|
▪ كنگره ی سی و یكم
این كنگره با حضور ۶۵۶ نماینده از ۶ تا ۱۰ دسامبر ۱۹۸۷ در بیت المقدس تشكیل شد. كنگره ی سی و یكم با وجود مشاركت بیشترین تعداد نماینده ، از زمان كنگره ی پنجم (۱۹۰۱) كوتاه ترین كنگره به شماررفته و تصمیمات نسبتا اندكی در آن اتخاذ شد. رابطه ی سازمان صهیونیستی در خارج با اسراییل یكی از اهم موضوعات مندرج در دستور كار این كنگره بود ولی در مورد موضوعات تشكیلاتی و ایدئولوژیك كه در كنگره ی پیشین نیزمطرح شده بود، تصمیم گیری نشد و این موضوع به شورای عمومی احاله شد. در خصوص انتخاب رییس سازمان توافقی حاصل نشد و سمحا دینتز به ریاست كمیته ی اجرایی انتخاب گردید.
▪ كنگره ی سی و دوم
این كنگره با مشاركت ۷۲۱ نماینده از ۲۷ كشور در روزهای ۲۷ تا ۳۰ جولای ۱۹۹۲ در بیت المقدس تشكیل شد. دارندگان حق رای تنها ۵۸۵ نفر به ترتیب عبارت بودند از: ۲۰۰ تن از اسراییل ، ۱۶۲ تن از ایالات متحده ، ۲۰۸ تن از سایر كشورها و ۱۵ تن به نمایندگی از ((ویتسو)) و دیگر سازمان های یهودی بین المللی . دانش آموزان و دانشجویان با ۲۰ نماینده برای اولین بار عضویت كامل كنگره را یافتند و همین طور سازمان بنی بریت (فرزندان عهد) كه در كنگره های قبلی به عضویت سازمان جهانی صهیونیستی درآمده بود، ۲۰ نماینده در این كنگره داشت . ۲۷ نماینده ی كشورهای اروپای شرقی صرفا به عنوان ناظر حضور داشتند.
مانند همیشه موضوعات متعددی در خصوص اوضاع یهودیان جهان ، صهیونیزم و اسراییل مطرح و درباره آن بحث و گفت و گو به عمل آمد ؛ از جمله : یهود ستیزی ، تحولات جمعیتی یهود، مهاجرت و جذب مهاجرین جدید، فرهنگ یهودی و آموزش زبان عبری ، روابط اسراییل و یهود دیاسپورا و برخی موضوعات مربوط به تشكیلات سازمان جهانی صهیونیستی . در این كنگره در ۱۶۰ مورد با هدف افزایش فعالیت های صهیونیستی در زمینه های گوناگون تصمیم گیری شد و در خصوص بعضی مسایل مانند پذیرش عضویت اتحادیه صهیونیست های روسیه مذاكرات به سرانجامی نرسید و به شورای عمومی موكول گشت . اما عضویت اتحادیه صهیونیست های مجارستان پذیرفته شد. در مورد شهرك سازی در اراضی اشغالی جرو بحث شدیدی صورت گرفت و نهایتا تصمیم به تاكید بر سیاست شهرك سازی توسط حكومت حزب كارگر گرفته شد. در این كنگره باز هم برای ریاست سازمان انتخاباتی به عمل نیامد و سمحا دینتز مجددا به ریاست كمیته ی اجرایی برگزیده شد. اما به دنبال اتهام به فساد در سال ۱۹۹۴ ناگزیر به استعفا شد و به جای وی ابراهام بورگ عضو كنیست از حزب كارگر انتخاب گردید.
بن گوریون سازمان جهانی صهیونیستی را نردبانی توصیف كرد كه در مرحله تحقق طرح صهیونیستی لازم بود اما پس از تشكیل اسراییل دیگر نیازی به وجود آن نبود. در حقیقت بن گوریون پیش از سال ۱۹۳۷ موضع خود را در قبال سازمان (در خارج از اسراییل ) به طور نهایی مشخص و اعلام كرده بود كه پس از تشكیل اسراییل ، سازمان از بین رفته و دولت یهودی جای آن را خواهد گرفت و یهودیان جهان بدون واسطه ، دور آن را خواهند گرفت . معروف است بن گوریون كه از دهه سی ام تبدیل به یكی از گردانندگان اصلی فعالیت های صهیونیستی شده بود، به صهیونیست های خارج با دیده تحقیر می نگریست و معتقد بود كه مهاجرت و سكونت در فلسطین جوهر صهیونیزم می باشد. وی از ابتدای جنگ جهانی دوم از فرصت واگذاری اختیارات وسیعی از سوی كنگره ی بیست و یكم به كمیته ی اجرایی مستقر در فلسطین (كه خود او رییس آن بود) استفاده كرد و سلطه ی همه جانبه مهاجران یهودی را به رهبری او بر سازمان تحمیل نمود. در این دوره بن گوریون كانون توجه صهیونیزم را از لندن به واشنگتن انتقال داد و برگزاری كنگره ی بالتیمور در آمریكا نشانه این امر بود. پس از جنگ و با تلاشی كه بن گوریون در جریان كنگره ی بیست و دوم (۱۹۴۶) انجام داد، وایزمن به ریاست سازمان برگزیده شد و تمامی اختیارات در مرحله ی رقابت برای تشكیل اسراییل (۱۹۴۸ ۱۹۴۶) به كمیته ی اجرایی واگذار گردید.
به محض اعلام تشكیل اسراییل ، بن گوریون به سرعت وارد عمل شد و سازمان را از اختیارات اصلی اش شامل دفاع ، امور داخلی ، امور خارجی ، دارایی ، ارتباطات ، بازرگانی ، صنعت و غیره خلع ید كرد و این اختیارات را به كابینه ی موقتش كه هیچ یك از صهیونیست های مقیم خارج در آن جای نداشتند، واگذار نمود. سازمان از خود واكنش نشان داد و خواستار مرزبندی بین خود و حكومت اسراییل شد و تلاش كرد با حفظ بعضی سنگرهایش ، به نوعی برابری با این حكومت دست یابد اما موفق نشد. ناخوم گلدمن در راس این تلاش های سازمان بود و پیشنهاد كرده بود كه : سازمان به عنوان یگانه نماینده ی صلاحیتدار ملت یهود (مقیم خارج ) در كارهایی كه این ملت در داخل اسراییل انجام می دهند، شناخته شود، در مقابل بن گوریون با ارایه طرحی به كنیست ، خواهان محدود نمودن نقش سازمان به نمایندگی یهودی های مقیم خارج در امور مربوط به كمك اسراییل شد. اما این طرح پس گرفته شد و ((قانون وضعیت سازمان صهیونیستی / آژانس یهود)) مصوب سال ۱۹۵۲ و سپس قانون معروف به ((منشور)) مصوب سال ۱۹۵۴ كه در حقیقت سازمان را در مسیر تبعیت تدریجی از اراده ی حكومت اسراییل قرار دادند، جایگزین طرح مزبور شدند.
بن گوریون نتوانست به كلیه اهدافش دست یابد و ناگزیر تن به عقب نشینی تاكتیكی داد، كه این عقب نشینی ناشی از تغییر نگرش او نسبت به سازمان و نقش آن نبود بلكه به دلایل موضوعی بود كه اهم آنها عبارت بودند از این كه : با تشكیل اسراییل تنها مرحله ی نخست طرح صهیونیستی تحقق یافت و بسیاری به اهمیت استمرار كار سازمان به منظور تحكیم پایه های اسراییل معتقد بودند؛ مخالفت اصلی با بن گوریون عمدتا از جانب صهیونیست های آمریكا به مثابه ی ((كشور مادر)) برای اسراییل درآمده بود و به منظور حفظ این رابطه استثنایی ، لازم بود كه حكومت اسراییل به تفاهمی با سازمان دست یابد كه علاوه بر تامین منافع اسراییل ، همه اطراف را راضی كند. از این رو بن گوریون در مقابل خدمت مالی و سیاسی بدون قید و شرط سازمان ، نقش این سازمان را در اسراییل به طور مشروط پذیرفت و بدین گونه سازمان را به ابزاری در دست حكومت اسراییل تبدیل كرد. در قانون سازمان / آژانس ، بن گوریون اصرار داشت قید شود كه اسراییل تنها حاصل تلاش های سازمان صهیونیستی نیست بلكه ساخته ی همه ی ملت یهود است و اسراییل و سازمان هر دو وظیفه دارند با فعالیت در میان یهودیان ، آنان را ترغیب به مهاجرت و ارایه كمك های مادی و معنوی به اسراییل كنند. و بدین ترتیب سازمان به صورت ابزار یا هیئتی تفویض یافته از جانب حكومت اسراییل درآمده و به طور قانونی یا عملی تابع اراده ی این حكومت گشته و این سازمان در درون تشكیلات تابعه اش نیز با اعتباری كه اسراییل دارد، فعالیت می كند.
به دلایل متعددی از جمله : اقلیت بزرگ یهودی در ایالات متحده و منابع عظیم مالی و تاثیر سیاسی اش (كه بیش تر از اقامت در ((كشور مادر)) ناشی می شود و نه فعالیت این اقلیت ) و نقش برجسته ای كه این اقلیت در تداوم كار سازمان صهیونیستی داشته ؛ اتحادیه صهیونیستی آمریكا دومین جایگاه را در سازمان (بعد از اسراییل ) دارد و بر اساس قانون اساسی سال ۱۹۶۰ سازمان ، ۲۹ اعضای كنگره ی صهیونیستی از این اتحادیه می باشند در حالی كه احزاب اسراییلی ۳۸
و اتحادیه های صهیونیستی سایر كشورها (كه تعداد آنها به حدود ۵۰ اتحادیه می رسد) ۳۳ اعضا را تشكیل می دهند. اتحادیه صهیونیستی آمریكا به پرچمدار و كانون اصلی فعالیت های صهیونیستی در خارج از اسراییل تبدیل شده است زیرا از طرفی فعالیت سازمان در داخل اسراییل تابع قوانین و مقررات اسراییل است و از طرف دیگر میزان فعالیت سازمان در دیگر كشورها در مقایسه با آمریكا چندان قابل ذكر نمی باشد. نكته ای كه باید یادآوری شود این است كه فعالیت های صهیونیستی قبل و بعد از تاسیس اسراییل تفاوت زیادی كرده است ، زیرا آن گونه كه اعلام می شود عضویت در اتحادیه های منطقه ای صهیونیستی دیگر شرطی برای عضویت در سازمان جهانی صهیونیستی نیست و این شرط منحصر به همدردی با اسراییل ، ارایه انواع كمك های مالی و تبلیغ به نفع اسراییل و تایید سیاسی از آن در محافل بین المللی است .
اتحادیه صهیونیستی آمریكا چتری است كه سازمان های صهیونیستی مستقر در آمریكا در لوای آن فعالیت می كنند. این اتحادیه در سال ۱۹۷۰ با هدف هماهنگ ساختن سازمان های مذكور كه تعداد آن ها شانزده سازمان (به علاوه تشكیلات جوانان وابسته به این سازمان ها) می باشد،(۲) پایه گذاری شد و در سال ۱۹۷۵ ((اتحادیه جهانی یهودیان اصلاح طلب )) به این اتحادیه پیوست . همچنین چند جمعیت و تشكل یهودی دیگری كه صهیونیست بودن خود را آشكار نمی كنند، فعالیت هایشان را با این اتحادیه هماهنگ می نمایند از جمله ((كنگره ی یهودی آمریكا))، ((كمیته ی یهودی آمریكا)) و سازمان ((بنی بریت )) كه در سال ۱۸۴۳ به عنوان یك جمعیت خیریه به منظور كمك به یهود و مقابله با تبعیض بر ضد آنان (كه آن را یهودی ستیزی می نامید، اصطلاحی كه امروزه به تمامی مخالفت ها با صهیونیزم اطلاق می گردد) تاسیس شد. اضافه بر انواع صندوق های جمع آوری كمك ها به اسراییل ، كمیته ی امور عمومی آمریكا و اسراییل معروف به ((لابی صهیونیستی )) كه به صورت یك گروه فشار در آمریكا و در سطح هیئت حاكمه در واشنگتن (در دولت و كنگره ) فعالیت می كند، وجود دارد. این كمیته می كوشد مركز قدرت یهودی را برای فعالیت در صحنه ی سیاسی به نفع اسراییل بسیج كند. انجمن دوستی آمریكا و اسراییل نیز در این زمینه فعالیت می كند. |