علم و مسئله جنگ و جنگ افروزی

آنچه از پیش رو می گذرد, تلقی علم محورانه Based Science از جنگ افزار سازی و صنعت دفاعی است که عمدتاً به شیوه ای تئوریک ارائه می گردد

آنچه از پیش رو می گذرد، تلقی علم محورانه (Based -Science) از جنگ افزار سازی و صنعت دفاعی است که عمدتاً به شیوه ای تئوریک ارائه می گردد. این در حالی است که به طور کلی، دانشمندان علوم پایه و مباحث بنیادین، پای خود را از این میدان گاهاً بیرون می آورند و دستاوردهای نظامی از یافته های علمی را منتسب به خود نمی دانند. ما در اینجا نمی خواهیم جریاناتی را بررسی نماییم که بر اساس آنها به داوری غرب محور یا لیبرالی –به عنوان یک مکتب روش شناسانه در علوم اجتماعی- از یافته های پژوهش های علمی بپردازیم. حتی چنانچه معتقدیم اگر علم را در این عرصه بر رویکردی دفاعی –به مثابه رویکرد دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران- پایه ریزی کنیم، آنچنان هم نمی توان نقد اینچنینی بر این تلقی داشت. بویژه آنکه ضرورت امنیت بین الملل را حرکت به سوی آنارشی کامل تر و ناب تر بدانیم.

اما انفجار شناخت علمی در قرن بیستم همراه بود با ژرف اندیشی و پژوهش دامنه دار در زمینه ماهیت علم، که از دیر باز به فلسفه، تاریخ، و جامعه شناسی علم تقسیم شده بود. و در این نوشتار به طور کلی سوال اصلی این است که چرا و چگونه تکنولوژی های مهم وارد بخش نظامی می شوند، در حالی که برخی دیگر موانع جدی ای را برای امور نظامی فراهم می آورند.

در این حوزه بحث اصلی تاثیر تکنولوژی در جهت کسب پیروزی است. در حقیقت در عصر جدید تکنولوژی خود در حال ایجاد تغییر در مفهوم جنگ است.

مهمترین و مشهورترین متخصصی که به صورت تئوریک نقش تکنولوژی در مطالعات استراتژیک را تببین و تحلیل نمود، ژنرال فولر، استراتژیست جنگی و متخصص جنگ زرهی برجسته انگلیسی است.

اندیشه در رابطه با تکنولوژی و تاثیر آن بر پیروزی و سرنوشت جنگ، مشتمل بر دو دیدگاه است که هر یک در دو سر یک طیف قرار می گیرند.

۱) برخی متخصصان فنی مجذوب مدل های متفاوت جنگ افزارهای تکنولوژی محور شده اند و اغلب افراد اینچنینند.

۲) برخی از تاریخ نگاران نظای و نظامیان از اهمیت تکنولوژی ناراضی هستند. اینان معتقدند مهارت و کارآمدی سازمانی است که نتیجه یک جنگ را مشخص می کند.

اما پرسش دیگر و مهم ما این است که تکنولوژی نظامی از کجا آمده است؟

نیروهای گوناگونی تکنولوژی را شکل می دهند. و بدون تردید تکنولوژی بر مبنای یک نیاز صورت می گیرد. و به اعتقاد ما فوریت و تقدم ظهور هر تکنولوژی منطقاً و معمولاً از تقدم و فوریت نیازها نشأت می گیرد.

این مسئله بر هیچ متخصص نظامی پوشیده نیست که تکنولوژی نظای یک فرایند تعاملی است. اما در عین حال باید دانست هر ملتی برای خود شیوه های متفاوتی از تکنولوژی نظامی دارد. این تفاوت ها در طراحی و کارکرد، ناشی از تفکر متفاوت دو کشور است. به کار بردن شیوه های ملی در تکنولوژی، ممکن است ریشه در مفروضات سیاسی نسبت به جنگ داشته باشد.

● نکاتی در ارزیابی تکنولوژی نظامی:

۱) در ارزیابی از تکنولوژی نظامی، باید به بحث تکنولوژی های نامرئی پرداخت. نوعی از تکنولوژی ای که از دید ناظران بیرون مخفی است. اغلب مهمترین بخش سیستم نظامی، آن قسمتی نیست که همگان قادر به مشاهده آن باشند، بلکه بخش های پنهانی سیستم است که از اهمیت بسیار بالایی در جنگ برخوردار است.

۲) یکی از نکاتی که ضرورت دارد حتماً مورد توجه واقع شود، نظام مندی تکنولوژی است. بدین معنی که همه تکنولوژی های به کار رفته در جنگ افزارها، کارآمد باشند. از این منظر از اصطلاح سیستم تسلیحاتی استفاده می گردد. یعنی تکنولوژی هایی که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و در این حالت به مراتب کارایی بیشتری خواهند داشت.

۳) یکی دیگر از نکاتی که ضرورت توجه ویژه دارد مفهوم «حد تکنولوژیک» است. بدین مفهوم که برتری تکنولوژیکی نقشی موثر بر نتیجه جنگ دارد. حد تکنولوژیکی ای که هر یک از طرفین بر حد تکنولوژیکی دیگری دارد، حتی دارای اثرات روانی است.

در واقع اگر بپذیریم که امروزه تحولات کمی نمی توانند تاثیرات زیادی در نتیجه جنگ داشته باشند و تحولات کیفی تحولاتی بسیار عمیق و کارآمد است، و علم و تکنولوژی موثر بر این تحولات کیفی است، شاید بتوانیم نقش این دو-علم و تکنولوژی- را در عرصه جنگ و نیروهای نظامی بهتر درک کنیم. این مسئله فارغ از بررسی اثرات روانی نیروهای صاحب تکنولوژی است.

مسئله را به گونه ای تجریدی چنین می توان عنوان کرد که « سلاح های بسیار دقیق، امروزه کاربرد فراوانی را در حفظ برتری در جنگ دارند.» و این دقت بالا و کیفیت مطلوب فزاینده، همه مولفه های خود را مرهون دقت در علم است.

● مشکلات درک نقش تکنولوژی های نظامی:

به طور کلی مشکلات درک نقش تکنولوژی های نظامی عمدتاً به قرار ذیل است:

▪ روند ثابت تحول آنان.

▪ رابطه میان تحول کیفی و کمی.

▪ تحول آرام در برخی تکنولوژی ها، در حالی که برخی تکنولوژی ها به سرعت متحول شده و دارای کارآمدی بسیار بالایی می شوند.

به طور خلاصه می توان حداقل سه حوزه در خصوص دوران جدید تکنولوژی های جنگی تشخیص داد: ظهور کیفیت در مقابل کمیت، متحول شدن سخت افزار و محوریت یافتن تجارت تکنولوژی نظامی.

● آینده تکنولوژی های نظامی:

به نظر نمی رسد که تحولات تکنولوژیک پایانی داشته باشد. دسترسی آسان کشورها به فضا و تکیه آنان بر فضا از جهت تبادل اطلاعات، هدایت و جمع آوری اطلاعات، قطعاً جنگ را به گونه هایی مطرح می کند که در گذشته وجود نداشته است. در عین حال به نظر نمی رسد که هیچ کشوری قادر به فرستادن سلاح هایی به فضا باشد که با کمک آنان بتواند ماهواره ها را مورد هدف قرار دهد.

تصور ما بر آن است برای تبیین آنچه در آینده رخ خواهد داد، و یا توصیف آنچه که پدیدار خواهد شد، نیازی نیست به اسلحه های شگفت انگیز بیاندیشیم. تنها کافی است به روندی که جهان رو بدان سو دارد را مد نظر قرار دهیم. اگر بتوانیم خط سیر تکامل علم و تکنولوژی را درک کنیم مسئله جنگ را در درون آن می توانیم بازسازی نماییم. به عنوان مثال کافی است به مسائلی چون دنیای سایبر، نانوتکنولوژی، علوم زیستی و شبیه سازی انسان، ربات ها و ... نظری افکنیم.

ما اعتقاد داریم علم هرگز نمی تواند متوقف شود مگر اندیشه متوقف گردد. و انسان هیچ گاه از اندیشه تهی نیست. بر این اساس فن آوری های نظامی، با چنین روندی که دارند و با چنین ساختی که از روابط بین الملل نهادینه شده است، هرگز نمی توانند کنترل و محدود گردند و تقریباً می توان آنها را همگام و بعضاً از طریق مجتمع های تحقیقاتی وابسته به آنان پیشرو از علم قرائت کرد. این صرفاً مربوط به مبحثی پیشنهادی برای دیپلمات های کنترل تسلیحاتی در ایران است برای کشورهایی که فعالیت های نظامی شان را در موقعیتی نابرابر تحت مفهوم علم گرایی صرف پنهان می نمایند.

رضا رضایی مصدق

علی زکی زاده