تثبیت تجزیه طلبی آری یا نه

به نظر می رسد حزب دموکرات کردستان عراق و طرفداران تجزیه اقلیم با علم به راه پیچیده, پرهزینه و نشدنی جدایی حداقل در شرایط فعلی اقدام به برگزاری همه پرسی استقلال کرده اند تا علاوه بر قهرمان سازی و تقویت موقعیت سیاسی خود در استان کردستان عراق سدشکنی کرده باشند و با ضربه گیری از خطرهای احتمالی پرچم تجزیه را برافراشته و کم کم مقاصد بعدی و عملی در این زمینه را پیگیری کنند در ادامه بیشتر بخوانید

اگر این حزب از مرحله کنونی عبور کند و ناچار به ابطال نتایج همه پرسی نشود در مرحله بعدی گام های عملی بیشتری برخواهد داشت و تا تعیین شرایط خود برای همسایگان پیش خواهد رفت. بر همین مبناست که نباید اجازه داده شود موضوع مشمول مرور زمان شود واصل تجزیه عراق تثبیت شود.

هرچند پیرامون این حادثه حساسیت نسبی در کشورمان ایجاد شد ولی به نظر می رسد هنوز تا درک و لمس واقعیت ها و عوارض منفی آن فاصله داریم، چه اینکه برخی برپیامدهای حتمی آن خط تشکیک کشیدند و چنین وانمود کردند که در صورت تحقق استقلال کردستان عراق موج جدایی طلبی ایجاد نخواهد شد و استقلال اقلیم چون میوه ای رسیده است که باید چیده شود و اکراد عراق تنها یک دولت جداگانه کم دارند که آن هم در حال تاسیس است!

جالب اینکه مدافعان دیگری پیدا شدند و محرومیت مناطق کردنشین را بستری برای جدایی طلبان دانستند و حق تعیین سرنوشت را سزاوارشان خواندند ولی هرگز به این سوال ساده پاسخ ندادند که میان محرومیت و تجزیه طلبی که خود صدها هزینه برای محرومان کرد دارد چه ارتباطی وجود دارد؟ اما از این مقدمات اولیه که بگذریم بهتر است اندکی وارد جزییات شویم و روشن سازیم که راه پرپیچ و خم و بعضا مسدود تجزیه طلبی چگونه راهی است و چه تالی های بحران ساز و فاسدی دارد؟

همه می دانیم که حتی در جهان کنونی با وجود رشد آگاهی های عمومی مرزهای جغرافیایی برای همه کشورها از حساسیت ویژه ای برخوردار است و حتی در اروپا که به یک اتحادیه تبدیل شده است کشورها برای یک وجب از خاک خود اندک مسامحه ای به خرج نمی دهند و شنیده نشده است که کشوری از متراژ اندکی از مساحت خود چشم پوشی کند. هنوز که هنوز است کشورهای زیادی اختلافات مرزی دارند و گاهی ده ها سال است که این اختلافات فراز و نشیب به خود دیده است و گاهی تا وقوع جنگ های خونین هم پیش رفته است.

جالب اینکه بسیار پیش آمده است حتی زمانی که دو کشور به هر دلیل بنا را بر سازش و حل اختلافات مرزی می گذارند هنگام عمل و در مذاکرات با بن بست روبه رو می شوند و گاهی مصالحه سیاسی بین دو دولت انجام می شود ولی مردم آن را نمی پذیرند و در بعد اجتماعی تعیین یا تغییر خطوط مرزی با شکست کامل روبه رو می شود! از آن بالاتر تعیین مرزها از چنان حساسیت و اهمیتی برخوردار است که در داخل خود کشورها مرز استان ها و مناطق با احتیاط و طی مراحل پیچیده سیاسی و اجتماعی و اداری مشخص می شود و بعضا دولت مرکزی از پس آن بر نمی آید. همین حالا در کشورمان به خاطر حساسیت بسیار بالا اختلافاتی برسر تقسیمات کشوری وجود دارد که معمولا سال ها زمان می برد تا تعیین تکلیف شود و گاهی یک اعلام نسنجیده در تقسیم بندی های شهری و استانی عوارض و تشنجات شدیداجتماعی به همراه داشته است.

در چنین محیطی و در زمانه پرآشوب کنونی اگر یک استان در یک کشور به صورت یکجانبه پرچم استقلال برافرازد و ساز جدایی بزند مسلما حتی اگر از نظر سیاسی با آن مخالفتی صورت نگیرد که نزدیک به محال است هنگام تعیین مرزها و حقابه ها و تاثیر و تاثرات اقلیمی و عبور و مرورهای زمینی و هوایی و دریایی و تعیین تکلیف خطوط انتقال نیرو و گاز صدها گره ناگشودنی پیش می آید و دولت ها به میزان اقتداری که دارند درصدد کسب بیشترین امتیازات بر می آیند و... در خاورمیانه ای که هزاران اختلاف میان کشورها وجود دارد و مرزهای کنونی فقط تثبیت نسبی یافته اند اگر باب جدایی و استقلال باز شود و قومیت ها تحریک شوند و دست های اختلاف افکن به کار افتند و جهل و نادانی و افراط گرایی درهم آمیزد، جهنمی از درگیری ها و تشنج ها و تنازع ها همه چیز را به کام خود فرو می برد و خدا می داند چه زمانی از این دریای خون فشان نجات خواهیم یافت. مسلما با اندکی احساس مسوولیت و موقع شناسی هیچ انسان عاقل و متعهد و آگاهی شرایط خطیر کنونی منطقه را مناسب برای طرح موضوعات جدایی نمی بیند، چه رسد به اینکه عملا وارد پروسه عملی آن شود و امنیت شکننده و نیم بند خاورمیانه را با ماجراجویی و مساله سازی و قدرت طلبی جدا مورد تهدید قرار دهد.