|
در مجموع اسرائیل برای همکاری و رابطه با جمهوری آذربایجان اهدافی مد نظر دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد: تامین سوخت مصرفی خود با حمایت ازاحداث خط لوله نفتی باکو تفلیس جیحان، ورود به بازار مصرفی منطقه قفقاز، انجام عملیات شنود و جاسوسی به ویژه علیه جمهوری اسلامی ایران، ایجاد سهولت در امر مهاجرت یهودیان جمهوری آذربایجان به اسرائیل، منسجم کردن یهودیان آذربایجان برای دفاع از منافع اسرائیل و مبارزه با اسلامگرایی در جمهوری آذربایجان، منطقه قفقاز و آسیای مرکزی بهره برداری از یهودیان جمهوری آذربایجان به عنوان حلقه ای که می توان به وسیله آنها در نهادهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جمهوری آذربایجان نفوذ کرد تا یهودیان به عنوان حافظان منافع اسرائیل در آن کشور فعالیت کنند، استفاده از تهدیدات مشترک دوجانبه و چندجانبه و توسل به ترفندهای سیاسی و تبلیغاتی به عنوان مثال بزرگنمایی تهدید ایران و اسلام گرایی در جمهوری آذربایجان و منطقه قفقاز، جذب نخبگان اقتصادی و سیاسی جمهوری آذربایجان، بهره برداری از عوامل و عناصر کشورهایی مانند آمریکا و ترکیه، بهره برداری از پتانسیل های بالقوه و بالفعل اقتصادی اسرائیل در راستای بازسازی اقتصاد داخلی و استفاده از نفوذ اسرائیل در بازارهای منطقه ای و جهانی، بکار گیری ابزارها و شیوه های فرهنگی در جهت نفوذ از طریق برگزاری فستیوالها و تورهای بازدید از اسرائیل و...، بهره گیری از اختلافات داخلی جمهوریهای شوروی سابق مانند اختلاف آذربایجان و ارمنستان به عنوان ابزاری جهت توسعه نفوذ خود در این کشورها، بهره برداری از احساسات قومی و ملی گرایی،
● اهداف آذربایجان از همکاری با اسرائیل
دولت جمهوری آذربایجان در امر ایجاد روابط با اسرائیل، چند هدف را دنبال می کند که بخشی از آن عبارتند از: جذب سرمایه های شرکتهای اسرائیلی و کمک به بازسازی ویرانی های باقی مانده از جنگ، استفاده از تکنولوژی پیشرفته نظامی و علمی، نزدیکی و ایجاد روابط دوستانه با کشورهای اروپایی و ایالات متحده ازطریق حمایتهای اسرائیل، مبارزه با اسلامگرایی افراطی و جلوگیری از روی کارآمدن احزاب و اشخاص مذهبی، استفاده از کمکهای گسترده لابی یهود درکنگره ایالات متحده برای مقابله با فشارهای لابی ارمنیان بر کنگره و لغو مصوبه ۹۰۷ که تحت فشار لابی ارمنیان علیه آذربایجان درکنگره به تصویب رسیده است.جمهوری آذربایجان نیز در چارچوب این روابط برای خود اهدافی تعیین و تعریف کرده است.
دستیابی به سرمایه های جدید خارجی به امید سروسامان دادن به اقتصادی که برای چندین دهه متوالی به طریق دولتی اداره شده وکشور را تا مرز ورشکستگی کاملی کشانده است برای جمهوری آذربایجان رویایی است که بی وقفه تکرار می شود. موضوع دیگر بحران قره باغ است که به رغم گذشت بیش از یک دهه هنوز به سرانجام نرسیده است.از نظر برخی از مقامات جمهوری آذربایجان، اسرائیل نقطه اتکا» و پشتوانه محکمی برای حل این بحران می باشد.
دو مساله اخیر فضای مناسبی را برای گسترش فعالیتهای اسرائیل در جمهوری آذربایجان فراهم می سازد. به ویژه اینکه دو دولت روسیه و ایران از سوی برخی از مقامات جمهوری آذربایجان بعنوان تهدیدهای بالقوه برای این کشور ادعا می شوند.
گرایش به اسرائیل و غرب با انتخاب برخی از احزاب و مقامات در جمهوری آذربایجان شتاب بیشتری به خود گرفت. دیدگاه های تند ایلچی بیگ در قبال ایران از سوی اسرائیل مورد حمایت واقع شد. روابط نوپای ایران و جمهوری آذربایجان با استقرار حکومت ایلچی بیگ رهبر جبهه خلق (از ژوئن ۱۹۹۲ تا ژوئن ۱۹۹۳) به شدت تیره گردید.
وی به خاطر سخنرانیهای قبلی اش درخصوص وحدت جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران از یک طرف و اتحاد با ترکیه، اسرائیل از طرف دیگر، عملا دیپلماسی جمهوری آذربایجان را با آنکارا و تل آویو همسو نمود. حتی وفا قلیزاده وزیر خارجه وقت جمهوری آذربایجان در دیداری از اسرائیل گفته بود: "اگر اسرائیل به ما کمک نکند بنیادگرایی اسلامی چیره خواهد شد".
این حرکات از طرف دیگر ناشی از ترس روی کار آمدن یک دولت دینی، به خاطر جمعیت بسیار زیاد شیعه در این کشور است. محاکمه رهبران حزب اسلامی، جمهوری آذربایجان به صدور حکم زندان برای متهمان انجامید. درخصوص سیاست ایران ستیزی اسرائیل در جمهوری آذربایجان باید اضافه کرد که اسرائیل با برانگیختن احساسات ناسیونالیستی و ملی گرایانه جمهوری آذربایجان نسبت به ایران تلاش دارد که این روند به صورت زنده در میان افکار عمومی جمهوری آذربایجان باقی بماند تا از نفوذ فرهنگی جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کند.در این راستا در کنفرانسی که در فوریه ۱۹۹۵ از سوی گروه های ملی آذری با عنوان " ایران و مساله جمهوری آذربایجان" که در دانشگاه باکو برگزار شد خانم "براندا شانز" استاد دانشگاه تل آویو که از دعوت شدگان این کنفرانس بود در سخنرانی خود ادعای واهی کرد که "جمهوری اسلامی ایران نسبت به جمهوری آذربایجان سیاست ستیزه جویانه ای درپیش گرفته است".
جمهوری آذربایجان تلاش دارد با بهبود روابط با اسرائیل از نفوذ لابی های یهودی و صهیونیست در کنگره آمریکا به سود خود بهره ببرد. از این رو دیدگاه های آقای اعتبار محمداف رهبر سابق حزب استقلال ملی جمهوری آذربایجان قابل توجه است ."وی در پاسخ به این سوال که هدف شما از سفر به اسرائیل چه بوده" اینگونه می گوید: "می دانیم که عدم موفقیت دیپلماسی ما به این خاطر است که جوامع ارمنی در خارج (در کنگره آمریکا) فعالند اما متاسفانه ما هنوز یک جامعه متشکل آذربایجانی ها در خارج نداریم.
جوامع یهودی می توانند با ما در مقابل ارامنه متحد شوند از این روی همکاری با اسرائیل از اهمیت خاصی برخوردار است".همچنین حیدرعلی اف، رئیس جمهور اسبق جمهوری آذربایجان در جمع رهبران و اعضای گروه های یهودی آمریکا از آنها خواست که از منافع این کشور حمایت و حفاظت نمایند. "وی نقش یهودیانی که از جمهوری آذربایجان به اسرائیل مهاجرت کرده اند را در گسترش هر چه بیشتر مناسبات باکو تل آویو مهم خواند و گفت: هم اکنون در اسرائیل خیابانی به نام باکو نام گذاری شده و یهودیان آذری در آنجا اجتماعی از آذریها را تشکیل داده اند".
برخی دیگر از مقامات جمهوری آذربایجان برای جلب همکاری بیشتر و گسترده تر با اسرائیل، ایران را متهم به اتحاد با ارمنستان و اتخاذ سیاست ستیزه جویانه علیه جمهوری آذربایجان می نمایند که اتهامی ناروا و نادرست است.
در این راستا نصیب نصیب زاده سفیر سابق جمهوری آذربایجان در ایران و از رهبران حزب مساوات که به اسرائیل سفر کرده بود در جمع تعدادی از کارکنان وزارت خارجه اسرائیل این چنین اظهار نظر کرده بود:" گسترش مناسبات با اسرائیل برای ما ضروری است هر چند که این امر عصبانیت ایران را بیشتر می کند. جمهوری آذربایجان برای برقراری مناسبات عادی با ارمنستان و ایران دچار مشکل است زیرا این دو کشور دارای همفکری و همکاری درباره قره باغ هستند و برای مقابله با همگرایی ایران و ارمنستان، لازم است جمهوری آذربایجان روابط خود را با اسرائیل و ترکیه تقویت کند."
در ادامه این روند در نشست غیرمنتظره میان حیدرعلی اف و بنیامین نتانیاهو، "طرف اسرائیلی بر موضوع احداث خط لوله نفتی باکو جیهان تاکید کرد و پیشنهاد نموده بود که دولت جمهوری آذربایجان این خط لوله را تا اسرائیل امتداد دهد" که در این صورت به عقیده اریل کوهن کارشناس امنیت انرژی اسرائیل تبدیل به یک بازیگر در عرصه انرژی اوراسیا در می آید.
در مجموع اهداف جمهوری آذربایجان از روابط و همکاری با اسرائیل به صورت خلاصه به شرح زیر می باشد: ایجاد ارتباط با آمریکا و کشورهای اروپایی از طریق اسرائیل، استفاده از کمکها و مساعدت های اسرائیل برای سرمایه گذاری در آذربایجان و بازسازی ویرانه های جنگ و مبارزه با فقر و بیکاری در کشور بدین صورت که ۸۰ هزار دلار در آبیاری زمین های کشاورزی منطقه لنکران، برنامه باکسل سرمایه گذاری در بخش سیستم تلفن همراه، سرمایه گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری در مرکز آزاد تجاری سومقات، پروژه استخراج و انتقال نفت توسط شرکت سونول، و شرکت اشترن فایلد در احداث بیمارستان مرکزی باکو، در حال اجرا می باشد، استفاده از لابی یهودی در مقابل لابی ارمنی در کنگره آمریکا در جهت متوقف کردن مصوبه ۹۰۷ کنگره آمریکا به بهانه نقض حقوق بشر در جنگ با ارمنستان که تحت فشار لابی ارمنی در آوریل ۱۹۹۲ به تصویب رسید، جذب تکنولوژی جدید و بازسازی صنایع و آموزش کادر فنی و پزشکی مبارزه با اسلام گرایان افراطی و تروریسم که اسرائیل دومین پایگاه اطلاعاتی خود را در منطقه جنوب جمهوری آذربایجان در لنکران با هدف جمعآوری اخبار ایران و نصب دستگاه های شنود آغاز کرده است.
● نتیجه گیری
با توجه به تحرکات دیپلماتیک و فرهنگی گسترده توسط اسرائیل برای نفوذ در کشور همسایه و شیعه نشین جمهوری آذربایجان و گسترش روابط، اسرائیل و جمهوری آذربایجان نمی توانند متحدانی استراتژیک باشند.
جمهوری آذربایجان، اسرائیل را یک عامل موثر در تصمیم گیری سیاست خارجی آمریکا می داند و می خواهد از این عامل به نفع خود بهره برداری کند. در مجموع، اسرائیل هم اکنون خود را بخش جدانشدنی خاورمیانه جدید و گسترش یافته می داند.
اسرائیل تلاش می کند از طریق تمرکز بر جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز، یک سیاست خارجی ابتکاری جدید و منسجم در قبال منطقه تدوین کند. اسرائیل در سازگاری اهداف و حرکتهای سیاسی کوتاه مدت خود ، استراتژی دراز مدتی اتخاذ کرده است.
به نظر می رسد که اسرائیل به بلندپروازی عمده خود در دوران جنگ سرد، یعنی تبدیل شدن به یک کانون اقتصادی در داخل خاورمیانه تلاش می کند.
اسرائیل که نسبت به لزوم اجتناب از به هم زدن موازنه های خطیر استراتژیک آگاهی دارد، تلاش کرده است تا سیاست آسیای مرکزی و قفقاز خود را در جهت همکاری با قدرتمندترین متحدان خود، یعنی ایالات متحده و ترکیه سوق دهد. بعد از استقلال جمهوری آذربایجان، کمونیست های دیروز که به عنوان ناسیونالیستهای امروز بر اریکه قدرت تکیه زده اند راه غرب را در پیش گرفتند.
در فردای استقلال جمهوری آذربایجان، ابوالفضل ایلچی بیگ رئیس جمهور پیشین این کشور و رهبر جبهه خلق جمهوری آذربایجان، دست دوستی به سوی ترکیه و اسرائیل دراز کرد و محور موسوم به شرق غرب متشکل از کشورهای جمهوری آذربایجان، ترکیه، اسرائیل و آمریکا به منصه ظهور رسید. در این بین مناسبات باکو تل آویو اهمیت ویژه ای پیدا کرد.
بهره مندی جمهوری آذربایجان از منابع زمینی و حضور حدود ۲۰ هزار یهودی در این کشور، همسایگی با دو قدرت منطقه ای روسیه و ایران از جمله عواملی بودند که زمینه های حضور اسرائیل ، در جمهوری آذربایجان را فراهم کردند. از سوی دیگر نقش سازمان های یهودی همچون " انجمن یهودی سخنوت اسرائیل " در توسعه روابط دو کشور بسیار موثر بوده است. این انجمن با طراحی برنامه های فرهنگی در تلاش است تصویر مناسبی از اسرائیل نمایش دهد.
جمهوری آذربایجان نیز با اهدافی چون جلب حمایت های خارجی و سرمایه گذاری آنهابرای سامان دادن به اقتصاد کشور و استفاده از نفوذ اسرائیل برای حل بحران قره باغ، دست دولت تل آویو را فشرد.
در حال حاضر هر چند که هر روز عمق دوستی این دو کشور مستحکم تر می شود اما در عمل این اسرائیل است که دامنه حضور خود را به شکل روزافزونی در این کشور گسترش می دهد، در حالی که جمهوری آذربایجان با مشکلات قبلی خود کماکان دست به گریبان است.به رغم واگرایی های اخیر در مناسبات تل آویو آنکارا، شاهد هیچ گونه سردی در مناسبات جمهوری آذربایجان با اسرائیل نبوده ایم. |