آنها مخالفان را در سکوت حذف میکنند

چند هفته گذشته مردم مالدیو با خبر شوک آور کشته شدن یک وبلاگ نویس ٢٩ ساله به نام یامین راشد از خواب پریدند چهار سال پیش نیز در اکتبر ٢٠١٢ مردم از مرگ یک اصلاح طلب برجسته سکولار و عضو سابق پارلمان حیرت زده شدند که افراشم علی نام داشت هردو آنها یعنی راشد و علی با ضربات پی درپی کارد در راه پله های ساختمان مسکونی شان, واقع در پایتخت مالدیو به طرزی وحشیانه کشته شده بودند

در ماه آگوست ٢٠١٤ نیز «احمد ریلوان»، بهترین دوست راشد و یکی دیگر از وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران برجسته این کشور، ناپدید شد. ما نمی دانیم چه کسانی مقدمات کشتن یا ربودن این افراد را فراهم کرده اند کمااینکه مقامات دولتی نیز می گویند موفق نشده اند عاملان این جنایات را پیدا کنند، اما بررسی انگیزه های این قتل و آدم ربایی ها نوع جدیدی از خشونت را در مالدیو نشان می دهد که نشئت گرفته از یک نوع گفتمان خشونت بار در این کشور است. این گفتمان به فضای سیاسی و پیشرفت ها در زمینه سکولاریزه کردن جامعه از یک سو و جان گرفتن دوباره برخی بقایای گروه های افراطی از سوی دیگر مربوط می شود.

مخالفت با فساد حاکم

علی و راشد در زمینه مسائل مذهبی خیلی شفاف عمل می کردند. علی البته گرایشاتی سکولار داشت. او خود را یک اصلاح طلب می دانست و از برابری های عمومی، فرهنگ کهن مردم و به خصوص هنر و موسیقی سنتی مالدیو دفاع می کرد. از سوی دیگر، او به ایدئولوژی های جدید علاقه نشان می داد که جوانان کشور را تحت تأثیر قرار داده است. امروزه برخی از جوانان مالدیو به دنبال معتزلیان عقل گرا یا صوفیان طرفدار الرومی هستند و این دو را بر رویکردهای سنتی- مذهبی ترجیح می دهند. آنها درعین حال به میراث عمیق بودیسم و اسلام در کشور از جمله در حوزه های شعر، ادبیات و فرهنگ احترام می گذارند. این جوانان غالبا تحت تأثیر فلاسفه عقل گرا و طرفدار حقوق بشر هستند. بااین حال، برخی از آنها تحت تأثیر دانشمندان لائیک و ایده های سکولاریستی قرار می گیرند. به همین دلیل بعضی وقت ها می گویند مذهب را باید به حیطه زندگی خصوصی فرستاد. آنها البته هرگز سعی نمی کنند صدای رقبای ایدئولوژیک خود را خفه کنند، اما به دلیل جوانی و ماهیت سنی شان ممکن است در مواردی انتقادات تندی را مطرح کنند. راشد و ریلوان نمایندگان این نسل جدید بودند. هردو در دفاع از موازین حقوق بشری غیرقابل انعطاف بودند. آنها همچنین با صدای بلند از گروه های افراطی انتقاد می کردند؛ به خصوص از تکفیری ها و محافظه کاران تندرو. راشد و علی در نوشته های خود از طنزی گزنده استفاده و به خصوص با فساد سیاسی طبقه حاکم مبارزه می کردند. به همین دلیل آنها خشم بسیاری از سیاست مداران و گروه های افراطی را علیه خود برانگیختند.

تهدید فعالان سیاسی

چند سال پیش از شروع «بهار عربی» در سال ٢٠٠٨، مردم مالدیو با پایان دادن به یک دوران حکومت ٣٠ ساله بر کشورشان، نوعی بیداری دموکراتیک را تجربه کردند. در پی این حرکت بود که غربی ها مالدیو را برای نخستین بار به عنوان یک «دموکراسی انتخاباتی» ستایش و معرفی کردند، اما در فوریه ٢٠١٢ نخستین رئیس جمهور منتخب؛ یعنی «محمد ناشد»، دو سال پیش از آنکه دوره اش را تکمیل کند، مجبور به استعفا شد. به دنبال آن مردم مالدیو دوره جدیدی را تجربه کردند که سیاست مداران غیرمذهبی آن را هدایت می کردند. به این ترتیب یک استبداد جدید بر کشور حاکم شد که از یک طرف از نهادهای رسمی سود می برد و از سوی دیگر با ربودن دموکراسی مردم به همان دوران فساد گذشته ادامه می داد. وضعیت حقوق بشر در کشور روزبه روز بدتر شد. سیاست مداران برای پیشبرد اهداف خود گفتمانی را رایج کردند که از خشونت گروه های افراطی دفاع می کند. آنها با باندهای خشونت طلب شریک شدند تا راحت تر به اهداف خود برسند. راشد و ریلوان جزء کسانی بودند که با صدای بلند از این استبداد جدید و فسادی که به همراه داشت انتقاد می کردند. آنها مدافع حقوق بشر در برابر خشونت طلبان بودند. هردو زبانی طنز و طعنه آمیز داشتند. راشد وبلاگی طنز داشت و هردو آنها طرفداران بسیاری پیدا کرده بودند. در نتیجه می توان حدس زد که ممکن است سیاست مداران- و نه گروه های مذهبی- در پشت این حوادث باشند. شاید به وسیله آنها خواسته باشند صدای مخالفان را خاموش کنند؛ اما یک احتمال دیگر هم دور از ذهن نیست.

بقایای گروه های افراطی

فعالانی نظیر راشد و ریلوان یا اصلاح طلبانی نظیر علی ممکن است از سوی یک بخش دیگر در معرض خطر قرار گرفته باشند که به تازگی در مالدیو فعال شده است؛ افراط گرایان. اخیرا پیشرفت های دموکراتیک و توسعه اقتصادی کشور موجب شده تا مردم نسبت به سنت های گذشته کم توجه شوند یا درباره اهمیت و کارکرد آنها در زندگی جدید پرسش هایی را مطرح کنند. این امر منجر به شکل گیری یک گفتمان جدید در اعماق جامعه شده است که به رشد گروه های افراطی کمک می کند. در سال های گذشته این گروه ها نوعی مبارزه توأم با خشونت را ترویج کردند. آنها از تفکرات گروه های تندرو دفاع و مخالفان خود را کافر، مرتد و نظایر آن خطاب می کنند. بعضی از سایت ها و وبلاگ های شبکه مجازی وابسته به این گروه ها، در هنگام انتشار خبر مرگ راشد و ریلوان از آنها با لفظ «مرتد» یاد کردند. تعدادی از افراد این گروه ها تاکنون برای جهاد به سوریه اعزام شده اند. جالب اینکه گروه های افراطی یادشده نیز مانند سیاست مداران فاسد از باندهای جنایتکار برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند و از آنجا که این باندها با سیاست مداران نیز در ارتباط هستند، همین امر به آنها نوعی مصونیت قضائی در مالدیو داده است. اگر همین باندها در پشت قتل یا آدم ربایی مخالفان باشند، هیچ امیدی به عدالت و رسیدگی قضائی به چنین جرائمی وجود ندارد. باید انتظار داشت در آینده نیز به سفارش گروه های سیاسی یا مذهبی افراطی جنایات مشابهی رخ دهد، مگر آنکه فشارهای بین المللی حکومت را وادار به انجام تحقیقات دراین باره و جلوگیری از تکرار آنها کند.