بحران سازی ساختگی در سخنرانی ترامپ

دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا دیروز پس از مدت ها مقدمه چینی و تبلیغات برای رونمایی از راهبرد جدید کاخ سفید علیه جمهوری اسلامی ایران, سخنانی را بیان کرد که ویژگی آن نه تازگی ادعاها و تهدیدات بلکه برافروختگی و کاربرد ادبیات ستیزه جویانه بود بحران سازی ویژگی غالب رفتار کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه گذشته بوده و مواضع خصمانه دیروزِ رییس جمهوری آمریکا را می توان خیز بلندی به سوی هدف درگیرسازی ایران با یک بحران ساختگی فرسوده به شمار آورد در مقاله زیر به بررسی هیاهوی ترامپ برای بازگشت به بحران سازی ساختگی اش پرداخته ایم در ادامه بخوانید

ترامپ در بخشی از سخنان خود تصریح کرد کوشیده است با همراه ساختن سازمان ملل و از طریق وضع تحریم های تازه رفتار تهران را تغییر دهد؛ رفتاری که به زعم وی معطوف بر ایجاد ناامنی برای شهروندان آمریکایی و نیز کشورهای منطقه و جهان بوده است.

حملات کم سابقه وی به ایران در قیاس با دیگر رهبران کاخ سفید و کاربرد خصمانه ترین واژگان در توصیف نظام سیاسی جمهوری اسلامی و کارنامه آن مضمون اظهارات ترامپ را فراتر از مطالبه ای برای تغییر رفتار تهران به تصویر کشید؛ چنانکه وزیر خارجه وی نیز چند ماه پیش آشکارا به خواست دولت جمهوریخواه برای تغییر رژیم در ایران اشاره کرده بود.

«رکس تیلرسون» وزیر امور خارجه آمریکا خرداد ماه امسال در جمع سناتورهای آمریکایی از ضرورت حمایت از روندهای مسالمت آمیز منتهی به تغییر نظام سیاسی در ایران سخن گفت و به این ترتیب بر تمایزی دیگر بین دولت جمهوریخواه و سلف دموکرات آن انگشت نهاد.

صرف نظر از کش و قوس هایی که در چهار دهه اخیر در سیاست های واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران وجود داشته و تفاوت نسبی در سیاست های اعلانی دولت های دموکرات مبتنی بر الگوی «تحریم- تغییر رفتار» و جمهوریخواه بر اساس «تهدید- تغییر رژیم»، بحران سازی وجه مشترک این الگوها بوده است.

تازه ترین بحران سازی ها تلاش برای قرار دادن فعالیت های صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران در زمره تهدیدات اصلی برای صلح و ثبات بین المللی بود؛ فرایندی که از سال 2002 و زمان حاکمیت دولت جمهوریخواه «جورج دبیلو بوش» آغاز شد و تا اواسط دولت دوم «باراک اوباما» به مدت 12 سال به طول انجامید.

در این مدت جمهوری اسلامی ایران پس از آنکه از سوی بوش پسر در زمره سه کشور تشکیل دهنده «محور شرارت» قرار گرفت، آماج تهدیدات نومحافظه کاران مسلط بر کاخ سفید واقع شد. جانشین بوش هر چند از تندی و شدت ادبیات جنگ طلبانه نومحافظه کاران کاست اما به بهانه تهدیدزایی فعالیت های هسته ای ایران و از طریق ایجاد اجماع جهانی، شدیدترین تحریم ها را بر جمهوری اسلامی تحمیل کرد.

نکته قابل تامل بی اساس بودن اتهاماتی بود که به مدت بیش از یک دهه مبنای سیاستگذاری کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت؛ اتهاماتی که نه تنها از سوی تهران رد شد بلکه بسیاری در دل کشورهای غربی نیز انگاره ساختگی بودن بحران هسته ای را به اثبات رساندند.

در این سال ها بارها روزنامه نگاران تحقیقی و پژوهشگران مستقل با اتکا به اسناد گوناگون ابعاد و زوایای بحران سازی دستگاه های امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در زمینه فعالیت های هسته ای ایران را موضوع بررسی های خود قرار داده اند از جمله «گرت پورتر» آمریکایی در اثری با عنوان «بحران ساختگی؛ روایت ناگفته از ایرانِ هسته ای هراسی» که در سال 2014 میلادی منتشر ساخت، روند پرونده سازی و ایران هراسی را در طول یک دهه تشریح کرد.

اینک به نظر می رسد ترامپ قصد دارد با افت و خیزهای فراوان در ابتدای راهی قرار گیرد که نافرجامی آن بارها برای رهبران کاخ سفید به اثبات رسیده است. به همین خاطر خروج از توافق هسته ای و تشدید فشارها بر تهران یکی از عمده ترین موضوعاتی است که افزون بر مخالفت های بین المللی، بازخوردهای منفی بسیاری را میان نخبگان سیاسیِ داخل یا خارج از دایره قدرت در ایالات متحده برانگیخته است.

نکته قابل تامل اما دستان خالی ترامپ و همراهانش برای چیدن ستون های بحران سازی علیه جمهوری اسلامی است. ترامپ پس از ورود به کاخ سفید تیم ویژه ای را در میان مشاوران خود و نیز وزارت امور خارجه آمریکا مامور کرد تا موارد نقض برجام را در اختیار وی قرار دهند. با گذشت چند ماه اما ترامپ تنها با اتهام نقض روح برجام، تهران را هدف حملاتی تبلیغاتی قرار داده و از ارایه مصداقی عینی و تاکتیکی در این زمینه عاجز مانده است.

به این ترتیب با گذشت ماه ها از روی کار آمدن دولت جمهوریخواه، گریز از مسوولیت تمدید برجام و قرار دادن آن بر عهده کنگره تنها دستاورد ترامپ در بحران سازی علیه ایران در خصوص توافق هسته ای بوده است.

محور دیگر پروژه بحران سازی ترامپ ناظر بر تکرار اتهام حمایت ایران از تروریسم و تشدید بی ثباتی در منطقه بوده است؛ محوری که تنها مورد حمایت صهیونیست ها و سعودی ها قرار گرفته است. با پایان سخنان ترامپ، نخست وزیر رژیم صهیونیستی این اظهارات را «شجاعانه» خواند و رهبران ریاض نیز در بیانیه ای از استقبال و «همکاری خود با جامعه جهانی برای مقابله با اقدامات خصمانه» ایران خبر دادند.

نکته قابل تامل محدودیت و ناچیز بودن حمایت ها از مواضع خصمانه ترامپ است و ترامپ بر خلاف اوباما نه در سطح جهانی با حمایت قدرت های بین المللی روبرو است و نه در خاورمیانه برای ایران ستیزی پشتوانه ای جز سعودی و صهیونیست ها می یابد.

با نگاهی تطبیقی و تاریخی به فرایندهای بحران سازی آمریکا برای جمهوری اسلامی ایران، از حمایت از گروه های تروریستی گرفته تا جنگ تحمیلی و تحریم های هسته ای، تلاش های کنونی ترامپ چه از نظر اجماع در جامعه آمریکا، چه از منظر سازواری اهداف وی با واقعیت های منطقه ای و بین المللی به حمله ای کودکانه با شمشیر چوبی به قلعه ای آهنین شباهت می یابد.