روزنامه السفیر لبنان در مقاله ای به قلم جوزف سماحه به بررسی تشابه فوق العاده میان شاه اردن و تروریست معروف این کشور در عراق یعنی ابومصعب الزرقاوی پرداخته است.؟السفیر نوشت : چه وجه اشتراکی میان عبدالله دوم شاه اردن و ابومصعب الزرقاوی همشهری اش وجود دارد؟ آیا یک معرکه و هدف مشترک آنها را متحد کرده است ؟ آیا این دویک دیدگاه درباره اوضاع عربی وچالش های پیش رو دارند؟ آیا زبان سیاسی و مفاهیمی که به آن استناد می کنند، همسو و نزدیک به هم است؟به نظر می رسد اینها سوالات عجیبی باشند اما پیش ازهرگونه نتیجه گیری یادآوری گفته های شاه اردن به روزنامه نیویورک تایمز خالی از لطف نیست، شاه اردن از آنچه ظهور هلال شیعه درامتداد ایران تا عراق سوریه و لبنان نامیده ، هشدار داده است و گفته است این هلال موازنه ژئواستراتژیک را میان شیعه و سنی برهم خواهد زد و منافع آمریکا و هم پیمانانش را تهدید خواهد کرد.عبدالله اولین مسئول سیاسی یک کشور عرب است که این زبان گستاخانه و بی ادبانه و خطرناک را بکار برد.او اولین مسئول عرب است که قاطعانه حکم می کند که روابط طائفه ای در میان شهروندان کشورهای یاد شده نه تنها بر هرگونه روابط ملی یا قومیتی برتری دارد بلکه مسائل شهروندی و قومی را به طور کامل نفی می کند.عبدالله نخستین مسئول یک کشور عرب است که مذاهب را بسان نظام های دارای استقلال تلقی می کند که روابط بین آنها را موازنه های ژئواستراتژیک ساماندهی می کند .شاه اردن ولین مسئول یک کشورعرب است که علنا شهروندان کشورهای خلیج (فارس) که پیرو یک مذهب(شیعه) هستند را تحریک می کند واز تبدیل آنها به ستون پنجم بر ضد اکثریت ساکنان این کشورها (اهل سنت ) هشدار می دهد.او اولین مسئول عرب است که آشکارا وعلنا سرکوب و ظلم پیروان یک مذهب (شیعه ) را توجیه می کند و هیچ حقی را برای شیعیان ساکن این کشورها محترم نمی شناسد.عبدالله نخستین مسئول عرب است که خودش را سخنگوی یک مذهب(سنی ) می داند و پیروان این مذهب را همگی هم پیمانان آمریکا معرفی می کند.او اولین مقام یک کشور عرب ست که مسئولیت دعوت به فتنه و نزاع طائفه ای را بردوش می کشد.او اولین مسئول عرب است که به همراه اسرائیل، اکثریت (شیعیان ) را مورد اهانت و ناسزاگویی قرار می دهد تا با نشان دادن ترس خود از هلال شیعی که مخالف گرایش وابستگی وی به بیگانگان است، بتواند سرسپردگی بیش از پیش خود را به آمریکا نشان دهد.او اولین حاکم یک کشور عرب است که درحالی به آمریکا درباره ائتلافهای عراقی این کشور هشدار می دهد که هنگام انتقاد از آمریکا پشت سیاست های این کشور پنهان می شود ، از نظر شاه اردن اگر آمریکا بخواهد نیروهای قابل اتکای خود (مانند شاه اردن ) را تضعیف کند که سودمندی خود را نشان داده اند در حق خود اشتباه کرده است .او اولین مقام یک کشور عرب است که با هشداردادن نسبت به هلال شیعی از یک سو و متهم کردن یکی از نیروهای این هلال به حمایت از مقاومت سنی دچارتناقض گویی آشکار شده است .شاه اردن نخستین مسئول عرب است که اندیشه شهروندی و مساوات میان شهروندان را تنها به خاطر جلب رضایت آمریکا و پیشبرد طرح های این کشور نادیده می گیرد و آن را نفی می کند.عبدالله اولین مسئول عربی است که پس از تعلیق پرونده هسته ای ایران به اعراب پیشنهاد خصومت و مقابله با این کشور را به عنوان دشمن خارجی و داخلی اعراب مطرح می کند خارجی وداخلی(ایران) مقابله کنند در حالی که طرح توسعه طلبانه اسرائیل منتظر فرصتی برای حمله به ایران است .اظهارات عبدالله دوم با اتهامات مصر علیه ایران واتهامات آمریکا علیه ایران و سوریه به دخالت در عراق و اتهامات اسرائیل علیه حزب الله کاملا همسو و هماهنگ است.کما اینکه این اظهارات با اظهار نظر مقامات اسرائیل هم هماهنگ است که از تحول راهبردی در منطقه سخن گفته اند تحولی که با حمایت اعراب از اظهارات بوش است که گفته بود شارون مرد صلح است .

نویسنده لبنانی این مقاله می نویسد : هیچ کس نمی تواند مسائل قومی طائفه ای و مذهبی را در کشور ما لبنان انکار کند تنش های واضح در لبنان، عراق ، بحرین ، عربستان و کویت و ... وجود دارد هیچ کس نمیتواند وجود انگیزه هایی را برای سلطه منافع عالیه طوایف بر منافع ملی انکار کند اما فرض بر این است که اعتراف به این واقعیت مقدمه ای برای بررسی نحوه بوجود آوردن توافقات داخلی (حتی اگر نگوییم اجماع کلی ) و در نحوه رفتار با گرایش های ناهمگون است تا همه آنها در چارچوب اتحادی وارد شوند تا مانع از فرسایش دولت از درون شود.عبدالله دوم یک رویکرد کاملا معکوس را در پیش گرفته است، او به سمت از بین بردن و نابود کردن روابط میان طوایف و مذاهب در کشورهای عربی گرایش پیدا کرده است ، رویکرد تهدید پیروان یک مذهب (شیعه ) در اطراف اردن را در پیش گرفته است که عواقب خوشایندی برایش ندارد.شاه اردن در ذهن خودش یک هلالی از شیعی ترسیم کرده است که قطعا خطری غافلگیر کننده برایش تشکیل خواهد داد که این گونه تفکر نوعی بازی با آتش است . در ادامه مقاله السفیر آمده است : ابومصعب الزرقاوی پیشروتر از شاه اردن در این زمینه است هرچند از هلال سخن نگفت اما همه شهروندان عرب را به پایگاهی برای حمله صلیبی یهودی بر ضد مسلمانان متهم کرد بر هیچ کس پوشیده نیست ادبیاتی که الزرقاوی به آن وابسته است مملو از الفاظ و مفاهیمی است که شاه اردن هم آن را بکار گرفت هرچند او به سمت نتیجه گیری دیگری برود.ابزار تحلیل چنانچه به نظر می رسد میان شاه و شهروند فراری اش به هم نزدیک و همسو است، هم شاه اردن و هم شهروندش الزرقاوی هر دو دوروی یک سکه اندو انسان می تواند چنین بگوید که غرق شدن (شاه اردن ) در اطاعت از مرکز امپراطوری دشمن(آمریکا) و افزایش سرسپردگی به آن علت مستقیم غرق شدن الزرقاوی در حملات خونین و وحشیانه و شورش است .