علیه قانون و اخلاق

«صلاح شحاده» زندگی سراسر مبارزه جویانه ای داشت طی دو سال این رهبر ارشد حماس نزدیك به ۵۲ عملیات علیه اسرائیل را سازمان داده و در ۲۲ جولای ۲۰۰۲ به طرز فجیعی جان خود را از دست داد یك جنگنده اف ۱۶ اسرائیلی بمبی دو هزار كیلویی را بر ساختمان محل سكونت او پرتاب كرد كه هم ساختمان و هم شحاده را نابود كرد

«صلاح شحاده» زندگی سراسر مبارزه جویانه ای داشت. طی دو سال این رهبر ارشد حماس نزدیك به ۵۲ عملیات علیه اسرائیل را سازمان داده و در ۲۲ جولای ۲۰۰۲ به طرز فجیعی جان خود را از دست داد: یك جنگنده اف - ۱۶ اسرائیلی بمبی دو هزار كیلویی را بر ساختمان محل سكونت او پرتاب كرد كه هم ساختمان و هم شحاده را نابود كرد.

مقامات اسرائیلی پیش از كشتن او ابتدا به سرزمین های فلسطینی رفته و درخواست دستگیری او را كردند اما هنگامی كه با مخالفت مقامات فلسطینی روبه رو شدند، خود مستقیماً درصدد دستگیری وی برآمدند. مقامات اسرائیلی هنگامی كه دریافتند وی در وسط شهر غزه زندگی می كند و تلاش برای ربودن وی احتمالاً با مقاومت عمومی روبه رو خواهد شد، از این كار منصرف شدند.

همین زمان بود كه اسرائیل تصمیم به كشتن شحاده گرفت. اما مسائل همچنان دشوار باقی ماند: بنا به گفته «موشه یعالون»، رئیس ستاد نیروهای مسلح اسرائیل،[سابق] اسرائیل باید اولین حركت برای ترور وی را متوقف می كرد چرا كه دختر شحاده همیشه همراه وی بود. تنها هنگامی كه شین بت، سرویس اطلاعات داخلی اسرائیل، ادعا كرد كه او در آپارتمانی است كه هیچ كس در آنجا نیست، عملیات خود را اجرا كرد اما اطلاعات دریافتی این سرویس ناقص از آب درآمد: در هر حال، دختر شحاده همیشه با او بود و آپارتمان های اطراف او هم مسكونی بود. زمانی كه آن بمب مهیب هدف را نابود كرد، به چندین ساختمان دیگر آسیب هایی وارد شد. شحاده كشته شد اما به همراه او حداقل ۱۴ غیرنظامی از جمله دختر او و ۸ كودك دیگر هم كشته شدند.

واكنش ها به این حمله به شدت منفی بود. حماس آن را «قتل عام» نامید و اعلام كرد تا جایی خواهد جنگید كه «صهیونیست هابدن های خود را تكه تكه شده در رستوران ها، پارك ها، اتوبوس ها و خیابان ها بیابند». صدها هزار فلسطینی بر این قربانیان عزاداری كردند. رهبران جهان این حمله را محكوم كردند و حتی دولت بوش هم آن را «اقدامی سبعانه» خواند.

اسرائیل اخیراً محتاطانه عمل می كند. هنگامی كه چند ماه پیش، سرویس های اطلاعاتی اسرائیل باخبر شدند كه بسیاری از رهبران ارشد حماس (كه برخی تحلیلگران آنها را «تیم رویایی» می خوانند) دور هم آمده اند، اسرائیل با بمب كوچك تری دست به حمله زد به این امید كه از تلفات غیرنظامی جلوگیری كند. چنین هم شد اما آنها در كشتن رهبران حماس ناكام ماندند؛ رهبرانی كه به دنبال برنامه ریزی برای حملات بعدی بودند.

این حوادث دو راهی را نشان می دهد كه مدعیان لیبرال دموكراسی هنگامی كه خود را در نبرد با پیكارجویان می یابند، با آن مواجه می شوند. اغلب چنین سئوالاتی پیش می آید: یك لیبرال دموكراسی با چه قواعدی باید بازی كند؟ چقدر باید پیش رود تا مبارزه را به زمین مقابل بكشاند؟ و باید از چه استانداردها و معیارهایی برای قضاوت در مورد صلاحیت و تاثیر اقداماتش استفاده كند؟

اقدامات شحاده و پیامدهای پس از آن نشان می دهد كه سیاست «كشتار هدفمند» اسرائیل هم برایش سود در پی داشته و هم هزینه. استدلال حامیان چنین سیاستی این است كه این سیاست كارگر است چرا كه اقدامات حماس، جهاد اسلامی فلسطین و گردان های شهدای الاقصی و سایر گروه های مبارز را خنثی كرده است. آنها می گویند این كشتارها در تركیب با حصار حائل، اقدامات اطلاعاتی تهاجمی و سایر اقدامات شدید امنیتی برای كاهش سریع حملات طی چند سال گذشته، از مرگ شماری از اسرائیلی ها جلوگیری كرده است.

اما پاسخ منتقدین این است كه این استراتژی ناكارا، غیرقانونی و غیراخلاقی است. اینان می گویند كه چنین اقداماتی تحریم جهانی را به همراه خواهد داشت، مذاكرات دیپلماتیك را تخریب می كند، خشم فلسطینیان را شدت می بخشد و آنچه كه مهمتر از همه است، تعداد مبارزان را افزایش می دهد.

با وجود این نگرانی ها، بزرگترین متحد اسرائیل - ایالات متحده - به نظر می آید كه در سال های اخیر چنین سیاستی را پذیرفته است. در ماه ژانویه، دولت آمریكا سعی در كشتن ایمن الظواهری فرد دوم القاعده در پاكستان داشت و دسامبر گذشته حمزه الربیعه از فعالان القاعده را با یك هواپیمای جنگنده بدون سرنشین هدف قرار داد و كشت. شاید بدین دلیل كه این اقدامات و سایر اقدامات مشابه توسط ایالات متحده در كشورهای در حال توسعه روی می دهد، این كارها هنوز بحث انگیز نشده و اسرائیل نیز بدون واهمه دست به چنین اعمالی می زند.

اما سكوت در برابر این دگرگونی ها خطرناك است و برای ایالات متحده یك اشتباه خواهد بود كه به سرعت از اسرائیل دنباله روی كند. تفاوت های مهم، این دو كشور و شرایط شان را از هم متمایز می كند. تفاوت هایی بس مهم كه سیاستی كه برای یك طرف كارساز است ممكن است برای دیگری آسیب رسان باشد. در برخی مواقع، واشینگتن می بیند كه مزایای كشتار هدفمند ارزش این همه هزینه را دارد. اما قبل از پیش رفتن، واشینگتن نیازمند بحثی جامع و صریح با موافقان و مخالفان این سیاست است برای اطمینان از اینكه مردم از این هزینه ها واهمه نداشته و اینكه مشروعیت و پایداری تاكتیك های دخیل شده هم اثبات شود.

●پیشینه ای از خشونت

از آنجا كه بسیاری از فلسطینیانی كه طی سال های گذشته اسرائیل را هدف قرار داده اند از حمایت دولت های عربی بهره مند بودند، بازگرداندن آنها برای محاكمه در اسرائیل همواره غیرممكن بوده است. دولت های اسرائیل مدت ها است از كشتارهای هدفمند استفاده می كنند.

پس از قتل ورزشكاران اسرائیلی در سال ۱۹۷۲ در المپیك مونیخ - همان گونه كه استیون اسپیلبرگ آن را در آخرین فیلمش به شكل درام به تصویر كشید - فرماندهان اسرائیلی، فلسطینیان مسئول این كار را ردیابی كرده و آنها را ترور كردند. آنها همچنین رهبران فلسطینی مستقر در لبنان، تونس و سایر كشورهای عربی را به قتل رساندند. برخی از این ماموریت ها به وسیله سربازانی انجام شد كه خود بعدها از رهبران ارشد اسرائیل شدند كه از جمله آنها «یعالون» و نخست وزیر سابق «ایهود باراك» است.

تعدادی از این اقدامات شامل ریختن خون بیگناهان بود. در سال ۱۹۷۳ جاسوسان موساد، سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل، یك گارسن مراكشی به نام «احمد بوچیكی» را در «لیلهامر» نروژ به ضرب گلوله كشتند، البته اسرائیلی ها او را به اشتباه رهبر«سپتامبر سیاه» تلقی كردند؛ گروهی فلسطینی كه به دلیل كشتار مونیخ به معروفیت رسیده بود. (این حمله منجر به تنشی دیپلماتیك میان اسرائیل، نروژ و كانادا شد. كانادا به این دلیل كه جاسوسان اسرائیلی از پاسپورت جعلی كانادایی به عنوان پوشش خود در نروژ استفاده كردند.) پس از اینكه حزب الله در اوایل دهه ۱۹۸۰ به عنوان تهدید علیه اسرائیل سربرآورد، دولت اسرائیل برخی از رهبران و فعالان این گروه از جمله «شیخ راغب حرب» چهره مهم حزب الله در جنوب لبنان (در ۱۹۸۴) و «شیخ عباس موسوی» دبیركل حزب الله (در ۱۹۹۲) را به قتل رساند. حمله به موسوی البته منجر به مرگ همسر و پسرش نیز شد. هنگامی كه فلسطینیان طی دهه ۹۰ عملیات خود را افزایش دادند، اسرائیل نیز مجدداً با كشتارهای هدفمند خود پاسخ می داد. در سال ۱۹۹۵ اسرائیل، فتحی شقاقی رهبر جهاد اسلامی فلسطین را ترور كرده و این سازمان را برای چندین سال از هم گسست. در سال ۱۹۹۶ اسرائیل بمبی را در تلفن همراه «یحیی عیاش» از اعضای فعال حماس كه «مهندس» خطابش می كردند و در ساخت بمب مهارت داشت، منفجر كرد. در پاسخ، حماس هم ۴ حمله انتحاری علیه اتوبوس ها و سایر اهداف اسرائیلی انجام داد كه ۴۸ اسرائیلی را كشت و حكومت كارگری شیمون پرز را بی اعتبار كرد و به انتخاب بنیامین نتانیاهو منجر شد. در سال ۱۹۹۷ جاسوسان موساد سعی در مسموم كردن خالد مشعل - رهبر ارشد حماس كه در اردن مستقر بود - داشتند. این توطئه شكست خورد و جاسوسان دستگیر شدند و شاه حسین خشمگین اعلام كرد كه اسرائیل باید پادزهر خالد مشعل را داده و شیخ احمد یاسین - رهبر سیاسی معنوی حماس - را در عوض بازگشت جاسوسان اسرائیلی آزاد كند.

در مجموع، به نظر می رسد كه تمام این حملات مقدمه ای برای اقداماتی باشد كه اسرائیل پس از شروع دومین انتفاضه در سال ۲۰۰۰ آغاز كرد. پیش از آن، كشتارها نسبتاً به صورت پراكنده صورت می گرفت و آن هم علیه تعدادی از اهداف محدود به ویژه خارج از مرزهای اسرائیل. اما بنا به نقل « Tselem۰۳۹;B» - كه یك سازمان حقوق بشری اسرائیلی است - بین سال ۲۰۰۰ و پایان ،۲۰۰۵ اسرائیلی ها ۲۰۳ مبارز فلسطینی را هدف قرار دادند كه در این روند ۱۱۴ تن غیرنظامی را هم به قتل رساندند. این اهداف عمدتاً اعضای حماس، جهاد اسلامی و گردان های شهدای الاقصی بودند اما برخی هم از گروه های دیگر بودند. اسرائیل ابتدا رهبران عملیاتی مهمی (مثل شحاده) را هدف قرار می داد كه در فكر ایجاد و سازمان دهی امواج دائمی حملات بودند. اما در سال ۲۰۰۴ اسرائیل تصمیم به كشتن رهبری سیاسی حماس نیز گرفت، كه به ویژه قتل تاسف بار پیرمرد ویلچرنشین - احمد یاسین - با حمله هلی كوپتری در ۲۲ مارس ۲۰۰۴ را می توان ذكر كرد.

●توازن كاغذی خونین

پاسخ به اینكه آیا كشتارهای هدفمند اسرائیل باعث حل مشكلاتی كه با آن روبه رو است شده یا نه، دشوار است. مقامات اسرائیلی اولین كسانی هستند كه می گویند آن گونه كشتار تاكتیك و آخرین راه حل است و اینكه دستگیری مبارزان - اگر امكان پذیر باشد - خیلی بهتر است. پس از یك دستگیری، نیروهای امنیتی می توانند مظنون را مورد بازرسی قرار داده و درباره برنامه های آتی و اقدامات مضاعف از آنها كسب اطلاعات كنند كه از این طریق دیگران را هم بتوانند دستگیر كنند. كشتن مبارزان مانع حملات بعدی آنها می شود، اما از فرد مرده نمی توان هیچ اطلاعاتی كسب كرد.

به علاوه، گروه های جنگجو هنگامی كه رهبرانشان كشته می شوند دست به انتقام می زنند. به طور نمونه ادامه حملات به حزب الله طی دهه ،۸۰ نشان می دهد كه این گروه جایگزینی برای رهبران كشته شده خود تعیین كرد و حملات به اسرائیل را شدت بخشید. همانگونه كه «كلیو جونز» متخصص امور حزب الله می گوید: زمانی كه اسرائیل اقدامات خود علیه این گروه را افزایش داد، همین «تعهدات محدود كننده ای را ایجاد كرد كه هر دو طرف تلویحاً پذیرفتند.» محمد دهلان یك مقام ارشد امنیتی فلسطین گفته است كه: «هر كسی كه اقدام به كشتن رهبری از میان حماس یا دیگر رهبران فلسطینی كند باید صفحه را برگردانده و به ازای آن ۱۶ اسرائیلی كشته شوند.» همان گونه كه اسرائیل پس از كشتن موسوی و عیاش آموخت، بسیاری از مبارزان از تمام توان خود استفاده نمی كنند و می توانند این حملات را به شكل خشونت باری وقتی كه متاثر از اقدامات كشتار هدفمند باشد افزایش دهند. این واكنش ها پرسش های دشواری پیرامون كارایی این سیاست برمی انگیزد. به یك دلیل این سیاست علیه گروه های غیرمتمركز ناموثر است. كشتن رهبر جهاد اسلامی برای اسرائیل مفید بود چراكه این گروه كوچك بود و شقاقی جایگزین مطرحی نداشت. پیروان او هم نمی دانستند كه چه كنند و از كجا خط مشی بگیرند. در هر حال، بسیاری از گروه های فلسطینی با تاكتیك های اسرائیل سازگار شده و اكنون ابتكار عمل بیشتری به فعالان داخلی می بخشند. جهاد اسلامی امروزی و همتایانش در سازماندهی خود بسیار سیال و متفرق هستند كه كشتار هدفمند آنان دیگر ممكن نیست.

برای بالا بردن شانس این نوع عملیات، این سیاست نیازمند سرمایه گذاری سنگین در ظرفیت های اطلاعاتی و پاسخ سریع است. همانگونه كه رئیس سابق شین بت «آوی دیچر» گفته: «زمانی كه یك كودك فلسطینی تصویر آسمان را نقاشی می كرد، آن را بدون هلیكوپتر به تصویر نمی كشید.»

حتی زمانی كه این سیاست موثر باشد، كشتارهای هدفمند دشواری های استراتژیكی می تواند ایجاد می كند به این ترتیب كه افرادی را می سازد كه آماده شهادت بوده و به گروه كمك می كند كه خود را با اجتماع مرتبط تر سازد. حزب الله اكنون چهره هایی مثل موسوی را تقدیس كرده و از آنها برای گردآوری افراد معتقد استفاده می كند و تعهد این گروه برای مبارزه با اسرائیل را نشان می دهد. خالد حروب متخصص امور حماس در دانشگاه كمبریج چنین استدلال می كند كه اقدامات اسرائیل - از جمله كشتارهای هدفمند - تنها مشروعیت مردمی جنبش را افزایش می دهد.

دانیل بایمان

ترجمه: محمدحسین باقی

* مدیر مركز مطالعات صلح و امنیت و برنامه مطالعات امنیتی در دانشكده سرویس خارجی دانشگاه جورج تاون و دستیار ارشد مهمان در مركز انستیتو سابان بروكینز در امور سیاست خاورمیانه است. منبع:فارن افرز


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 4 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.