این متن خلاصه ی فصلی از کتاب "جامعه شناسی سیاسی" نوشته ی دکتر حسین بشیریه است. در این خلاصه سعی بر آن شده که ار تباط مطالب با همدیگر با نظم و طبقه بندی خاصی همراه باشد تا پیچیدگی موضوع مانع فهم خواننده نشود .

انواع رژیم های سیاسی

از نظر جامعه شناسی سیاسی مهم ترین ملاک طبقه بندی رژیم ها درپایگاه اجتماعی آنهاست. بررسی پایگاه اجتماعی رژیم های سیاسی خود نیازمند طبقه بندی رژیم هاست واز این رو درآغاز، معیارهای جامعه شناختی طبقه بندی رژیم های سیاسی را مورد بررسی قرار می دهیم .

معیارهای جامعه شناختی تقسیم بندی رژیم های سیاسی باید به رابطه ی میان دولت وجامعه نظرداشته باشد. از این لحاظ دومعیارقابل تشخیص است. یکی نحوه ی اعمال قدرت حکومتی برجامعه که ساخت قدرت سیاسی را تشکیل می دهد و دوم میزان اعمال قدرت حکومتی بر جامعه ویا کوشش برای ایجاد دگرگونی های اجتماعی و اقتصادی .

از نظر معیار اول می توان رژیم های سیاسی را به دو دسته ی دموکراتیک و اقتدار طلب تقسیم کرد. و از نظر معیاردوم، رژیم های سیاسی به رژیم های چپگرا و راست گرا قابل تقسیم هستند .

از ترکیب این دو معیار، رژیم های سیاسی متفاوتی به وجود می آیند مانند رژیم های راست افراطی، راست میانه رو، چپ اصلاح طلب، چپ میانه، چپ افراطی ورژیم های تمام دموکراتیک و نیمه دموکراتیک و نیمه اقتدار طلب .

از لحاظ جامعه شناسی سیاسی ساخت قدرت (معیار اول) بردو نوع است : یکی ساخت قدرت یک جانبه و دیگری ساخت قدرت دو جانبه.

ساخت قدرت یک جانبه (اقتدار طلب) :

قدرت سیاسی مشروعیت خود را از منابعی غیراز جامعه (مردم) به دست می آورد ودر نتیجه نهادهایی برای مشارکت گروه های اجتماعی درتصمیم گیری های سیاسی وجود ندارد(حکومت های الیگارشی، استبداد قدیم و جدید، توتالیتر و دیکتاتوری انقلابی ) .

دولت های اقتدار طلب همگی دارای ساخت قدرت یک جانبه اند اعم از اینکه چپگرا یا راستگرا باشند .

ساخت قدرت دو جانبه (دموکراتیک) :

در این نوع از رژیم ها، صرف نظر از اینکه چپ یا راست باشند (معیار دوم) منبع مشروعیت قدرت سیاسی ازجامعه ناشی می شود و نهادهایی برای مشارکت مردم (یا لااقل قسمتی از مردم) درسیاست وجود دارد. طبعا منظوراز دموکراتیک بودن یک رژیم این نیست که کل طبقات وگروه های اجتماعی به یک میزان به اهرم های قدرت سیاسی دسترسی داشته باشند .

معیار دوم طبقه بندی رژیم های سیاسی یعنی چپ یا راست بودن، به میزان دخالت دولت در تغیر جامعه مربوط است .

الف. رژیم های چپ :

رژیم هایی هستند که از مقداری تغییر در ساخت اقتصادی و اجتماعی و امتیازات مستقر حمایت می کنند. هدف از این تغییرات دستیابی به وضعیتی عادلانه تر است .

۱) چپ انقلابی یا افراطی : در صدد ایجاد تغییر بنیادی در سازمان اقتصادی و اجتماعی است .

۲) چپ میانه رو : اصلاح طلب و خواهان تغییرات رو بنایی است .

ب: رژیم های راست :

وضع موجود جامعه و نظام امتیازات اجتماعی مستقر را به عنوان امری مطلوب و طبیعی و یا دست کم تغییرناپذیرتلقی می کنند. از دیدگاه راست، عدالت باحفظ نابرابری های طبیعی در بین افراد حاصل می شود، یعنی روند طبیعی جامعه خود موجد عدالت است .

۱) راست افراطی : کل وضعیت و امتیازات اجتماعی مستقر را مطلوب می داند وحتی در مقابل تغییرات اجتماعی مقاومت می کند .

۲) راست معتدل : تغییرات در یک حوضه ی محدود را می پذیرد و لیکن از تغییرات در حوضه های دیگر جلوگیری می کند. مثلا تغییر جزئی در حوضه ی اقتصاد را می پذیرد ولی تغییرات مشابه را در حوضه ی فرهنگ نمی پذیرد .

از ترکیب دو معیار گفته شده چهار دسته رژیم سیاسی به وجود می آیند که عبارتند از :

۱) رژیم های دموکراتیک راست

۲)رژیم های اقتدار طلب راست

۳) رژیم های دموکراتیک چپ

۴) رژیم های اقتدار طلب چپ

هر کدام از این رژیم ها دارای پایگاه اجتماعی متفاوتی هستند، یعنی با گروه های اجتماعی متفاوتی در ارتباط هستند .

۱ رژیم های دموکراتیک راست: حوزه ی کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی _ لیبرال، لیبرال دموکراتیک ، دولت رفاهی، محافظه کار .

۲ رژیم های اقتدار طلب راست: حوزه ی اروپای مرکزی و کشورهای نیمه صنعتی _ فاشیسم کورپوراتیست ( ایتالیا)، فاشیسم پو پو لیست ( آلمان ) .

۳ رژیم های دموکراتیک چپ: حوزه ی اروپای غربی _ سوسیال دموکراسی، سوسیالیستی، پوپولیستی

۴) رژیم های اقتدار طلب چپ : حوزه ی شرق اروپا و کشورهای نیمه صنعتی، انواع دولت های کمونیستی .

رژیم های دموکراتیک راست گرا

رژیم های دموکراتیک راستگرا عمدتا درکشورهای غربی پدیدار شدند، که خود شامل انواعی مانند لیبرال، لیبرال دموکراتیک و محافظه کار و دولت رفاهی است .

در تاریخ سیاسی اروپا در فاصله ی از بین رفتن فئودالیته و پیدایش وگسترش نظام سرمایه داری ساخت ویژه ای از دولت پیدا شدکه ازآن به عنوان ساخت دولت مطلقه سخن گفته می شود .

دولت مطلقه پیش درآمد دولت مدرن ملی است. در ایران نیز نخست دولت مدرن ملی در قالب دولت مطلقه درعصر پهلوی ظاهر شد .

واژه ی مطلقه و سلطنت مطلقه درقرن ۱۹ در اروپا رایج شد و منظور دقیق ازآن حکومتی بودکه درانتقال جامعه از فئودالیته به سرمایه داری اولیه، نقش اساسی داشت و به این منظور، اصلاحات اقتصادی، اداری، دیوانی ومالی قابل ملاحظه ای انجام داد و تمرکزی در منابع قدرت سیاسی و اداری ایجاد کرد ـ در اروپا از ۱۶۴۸(انقلاب انگلستان ) تا ۱۷۸۹( انقلاب فرانسه ) .

ویژگی های دولت مطلقه در اروپا :

تمرکز و انحصار در منابع و ابزارهای قدرت دولتی، تمرکز وسایل اداره ی جامعه در دست دولت متمرکز ملی، پیدایش ارتش جدید، ناسیونالیسم و تاکید بر مصلحت دولت ملی .


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.