|
نفوذ صهیونیست ها در آمریكا تا بدان حدی رسید كه توانایی داشتند تا هر كسی را كه در تحقق اهداف سیاسی شان مزاحمت ایجاد كند، از میان بردارند. در همین راستا، ژنرال جرج براون، رئیس ستاد مشترك ارتش آمریكا در كنفرانسی مطبوعاتی كه به سال ۱۹۷۴ در دانشگاه دیوك در شهر "داریم" برگزار شد، گفت:
"اسرائیل در جنگ اخیر خود در سال ۱۹۷۳ از بیشتر سلاح های ذخیره ای كه در انبار پایگاه های نظامی ناتو وجود داشت، استفاده كرد. لابی یهودی حاضر در كنگره نیز از نفوذ باورنكردنی برخوردار است. اسرائیلی ها برای درخواست خرید سلاح به پنتاگون می آیند و وقتی به آنها می گوییم كه برای این كار، ابتدا به موافقت كنگره نیاز است. بلافاصله پاسخ می دهند كه در مورد كنگره نگران باشید، این كار را به ما بسپارید."
در سال ۱۹۸۴، كنگره آمریكا ـ تحت تاثیر لابی صهیونیست ـ با تصویب قانونی، تمامی شروط، قیود و تعرفه هایی را كه در مورد تبادل تجاری با رژیم اشغالگر قدس وجود داشت، بر داشت و در سال ۱۹۸۶ نیز قانونی را وضع كرد كه بر اساس آن، هر فردی كه هزار دلار در سال به صندوق یهودیان آمریكا كمك كند، از مالیات بر درآمد معاف خواهد شد.
كنگره آمریكا در تاریخ ۱۴ اكتبر ۲۰۰۴ ـ تحت تاثیر لابی صهیونیسم ـ وزارت خارجه آمریكا را مكلف كرد كه هر ساله گزارشی را درباره هر گونه فعالیت و اقدام آنتی سمتیستی كه در جهان رخ می دهد، تهیه كند و بخش خاصی را نیز در این وزارتخانه به همین كار اختصاص دهد كه مسئولیت آن جمع آوری اطلاعات در زمینه افراد، دولت ها و رسانه هایی است كه دست به اقدامات آنتی سمتیستی می زنند.
دولت آمریكا در سال ۱۹۹۱ و بعد از جنگ دوم خلیج تحت تاثیر لابی یهودی موجود در كنگره، به سازمان ملل فشار آورد تا مصوبه ای كه در سال ۱۹۷۵ توسط مجمع عمومی سازمان ملل وضع شده و مبتنی بر تساوی میان صهیونیسم و نژادپرستی بود، لغو كند.
در سال ۲۰۰۵ نیز شورای امنیت ـ به درخواست و فشار آمریكا ـ با اتخاذ قراری، روز یادبود پدیده كذایی هولوكاست را به عنوان روز اعلام همبستگی با جامعه یهود اعلام كند.
در نهم نوامبر سال ۲۰۰۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد تحت فشار دولت آمریكا، قطع نامه شماره ۳۶۸ خود را صادر كرد كه بر اساس آن از كوفی انان، دبیر كل سازمان ملل متحد خواسته شده بود تا به هر گونه حالت انزوای "اسرائیل" در نهادهای بین المللی تابع سازمان ملل پایان بخشد و از حق "اسرائیل" در پیوستن به تمامی گروه ها، سازمان ها و نهادهای منطقه ای آسیایی به حكم حضورش در دایره جغرافیایی آسیا دفاع كند.
لابی یهودی حاضر در كنگره در واقع عامل تصویب تمامی طرح هایی بود كه در كنگره و یا شورای امنیت به نفع رژیم صهیونیستی به تصویب می رسید ؛ شورای امنیتی كه از ظلم در حق عرب ها، زیرپا گذاشتن حقوق شان و محاصره اقتصادی و سیاسی شان ابایی نداشته است كه از آن جمله می توان به ماجرای لاكربی و محاصره عراق، قطع نامه ۱۴۴۱ و محاصره عراق، قطع نامه های ۱۵۵۹ و ۱۵۹۵ مبنی بر مجازات سوریه و قطع نامه ۱۶۳۶ و ۱۶۴۶ در مورد كمیته تحقیق در زمینه ترور رفیق الحریری اشاره كرد كه نمونه آن نیز كم نیستند.
شایان ذكر است كه امنیت و منافع رژیم صهیونیستی بیش از منافع و امنیت آمریكا برای لابی یهودی اهمیت دارد كه نمونه آن را می توان در عملیات جاسوسی كه یهودیان آمریكایی به نفع رژیم اشغالگر قدس انجام می دادند، ملاحظه كرد كه از مهم ترین موارد می توان به ماجرای جاسوسی به نام "جاناتان بولارد"، رسوایی "مونیكا لوینسكی" و ماجرای "لری فرانكلین" اشاره كرد كه یكی از معاونان وزارت دفاع آمریكا بود و برای رژیم صهیونیستی جاسوسی می كرد. (۲)
●دوم: تاثیر مذاهب یهودی بر حیات معنوی مسیحیان در جامعه آمریكا
گزافه نیست اگر بگوییم: هیچ مسیحی در اروپا و آمریكا وجود ندارد كه در سر كلاس های درس و در كلیسا، این آموزه را فرانگرفته باشد كه می گوید:
"یهودیان ملت برگزینده خدا هستند. سرزمین كنعان (فلسطین) سرزمینی است كه خدا به آنها وعده اش را داده است و ایمان مسیحی تنها با حمایت از ملت یهود كامل می گردد. مسیح به زمین باز نخواهد گشت، مگر ملت برگزیده خدا به سرزمین شان باز گردند."
این مذاهب یهودی كه در كلیساهای اروپا، به ویژه در میان پروتستان ها رایج بودند، باعث فرمانبری های كوركورانه به نفع یهودیان صهیونیسم شد. از جمله مذاهبی كه در میان مسیحیان غربی، به ویژه در ایالات متحده گسترش یافت، می توان از "شاهدان یهوه"، ادونتیست ها، قدرگراها و ادونیست های روز هفتم یاد كرد. به دنبال رواج مذاهب مذكور، مسیحیان دیگر خود را ملزم به تمامی مسائل موجود در هر دو قسمت كتاب مقدس یعنی عهد قدیم (تورات) و عهد جدید (انجیل) می دانستند.
رادفورد آمریكایی یكی از بنیانگذاران مكتب "شاهدان یهوه" و از اعضای انجمن فراگیران تورات در بروكلن، در صفحه ۱۹۶ كتاب "دولت" خود می نویسد:
"به گفته حضرت مسیح، یهودیان در آخرالزمان در سرزمین خود جمع خواهند شد. مجددا میهن خود را در فلسطین، سرزمین ابراهیم بنا خواهند كرد. تنها راه حاكمیت الهی بر روی زمین، بازگشت ملت برگزیده خداوند به سرزمین خودشان است."
علاوه بر اینها، گروهی از داعیان "صهیونیسم مسیحی" وجود دارند كه نام "اكثریت اخلاقی" را برای خود انتخاب كرده اند. یكی از برجسته ترین رهبران امروز این گروه، گری فالویل كشیش است كه یكی از استادان معنوی جرج بوش و مسئول كلیسای باپتیست "توماس رود" ایالت ویرجینیا به شمار می رود، وی در نوشته های خود تاكید می كند:
"شكل گیری مجدد اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و گسترش مرزهای آن در سال ۱۹۶۷ در نگاه هر مسیحی كه به كتاب مقدس ایمان داشته باشد، تحقق پیش گویی های موجود در دو عهد قدیم و جدید است."
تقریبا در هر صفحه از كتاب مقدس طایفه مسیحی ـ آمریكایی موسوم به "مرمن" كه از ۶۵۰ صفحه تشكیل شده، عبارت ذیل تكرار می شود:
"من ـ پروردگارتان ـ بر آسمان و زمین برای ملت ابراهیمی ام، ملت برگزیده ام حكم می رانم. شما اگر به یاری ملت ابراهیمی ام نشتابید، كافرانی هستید كه از نعمت من محروم خواهید شد. یهودیان جزء ملت ابراهیمی ام هستند و دوباره فلسطین، سرزمین پدران شان را در اختیار خواهند گرفت و بر تمام جهان حكم خواهند راند... من پروردگارتان هستم، شما را به خدمت آنان دعوت می كنم."
رونالد ریگان كه از پیروان جماعت "قدرگرایان اصولگرا" (از گروه های صهیونیسم مسیحی) بود، در هشت سال نخست وزیری خود یعنی از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ در راستای تلفیق پیش گویی های كتاب مقدس و كاربرد آن در خدمت به استراتژی صهیونیسم آمریكایی تلاش می كرد.
به گزارش روزنامه جروزالیم پست (۲۸ اكتبر ۱۹۸۳)، وی در سال ۱۹۸۲ و به دنبال حمله صهیونیست ها به لبنان، مدعی شد كه نماینده حضرت مسیح است و برای بشارت ظهور او آمده و بر اساس تكلیفی كه خداوند بر دوشش گذارده است، در خدمت "اسرائیل" و امت برگزیده خدا تلاش می كند.
بیل كلینتون، رئیس جمهور آمریكا در سال ۱۹۹۴ و در یك سخنرانی، تربیت یهودی ای كه بر كلیسای مسیحی آمریكا حكمفرما است، به نمایش گذاشت ؛ وی اظهار داشت: "سیزده سال پیش از بر عهده گیری منصب ریاست جمهوری آمریكا، كاهن ایالت هولی لند در پیش گویی های خود به من گفت: «بیل! تو رئیس جمهور آمریكا خواهی شد ... از "اسرائیل" و ملت برگزیده اش حمایت كن تا پروردگار تو را مبارك گرداند.» از همین رو است كه هنوز نسبت به پروردگارم و اسرائیل احساس وفاداری می كنم. (روزنامه تایمز، كویت، شنبه ۲۹ اكتبر ۱۹۹۴، صفحه ۵) (۳)
●سوم: انجمن ماسونی آمریكا و تاثیرش بر حیات سیاسی این كشور
انجمن ماسونی آمریكا، یك سازمان سایسی با فعالیت های مخفی است كه ارتباط های محكمی با سازمان های صهیونیست جهانی دارد. ماسون ها ضرورتا یهودی نیستند، بلكه افرادی با ادیان و ملیت های متفاوت می باشند و بیشتر آنان را نیز افراد ذی نفوذ و موثر در عرصه تصمیم گیری تشكیل می دهند. شمار ماسون ها در سراسر جهان ۱۰ میلیون نفر است كه هشت میلیون نفر آنها تنها در ایالات متحده زندگی می كنند. انجمن های ماسونی، باشگاه های اجتماعی، تجاری و هنری را زیر نظر می گیرند تا بتوانند افرادی را جذب خود كرده و آنها را برای آینده تربیت كنند. باشگاه های یادشده به نام انجمن های ماسونی (سفید و یا مخفی) شناخته می شوند كه از آن جمله می توان به باشگاه روتاری، لابونز و بن سنتر كلوب اشاره كرد كه در سرتاسر جهان حضور دارند... در ایالات متحده انجمن ماسونی به نام "بنای بریث" نقش موثر و فعالی در عرصه سیاسی آمریكا داشته و در ۴۲ كشور جهان شعبه دارد و ریاست آن از سال ۱۹۷۵ تا به امروز بر عهده هنری كسینجر، وزیر خارجه اسبق دولت آمریكا است. انجمن یادشده یك انجمن فراماسون است كه تمامی محافل ماسونی آمریكا را زیر سیطره خود دارد و عضویت در این انجمن، بر خلاف دیگر انجمن ها مشروط به یهودی بودن عضو است. شمار اعضای باشگاه های اجتماعی ماسونی بیش از سی میلیون در سراسر جهان است. از میان محافل ماسونی آمریكایی، سه گروه بزرگ ذیل شكل می یابند:
۱ـ باشگاه بیلدر بیرگسكی كه مجازا به نام "دولت جهانی" شناخته می شود.
۲ـ كمیته سه جانبه به ریاست دیوید راكفلر
۳ـ شورای روابط بین الملل
رئیس جمهورهای آمریكا از ویلسون گرفته تا جرج دبلیو بوش منحصرا از انجمن ماسونی این كشور بودند كه باید به این جماعت، روسای بانك جهانی، پنتاگون، اطلاعات مركزی و فدرال آمریكا را نیز اضافه كرد. (۴) |