|
در درون سازمان صهیونیستی ، اتحادیه مجزای بوعالی تسیون در سال ۱۹۰۷ تشكیل یافت . در كنگره ی دوازدهم (۱۹۲۱)، ۸ نمایندگان از این اتحادیه بودند و در كنگره ی پانزدهم (۱۹۲۷) این نسبت به ۲۲ رسید. پس از تشكیل حزب مبای (با مشاركت بوعالی تسیون ) درصد نمایندگان وابسته به این حزب باز هم افزایش یافت و در كنگره ی هفدهم (۱۹۳۱) به ۲۹ و در كنگره های هیجدهم (۱۹۳۳) و نوزدهم (۱۹۳۵) به ۴۴ بالغ شد. با كنار كشیدن تجدیدنظرطلبان از سازمان ، مبای به اتفاق دیگر احزاب كارگری ، سازمان را به طور كامل قبضه كرد و این همان چیزی بود كه این حزب از بدو تشكیل به دنبالش بود. مبای در راه دست یابی به این هدف ، با تجدیدنظرطلبان رو در رو گردید و در كنگره ی هفدهم (۱۹۳۱) به نخستین پیروزی دست یافت و توانست دو تن از اعضایش یعنی حییم آرلوسوروف (كه ریاست دایره سیاسی آژانس یهود را در فلسطین عهده دار شد) ((وبیرل لوتر)) (۱۹۷۲ ۱۸۸۷) را به كمیته ی اجرایی سازمان وارد كند. در كنگره ی هجدهم (۱۹۳۳) مبای پیروزی دیگری به دست آورد و چهار تن از اعضایش یعنی دیوید بن گوریون ، بیرل لوتر، الیعیزر كابلان (۱۹۵۲ ۱۸۹۱) و موشه شرتوك (معروف به شاریت ) به عضویت كمیته ی اجرایی درآمدند و در كنگره ی نوزدهم (۱۹۳۵) حزب به رهبری دیوید بن گوریون موفق شد سازمان و نهادهای آژانس یهود در فلسطین را كاملا در اختیار بگیرد.
نظر به موقعیت برتر مبای در مؤ سسه های دست اندر كار انتقال یهود در فلسطین ، این حزب توانست هستدروت و تشكیلات شبه نظامی ((هاگاناراته )) را كه در درون هستدروت شكل گرفته بود پرچمدار فعالیت های سیاسی و نظامی صهیونیستی در داخل و خارج از فلسطین شد. به دنبال صدور كتاب سفید در سال ۱۹۳۹، در حزب مبای دو گرایش پدید آمد. گرایش نخست به رهبری بن گوریون ، كتسنلسون و الیاهو گولومب (۱۹۵۴ ۱۸۹۳) فرمانده عملیاتی هاگانا كه خواستار مخالفت سیاسی و نظامی فعال با كتاب یاد شده بود و گرایش دوم به رهبری یوسف شبرنتساك ، الیعیزر كابلان و پنحاس لافون (۱۹۷۶ ۱۹۰۴) كه از انعطاف بیش تری برخوردار بود. گرایش نخست چیره شد و مبای سردمدار مقاومت صهیونیستی علیه اداره قیمومت انگلیس در جریان جنگ جهانی دوم گردید. همچنین صهیونیست ها را در نخستین جنگ فلسطین كه به پایه گذاری دولت اسراییل انجامید و نیز سال های پس از آن رهبری نمود.
۴) كنفدراسیون صهیونیست های متحد
این گروه از صهیونیست ها خود را كانون اصلی جنبش صهیونیستی ، و اركان واقعی تفكر هرتزل و خط مشی وایزمن دانسته و معتقدند مركزیت دولت یهودی در متن اندیشه ی سیاسی آنان می باشد و این چیزی است كه در برنامه های كنگره ی بیست و دوم (۱۹۴۶) درج شده بود. در این سال ، كنگره ی تاسیسی كنفدراسیون تشكیل شد و ایجاد ((صندوق طرح های عمرانی )) با هدف تامین مالی فعالیت های صهیونیست های عمومی در اسراییل و كمك به این دولت در امر پذیرش مهاجران جدید به تصویب رسید. ولی در سال ۱۹۵۶ در مورد دخالت یا عدم دخالت در امور سیاسی اسراییل میان اعضای كنفدراسیون اختلاف نظر پدید آمد و در كنگره ی لندن (۱۹۵۸) با حضور نمایندگان سازمان آمریكایی ((هداسا)) و اعضای كنفدراسیون از انگلیس ، و اروپا و آمریكای لاتین این اختلاف نظر به جدایی و انشعاب منجر شد. در این كنگره و برخلاف نظر ناخوم گلدمن كه بعدها به ریاست سازمان جهانی صهیونیستی رسید، تصمیم به عدم دخالت در سیاست اسراییل گرفته شد. برای ریاست كنفدراسیون دو نفر به نام های ((اسراییل گلدشتاین )) (۱۹۸۶ ۱۸۹۶) و ((روز هالبرن )) (۱۹۷۸ ۱۸۹۷) برگزیده شدند. این كنفدراسیون خواستار لغو سیستم حزبی در سازمان بوده و اقلیت های یهودی ساكن در دنیای به اصطلاح آزاد به ویژه ایالات متحده را در شمار یهود ((دیاسپورا)) كه خطر و ظلم و تبعیض آنها را تهدید می كند، نمی داند و در نتیجه ضرورتی برای مهاجرت آنان به اسراییل نمی بیند. در كنگره ی سی و دوم (۱۹۹۲) هیئت هشتاد نفره ((كنفدراسیون جهانی صهیونیست های متحد)) (نامی كه كنفدراسیون از سال ۱۹۷۲ برای خود انتخاب كرده است ) بزرگ ترین هیئت یك اتحادیه صهیونیستی از خارج اسراییل بود.
۵) مزارحی و كارگر مزارحی
یك جنبش مذهبی صهیونیستی بود كه برنامه ی پازل را پذیرفت و خواهان تشكیل دولت یهودی بر اساس تورات بود. نمایندگان این جنبش در سازمان صهیونیستی تجسم اندیشه های دو خاخام یهودی به نام های ((یهودا قلعی )) (۱۸۷۸ ۱۷۹۸) و ((تسفی هیرش كالیشر)) (۱۸۷۴ ۱۷۹۵) بودند. این دو خاخام ایده ی صهیونیزم را پیش از هرتزل اما با شكل و شمایلی دینی مطرح كردند. شعار این جنبش ((سرزمین اسراییل برای ملت اسراییل بر اساس تورات اسراییل )) بود. هنگامی كه در كنگره ی دوم (۱۸۹۸) موضوع ارتباطیهودیت با صهیونیزم مطرح شد، نمایندگان مذهب گرا از این كه سران صهیونیزم عنوان كردند كه مذهب یك مساله شخصی بوده و برنامه ی صهیونیستی باید به مسایل سیاسی و اقتصادی محدود باشد، ناراضی بودند. همچنین با مطرح كردن ((قومیت یهودی )) به عنوان مبنای فرهنگ صهیونیستی در كنگره ی پنجم (۱۹۰۱) همان نمایندگان ازاین كه اندیشه های لاییك قومیت گرا، دیانت یهودی را نابود خواهد كرد، احساس نگرانی كردند. از این رو مذهب گرایان به رهبری خاخام ((اسحاق یعقوب راینس )) در سال ۱۹۰۲ نخستین اتحادیه مجزا به نام هامزراحی روحانی (یعنی مركز معنوی ) به عنوان حزبی مذهبی در چارچوب سازمان صهیونیستی تاسیس كردند. این حزب در طی كم تر از یك سال در بسیاری از كشورها شعبه ای دایر و ماه نامه (هامزراحی ) را منتشر كرد.
مزراحی تصمیم گرفت در سازمان باقی بماند، برنامه سیاسی پازل را بپذیرد و در راه گسترش فرهنگ قومیت یهودی بر مبنای دینی بكوشد. با تصویب برنامه فرهنگی ناحوم سوكولوف در كنگره ی دهم (۱۹۱۱)، نمایندگان مزراحی كنگره را ترك كردند و همین امر سبب بروز انشعاب در این حزب گردید، كه عده ای از سازمان خارج شدند و شماری دیگر به رهبری خاخام ((مئیربار ایلان )) (۱۹۴۹ ۱۸۸۰) در سازمان باقی ماندند. بار ایلان شعبه ی اتحادیه را در ایالات متحده دایر كرد كه به مرور به مركز ثقل فعالیت اتحادیه در خارج از فلسطین تبدیل شد و در داخل فلسطین در تمامی مؤ سسه های دست اندركار اسكان مهاجران یهودی و آژانس یهود حضور یافت . كارگر مزراحی (در سال ۱۹۲۱) و جنبش جوانان ((فرزندان تحلیفا)) (در سال ۱۹۲۲) در درون اتحادیه شكل گرفتند. پس از تاسیس اسراییل ، مزراحی در كابینه شركت كرد و در انتخابات كنیست اول و با شكل دادن جبهه ی متدینین توانست از ۱۲۰ كرسی كنیست ، ۱۶ كرسی را از آن خود كند. در سال ۱۹۵۶ حزب دینی قومی معروف به مفدال (با اتحادیه مزراحی و هابوعیل همزراحی ) پدید آمد و این حزب در اغلب كابینه های ائتلافی حزب كارگر شركت جست و در سال ۱۹۶۷ حزب سیاست ((سرزمین كامل اسراییل )) را در پیش گرفت و در سال ۱۹۷۷ در دولت ائتلافی لیكود شركت نمود.
۶) ارتسینو (سرزمین ما)
تشكل صهیونیست های اصلاح طلب و لیبرال در ایالات متحده ، استرالیا، آفریقای جنوبی ، كانادا، هلند و انگلیس است و نشر اندیشه ها، تبلیغات به نفع اسراییل و جمع آوری كمك برای آن ، سه محور اصلی فعالیت این تشكل می باشد.
۷) اتحادیه زنان صهیونیستی (ویتسو)
یك تشكل غیرسیاسی كه در سال ۱۹۲۰ در لندن با هدف رسیدگی به امورزنان در سازمان صهیونیستی به ویژه در میان مهاجران یهودی در فلسطین تاسیس گردید. این تشكل كه در كشورهای بسیاری به خصوص اروپا شعبه دارد، به آموزش حرفه ای زنان و بالا بردن سطح فرهنگ اجتماعی آنان و تربیت و رسیدگی به كودكان و نوجوانان اهتمام می ورزد. در ایالات متحده سازمان ((هداسا)) مستقر است كه وظایف ((ویتسو)) را انجام می دهد و در اثنای جنگ دوم جهانی این دو سازمان سرگرم امدادرسانی و انتقال نوجوانان یهودی به فلسطین بودند. به دنبال تاسیس اسراییل ، در سال ۱۹۴۹ مركز ویتسو از لندن به تل آویو نقل مكان نمود و هم اكنون حدود پنجاه شعبه در خارج دارد.
هداسا بزرگ ترین اتحادیه صهیونیستی در سراسر جهان در سال ۱۹۱۳ توسط ((هنریتا سولد)) تاسیس شده و به امور بهداشتی و فرهنگی مهاجران یهودی در فلسطین رسیدگی می كند. بسیاری از موسسه ها ودر راس آن مركز پزشكی هداسا وابسته به دانشگاه عبری در بیت المقدس به وسیله ی همین اتحادیه به وجود آمده است .
ی ) سازمان جهانی صهیونیستی و آژانس یهود
به لحاظ ماهوی ، آژانس یهود همان سازمان جهانی صهیونیستی یا بخشی از مؤ سسه ها و هیئت های سازمان است كه با خارج (ابتدا با اداره قیمومت ، دولت بریتانیا در لندن ، جامعه بین الملل در ژنو و بعدها با دولت اسراییل ) ارتباط دارند. صرف نظر از تفاوت های شكلی و اسمی ، سازمان و آژانس عملا یكی بوده و در سطوح بالا نمایندگی های واحدی در داخل و خارج (فلسطین و سپس اسراییل ) داشته اند. هنگامی كه آژانس نخست در فلسطین تاسیس شد، كاملا زیر سلطه سازمان بود اما با توسعه آژانس (و مشخصا شاخه ی آن در فلسطین ) و گسترش فعالیت هایش ، این بار این آژانس بود كه سازمان را قبضه كرد. به دنبال تشكیل اسراییل در سال ۱۹۴۸ شاخه ی آژانس در فلسطین (اعم از دوایر و مسوولان ) تبدیل به اولین كابینه ی این دولت شد و مابقی آژانس به صورت یك سازمان جهانی صهیونیستی در خدمت اهداف اسراییل درآمد. بنابراین به همان ترتیبی كه دولت بریتانیا آژانس (و سازمان ) را در سند قیمومت به رسمیت شناخت ، دولت اسراییل نیز سازمان (و آژانس ) را به رسمیت شناخت اما به شكل بسیار محدود. در حالی كه عبارت ((سازمان صهیونیستی )) مضمونی ایدئولوژیك در برداشته و به معنی تجمعی از انسان ها با افكار معینی است ، اصطلاح ((آژانس یهود)) حاوی مفهومی عملی بوده و به ادارات ، مؤ سسات ، دفاتر و غیره اشاره می كند.
اصطلاح آژانس یهود (jewish agency) به هنگام تدوین سند قیمومت انگلیس بر فلسطین وضع شد. در ماده چهار این سند كه در آن سازمان صهیونیستی به رسمیت شناخته شد، چنین آمده بود:
سازمان صهیونیستی ، آژانس یهودی مناسبی است برای ارایه مشورت به اداره قیمومت و همكاری با آن در امور اقتصادی و اجتماعی و دیگر اموری كه ممكن است در ایجاد وطن ملی یهود و تامین منافع ساكنان یهودی فلسطین موثر باشد و نیز جهت كمك و مشاركت در ارتقای كشور، به شرط این كه همواره زیر نظراداره قیمومت باشد....
این سازمان تازمانی آژانس مناسبی تلقی می گردد كه دولت قیم ، تركیب و قوانین آن را شایسته و درخور هدف مورد نظر تشخیص دهد. سازمان مزبور موظف است پس از مشورت با حكومت و پادشاه انگلستان تمامی تدابیر لازم را برای برخورداری از معونت و مساعدت تمامی یهودیانی كه مایل به كمك به ایجاد وطن ملی یهود هستند، به عمل آورد. از این رو این سازمان در بیت المقدس و لندن ، نقش آژانس را به ترتیب در قبال اداره قیمومت ، حكومت انگلیس و ارگان های بین المللی ایفا می كرد. همچنین كمیته ی اجرایی در فلسطین به واسطه ی به رسمیت شناخته شدن ، هم از طرف اداره قیمومت و هم از جانب تشكیلات خودگردان یهودی در فلسطین ، به صورت نماینده ی سیاسی مهاجران یهودی درآمد. در سایه و حمایت اداره قیمومت ، آژانس یهود (شاخه فلسطین ) به صورت دولت یهودی های مهاجر در درون اداره قیمومت درآمد و از یك دستگاه اداری كامل ، هیئت ها، نمایندگی ، نیروهای نظامی ، ادارات دارایی ، شهرك سازی و سیاسی ، اتحادیه كارگری ، دستگاه های آموزشی و بهداشتی و غیره برخوردار بود.
در حالی كه هیئت های آژانس یهود (شاخه فلسطین ) در جریان كنگره ی صهیونیست ها كه سهمیه نمایندگی مهاجران یهودی ساكن فلسطین در آن دو برابر صهیونیست های مقیم خارج بود برگزیده می شدند، دیگر هیئت های نمایندگی مستقیما توسط مهاجران انتخاب می گردیدند و این هیئت ها حلقه ی اتصال آژانس با آنان را تشكیل می دادند، همچنان كه آژانس ، حلقه ی اتصال مهاجران با اداره قیمومت ، دولت بریتانیا، جامعه ی ملل و خود سازمان صهیونیستی و شعب گوناگون آن در سراسر دنیا به شمار می رفت . |