در عصر قاجار، شیوه پوشش زنان در محیط خانه و بیرون از آن، متفاوت بود. نوع پوشش آنان را در درون خانه از لحاظ تاریخی می توان به سه دوره تقسیم کرد:

دوره اول، از ابتدای دوران قاجار تا مسافرت «ناصرالدین شاه» به فرنگ.

دوره دوم، از مسافرت «ناصرالدین شاه» تا پایان عصر ناصری و ابتدای دوره مظفری.

دوره سوم، از ابتدای دوره مظفری تا پایان دوره قاجار.

دوره اول، از ابتدای دوران قاجار تا مسافرت «ناصرالدین شاه» به فرنگ

لباس زنان را در دوره اول، پیراهن کوتاه بدون یقه ای تشکیل می داد که جلوی آن باز و دکمه های زرین و مروارید نشان زینت بخش آن بود. نزد خانواده هایی که از ثروت کافی برخوردار بودند، این دکمه ها از طلا و مروارید بود. نوع پارچه ها ابریشمی بود که گاه چندین رشته مروارید به دور یقه دوخته می شد.

معمولاً پیراهن ها را شلواری گشاد، مانند شلوار مردان و نیم تنه ای کوتاه به نام «ارخالق» تکمیل می کرد. بر روی آن «چاپکین» می پوشیدند که عبارت بود از پیراهن بدون یقه ای که جلوی آن باز بود و در زیر کمر، از چپ به راست دکمه می خورد. پوشش سر را نیز پارچه ای به شکل سه گوش تشکیل می داد که به آن «چارقد» می گفتند و از انواع آن می توان به دو نمونه چارقد «قالبی» و «آفتاب گردانی» اشاره کرد.

دوره دوم، از مسافرت «ناصرالدین شاه» تا پایان عصر ناصری و ابتدای دوره مظفری

مسافرت ناصرالدین شاه به فرنگ و روسیه و دیدن بالرینهای «پترزبورگ» که شلوار بافته چسبان و نازکی به پا می کردند و دامن های بسیار کوتاهی به اندازه یک وجب روی آن می پوشیدند، شاه را بر آن داشت که زنهای حرم خود را به پوشیدن این نوع لباس تشویق کند.

او زنان حرمسرا را واداشت تا چاقچورها (شلوار بلند چین دار مخصوص زنان) را کنار گذارند، شلیته های کوتاه بپوشند و سر و موی خود را نیز با روسری های سفید ساده بپوشانند. سلیقه شاه اندک و آرام از درون حرمسرا به بیرون سرایت کرد و بسیاری از زنان و دختران خواص نیز به آن گراییدند اما این خواست در میان مردم عادی و به دلیل فضای مذهبی حاکم بر جامعه، جای خود را پیدا نکرد.

دوره سوم، از ابتدای دوره مظفری تا پایان دوره قاجار

در این دوره، کت و دامن و لباس به شیوه فرنگی به ویژه در میان زنان طبقه مرفه افزایش یافت. خانواده های وابسته به دربار از این نوع پوشش استفاده می کردند و زنان روشنفکری چون «قرَ العین» نیز بدون حجاب در جمع ظاهر می شدند.

لباس بیرونی خانم ها، چادر یک شکل و همانندی بود که سر تا پای زنان را کاملاً می پوشاند و معمولاً از پارچه های ابریشمی، پشمی، تافته و اطلس بود که به رنگهای سیاه، آبی پررنگ و آبی نیلی تهیه می شد. عموم زنان دیگراز پارچه های نخی راه راه یا گلدار استفاده می کردند که با دو شیوه دوخت از هم شناخته می شدند.

بر روی این چادرها روبندی به منظور پوشاندن چهره استفاده می شد که پارچه های چهارگوش و یا مستطیل شکل بود و قسمت پوشش چشمها را توردوزی کرده بودند. این روبنده توسط قلابهایی به پشت سر بسته می شد.

چگونگی شکل و نوع این قلابها مشخص کننده طبقه اجتماعی فرد بود و بالاخره قسمت بعدی این پوشش را چکمه ای به نام «چاقچور» تشکیل می داد. در اواخر دوره قاجار، نوعی روبنده به نام «پیچه» متداول شد که کوچک و مربع شکل بود و از موی دم اسب تهیه می شد.

اما لباس زنان ایلیاتی و روستایی که اکثر آنها در کارهای اقتصادی خانواده سهمی داشتند، به مراتب شکل راحت تر و آزادتری داشت. بیشتر آنها از همین لباسهای محلی امروزه استفاده می کردند. روح حاکم بر زندگی مردم در دوره قاجار، روح مذهبی بود و آموزش و تربیت کودکان نیز بر همین اساس قرار داشت.

مهمترین رکن اجتماعی، خانواده بود که از شوهر، زن یا زنان و فرزندان تشکیل می شد. جایگاه زن در چنین جامعه ای، در اندرون خانه بود و به مراتب دور از تغییر و تحولاتی بود که در جامعه رخ می داد.

محل سکونت از دو قسمت اندرونی و بیرونی تشکیل می شد. مرد خانه در بخش بیرونی آن حضور داشت. می توانست از دوستان، آشنایان و دیگر مراجعین پذیرایی کند و کلیه فعالیتهای خود را در آنجا انجام دهد.

از آنجا که نقش مذهب در چنین جامعه ای، نقشی اساسی بود، گزینه ها ی تربیتی و آموزشی خانواده را مسجد، وعظ و قوانین و سنت های جاری جامعه تشکیل می داد. نقش خانواده، انتقال اندیشه های مذهبی به کودکان بود و پدر نیز پیشه و هنر خویش را به فرزند می آموخت تا جانشین بلافصل او گردد.