|
انتفاضه ، واژه ای عربی است كه از ریشه «نَفَضَ» به معنای جنبش ، لرزش ، انقلاب ، غبارروبی ، قیام علیه رخوت و ركود پیش از انقلاب و حركتِ همراه با نیرو و شتاب می باشد . انتفاضه ، نخست نامی بود برای گروهی جدا شده از سازمان فتح ، ولی اینك ، نامی است برای حركت نوین مردم فلسطین .
انتفاضه یا «انقلاب سنگ» جنبش جوان و نوین ضد صهیونیستی است كه با بهره گیری از كمترین امكانات در پی نیل به هدفی بزرگ (آزاد سازی فلسطین) است . این حركت محصول تأثیر پذیری از انقلاب اسلامی در احیای اسلام ، پاسخی به اعمال فشار و اقدامات سركوب گرانه رژیم اشغال گر قدس ، واكنشی در برابر یأس ، ناامیدی ، ضعف و سستی دولت های عرب در رویارویی با اسرائیل و سرانجام ، واكنشی در برابر ناتوانی و ناكامی گروه های نظامی و سیاسی فلسطینی در نجات آن كشور است . مردم و سازمان های هوادار انتفاضه ، با تكیه بر ایمان انقلابی در درون مرزهای اشغالی به مبارزه ای بی امان علیه اسرائیل دست زده اند؛ به گونه ای كه سازش ناپذیری آنان ، اسرائیل ، آمریكا و ساف را در حل بحران خاورمیانه (مسئله فلسطین) با دشواری هایی بسیار رو به رو كرده است.
●تعریف انتفاضه
انتفاضه ، واژه ای عربی است كه از ریشه «نَفَضَ» به معنای جنبش ، لرزش ، انقلاب ، غبارروبی ، قیام علیه رخوت و ركود پیش از انقلاب و حركتِ همراه با نیرو و شتاب می باشد . انتفاضه ، نخست نامی بود برای گروهی جدا شده از سازمان فتح ، ولی اینك ، نامی است برای حركت نوین مردم فلسطین . این حركت ، در دهه ۸۰ میلادی/۶۰ شمسی در سرزمین های اشغالی فلسطین، علیه اسرائیل آغاز گردید. انتفاضه نامی برای خیزش خودجوش، مستقل، مستمر، تهاجمی، همگانی، غیرمسلحانه، آگاهانه، معترضانه و شجاعانه مردم فلسطین در مصاف با اسرائیل است.(۱)
مردم فلسطین، به جای سلاح گرم از سنگ برای دفاع از خود و تهاجم علیه دشمن بهره می گیرند. از این رو، انتفاضه را «انقلاب سنگ» نیز می گویند. استفاده از سنگ، موجبات نگرانی اسرائیل را فراهم آورده است؛ زیرا یاد آور مبارزه و پیروزی حضرت داوود(ع) پیامبر بزرگ بنی اسرائیل، بر جالوت است. در این مبارزه، حضرت داوود(ع) با استفاده از سنگ، جالوت را كه نماد باطل بود، از پای در آورد.(۲)
در تاریخ معاصر فلسطین ، وجود چهار انتفاضه در سال های ۱۹۲۱ ۱۹۳۲، ۱۹۳۹(۳) و ۱۹۸۷ م./ ۱۳۰۰، ۱۳۱۱، ۱۳۱۸ و ۱۳۶۶ ش. می درخشد كه هیچ یك به گستردگی و پایداری انتفاضه اخیر نبوده اند. از این رو، انتفاضه نوین مردم فلسطین را «انتفاضه بزرگ» نیز گفته اند. در این انتفاضه شیوه تهاجمی، مبارزه در درون مرزهای فلسطین و تأكید بر مبانی اسلامی، جایگزین شیوه تدافعی، نبرد در بیرون از مرزهای فلسطین و اندیشه غیر دینی گردیده است.(۴) شهید دكتر فتحی ابراهیم شقاقی، دبیر كل شهید جهاد اسلامی فلسطین، در باره انتفاضه گفت:
در تاریخ انقلاب ها و مبارزه ها، واژه «انتفاضه» پیشینه ای طولانی دارد. اما از نظر معنایی، انتفاضه بر قیام علیه رخوت و ركود دلالت می كند. انتفاضه، مرحله قبل انقلاب است. برای مثال قیام مدرسه فیضیه قم را انتفاضه می نامیم و قیام سال ۱۳۵۷ ایران را انقلاب می گوییم. آنچه كه اكنون در فلسطین اتفاق می افتد، در واقع انقلاب است، اما ما در آغاز پیش بینی نمی كردیم كه چنین فراگیر باشد و نام آن را انتفاضه گذاشتیم؛ لذا ما در جنبش جهاد اسلامی، قیام فعلی فلسطین را «انتفاضه ـ انقلاب» می نامیم.(۵)
●بسترهای زایش انتفاضه
انتفاضه معلول عواملی پُر شمار است؛ از آن جمله:
۱. انقلاب اسلامی ایران: انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷ ش. ایران موجب احیای اسلام و بیداری مسلمانان شد و خودباوری را در فلسطینی ها تقویت كرد و آنان را به برخورداری از توانایی لازم برای گرفتن حق خویش آگاه ساخت. پیروزی انقلاب گواهی بود بر توانایی اسلام در بر انداختن ظلم و فساد نظام های طاغوتی و استكباری. مسلمانان فلسطینی، ایرانیان را در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در كنار خود یافتند و به پوشالی بودن قدرت آمریكا در حمایت از رژیم شاه ایران آگاه شدند. رویدادهای شگفت انگیز انقلاب اسلامی، مردم ایران و شیوه مبارزه آنان را علیه رژیم پهلوی، به عنوان نمونه ای آرمانی برای مبارزان جنبش های اسلامی مطرح كرد.(۶)
۲. ظلم و ستم رژیم صهیونیستی: شهید دكتر فتحی ابراهیم شقاقی در این باره گفت :
انتفاضه... پاسخی بود به اشغال گران و اعمال سركوب و طغیان و تكبر آنان و اقدامات شان در ویران سازی منازل، مصادره زمین ها، اسكان یهودیان و ساختن شهرك ها، شكنجه مبارزان، دستگیری و تبعید و ترور و شكستن استخوان های آنان، نابود كردن اقتصاد فلسطین و زیر سازهای جامعه، دزدیدن آب ها، تحمیل مالیات و جرایم سنگین، تعطیل مدارس و دانشگاه ها، جلوگیری از كار و كسب، نادیده گرفتن حقوق انسانی و سیاسی و سایر اقدامات مربوط به مجازات دسته جمعی.(۷)
افزون بر این، باید به تحقیر فلسطینیان به عنوان شهروندان درجه دوم و تلاش صهیونیست ها برای از بین بردن هویت اسلامی و عربی نیز اشاره كرد.
۳. یأس و ناامیدی از دولت های عرب: شهید شقاقی در این باره گفته است:
انتفاضه پاسخی بود به واقعیت اسف انگیز و یأس آور اعراب كه وابستگی، ضعف و سستی خود را آشكار كرده بودند. آنها فلسطین و آزادسازی فلسطین را توجیهی برای بقای خود می دیدند، تا جایی كه مسئله فلسطین را در آخر لیست اولویت ها قرار دادند و همگان این امر را حتی در كنفرانس هایی مثل كنفرانس سران، در نوامبر ۱۹۸۷ [م. / بهمن ۱۳۶۶ ش.] مشاهده كردند.(۸)
در سال ۱۹۸۷ م. /۱۳۶۶ ش. برای نخستین بار، مسئله فلسطین تحت الشعاع مسئله دیگر، یعنی جنگ ایران و عراق قرار گرفت.اسف بارتر این كه در كنفرانس مزبور، برگزاری كنفرانس صلح اعراب و اسرائیل با حضور آمریكا و شوروی (سابق) به تصویب رسید.(۹)
۴. ناتوانی گروه های نظامی و سیاسی در نجات فلسطین: با شكست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ م./ ۱۳۴۶ ش. حضور مستقیم و مستقل عنصر فلسطینی در مبارزه علیه اسرائیل، به مقوله ای اجتناب ناپذیر تبدیل شد. از این رو، سازمان ها و گروه های نظامی (چریكی) و سیاسی پدید آمدند كه كوشیدند با تكیه بر مبارزه مسلحانه، فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات بخشند. اما از اواخر دهه ۷۰ م. / ۵۰ ش. گروه های مذكور و نیز ساف به ناتوانی نظامی خود برای رهایی فلسطین پی بردند و در نتیجه، رو به سستی نهادند و مبارزه سیاسی را جایگزین مبارزه نظامی كردند؛ ولی به زودی در این شیوه نیز با شكست رو به رو شدند. سرخوردگی مردم از این گروه ها، زمانی شدت گرفت كه هر یك از آن هاتحت نفوذ یكی از كشورهای عرب، كه به آرمان فلسطینیان خیانت كرده بودند، در آمد.(۱۰)
●انتفاضه و تشكل های سیاسی
مهم ترین گروه ها و سازمان های فلسطینی، همواره تحت تأثیر جنبش اخوان المسلمین مصر بوده اند. اخوان المسلمین مصر از اواخر دهه ۲۰ م. فعالیتش را به فلسطین گسترش داد و از آن پس و بویژه در سال ۱۹۴۸ م. /۱۳۲۷ ش. و سال های پس از آن، سهمی بسیار در مبارزات ضد صهیونیستی و اسرائیلی داشته است. اما كناره گیری تدریجی شعبه فلسطینی اخوان المسلمین از صحنه مبارزات سیاسی و پای فشاری بر تداوم فعالیت های فرهنگی، آموزشی و كادرسازی، منجر به جدایی جوانان انقلابی مخالف مشیِ مسالمت آمیز، از آن سازمان گردید.(۱۱)
جنبش جهاد اسلامی فلسطین (= حركهٔ الجهاد الاسلامی فی فلسطین)، نخستین انشعاب از اخوان المسلمین غزّه به شمار می رود كه این جدایی، تحت رهبری دكتر فتحی شقاقی(۱۲) و در ۱۹۸۰ م. / ۱۳۵۹ش.(۱۳) به وقوع پیوست. اساسی ترین شعار جنبش نوین فلسطینی، طرد شعار «فلسطین منهای اسلام و اسلام منهای فلسطین» است. برجسته ترین ویژگی این جنبش، بهره جستن از مشی مسلحانه راه نجات فلسطین است. اگر چه جنبش جهاد اسلامی با انجام عملیات اكتبر ۱۹۸۷ م. / ۱۳۶۶ ش. در محله شجاعیه غزّه، سهمی مهم در تولد انتفاضه داشته است، ولی پس از آن، خود تحت تأثیر انتفاضه قرار گرفت.(۱۴)
به اعتقاد شهید فتحی شقاقی، جنبش جهاد اسلامی سه مرحله را پشت سر گذاشته است:
مرحله اول: مرحله آماده سازی و بسیج از طریق كار سیاسی و مردمی و تبلیغ در مساجد و دانشگاه ها و اتحادیه ها و جزوات و اعلامیه ها و نشریه های مخفی. مرحله دوم: آغاز مبارزه و جهاد مسلحانه كه در ایجاد اعتماد به نفس مردم فلسطین تأثیری زیادی داشت؛ مانند درگیری شهادت طلبانه ۶/۱۰/۱۹۸۷ [م. ۱۳۶۶ ش.] با نیروهای صهیونیستی... مرحله سوم: جنبش جهاد اسلامی از روز اول و به طور روزمرّه در تمامی رویدادهای انتفاضه حاضر بود. هفته ها گذشت تا دیگر نیروهای اسلامی و ملی به پا خیزند و صفوف خود را منظم سازند و با قوت در انتفاضه شركت كنند.(۱۵)
واژه «حماس» (تأسیس ۱۹۸۷ م./۱۳۶۶ ش.) مخفّف عبارت «حركهٔ المقاومهٔ الاسلامیهٔ فی فلسطین» (= جنبش مقاومت اسلامی فلسطین) است. این سازمان یكی از برجسته ترین سازمان های فلسطینی ضد صهیونیستی است. «حماس» گاه به عنوان نامی برای اخوان المسلمین غزّه و كرانه غربی و گاه برای جناح یا شعبه ای (نظامی) از جناح ها و شاخه های اخوان المسلمین به كار می رود. به اعتقاد ابو غنیمه از چهره های اخوان المسلمین اردن حماس جنبشی ، نوین نیست، بلكه جنبش مادر، كه حماس به آن گرایش دارد، جنبش اخوان المسلمین است.(۱۶)
به هر حال، حماس جنبشی است كه برای نجات فلسطین، بیش از دیگر جنبش ها به غیر از جنبش جهاد اسلامی بر مردم متكی است و برای مبارزه فرهنگی و سیاسی، بیش از جهاد نظامی اهمیت قائل است و از این رو، با جنبش جهاد اسلامی متفاوت است. حماس با ساف(۱۷) و سازمان های دیگر فلسطینی، به رغم وجود پاره ای اختلافات (مانند مخالفت حماس با ناسیونالیسم عربی) همزیستی مسالمت آمیز دارد. به دیگر سخن، حماس تحت رهبری معنوی شیخ احمد یاسین، به جنبش های ملی و غیر مذهبی نیز احترام می گذارد و مادام كه آن جنبش ها اختیار خود را به دست شرق كمونیست یا غرب صلیبی ندهند، حماس دست آنان را می فشارد.(۱۸)
حماس از نظر گستردگی فعالیت های غیر نظامی، میزان امكانات، بهره مندی از كمك های مالی دولت های عرب و مسلمان و برخورداری از وسائل تبلیغاتی، توانمندتر از سازمان یا جنبش جهاد اسلامی است. در عوض، فعالیت نظامی و محبوبیت اجتماعی جهاد اسلامی، بیش از حماس است. با این همه، هر دو سازمان در مخالفت با صهیونیست، تشكیل دولت اسلامی و آزادی همه سرزمین های فلسطین اشتراك نظر دارند.(۱۹) |