|
به همین سبب ملاحظه می شود كه حاصل یورش ها و ترورها و حملات هوایی و بمباران و به آتش كشیدن و تخریب و ویرانگری صهیونیست ها در حد یك فاجعه بزرگ و اقدامی وحشیانه بود. آمارها نشان می دهد كه بیش از ۴۴۲۰ فلسطینی در این مدت (انتفاضه الاقصی) به شهادت رسیده و ۴۷۲۰۰ تن دیگر مجروح شده اند. از مجموع این شهدا ۴۵۰ نفر در جریان عملیات ناجوانمردانه تروریستی اشغالگران به شهادت رسیده اند و ۲۸۲ نفر از شهدا زن و ۸۵۰ نفر دیگر از آنان كودك هستند.
تجاوزات و یورش های اشغالگران همچنین به ویرانی ۷۵ هزار منزل منجر شده است و ۳۵۹ مدرسه و اداره آموزش و پرورش و دانشگاه هدف گلوله باران و بمباران واقع شده اند و ۸۵۰ دانش آموز در این مدت به خیل شهیدان پیوسته اند. مضاف بر آنكه، در این مدت بیش از ۵۰ هزار فلسطینی از سوی اشغالگران بازداشت و اسیر شده اند و هنوز ۹۸۰۰ نفر از آنان در زندان های اشغالگران صهیونیست اسیرند.
●یورش ها و باز تشكیل ملت فلسطین
هدف اصلی ایدئولوژی و سیاست های ویرانگرانه شارون و اولمرت و دیگر ژنرال های رژیم صهیونیستی در گذشته و حال، تثبیت اشغالگری و پروژه صهیونیستی در سرزمین فلسطین از یك سو و تغییر عرصه سیاسی و بازتشكیل ملت فلسطین از طرف دیگر بوده است.
جنایت های اشغالگران صهیونیست نشان می داد كه او قصد دارد فلسطینیان را به مسیری سوق دهد كه پایانش مشخص است. در آغاز آنها را به تسلیم بی قید و شرط وادارد و پس از آن گزینه اخراج آنان به بخش شرقی رود اردن را به آنان تحمیل می كند.
به نوشته الوف بن از نویسندگان مشهور صهیونیست، شارون بر اساس همین برنامه تلاش كرد كه صهیونیسم را از روند صهیونیسم عملی ـ مأمنی برای یهودیان در بخش هایی امن از سرزمین اسرائیل ـ به صهیونیسم موعود (مسیحانی)، تغییر جهت دهد. شارون برای عملی كردن و تثبیت طرح صهیونیستی مسیحانی خود در "سرزمین اسرائیل" بعد ایدئولوژیك آن را به بعد سیاسی اش پیوند داده است و می گوید: فلسطینیان باید از نظر سیاسی از بین بروند و دیگر آرمان و آرزویی فلسطینی برای آزادی و استقلال باقی نماند و این امر بر اساس قاعده "یا ما یا آنها" انجام می شود.
از این رو، یورش ها و حملات نظامی و ویرانگری كه بولدوزر هدایت آن را به دست داشت، هیچ شهر و روستا و اردوگاه و درخت و سنگی را مستثنا نكرد و هیچ چیز از صدمات این حملات وحشیانه و ددمنشانه در امان نماند.
امروز هم اولمرت شاگرد شارون راه معلمش را و جنایت های تروریستی اش را ادامه می دهد و ملت فلسطین را به خاك و خون می كشد و اوضاع را به همان وضع اول باز می گرداند؛ بار دیگر بالگردها و هواپیماهای جنگی و ترورها و كشتارهای جمعی علیه زنان و كودكان و سالمندان فلسطینی به راه افتاده و اولمرت تهدید كرده است كه نوار غزه را بار دیگر اشغال خواهد كرد.
بنا بر طرح های نظامی كه رژیم صهیونیستی اخیرا آنها را اعلام كرده، این تشدید حملات و این ترورها و كشتارهایی كه این رژیم مرتكب می شود ـ آن گونه كه ژنرال های صهیونیستی می گویند ـ "آغاز باران" است و آنان به رهبری اولمرت تلاش می كنند كه دیدگاه و شروط سیاسی و امنیتی خود را بر ملت فلسطین تحمیل كنند، درست همان گونه كه شارون پیش از این ترسیم كرده بود.
فلسطین اكنون و همزمان با روشن شدن آتش جهنم ترورها و قتل عام فلسطینیان، بر سر دو راهی قرار گرفته است. یا باید سومین دوره اشغال را آن گونه كه برخی از ژنرال های صهیونیستی مطرح كرده اند، بپذیرد یا آنكه شاهد انتفاضه سومی باشد كه این نیز به سبب روند حوادث و رخدادهای جاری در كرانه باختری و نوار غزه بسیار محتمل به نظر می رسد.
اكنون امكان وقوع همه احتمالات در فلسطین وجود دارد و به همین سبب باید با صدای بلند بپرسیم كه چرا هر گاه كه احتمال برون رفت از بحران می رود، وضع فلسطین همیشه به این سو سوق می یابد؟
●مقابله با جنایات اولمرت تا سال ۲۰۱۰م.
با توجه به نقشه سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی و وضعیت احزاب و جریان های داخلی این رژیم، آن گونه كه انتخابات اخیر پارلمانی در این رژیم رقم زد، اولمرت "شارونیست" به تنهایی در رأس هرم رهبری و قدرت "اسرائیل" قرار گرفته است و انتظار می رود كه تا پایان سال ۲۰۱۰م رهبری این رژیم را در دست داشته باشد.
و به تبع آن فلسطینیان و عرب ها باید این آمارهای رژیم صهیونیستی را جدی تلقی كنند و مفاهیم و مضمون حقیقی پروژه سیاسی اولمرتی ـ شارونی را كه بر اساس نظریه "اداره نبرد" و نه حل و فصل آن در چارچوب صلحی عادلانه و فراگیر ودائمی، شكل گرفته است، به یاد داشته باشند.
از این رو لازم است كه پروژه سیاسی رژیم صهیونیستی مجددا بررسی شود و در این روند، تازه ترین آمارها و حوادث سیاسی رژیم صهیونیستی و منطقه و جهان نیز مورد توجه قرار گیرد.
از آن مهم تر، برای آگاهی از كنه قضیه طرح جدایی یكجانبه و طرح تجمیع و صلح با فلسطینیان، باید چارچوب نگرش اولمرت و شارون را مورد بررسی و بازبینی قرار داد.
●در آستانه انتفاضه سوم
در این راستا، منابع صهیونیستی و فلسطینی بسیاری تاكید كرده اند كه طرح جدایی یكجانبه از یك سو نوار غزه را به بزرگ ترین زندان كره زمین تبدیل می كند و از سوی دیگر در آینده نیز انتفاضه سوم فلسطینیان را سبب خواهد شد كه این امر می تواند ـ بر مبنای برخی تحلیل های صهیونیست ها ـ به اشغال مجدد نوار غزه برای سومین بار بینجامد.
این حقایق و پیامدهای آن مشخص می كند كه مرحله پس از اجرای طرح جدایی یكجانبه و تفكیك و تجمیع صهیونیست ها كه شارون مرحله اول آن را با عملیات "آغاز باران" شروع كرده است، با اقدامات وحشیانه تر اولمرت در شن های ساحل غزه پیگیری می شود و این بار شدیدتر، خشن تر و گسترده تر خواهد بود كه می تواند همه چیز را به نقطه صفر بازگرداند و به اشغال مجدد این منطقه از سوی اشغالگران صهیونیست بینجامد و این ها نشانه های تحولات آینده است و عملا راه را برای وقوع هر احتمالی باز می گذارد.
به همین سبب متذكر می شویم كه فلسطینیان وعرب ها باید برای مهار وضع و احیای برنامه های سیاسی خود در شرایط كنونی منطقه و جهان، دست به كار شوند و خود به تدوین راهكارهای جدید دست بزنند تا آنكه "اسرائیل" به بازیگر بلا منازع این بازی تبدیل نشود و فلسطینیان باید برای مقابله جدی با احتمال اشغال مجدد نوار غزه یا احتمال وقوع انتفاضه سوم، كاملا آماده باشند. |