همکاری های شانگهای هنگام امضای این سند در روز جمعه ۵ اکتبر در شهر دوشنبه در برابر رسانه ها و خبرنگاران گفتند : هدف از تصویب سند مذکور رقابت با سازمان «پیمان آتلانتیک شمالی» یا «ناتو» نیست . باردیوژه در تلاش برای زدودن جنبه تهاجمی پیمان به این نکته تأکید کرد که «به عقیده ما ناتو یک سازمان بین المللی مثل پیمان امنیت دسته جمعی ، قادر است اهداف بی خطر از جمله در منطقه آسیای مرکزی را مطرح کند ، ما در سیمای ناتو رقیب گذشته از این دشمن خود را نمی بینیم و برعکس به طوری که می دانید به ناتو پیشنهاد همکاری در بخش های مختلف را کرده ایم .

منجمله در ارتباط با مسأله مبارزه علیه قاچاق مواد مخدر »انتخاب «موقعیت زمانی» برای امضای یک پیمان استراتژیک از نشانه های مهمی است که درآن می توان اهداف و آرزوهای سیاسی پکن و مسکو را به تماشا نشست. سران سازمان شانگهای گفته اندکه تلاش ها برای تقویت همکاری های امنیتی میان این دو سازمان بانفوذ از چند سال قبل شروع شده است . حتی باردوژا می گوید به تصویب رسیدن یادداشت تفاهم به هیچ وجه نباید این گونه فهمیده شود که این سازمان ها بر ضد طرح های اخیر آمریکا است اما کارشناسان با اشاره ای دقیق به آنچه در گرجستان و اوکراین و برخی دیگر از جمهوری ها به عنوان تب گرایش به ناتو و الحاق به سازمان های اروپایی اوج گرفته تأکید کرده اند که امضا شدن یادداشت تفاهم سازمان همکاری شانگهای و پیمان امنیت دسته جمعی دراین موقعیت یک هشدار علنی به اروپا و ناتو است که درقالب حوادث تفلیس یا کیف طرح تازه حضور خود در کشورهای سابق اتحاد شوروی را مهیا کرده اند.از همین روست که کارشناسان روس به اتفاق گفته اند که امضا شدن این یادداشت تفاهم پیش از همه نتیجه توسعه یافتن سازمان آتلانتیک شمالی، ناتو به مرزهای روسیه و یک نوع معنا مثل شروع جنگ سرد بین مثلاً روسیه و کشور های عضو ناتو است .از دید روس ها این پیمان یک اهرم توازن قدرت است میان ناتو و کشورهای غربی و کشورهایی که منافع روسیه در آنها امروز در صورت توسعه یافتن ناتو در معرض خطر قرار می گیرند است. قاسم شاه اسکندراف در تاجیکستان معتقد است که به واسطه وجود رقابت در منطقه و خواست ناتو مبنی بر تقویت حضورش در منطقه هر دو سازمان مذکور یعنی سازمان همکاری های شانگهای و پیمان امنیت دسته جمعی ، اقدامات دفاعی را در خنثی کردن این هدف ناتو در پیش می گیرند و احتمالاً این حرکت در جهت شکل گیری سازمان سیاسی و نظامی و اقتصادی در مقابل ناتو شکل می گیرد.

سخن «بولات نورگلیف» دبیر کل سازمان همکاری شانگهای نیزگویای همین واقعیت است که تأکید می کند: سند امضا شده آغازی برای همکاری های گسترده این دو سازمان در زمینه تأمین ثبات و امنیت کشورهای عضو است وی می افزاید: با توجه به این که وظایف هر دو سازمان در بیشتر موارد مشابه هستند، باید فعالیت و همکاری آنها در مبارزه علیه تروریسم و افراط گرایی ، قاچاق مواد مخدر ، اسلحه و جرایم سازمان یافته کامل شود .

حوادث آینده به وضوح روشن خواهد کرد که طراحان این پیمان ها چه اندیشه بلندی را برای آن درسرداشته اند. شاید دراین راستا یک نشانه مهم این باشد که سازمان همکاری های شانگهای قصد دارد تا نیروهای پاسدار صلح را به وجود آورد و این نیرو ها نه تنها در کشورهای عضو این سازمان ، بلکه تحت هدایت سازمان ملل متحد در مناطق مختلف جهان فعالیت کنند. سران این سازمان درگامی فراتر عملکرد جامعه بین المللی ـ بخوانید آمریکا و ناتو- در افغانستان را به شدت و به کرات زیر سؤال برده و برای ورود در این بحران اعلام آمادگی کرده اند.

س. حیدرپور