|
برای بررسی بیشتر این موضوع باید به چند ویژگی اساسی سیاست نامه اشاره كرد كه درواقع، تلفیقی بودن و نیز كاركرد مثبت آن را در آن شرایط سیاسی ـ اجتماعی تبیین می كند. این ویژگی ها به نوعی ابعاد سیاست نامه نویسی هم هستند كه درواقع، تلفیقی از اندیشه ایرانشهری با آموزه های اسلامی است.
▪ این ویژگی ها عبارت است از:
۱) توجه به عدالت:
عدالت در سیاست نامه ها عنصر اصلی و پایه تداوم قدرت است كه درواقع، هم در اندیشه های ایرانشهری و هم در آموزه های اسلامی برآن تأكید شده است. تفاسیری هم كه از عدالت شده، به نوعی تلفیقی بوده و در آن، عناصری از اندیشه اسلامی، ایرانی و یونانی مشاهده می شود.
۲) توأمانی دین و سیاست:
این ویژگی، باز ریشه در آموزه های هر دو اندیشه ایرانی و اسلامی دارد. هم چنین تفسیری كه از این توأمان صورت گرفته بازتاب همین رویكرد تلفیقی است كه بر حسب آن به دلیل پیوند این دو وجه عمده در زندگی انسان، خلل و اضطراب در هریك، به معنای آشفتگی دیگری خواهد بود و هم در اندیشه های ایرانی و هم در اندیشه های اسلامی نمود آن را می توان یافت.
۳) توجه به واقعیت های سیاسی:
این ویژگی، عنصر بسیار مهم و تعیین كننده ای است; یعنی سیاست نامه ها با وجود این كه با تأكید بر عدالت و توأمانی دین و سیاست به نوعی یك اندیشه آرمان گرایانه را پرورانده اند، از واقع بینی سیاسی هم غافل نبوده اند.
۴) تقدیرگرایی:
براساس این ویژگی، در این اندیشه ها نوعی جبر و تقدیرگرایی بر امور و یا پدیده ها حاكم است كه اوضاع سیاسی ـ اجتماعی هم از این منوال تبعیت می كند. این موضوع نیز در هر دو اندیشه ایرانی و اسلامی به چشم می خورد كه البته باید گفت در معرض تفسیرهای ناروای زیادی هم قرار گرفته است.۲۰
به هرحال، باید گفت كه سیاست نامه نویسان عمدتاً وزرایی بودند كه هم متأثر از اندیشه ایرانشهری و هم متصف به دانش اسلامی بودند.
۲) آثار تاریخی و سیاست نامه نویسی
بعد از بحث فوق در مورد سرشت سیاست نامه نویسی در ایران و جایگاه اصلی آن در حوزه های فكری تمدن اسلام، برای ورود به اندیشه های خواجه رشیدالدین فضل الله نكته های مقدماتی دیگر باید ذكر شود:
▪ نكته اول:
بررسی موقعیت آثار مورخان در این زمینه است. آیا آثار مورخان را می توان در یك دسته مستقلی از اندیشه های سیاسی قرار داد یا این كه باید آن ها را هم در درون همین سیاست نامه ها و ذیل اندیشه ایرانشهری بررسی كرد. فرهنگ رجایی از جریان مستقلی با عنوان «شیوه تاریخی متعلق به مورخان» دركنار دیگر جریان های فكری چون سیاست نامه نویسی یاد كرده است۲۱ كه درآن، نوشته های مورخان را درباره سیاست، در گروه مستقلی طبقه بندی كرده است، در حالی كه با نگاهی دقیق تر به اندیشه های مطرح شده در تاریخ های دوره اسلامی، بهویژه در دوره میانه، می توان سرشت سیاست نامه ای آن ها را درك كرد. اما از نظر جواد طباطبایی اشارات سیاسی موجود در نوشته های تاریخی را باید بنا به سرشت آن ها از سنخ سیاست نامه ها تلقی كرد.۲۲ محور اصلی در سیاست نامه ها مصلحت گرایی و واقع بینی سیاسی است كه اشارات سیاسی در نوشته های تاریخی هم همین هویت را دارد. و درواقع، هر چهار ویژگی پیش گفته سیاست نامه ها را دارا هستند.
۱) شاه در اندیشه تاریخ نویسان نیز در رأس هرم سیاسی قرار دارد و به لحاظ نظم و نسقی كه به ملك خود می دهد نسبت او به اجتماع، نسبت خدا به عالم است،
۲) در اندیشه سیاسی آنان نیز فرمانروایی شاه برگزیده خداوند و دادگری و بیداد او جز با توجه به مشیت خداوند قابل درك نیست. در این نظریه داد و بیداد شاه بر پایه مناسبات اجتماعی ـ سیاسی و با تكیه بر تحلیل انسان شناختی قابل درك نیست، بلكه داد وبیداد شاه ناشی از حكمت و مصلحت ناشناخته خداست و درواقع، شاه عامل مشیت الهی بر روی زمین است،۲۳
۳) این كه نظریه شاه آرمانیِ دوره باستان و نظریه سلطنت مطلقه دوره اسلامی در كانون اندیشه تاریخ نویسی باقی مانده و به نوشته هایی در توجیه نظام استبدادی تبدیل شدند.۲۴ درواقع می توان گفت كه در مجموع، نظریه سلطنت تاریخ نویسان دوره گذار بازپرداختی شرعی از نظریه سیاسی سیاست نامه نویسانی مانند خواجه نظام الملك است.
هم چنین باید گفت كه اصولاً تاریخ نویسی نمی توانست ماهیت مستقلی پیدا كند، چرا كه تاریخ نویسی جز با حمایت پادشاهان ایران امكان پذیر نمی شد و درنتیجه، اندیشه تاریخ نویس هم می بایست در تداوم سیاست نویسی به ابزار نظری برای توجیه حكومت تبدیل می شد. از این نظر است كه طباطبایی تاریخ نویسی را نیز بخشی از منحنی زوال اندیشه و انحطاط تاریخی ایران زمین تلقی می كند.۲۵
▪ نكته دوم:
این نكته در مورد جایگاه وزرا در سیاست نامه نویسی است. برای ورود به این بحث، لازم است نوعی گونه شناسی از سیاست نامه ها ارائه شود. به طور كلی باید گفت كه سیاست نامه ها انواع مختلفی داشته اند: گاه در پوشش آثار ادبی ارائه شده كه نمونه آن گلستان سعدی است كه به این نوع آثار، اخلاق نویسی هم گفته می شده است، گاه در پوشش كتاب های تاریخی بوده كه مثلا كتاب تاریخ بیهقی از این نوع می باشد و گاه، هم در موضوع و هم در عنوان، سیاست نامه بوده اند كه سیاست نامه خواجه نظام الملك و نصیحهٔ الملوك امام محمد غزالی از این نوع هستند.۲۶سیاست نامه هایی را كه توسط وزرا تألیف می شد، «دستور نویسی» هم می گفتند. درواقع، این نوع سیاست نامه ها اصلی ترین جریان اندیشه ایرانشهری هستند و بایستی جایگاه خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی نیز در همین جا مطالعه و بررسی شود با این حال، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی هر دو وجه را داراست; یعنی هم مورخ است و در آثار تاریخی خود، اشارات سیاسی با سرشت ایرانشهری را مطرح كرده و هم كتابی تحت عنوان مكاتیب نوشته است كه به استثنای برخی از بخش های آن، اصولاً سیاست نامه محسوب می شود.۲۷
۳) وزارت و سیاست نامه نویسی
نوشتن این قبیل سیاست نامه نیازمند قدرت بسیاری بود كه تنها وزرا چنین قدرتی داشتند و به همین دلیل افرادی چون خواجه نظام الملك و خواجه رشیدالدین (كه هر دو وزرای مقتدری بودند) موفق به نوشتن چنین آثاری می شدند.
به طور سنتی نظام تشكیلات سیاسی مسلمانان به دو طبقه عمده، یعنی «درگاه» و «دیوان» تقسیم می شد كه تعبیر دیگر آن «اهل شمشیر» و «اهل قلم» است. وزیر در رأس دیوان قرار داشت و معمولاً با تغییر سلطان، او و اطرافیان او هم از این مقام بركنار می شدند. از وزیر انتظار می رفت كه امور عالی دولت را در آرامش كامل به پیش برد. معمولاً وزرا به دلیل موقعیت سیاسی خود ثروت زیادی می اندوختند و خودِ مقام وزارت هم بسیار پرهزینه بود. با این حال درصورت عزل وزیر، اموال وی و اطرافیان او مصونیت نداشته و در معرض مصادره بود. سلطان، رؤسای چهار دیوان عالی را با اشاره وزیر تعیین می كرد و قدرت وزیر در تعیین آنان براساس هر یك از وزرا متغیر بود.
این چهار دیوان عبارت بودند از: دیوان استیفا، دیوان انشا، دیوان اشراف الممالیك و دیوان عرض كه هر كدام وظایف خاص خود را داشتند. گاه رئیس دیوان استیفا وزیر یك یا چند زوجه سلطان می شد كه نشان از نفوذ زنان سلاطین سلجوقی دارد.
در بین وزرای دوره سلجوقی از همه برجسته تر خواجه نظام الملك است و قدرت وزیر در دوران وی به اوج خود رسید، با این حال او بارها در معرض دسایس و اتهام های مختلف قرار گرفت. وزیر به دلیل ماهیت وظایفش همواره در معرض نارضایتی خاندان سلطان و رقبا و در معرض توطئه های گوناگون قرار داشت، به همین دلیل باید با امرای نظامی روابط حسنه ای برقرار می كرد. نفوذ امرا بعد از خواجه نظام الملك از این هم فزونی یافت، در حالی كه در دوران وی او بر هر امیری برتری داشت. گاهی امر وزارت رو به تباهی می رفت و گاه دوران آن بسیار كوتاه بود و وزیر جان خود را در بلواها یا جنگ ها از دست می داد یا ازسوی سلطان به قتل می رسید.
در دوره مغولان از قدرت وزیر كاسته شد، ولی در دوره ایلخانیان دوباره قدرت روز افزونی یافت و درساختار وزارت هم تحولات اساسی بروز كرد و خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در هر دو زمینه نقش اساسی ایفا كرد.۲۸
اما خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی و خواجه نظام الملك هر دو وزرای مقتدر دوره خود هستند كه در عمل سیاسی دارای آثار عظیمی بوده و البته تفاوت هایی نیز با هم داشته اند. خواجه رشیدالدین در سیاست نویسی در حد خواجه نظام الملك نبوده است و هردو مؤسسه های عظیمی برای آموزش طراحی كرده اند; خواجه نظام الملك نظامیه بغداد و خواجه رشیدالدین ربع رشیدی تبریز را بنا نهاد. هرچند كه ربع رشیدی طرح گسترده تری بوده، اما به دلیل ویرانی زودرس آن، آثار علمی نظامیه ماندگار بوده است. اما تأسیس ربع رشیدی خود نشان از كوشش علمی خواجه رشیدالدین و در عین حال، اهتمام وی بر گردآوری دانشمندان مناطق مختلف دنیا برای پیشرفت علم و تمدن اسلامی بود.
هم چنین خواجه رشیدالدین و خواجه نظام الملك یك وجه مشترك هم داشتند و آن به قدرت رساندن خاندان خود بود. درواقع رسم وزرا به قدرت رساندن خاندان خود بود و در دوره ایلخانیان، این خاندان خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی بود كه با نام ایلخانان حكومت می كرد.۲۹
خواجه نظام الملك سیاست نامه نویس چیره دستی است و اصولاً بخش اول كتاب سیاست نامه وی حاوی مباحث نظری در باب سیاست از نظر اندیشه ایرانشهری است، در حالی كه خواجه رشیدالدین چنین مبحث نظری را ارائه نكرده، بنابراین، بهره سیاست نامه نویسی در خواجه نظام الملك بیشتر است.
البته خواجه رشیدالدین هم از جهات دیگری برجستگی هایی دارد كه عبارت اند از:
۱) مورخ بسیار بزرگ و برجسته ای است به طوری كه برخی معتقدند جامع التواریخ وی نفیس ترین اثر تاریخی است،
۲) بهره فلسفی خواجه رشیدالدین از خواجه نظام الملك بیشتر است.۳۰ همین طور، بینش علمی خواجه رشیدالدین فوق العاده بود، این امر در تأسیس ربع رشیدی و برنامه آموزشی آن و تلاش خواجه رشیدالدین برای جلب دانشمندان تمام دنیا كاملاً قابل مشاهده است.
اما خواجه رشیدالدین از یك بُعد دیگر هم اهمیت بسیار دارد وآن موضع ایشان از لحاظ تاریخی است. وی در زمانه ای قرار گرفته است كه مغولان ساختار اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی ایران زمین را دست خوش دگرگونی و انحطاط كرده بودند، به طوری كه سقوط تدریجی آن، امری محتوم به نظر می آمد. درواقع، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در دل این ركود و فترت بسیار مهم تاریخی به دنبال احیای سنت سیاسی موجود در ایران است و این برجستگی خاصی به اندیشه ها و اقدامات وی در آن دوره می دهد.
۴) شرح اجمالی از زندگی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی
رشیدالدین فضل الله همدانی آیینه تمام نمایی از سرشت و سرنوشت وزیران در جامعه ایران است. وزیران ایرانی در دوران حكومت های سلطنتی تقریباً ویژگی های مشابهی داشتند. آنان افرادی فاضل، با درایت، معتقد و البته بسیار ثروت مند بودند و علاوه بر این كه اوضاع سیاسی را مدیریت می كردند، در عین حال با دانش خود راهنمای سلاطین و حكمرانان هم بودند و تقریباً همگی سرنوشت مشابهی پیدا كردند و در نهایت در اوج قدرت و ثروت خود قربانی شاهانی شدند كه آنان را رقیب خود احساس می كردند. رشیدالدین فضل الله همدانی متولد ۶۴۸ و متوفای ۷۱۸ ق است. از ۶۶۳ ق به عنوان طبیب وارد دربار ایلخانان شد (۶۶۳ ـ ۶۸۰ طبیب آباقاخان، ۶۸۳ ـ ۶۹۰ طبیب ارغون فرحان،۶۹۰ ـ ۶۹۴ طبیب تون). وی از ۶۹۷ ـ ۷۰۸ ق وزارت سه سلطان ایلخانی (غازان خان، اولجایتو و ابوسعید امیر چوپان) را برعهده داشت. این عالم، مورخ، طبیب وسیاست مدار ایرانی در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم می باشد. وی در علوم مختف از سرآمدان عصر خود بوده است. مهدی محقق و سید حسین نصر به استناد رساله دوم (در تقسیم موجودات) و رساله چهاردهم (دفاع از غزالی) مقام او را در تاریخ و فلسفه و علوم اسلامی ثابت دانسته اند. از نظر مجتبی مینویی هم قدر او نه به تأسیسات اداری و خیر و نفع آن ها به مردم عهد خود، بلكه به واسطه آثار متعدد و به خصوص كتاب جامع التواریخ است. علاوه بر جامع التواریخ كه اولین كتاب تاریخی به زبان فارسی است كه به تاریخ ملل دیگر از جمله فرهنگ پرداخته، سه اثر توضیحات الرشیدیه، مفتاح التفاسیر و مكتوبات رشید اهمیت اساسی دارد. به رغم فقدان كتاب دوم او در سیاست نویسی به نام سیاسیات و تدبیر پادشاهی، در مكاتبات خود پنج نامه به حكام مختلف نوشته است كه همگی حكم سیاست نامه را دارند. بنابراین، وی با دو رهیافت توأمان تاریخی و سیاست نامه نویسی به طرح اندیشه خود پرداخته است. |