|
● قدس، پایتخت اسرائیل و ملت یهود
تهیه كنندگان سند، دیدگاه های خود را در قبال آینده قدس تحت عنوان «قدس عاملی اثرگذار در امنیت ملی اسرائیل» بیان كردند، به ویژه از آن زمان كه برخی تحولات در سال های اخیر باعث تضعیف مصونیت پایتخت اسرائیل شده است. آنها خواهان چشم پوشی و صرف نظر كردن «اسرائیل» از اكثر شهرك های پرجمعیت عرب نشین شرقی و توسعه قدس در حد و حدودی بودند كه برای این شهر در نظر گرفته شده و با «منافع حیاتی» اسرائیل در ارتباط است. براین اساس قدس در چارچوب توافق دائمی به پایتخت فلسطین تبدیل می شود و این نظر كارشناسان یكی از مراكز تحقیقاتی اسرائیل بود، اما كارشناسان با توجه به داده ها، حقایق، گرایش ها و اوضاع و احوال حاكم بر نزاع اسرائیلی فلسطینی راه دستیابی به چنین توافقی را دور از دسترس می دانستند.
گزارش ارائه شده پیرامون قدس بیانگر امیال و گرایش های منفی در قبال موضع گیری اسرائیل پیرامون پایتخت یكپارچه شان در تمام حوزه های جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی بود. همچنین از نظرسنجی جامعی كه دكتر اهارون باین و مركز تحقیقاتی نسبیت انجام داد، دیدگاه جامعی نسبت به قدس، آشكار و راهكارهایی در زمینه بهبود اوضاع و احوال شهر ارائه شد. در نظرسنجی آمده بود: اكثر یهودیان ساكن قدس اشغالی در حال تحلیل رفتن و كاه هستند، اما ا مروزه این نسبت به ۶۶% می رسد و پیش بینی می شود، در سال ۲۰۲۰ به ۵۸% برسد.
و سرانجام سال ۲۰۳۰ شاهد تعادل جمعیت یهود با جمعیت فلسطینی ها خواهیم بود. (یعنی ۵۰۵۰). همچنین نظرسنجی به این نكته اشاره می كند كه میل فزاینده ای میان یهود برای مهاجرت به خارج شهر مشاهده می شود. در بیست سال گذشته بیش از ۱۰۰ هزار نفر از یهودیان ساكن شهر درنتیجه دو عامل این شهر را ترك كردند، اوضاع اقتصادی و امنیتی شهر؛ چون ساكنان شهر قدس پایین ترین درآمدها را میان ساكنان شهرهای بزرگ به خود اختصاص می دهند و این بالطبع بر توان خرید و اوضاع تجاری و بازرگانی و وضعیت خود شهر تأثیر منفی می گذارد. درواقع قدس فقیرترین شهر در میان شهرهای بزرگ اسرائیل است و یك سوم خانوارهای شهری زیر خط فقر زندگی می كنند و بیش از ۵۳% كودكان شهر بچه های فقر شناخته شده اند، این درحالی است كه اعراب ساكن شهر بسیار فقیرتر از یهودیان هستند.
همچنین بخش گردشگری علی رغم رشد نسبی همچنین نیازمند اهتمام و توجه است و در مقایسه با دهه نود ضعیف عمل می كند. دوباره اوضاع و احوال امنیتی باید گفت، از زمان آغاز انتفاضه دوم تاكنون ۶۳۵ عملیات انتحاری در شهر صورت گرفته كه در پی آن ۱۶۴۳ نفر زخمی و ۲۱۱ نفر كشته شده اند (به عبارت بهتر ۲۰% كشته شدگان در عملیات های انتحاری در پنج سال اول انتقاضه در این شهر بوده اند).
گروه تهیه كننده گزارش قدس توصیه می كند، بهتر است مرزهای این شهر در راستای عقب نشینی از شهرك های فلسطینی دوباره رسم شود و كارشناسان «مركز تحقیقات و پژوهش های اسرائیلی قدس» در كنگره راه حلی برای قدس اشغالی ارائه دهند كه خواهان ورود جامعه بین المللی برای نظارت و مراقبت از اماكن مقدس و تاریخی شهر باشد. در گزارش آمده بود:
اسرائیل و فلسطینی ها باید با این امر موافقت كنند كه جامعه جهانی در اداره اماكن مقدس و تاریخی قدس سهیم باشد.
و محققان پیشنهاد می كنند، بخش هایی از كنترل و نظارت بر این اماكن به خود جامعه سپرده شود و نتیجه گرفتند:
نبود اعتقاد متقابل میان اسرائیل و تشكیل خودگردان فلسطین در حوزه امنیت، نگهداری و مراقبت از اماكن مقدسه، دخالت بین المللی و جهانی برای اداره آن مناطق و اماكن از حیث امنیتی را توجیه می كند.
گزارش مورد نظر راهكارهایی را ارائه داده است و محاسن و معایب هریك از این راهكارها را تعیین می كند:
▪ حاكمیت كامل اسرائیل بر تمام «مراكز تاریخی» شهر قدس با امكان دادن استقلال كاری در میدان های خاص و معین به اعراب و دادن جایگاه خاص به اماكن مقدس اسلامی و مسیحی.
این گزارش در ادامه به این نكته اشاره می كند كه هر دو طرف اسرائیلی و فلسطینی با این پیشنهاد موافقت نكردند.
▪ حاكمیت كامل فلسطینی ها در تمام «مناطق تاریخی» با امكان دادن استقلال كاری در میدان های خاص و معین به یهود و جایگاه خاص به اماكن مقدس یهودی و مسیحی.
این گزارش در ادامه به این نكته اشاره می كند كه اسرائیل با این پیشنهاد مخالفت كرد.
▪ تقسیم جغرافیایی شهر به دو قسمت و نظارت بین المللی بر قسمت سوم جهت حل اختلاف نظرها و چهارم اداره مشترك و تقسیم اختیارات میان دو طرف به همراه وجود حمایت بین المللی.
▪ در صورت شكست دو طرف، قدرت به طرف بین المللی منتقل می شود تا بحران را حل كند. كارشناسان پیش بینی می كنند، راه حل اخیر واقع گرایانه تر است، در این حالت دو طرف می توانند، ادعا كنند از حاكمیت و سیادت خود بر اقصی و «هیكل» صرف نظر نمی كنند و اداره این اماكن را برحسب مفاهیمی ادامه می دهند كه در سال ۱۹۶۷ تهیه و تدوین شدند.
غیر از آن مسائل متعدد دیگری در ششمین كنفرانس هرتزلیا مطرح شد كه مهم ترین آن جایگاه اسرائیل در اروپا و ایالات متحده و آینده رابطه آنها با یكدیگر بود. در زمینه رابطه با اتحادیه اروپا و پیمان آتلانتیك شمالی، «ناتو»، اسرائیل شاهد تقویت جایگاه خویش در سطح اروپاست، از آن جهت كه اسرائیل معتقد بود، ترویج ایده عقب نشینی از نوار غزه در سال ۲۰۰۵ و بیان اینكه این طرح گاهی برای پایان اشغالگری است، افكار عمومی كشورهای عضو اتحادیه و ناتو را به حمایت از خود جلب می كرد، از جهت دیگر داده هایی وجود دارند كه نشان می دهد، اسرائیل جایگاه خود را در این منطقه و پیمان را تقویت كرده است. تبعیت اروپا از موضع امریكا در سیاست های جهانی، به ویژه پس از اینكه آشكار شد منافع اروپا اقتضا می كند با اسرائیل جبهه خصمانه مشتركی در خاورمیانه علیه اروپا تشكیل دهند.
همچنین موضع مثبت و پشتیبانی اروپا از اسرائیل در جنگ این كشور علیه لبنان. در مقابل اسرائیل نیز موضع مثبتی در قبال اروپا با دادن اجازه به این اتحادیه در منطقه اتخاذ كرد. درواقع اسرائیل نشان داد به خوبی می داند این دخالت ها به نفع چه طرفی است. در مورد ناتو اسرائیل تلاش می كند، بار دیگر خود را به عنوان حامی جدی غرب و امریكا در منطقه معرفی كند و هر چیز كه بخواهد طرح امریكا را در خاورمیانه و در جهان عرب و اسلام به خطر اندازد، با مداخله اسرائیل مواجه خواهد شد. پس از اسرائیل نوبت به حضور فعال ناتو در منطقه می رسد كه اسرائیل تلاش می كند زمینه های آن را فراهم سازد و این امر در همان اولین روزهای جنگ اسرائیل علیه لبنان عیان بود، هنگامی كه اسرائیل درخواست استقرار نیروهای نظامی ناتو را میان مرزهای خود با لبنان مطرح كرد.
با وجودی كه اسرائیل در اوضاع اقتصادی نامناسبی به سر می برد و تحقیقات بسیاری در زمینه گرایش های اقتصادی و اجتماعی در كشور عبری صورت گرفته است.
اما آنچه در كنفرانس ارائه شد، تأیید سیاست های نئولیبرالیستی بود كه به نفع سرمایه داری اسرائیلی و بیگانه عمل می كرد و هیچ توجهی به آمار و ارقامی نداشت كه در كنفرانس ارائه گردید و به آشفتگی اوضاع اقتصادی اسرائیل اشاره می كرد كه بی شك به دنبال خود آثار زیانبار اجتماعی و اقتصادی را نیز به همراه داشته و باعث شده اسرائیل در رده فقیرترین كشور، میان كشورهای پیشرفته قرار گیرد (۱۸% جامعه اسرائیل را فقرا تشكیل می دهند كه اكثر آنها اعراب، بنیادگرایان یهودی و سالمندان هستند). برحسب داده های بیمه تأمین اجتماعی اسرائیل از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ تعداد فقرای اسرائیل از یك میلیون و ۱۰۰ هزار نفر به یك میلیون ۶۰۰ هزار نفر افزایش یافته اند، به عبارت دیگر نیم میلیون فقیر جدید به فقرای قبلی اضافه شده اند و كودكان فقیر از ۴۸۰ هزار كودك به ۷۳۰ هزار كودك افزایش و میانگین درآمد ماهیانه خانواری كه در پایین هرم درآمدها قرار دارد، ماهیانه ۶۴۳ شیكل كاهش را نشان درآمد می دهد، درحالی كه میانگین درآمد خانوارهای قرارگرفته در رأس هرم افزایش ۱۲۴۶ شیكل را نمایان می سازد. همچنین سهم كودكان در پنج سال اخیر ۴۵% كاهش و حق بیكاری ۴۷% و سهمیه های اختصاص یافته به فقرا ۲۵% كاهش یافته است.
آمار و ارقامی كه در ششمین كنفرانس هرتزلیا ارائه شد، نشان دهنده تغییر نگرش یهود به كشورشان و امكان ادامه زندگی در آن است. چون جوانان و فقرای اسرائیلی كمتر به كشور خود افتخار می كردند و آماده بودند برای بهبود وضع اقتصادی خود این كشور را ترك كنند و در جنگیدن برای دفاع از كشور در صورت بروز جنگ تردید داشتند. گزارشی كه «عوزی اراد» رئیس بخش سیاست ها و استراتژی های مركز چند منظوره هرتزلیا، «گان الون» محقق و پژوهشگر مركز، انجام داده بودند، آشكار ساخت جمع كثیری در جامعه اسرائیل رابطه ضعیف و سستی با دولت دارند. نظرسنجی به عمل آمده نشان می دهد، ۴ تا ۵% صاحبان درآمدهای بالا و متوسط با جنگیدن برای دفاع از كشور موافق نیستند، این نسبت در میان افرادی با درآمدهای پایین ۷% و در میان افراد كم درآمدتر به ۹% می رسد. همچنین داده ها نشان از تضعیف و سست شدن رابطه یهود با كشورشان داشت و این معیارهای اقتصادی بودند كه میزان آمادگی ایشان را برای باقی ماندن در كشور تعیین و مشخص می كرد. براساس اطلاعات به دست آمده ۲۵% یهودیان ساكن اسرائیل آمادگی خویش را برای خروج از كشور به خاطر بهبود وضع اقتصادی خود اعلام كرده بودند، این نسبت میان جوانان به ۴۴% بالغ می شد. با وجود این، داده های تكان دهنده از وضعیت فقر و افزایش سالیانه تعداد فقرا، همه رهبران احزاب لیكود، كادیما و كار عمدا ارتباط ارگانیك میان سیاست و اجتماع را نادیده گرفتند و در سخرانی های خویش، از تریبون كنفرانس هرتزلیا برای بیان سیاست های استراتژیك خویش در قبال نزاع اسرائیلی فلسطینی و هزینه های مورد نیاز برای پایان بخشیدن به آن استفاده كردند.
همچنین در ششمین كنفرانس هرتزلیا برنامه ای پیشنهاد شد كه شورای امنیت ملی اسرائیل برای حل مساله ای كه آن را «مسله روستاهای بدوی به رسمیت شناخته نشده» نامیده بود، ارائه داد كه در آنها حدود ۴۰هزار صحرانشین زندگی می كرد. در گزارشی كه نایب رئیس شورای امنیت ملی، یعنی «آیهود پرافر ولیریت سربوس» از بخش امور داخلی شورا ارائه داده و به تصویب سرهنگ احتیاط «گیورا آیلاند»، رئیس شورا، رسیده بود، توجه به اجرای برنامه ای دولتی برای رشد بدویان و صحرانشینان نقب و سرمایه گذاری حدود ۱۰ میلیارد شیكل در دهه آینده به چشم می خورد. وی اشاره كرده بود، طی دو سال اخیر دولت ساخت هفت شهر جدید را برای صحرانشینان در نقب و در راستای شورای جدید منطقه ای آغاز و شورای جدید كار و برنامه ریزی برای ساختارهای زیربنایی مورد نیاز این شهرها را شروع كرده است و انتظار می رود، ۲۳ هزار شهروند بدوی ساكن این شهرها شوند، اما بخش كثیری از این بدویان میلی به انتقال به این شهرها از خود نشان نمی دهند. نویسندگان همچنین به شهرهایی اشاره می كنند كه برنامه ریزی برای ساخت آنها صورت گرفته است، اما دولت به هیچ توافقی با بدویان پیرامون اراضی آنها دست نیافته است و این باعث می شود مانع اصلی بر سر راه انتقال آنها به شهرها همچنان برقرار باشد.
همچنین پیشنهاد شورای امنیت ملی خواهان تعیین دوره زمانی خاصی برای پایه ریزی و رشد پایه های اسكان بدویان در نقب است كه فراتر از پنج سال نباشد تا گامی برای تحقق توسعه منطقه برداشته شود، شبیه آنچه در برنامه قطع ارتباط شاهد آن بودیم.
باید در نقب نیز راه حل های متنوع اسكان بدویان با مشاوره و كسب نظر ساكنان خود منطقه ارائه شود تا بدویان و صحرانشینان امكان حفظ چارچوب های خانوادگی و قبیله ای خود را با انتقال به این مراكز داشته باشند. حتی شورا پیشنهاد می دهد شهرهای بدوی جدیدی ساخته شود، به شرط آنكه بزرگ باشد و كفایت و تدبیر لازم را برای اداره و صیانت از خود داشته باشند و به بدویان و صحرانشینان هشدارهای لازم داده شود كه پیش از موعد مقرر آنها را تخلیه كنند.
طی شش سالی كه ااز انعقاد كنفرانس می گذرد، میزان اهمیت آن و دیدگاههای سیاسیؤ، اقتصادی و جمعیتی مطرح شده در آن هنوز درك نشده است و با وجودی كه اسناد این كنفرانس ها آینه گرایش ها، دیدگاه ها و توجهات اسرائیلی را در مراحل بعد تشكیل می دهد، اما به اهمیت این سخن پی برده نشده است كه می گوید:
دشمنت را بشناس.
بسیاری كنفرانس هرتزلیا را، گردهمایی سالیانه اسرائیلی ها بسان اجلاس سران كشورهای عربی تلقی می كنند و هیچ تغییری در دیدگاه خود در قبال نزاع اعراب اسرائیل و توافق و تأثیر اسرائیل در اوضاع و احوال منطقه ای و بین المللی به وجود نمی آورند و بدین وسیله به این سخن اسرائیلی ها عینیت بخشیده می شود كه در بیش از پنج دهه گذشته همیشه آن را تكرار كرده اند:
اعراب نمی خوانند و اگر هم بخوانند، نمی فهمند. |