دموکراسی آتنی

ساختار سیاسی, عمل کرد نهاد ها و قوانین در دموکراسی آتنی نه فقط تا به امروز جذابیت خود را از دست نداده است , بلکه این فرم حکومتی از دروه باستان تا شکل گرفتن دموکراسی جدید در کشور های غربی یک استثنا در اداره تشکیلات دولتی در سطح بین المللی محسوب می شود

برای اولین بار در آتن در دوره باستان دموکراسی بعنوان ایده و سیستم حکومتی شکل گرفت. الگوی مدرن قانون اساسی کشور های غربی دموکراسی آتن می باشد و اروپائیان خود را وارث فرهنگ یونانیان می دانند. به همین علت این ایده قدیمی قرن ۵ قبل از میلاد هنوز مسئله روز است. ساختار سیاسی، عمل کرد نهاد ها و قوانین در دموکراسی آتنی نه فقط تا به امروز جذابیت خود را از دست نداده است ، بلکه این فرم حکومتی از دروه باستان تا شکل گرفتن دموکراسی جدید در کشور های غربی یک استثنا در اداره تشکیلات دولتی در سطح بین المللی محسوب می شود. این استثنا تاریخی دموکراسی در آتن احتیاج به بررسی بیشتری دارد که روشن شود چه درکی آتنی ها از " قدرت ملت " و یا بقول مارکسیست ها از " قدرت خلق " داشتند . اما سوال این است که چرا تنها آتن در بین ملت ها دوره باستان این راه بخصوص را انتخاب کرد و چه پیامد های ایده و سیستم دموکراسی برای زنان و مردان آتنی به ارمغان آورد. از آن جائیکه مدارک تاریخی زیادی در باره دموکراسی آتنی هم از یونانیان و هم از شاهدان این پدیده تاریخی وجود دارد ، ما می توانیم امروزه یک تصویر واقعی از دموکراسی در آتن در ذهن خود مجسم کنیم.

● اصول های اساسی دموکراسی در دروه باستان :

۱) قدرت مردم

در زبان یونانی واژه دموکراسی تشکیل شده است از demos و kratos .

kratos (قدرت) و demos ( مردم ) که demokratia معنی قدرت مردم را می دهد و آتن یک شهری بود با سیستم دموکراسی. یک توصیف از دموکراسی که با ذکر اسمش شروع بشود ، یک سنت است: " و اسم نظام سیاسی ما، چون پایه ها این نظام را نه اقلیت بلکه اکثریت تشکیل می دهد، به (اسم) دموکراسی معروف شده است." (Thukydides )

این جمله از دوران باستان با محتوی پر اهمیت نخست بطور تقریبی به طرح مقوله دموکراسی می پردازد. تاریخ نویس یونانی Thukydides مبحث دموکراسی را با واژه اکثریت شروع و بعد بطور کامل مقوله های مساوات و آزادی در چهارچوب این نظام مورد بررسی قرار می دهد. دموکراسی یک واژه قدیمی یونانی است و بطور دقیق نیز Thukydides این وآژه را توضیح داده است که نظام دموکراسی تکیه بر اکثریت دارد. این توضیح اجازه تفسیرهای مختلفی از دموکراسی را نمی دهد. اما این جمله یک بُُعد زمانی نیز دارد. Thukydides این گفتار خود را اواخر قرن ۵ قبل از میلاد به تحریر در آورد و از قرار معلوم دموکراسی واژه ای چندان قدیمی هم نبوده که افکار عمومی نتواند آنرا بخاطر بیآورد. مقوله و واژه دموکراسی در نیمه اول قرن ۵ قبل از میلاد افکار و ذهن شهروند آتن را بخود مشغول کرده بود که علت آن نیز می بایست نتیجه تغییر و تحولی باشد که در روال ، راه و رسم سیاسی در همین زمان به وقوع پیوسته بود. حکم رانان آتن از قرن ۸ تا ۵ قبل از میلاد از اشراف تشکیل شده بودند که شهروندان ناراضی را به صبر و آرامش ترغیب می کردند. رسوخ ایده دموکراسی در ذهن آتنی ها و نهادینه شدن آن در سیستم دولتی نتیجه کار فکری روشنفکران آتنی نبود ، بلکه رفرم های تدریجی در ساختار و تشکیلات دولت اشراف بود که بعدا روشن فکرانه مورد بررسی قرار گرفتند و تشکلات دموکراسی را به وجود آوردند. صد سال پس از اینکه آتنی ها خود را با مقوله دموکراسی مشغول کرده بودند ارسطو در اواخر قرن ۴ ( ۳۲۲ قبل از میلاد ) در کتاب "سیاست" قانون اساسی ۱۵۸ شورا های محلی را مورد بررسی قرار می دهد و سیستم دموکراسی را در این شوراها به دو بخش تقسیم می کند: پایه ، اصول دموکراسی و آداب ، روش های مشخص دموکراسی. در زبان امروزی دموکراسی آتنی تقسیم می شود به ساختار دموکراسی و ارزش های دموکراسی (فرهنگ) و در قانون اساسی آتن بعد از واژه kratos ( قدرت )، واژه الیگارشی (oligarchia) نیز مورد استفاده قرار می گیرد که تشکیل شده است از oligoi به معنی معدود و arche به معنی قدرت و یا فرمانروایی - مفهوم oligarchia که معنی حکومت عده ای معدودی را می دهد درست در نقطه مقابل مفهوم دموکراسی به معنی قدرت اکثریت قرار دارد. در ذهن و برنامه اشراف آتنی سیستم الیگارشی هنوز جذابیت خود را از دست نداده بود، اما آن ها بیشتر ترجیع می دادند که بجای واژه الیگارشی از واژه اشراف سالاری ( aristokratia) استفاده کنند. چرا که aristo به معنای زبده و نخبه مشروعیت بیشری به یک سیستم حکومتی می دهد تا oligoi به معنی معدود و اشراف خود را از نخبگان و زبدگان جامعه بشمار می آوردند. در آتن قدیم این دو وآژه oligarchia و demokratia در مقابل یک دیگر قرار داشتند. ارسطو در کتاب سیاست مغایرت این دو سیستم دموکراسی و الیگارشی از یک دیگر را مقایسه کرده است با بادی که از شمال و بادی که از جنوب می وزد.

یکی از ویژگی های دموکراسی در آتن روش انتخاب شدن شهروندان در شورا ها و یا سازمان های اداری بود که این امکان را به تمام مردان (چه نقشی زنان در دموکراسی آتنی داشتند، توضیح داده خواهد شد) آتنی می داد که برای یک زمان محدوی ( یک سال) بطریق قرعه کشی انتخاب شوند. دموکراسی آتن به نوعی نفی قدرت دولت بود ، چرا که هر شهروند مذکر یک روز حکم فرمایی می کرد و روز دیگر تحت نفوذ قدرت دیگران بود. قدرت شورا ها و دیگر نهادهای دولتی محدود می شد به رسیدگی به امور اداری شهروندان. Euripides تراژدی نویس قرن ۵ قبل از میلاد در قطعه تئاتر Hiketiden در سال ۴۲۴ نحوه حکم فرمایی در آتن را به نمایش می گذارد و نشان می دهد که بعلت عوض شدن بطور متناوب (سالیانه) اعضاء شورا ها در واقع هیچ کسی در آتن صاحب قدرت نیست و همه شهروندان آزاد می باشند. Platon در کتاب (nomoi ) اشاره می کند که در آتن آزاد بودن از سلطه قدرت حکم رانان بطور کامل وجود دارد و در کتاب دیگر ( politeia ) بنظر فیلسوف یک سیستم دمکراسی احتیاجی به حکم فرما ندارد. اما الیگارشی در تصور Platon یک سیستم ایده آل بشمار می آمد و نه دموکراسی. در سیستم دموکراسی ، بر عکس الیگارشی ، نه زیر دست وجود دارد و نه حکم رانان از ابهتی بخصوصی برخوردارند که باعث ترس و یا ستایش شهروندان شوند.

چنان که در بالا یادآوری شد واژه دموکراسی در اواسط قرن ۵ قبل از میلاد ( ۴۷۷ و یا ۴۵۰) برای شهروندان آتن وآژه ای آشنا بشمار می آمد ، اما آتن از قرن ۶ ( ۵۹۴) دارای یک نهاد سیاسی بنام مجمع ملت بود که مهم ترین سمت ها در این اجلاس را اشراف در اختیار داشتند و امکان کنترل زیاد این افراد ثروتمند از طرف افراد کم درآمد وجود نداشت. در آتن در این زمان ۴ گروه و یا ۴ طبقه از شهروندان که بر طبق در آمد تقسیم شده بودند ، زندگی می کردند. رفرم های سیاسی تا اواسط قرن ۵ باعث گردید که هر چهار گروه بتواند در این مجمع انتخاب شوند ، اما رغبت شهروندان و بخصوص قشر پایین اجتماع به انتخاب شدن در این مجمع زیاد نبود. از اوائل قرن ۵ عادات و رسوم های سیاسی دیگری در آتن بر قرار گردید و بخصوص جنگ آتن با ایران (۴۷۹/۴۸۰) باعث تقویت خود آگاهی و اعتماد بنفس آتنی ها گردید.

ملوانان و پارو زنان کشتی های جنگی یونانی ها که علیه ناوگان ایرانیان به نبرد پرداخته بودند به طبقات پایین جامعه تعلق داشتند و بعد از پیروزی بر ایرانیان خواهان دخالت و سهم بیشتری در اداره دولت بودند. و از طرف دیگر چون اشراف در مجمع ملت حاضر به توضیح عمل کرد های خود نبودند، طبقات کم درآمد خواهان رفرم مجمع ملت شدند. سال ۴۶۲ نقطه عطفی در توسعه دموکراسی در آتن بشمار می آید. در این سال شهروند آتنی Ephialtes که بانی رفرم در مجمع ملت بود بقتل می رسد و عاملان این جنایت در دوره باستان مثل دوره مدرن از طیف سیاسی محافظه کاران و ضد رفرمی ها بودند. نظر ارسطو در باره دموکراسی چنین است: "زندگی کردن آنطور که فرد می خواهد" و ادامه می دهد: "تحت تسلط هیچ کس نبودن و اگر این امر ممکن نیست پس باید حکم رانان مرتب عوض شوند". دشمنان دموکراسی در آتن نظر مثبتی به مردم نداشتند و برای آنان demos ( مردم ) مفهوم افراد معمولی، ساده و حتی رذل را می داد ( دموکراسی یعنی حکومت اراذل , rabble ).

اشراف آتنی حتی سیستم دموکراسی را نوعی حکومت تک نفری توصیف می کردند ، حکومتی که فقط بوسیله افراد بی استعداد و عادی اداره می شود. اما وآژه ای برای این نوع سیستم که از مردم عادی تشکیل شده باشد در یونان قدیم وجود نداشت و واژه Ochlokratie (سیستم عوام ) که برای اشراف دارای همان مفهوم سیستم دموکراسی بود بعدا رایج گردید. اشراف از واژه دموکراسی بعنوان فحش و دشنام نیز استفاده می کردند و معتقد بودند که شهروندانی که مجبورند کار کنند (طبقات پایین جامعه) نمی توانند به کار های فرهنگی به پردازند و هم از نظر بدنی و هم از نظر تفکر عقب افتاده محسوب می شوند ، اما برعکس ثروت مندان که احتیاج به کار کردن ندارند هم امکان کار فکری را دارند و هم می توانند با آموزش های ورزشی بدنی زیبا داشته باشند. و از طرف دیگر دموکراتان معتقد بودند که در سیستم دموکراسی مکانی برای ثروتمندان و اشراف وجود ندارد. اما نظری به اندازیم به درصد شهروندانی که در آتن حق دخالت در امور سیاسی داشتند و باید توجه داشت که در دموکراسی آتن خارجی ها و برده ها اجازه انتخاب شدن و انتخاب کردن را نداشتند.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.