Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات سیاسی علوم سیاسی زندگی و اندیشه فریدون آدمیت | صفحه ۵
۲۲ خرداد ۱۳۸۵
  ◊   دفعات نمایش : ۵۷۱۴        Monday, Jun 12, 2006
زندگی و اندیشه فریدون آدمیت
فریدون آدمیت در زمرهٔ آن دسته از نویسندگانی بود كه در ترویج ادبیات و تفكر مدرنیسم سكولار سهم به سزائی داشت. او پس از ایفای چندین نقش اجرائی كوچك و بزرگ در حكومت پهلوی به ویژه به عنوان سفیر و دیپلمات ایران در سازمان ملل و برخی از كشورها، سرانجام ترجیح داد تا در كار تحقیق و تألیف تاریخ معاصر ایران متمركز شود و آراء و اندیشه های خود را كه تحت تأثیر میرزا ملكم خان و نیز پدرش عباسقلی خان قزوینی بود، از طریق آثار مكتوب علمی اشاعه دهد.
۵۴۳۲۱ قبلى صفحه اول

ب نقش علما در تاسیس و تصحیح مشروطیت:

حركت مشروطه نهضتی دینی مردمی به رهبری علما بود كه با هدف نجات ایران از دست اندازیهای بیگانگان و استبداد قاجاریه و برپایی عدالت و رفع موانع پیشرفت كشور آغاز شد و با حمایت مردم به پیروزی رسید. این واقعیت را باید پذیرفت كه اگر در مشروطه علما و مراجع در صف رهبری نهضت قرار نمی گرفتند، چنین حركت مردمی اساسا رخ نمی داد. حادثه مشروطه متكی به حضور مردم بود و مردم را هم جز علما هیچ عامل دیگری نمی توانست به میدان آورده و به آنان شور و استقامت بخشد. با صدور فرمان مشروطیت عده ای كه از ابتدا با انگیزه های غیر دینی در بدنه نهضت نفوذ كرده بودند، با آشكار نمودن مقاصد خود، درصدد ترویج غربگرایی و حذف دین برآمدند و در این مسیر نیز تا حدودی به اهداف خود دست یافتند. علمای شیعه كه در تاسیس مشروطیت نقش اساسی داشتند به منظور تصحیح مشروطیت، به تدریج به مصاف غربگرایان رفتند. آغازگر این جریان، شیخ فضل الله نوری بود كه ضمن درك نیات سوء غربگرایان، از نزدیك تلاش آنان جهت انحراف نهضت مشروطیت را مشاهده می كرد. آشكارتر شدن مواضع ضددینی و ملی افراطیون، علمای مشروطه خواهی نظیر آیات عظام آخوند خراسانی، ملاعبدالله مازندرانی و سید عبدالله بهبهانی را مجبور به اتخاذ موضع در مقابل آنان كرد تا به اصلاح مشروطیت اقدام كنند. اگر مرحوم نائینی كتاب تنبیه الامه را به نگارش درآورد، هدفی جز تبیین نظر اسلام درباره مشروطه نداشت. هنگامی كه مشروطه از مسیر اصلی خود خارج شد آن مرحوم تلاش كرد تا نسخه های كتاب تنبیه الامه را جمع آوری كند. این اقدام نیز در جهت جلوگیری از سوء استفاده افراطیون موجود در حركت مشروطه بود.

مشروطه اسلامی در نگاه آدمیت، مفهومی متضاد و پارادوكسیكال است. بعد از آنكه حركت عدالتخواهی مردم به رهبری علما، با تحصن در سفارت انگلیس، جای خود را به مشروطه داد، این توهم به واقع ایجاد شد كه میان خواسته های به حق مردم و علما و آنچه در سفارت و در السنه بعضی از روشنفكران مطرح می گردد، تفاوتهای بنیادینی وجود دارد؛ لذا عده ای در پی بازسازی و تصحیح آن برآمدند و قید مشروعه را به آن اضافه كردند تا بتوانند در بنیانهای نظری مشروطه، اسلامیت را داخل كرده و تا حدودی با پیشنهاد نظارت مجتهدان بر مصوبه های مجلس، از نفوذ عناصر افراطی بكاهند. عده ای دیگر نیز با قبول این واقعیت كه مشروطه باید اسلامی باشد، با استخدام آن مفهوم تلاش كردند آموزه های اسلامی را در قالب آن عینیت بخشند. از این رو می بینیم با نوشتن رساله های مهمی مانند«تنبیه الامه و تنزیه المله» گامی مهم در این جهت برداشتند. بنابراین، باید دید كه كدام مشروطه با اسلام سرناسازگاری دارد. مشروطه ای كه تقی زاده ها مدعی و دنباله رو آن بودند، نه تنها هیچ سازگاری با اسلام نداشت، بلكه به مخالفتی آشكار با آن می پرداخت. اما مشروطه ای را كه علما در پی آن بودند، با تكیه برمبانی دینی باید بازسازی می شد؛ همانگونه كه امام خمینی(ره) مفهوم«جمهوری» را استخدام و ماهیت آن را متحول ساختند. به هر حال، آدمیت تفاوتی میان علمای مخالف و موافق مشروطه نمی بیند و هر دو گروه را مورد حمله قرار می دهد. او با قضاوت غیر محققانه در خصوص شیخ فضل الله نوری می نویسد: «در برابر موقع شناسی بهبهانی، غلط اندیشی و كج تابی شیخ فضل الله در این بود كه می پنداشت با افراشتن لوای مشروطیت مشروعه بتواند پیشوایی روحانی را به دست آورد.»۳۷ وی حتی در مورد مشروطه خواهی مرحوم بهبهانی می نویسد: «زیركی بهبهانی در این بود كه به همه احوال، خود را با حركت مشروطه خواهی دمساز می ساخت. گرچه انگیزه باطنی اش ریاست فائقه روحانی بود، نه تاسیس حكومت مشروطه ملی و خود داعیه چنین ریاستی را در سر می پروراند… حقیقت این كه سید بهبهانی، در دل به قوت و برتری شیخ فضل الله آگاه بود، رضا نداد كه او در ریاست شرعی و قدرت سیاسی و جلال آخوندی شریك وی گردد.»۳۸ فریدون آدمیت در تحلیل كلی تر در مورد اختلاف میان روحانیت می نویسد: «در جدالی كه بر سر مشروطیت اسلامی در گرفت، مهمتر از جنبه نظری و مسلكی اش، قضیه نبرد قدرت طلبی روحانیت مطرح بود… و مفهوم مشروطه اسلامی، زاده چنین رقابت و خودپرستی ملایی بود.»۳۹

ج آدمیت و تحریف در رهبرشناسی نهضت مشروطه

آدمیت مدعی است:«تنها گروهی كه تصور روشنی از مشروطیت داشت، عنصر ترقی خواه تربیت یافته معتقد به حكومت دموكراسی غربی بود.»۴۰ وی روشنفكران را درس خوانده جدید كه نماینده تعقل سیاسی غربی و مروج نظام پارلمانی اصول سیاست بودند معرفی می كند۴۱ و در ادامه علت گرایش روحانیون به مشروطه را تلقین و نفوذ روشنفكرانِ آزادیخواه می داند.۴۲ وی با این عبارات می كوشد تا روشنفكری و تجدد را موسس و موجد انقلاب مشروطه در تمام زمینه ها معرفی كند. آدمیت با پرداختن به چهره هایی همچون، میرزا ملكم خان(ناظم الدوله)، میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا آقاخان كرمانی، میرزا عبدالرحیم طالبوف و بیان این مطلب كه تنها این عده به دموكراسی اجتماعی آشنا بودند، می كوشد تا روشنفكران را در جایگاه رهبری تثبیت كرده و نهضت مشروطه را برگرفته از آثار و افكار سوسیالیسم و دموكراسی غربی ارزیابی نماید.۴۳ در این كه روشنفكران، در بسیاری از صحنه های نهضت حضور داشتند، تردیدی نیست؛ ولی به هر حال آنها نه زبان مردم را برای حركت و بسیج عمومی می دانستند و نه اصولا قادر بودند دراعتقادات مردم نفوذ كنند؛ چنانچه فضای كاملا مذهبی و شعارهای اسلامی در مشروطه خود حكایت از ناكارآمدی طیف روشنفكر دارد.۴۴

اگر به واقع، رهبری و نبض انقلاب در دست روشنفكران بود، باید محیط فكری و سیاسی صدر مشروطه نیز متاثر از ایشان می بود. هرچند در مقاطعی می توان گفت جو به نفع روشنفكران رقم خورد؛ اما در ابتدا قبل از نوشتن قانون اساسی رهبری روحانیت كاملا نمود داشت. بنابراین اگر بخواهیم این موضع را مورد تردید قرار دهیم باید آن را تحریف در«رهبر شناسی نهضت مشروطه» بنامیم.

د جایگاه محاكم شرع در زمان قاجاریه

محاكم عرف یا دیوانخانه عدلیه، مجمعی تحت سلطه و سیطره شاه بود و مبنای حقوقی آنرا غالبا خواسته ها و آراء جمعی از حكّام دولت تشكیل می داد. هرچند كه«فلسفه وجودی آن حفظ و حراست از حقوق مردم در برابر زورمندان بود … اما در عمل به دلایل گوناگون، از آن جمله عدم اتكا و استناد عدلیه به قانونی مدون وثابت و نیز به دلیل آنكه دست اندركاران این نهاد از میان شبكه قدرت مسلط تعیین می شدند، در مجموع بافتی استبدادی داشت و چه بسا ابزاری جهت پیشبرد مطامع زورمندان قانون شكن می گشت.»۴۵

در مقابل این محاكم، محاكمی نیز بودند كه زمام آنها مستقیما در دست فقیهان متنفذ بود. بنیان حقوقی محاكم شرعی و مبنای قانونی احكام صادره از سوی مجتهدان، كتاب و سنت معصومین(ع) و به تعبیری روشن تر فقه مدون شیعه بود.۴۶

این تمایز تا قبل از مشروطیت در كشور ما وجود داشت و جایگاه روحانیت و علما در آن روشن و مشخص بود؛ به گونه ای كه عموم مردم می دانستند كه محاكم شرع، ضامن اصلی حفظ حقوق آنان می باشند. آدمیت در آثار خود می كوشد این نقش تاریخی علما را زیر سوال برده و در رفت و برگشت بین روشنفكران و روحانیت، به این نتیجه برسد كه این طبقه نه تنها خود فرسنگها از جامعه عقب بودند بلكه باعث انحطاط و عقب ماندگی كشور نیز شده اند. وی در پایان، تصدی محاكم شرعی توسط روحانیت را كه از آن به ریاست شرعیه یاد می كند امری خودپرستانه و دنیاگرایانه ذكر می كند!

ماهنامه زمانه
۵۴۳۲۱ قبلى صفحه اول
  |  فریدون‌آدمیت
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
روش های ساده برای آب کردن شکم
روش های ساده برای آب کردن شکم
استفاده از چه نام هایی ممنوع است؟
استفاده از چه نام هایی ممنوع است؟
طالع‌بینی ۵ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۵ خرداد ماه ۹۱
اظهارات جلیلی و اشتون و توافق برای ادامه دادن مذاكرات در مسكو
اظهارات جلیلی و اشتون و توافق برای ادامه دادن مذاكرات در مسكو
دستگیری مردی كه گاو باردار می‌دزدید
دستگیری مردی كه گاو باردار می‌دزدید
۹ روش برای باهوش تر کردن کودک
۹ روش برای باهوش تر کردن کودک
طالع‌بینی خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی خرداد ماه ۹۱
نمایش دزد و پلیس در رمضان / ساخت قسمت دوم ساختمان پزشکان
نمایش دزد و پلیس در رمضان / ساخت قسمت دوم ساختمان پزشکان
آنچه درباره «سوپ» نمی‌دانستید...
آنچه درباره «سوپ» نمی‌دانستید...
رضا یزدانی به برج میلاد می‌رود
رضا یزدانی به برج میلاد می‌رود
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
متفرقه (سنتی)
 آلبوم ۵۰ ترانه، ۵۰ سال موسیقی از ۵۰ خواننده، شمارهٔ۲،(۱)
◊  چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می‌شود . بزرگمهر  ◊