ویژگی های جغرافیایی، ایران را در طول تاریخ مورد تهاجم قدرت های گوناگون قرار داده است. این مسئله به خصوص پس از تأسیس سلسله صفویه قوت و شدت بیشتری یافته است. زیرا از این زمان به بعد اروپایی ها حضور خود را درمنطقه گسترش داده اند. به شکلی که حضور آنان در تصمیم گیری ها و سیاست های کشور نقش به سزایی داشته است. با این حال علیرغم تعرضاتی که نسبت به خاک ایران می شد سلاطین ایرانی همواره در تشکیل ارتشی منظم و پایدار ناتوان بوده اند.

سلاطین قاجار که در مقایسه سلسله های پیشین از ضعف های بیشتری رنج می بردند نه تنها خود از انجام اصلاحات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ایجاد ارتشی نوین و پیشرفته عاجز ماندندبلکه استبداد مطلق آنها به عنوان مهمترین مانع، تلاش های اصلاحات عباس میرزا و صدر اعظم هایی چون امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار را نیز در راه اصلاح امور ناکام گذاشت. ۱ از این رو تنها نیروی نظامی جدیدی که از سلسله قاجار باقی ماند نیروی اندک موسوم به «بریگاد قزاق» تحت فرماندهی افسران روسی بود که در سال ۱۸۷۹ تحت لوای بیگانگان تأسیس شد.

بحث حاضر مراحل شکل گیری عملکرد و فرجام نیروهای قزاق را ناشی از نفوذ عوامل خارجی می داند. به طوری که هم درشکل گیری این قشون و هم درنحوه اداره و رفتارهای قزاق های ایرانی بیگانگان نقش مهمی ایفا نموده اند. از این رو در ادامه پس از بررسی چگونگی تشکیل نیروهای قزاق به بررسی دو کودتایی خواهیم پرداخت که در آنها نیروهای قزاق نقش عمد ه ای ایفا نموده اند.

شکل گیری بریگاد قزاق

پیدایش بریگاد قزاق که در ظاهر پیامد دومین سفر ناصرالدین شاه به اروپا به شمار می رود در واقع استمرار اندیشه اصلاحات نظامی با توجه به وضعیت نابسامان قشون ایران از یک سو و فقدان یک نیروی کارآمد امنیتی به ویژه برای مقابله با ناآرامی ها و شورش های داخلی از سوی دیگر بوده است.

روسها که جلوه های روانشناختی ناصرالدین شاه را به خوبی می شناختند، طی دومین سفر اروپایی شاه و به هنگام عبور وی از خاک روسیه نظر او را به یک مانور نظامی باشکوه جلب کردند. در واقع روس ها از این موقعیت استفاده نمودند و چون در صحنه سیاست ایران از رقیب سنتی خود (انگلستان) تا حدی عقب افتاده بودند با پذیرایی مجلل نظر شاه را جلب نمودند.

در مانور نظامی که در سن پترز بورگ برای ناصرالدین شاه ترتیب دادند وضع لباس، اسلحه و انضباط قراق های روسی مورد توجه وی قرار گرفت. لذا شاه با تحریک مستقیم عوامل تزار و همچنین پیشنهاد مشیرالدوله سپهسالار که از ملازمان شاه در این سفر به حساب می آمد خواستار تأسیس نیروی مشابه آن در ایران گردید و درصدد تربیت یک قسمت از سواره نظام ارتش ایران به سبک قزاق های روس برآمد.

محافل سیاسی روسیه که تشکیل نیروهای نظامی وابسته به خود را یک فرصت طلایی برای تحقق اهداف امپریالیستی خویش یافته بودند، بی درنگ در راه تشکیل آن اهتمام ورزیدند تا منافع آن کشور در ایران با پشتیبانی یک نیروی نظامی تضمین گردد. از این رو تزار روسیه آلکساندر دوم از این فکر استقبال کرد و چون تمایل به نفوذ در ارتش ایران داشت، در پی این توافق در ژانویه ۱۸۷۹ (۱۲۹۶ ه . ق) یک عده افسر قزاق به ریاست کلنل دومانتوویچ با هزار قبضه تفنگ و دو عراده توپ روانه ایران کرد تا با پشتیبانی مستقیم سفیر وقت روسیه به تأسیس قزاقخانه شاهنشاهی اقدام نمایند. ۲

دولت ایران که از تشکیل بریگاد قزاق چه به عنوان پیشقراول ارتش نوین ایران و چه به عنوان یک گارد محافظ سلطنت حمایت جدی می کرد، مساعی لازم را جهت تقویت این نیرو انجام داد. از این رو قزاقخانه شاهنشاهی که ابتدا از یک هنگ تشکیل می شد پس از مدتی مبدل به بریگاد (تیپ) و سپس دیویزیون (لشکر) قزاق گردید تا افسران و سربازان ایرانی تحت نظر افسران روسی به انجام وظیفه بپردازند. ۳

پس از کلنکل دومانتوویچ به ترتیب سرهنگ چورکوسکی، ژنرال کاساکوفسکی، سرهنگ چرنوزوبوف و کلنل لیاخوف به سمت فرماندهی بریگاد قزاق نائل آمدند. اگر چه رسماً فرمانده قزاقخانه تحت امر وزارت جنگ بود، اما عملاً در امور نظامی و سیاسی با وزیر مختار روسیه در تهران مشورت می کرد و گزارش کارهای خودرا به ستاد ارتش قفقاز می فرستاد. نیروهای روسی قزاقخانه که در زمان مظفرالدین شاه به سبب تمایل امین السلطان (اتابک اعظم) به روس ها از اختیارات بیشتری برخوردار شده بودند، در مواقع قحطی اقدام به خرید و احتکار گندم و ارزاق عمومی می کردند و از این راه به چپاول مردم ایران و ثروت اندوزی خویش می پرداختند.

همچنین در آستانه جنگ جهانی اول، دولت روسیه با استفاده از ضعف دولت ایران واحدهای قزاق را نخست درتبریز و استرآباد و سپس در رشت، اصفهان، کرمانشاه، همدان، ارومیه و مشهد گسترش داد تا قزاقخانه یکی از مهمترین عوامل نفوذ دولت روسیه تزاری در ایران به شمار آید.

این وضعیت تا انقلاب ۱۹۱۷روسیه و قدرت یابی بلشویک ها ادامه یافت.در آن زمان دولت روسیه، فرماندهی دیویزیون قزاق را به کلرژه محول کرد، اما فرماندهی او دیری نپائید، زیرا نیروهای بریتانیائی که در ایران مستقر شده بودند کلنل استاروزلسکی را که از هواداران حکومت تزاری بود، به جای او منصوب کردند. از این زمان به بعد است که انگلیسی ها جایگزین روس ها می گردند و نفوذ خود را باکودتای رضاخان به حد اعلا می رسانند.

کودتای اول:

به توپ بستن مجلس

محمد علی شاه که با بی اعتنایی خود به مجلس هیچگونه تمایلی به سازش و مماشات با رهبران نهضت مشروطه از خود نشان نمی داد، با واکنش نمایندگان و تصویب قوانینی نظیر اصل تفکیک قوای سه گانه مملکت، تأسیس عدالتخانه، برافتادن تیول ها و اوضاع ملو ک طوایفی، اصلاح و تعدیل بودجه کشور، قطع شدن مستمری های گزاف شاهزادگان و تعیین مستمری برای خود مواجه شد. از این زمان شاه عملاً روبروی مردم، مشروطه خواهان و نمایندگان مجلس قرار گرفت و از این رو اقدام به کودتایی علیه مشروطه نمود.

نمایندگان مجلس در اجرای دستور محمد علی میرزا که ضمن صدور اعلامیه ای خواهان تعطیلی سه ما هه مجلس شده بودند، وقعی ننهادند از این رو نخست با محاصره مجلس و سپس به توپ بسته شدن آن مواجه شدند.

سرهنگ لیاخوف فرمانده روسی واحد مرکزی قزاق که از سوی محمد علی شاه به حکومت نظامی تهران منصوب شده بود وعملاً تهران را به تصرف نظامیان قزاق تحت فرماندهی افسران روسی در آورده بود، در روز دوم تیر ماه ۱۲۸۷ هجری خورشیدی (۲۳ ژوئن ۱۹۰۸) به همراه نیروهای قزاق نخست به محاصره ی مجلس و مدرسه سپهسالار پرداخت و سپس هنگامی که با مقاومت مجاهدان روبرو شد، مبادرت به گلوله باران ساختمان مجلس نمود. قزاقها پس از تصرف مجلس به پارک امین الدوله حمله بردند و نمایندگان را مضروب و دستگیر کردند و به باغ شاه منتقل ساختند.

شواهد بسیاری وجود دارد که از دخالت مستقیم روس ها در کودتای محمد علی شاه پرده بر می دارند. در این زمینه می توان به چهار نامه ای که لیاخوف در آن دوران به فرماندهی کل قفقاز فرستاده است و رد درخواست وام جدید از روسیه و برنامه ریزی جهت ایجاد یک بانک ملی اشاره نمود که وطنخواهی و بیگانه گریزی نمایندگان مجلس را نشان می داد و از این رو با منافع روس ها در تضاد بود. ۴

همچنین اعمال روس ها که ایران را به عنوان جزئی از خاک روسیه مورد ارزیابی قرار می دادند، حکایت از به خطر افتادن منافع آنان در انقلاب مشروطه داشت. از این رو روس ها به پشتیبانی از بازگشت محمد علی شاه، اعلان اولتیماتوم جهت اخراج مورگان شوستر، مخالفت آشکار با اصلاحات مشروطه خواهان، ایجاد اختلال، نا امنی و بی ثباتی سیاسی و در نهایت به توپ بستن مجلس اقدام نمودند. ۵

تقاضای رسمی پناهندگی محمد علی شاه قاجار به سفارت روسیه در ۲۵ تیر ۱۲۸۸ که یک سال پس از به توپ بستن ساختمان مجلس صورت گرفت و در نهایت با خروج محمد علی شاه از ایران در ۱۸ شهریور ۱۲۸۸ با همراهی نیروهای قزاق خاتمه یافت نیز دلیل دیگری برای اثبات ادعای دخالت مستقیم روس ها در کودتا است.

حدفاصل دو کودتا

در جریان جنگ جهانی اول، در حالی که ایران به صحنه ی تاخت و تاز بیگانگان درآمده بود و کابینه ها در ایران یکی پس از دیگری به دلیل مخالفت انگلیس ها و روس ها سقوط می کردند،۶ توافقی توسط سپهسالار در اوت ۱۹۱۶ م با دو دولت صورت گرفت که طی آن از یک سو می باید کمیسیونی مرکب از طرفین جهت نظارت بر پرداخت کمک مالی ۲۰۰۰۰۰ پوندی به دولت ایران تشکیل می گردید تا بدین ترتیب به توان قوای قزاق اضافه گردد. و از سوی دیگر یک نیرو از قوای انگلیس که بعدها به «پلیس جنوب» شهرت یافت در جنوب کشور استقرار می یافت. ۷

روسها که در دوره حکومت تزارها با نگاهی استعماری و توسعه طلبانه موفق به کسب انحصارات مالی نظیر دریافت امتیازات راه سازی، ماهیگیری، تأسیس بانک استقراضی و همچنین کنترل نظامی تهران از طریق بریگاد قزاق شده بودند۸ و نفوذ خود بر ایران را در برابر بریتانیا افزایش داده بودند، با وقوع انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷م. پاره ای از امتیازات خود را لغو و تصمیم به فراخوانی مستشاران و نظامیان خود گرفتند. ۹

اگر چه این مسئله از دغدغه های ایران تا حدی کاست اما دولت بریتانیا که هم اینک صحنه را بدون رقیب می دید، بلافاصله گام هایی بلند در صیانت از منافعش در ایران، از جمله تسلط انحصاری بر منابع اقتصادی، سیاسی و نظامی، برداشت۱۰ و تمام تحولات ایران را تحت الشعاع اقدامات خود قرار داد. زیرا با توجه به دگرگونی در روسیه، ادامه وضعیت سابق در ایران برای انگلستان مطلوب نبود.

در واقع انگلیسی ها که در وهله نخست کوشیده بودند با نقاب آزادیخواهی به حمایت از انقلاب مشروطه برخیزند، پس از آنکه صحنه را از رقیب روسی خود خالی دیدند، متوجه عواقب احتمالی انقلاب مشروطه در سراسر منطقه به ویژه هند و به خطر افتادن موقعیت و منافع بریتانیا گشتند. به همین علت تلاش های خود را جهت ایجاد ثبات با توسل به قدرت نظامی از طریق دولتی وابسته به کار بستند. از این رو به حمایت از رضاخان و طرح کودتایی دیگر پرداختند. کودتایی که باردیگر توسط نیروهای قزاق صورت گرفت، اما با این تفاوت که اگر کودتای پیشین تحت حمایت روس ها صورت گرفته بود، در این کودتا نقش اصلی را انگلیسی ها ایفا می کردند.

از این رو می توان کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ را نقطه عطفی در روابط سیاسی ایران و انگلیس به شمار آورد، زیرا کودتا سبب خلع روس ها از قدرت نظامی قزاق می گردید و بدین ترتیب انگلیس که با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، خود را در صحنه ی سیاسی ایران یکه و تنها می دید، قصد خود مبنی بر سیطره بر نیروهای نظامی ایران را نیز برآورده می ساخت.

کودتای دوم:

رضاخان می آید

دخالت آشکار و مستقیم انگلستان در امور ایران به اوایل دوره قاجار و تصرف هندوستان باز می گردد که ایران را از لحاظ جایگاه اقتصادی و موقعیت استراتژیک مورد توجه انگلیسی ها قرار داد. کشف نفت و ممانعت از حضور روسیه در خلیج فارس و هندوستان را نیز می توان از دیگر دلایل مهمی به شمار آورد که سرزمین ایران را نزد انگلیسی ها ارزشمند جلوه می داد به طوری که این کشور برای دستیابی به منافع بیشتر به خود اجازه نمی داد از رخدادهای ایران غافل بماند. ۱۱

عدم تصویب قرارداد ۱۹۱۹ توسط مجلس! جلوگیری از نفوذ روسیه کمونیستی در ایران، حفظ منافع در هندوستان، قیام شیخ محمد خیابان، جنبش میرزا کوچک خان جنگلی، قیام کلنل محمد تقی خان پسیان، قیام دلاوران دشتستانی، خیزشهای پراکنده در شهرهای مختلف و احساس خطر از حرکت های استقلال طلبانه مردم در نقاط مختلف ایران از جمله عواملی بودند که لندن را به وجود یک دولت نیرومند مرکزی در ایران مجاب می کرد.

انگلیسیها که در عرصه بین المللی خواهان ادامه ی جنگ جهانی اول تا شکست نهایی آلمان بودند، از بیم آنکه لشکر قزاق ایران به فرماندهی افسران روسی دستخوش افکار انقلابی روسیه شده و دامنه انقلاب کمونیستی به ایران (که از اوضاع متفقین ناراضی بود) کشیده شود، تلاش خود را جهت برکناری سرهنگ کلرژه فرمانده لشکر قزاق که هواخواه حکومت روسیه بود به کار گرفتند. از این رو سرهنگ استاروزلسکی پس از استعفای سرهنگ کلرژه با حمایت انگلیسی ها جانشین او گردید، اما دیری نپائید که او نیز از سوی انگلیسی ها کنار گذاشته شد. ۱۲ تا پس از خلع ید فرماند هان روسی نیروهای قزاق، سرهنگ اسمایس یکی از ا فسران ارشد انگلیسی برای آموزش ارتش جدید ایران که در قرارداد سرپرسی کاکس پیش بینی شده بود جایگزین آنها گردد. اگر چه در این بین مجلس شورای ملی، سردار همایونیکی از اعضای خانواده سلطنتی را به فرماندهی بریگاد قزاق منصوب کرده بود،۱۳ با این حال ژنرال آیرونساید و سرهنگ اسمایس پیش از آن به منظور عملی کردن کودتا، رضاخان میرپنج را شناسایی و انتخاب کرده بودند. انگلیسی ها که او را قوی ترین فرد یافته بودند، به فرماندهی قزاقهای ایرانی گمارده بودند تا مقدمات کودتا را فراهم آورد. ۱۴

همچنین برای این اقدام، نیروی قزاق تحت فرماندهی رضاخان از حمایت مالی بانک شاهنشاهی که مهم ترین ابزار تسلط سرمایه مالی انگلستان بر ایران بود، برخوردار گرید تا در اولین ساعات سپیده دم سوم اسفند ۱۲۹۹، رضاخان به عنوان فرمانده تیپ همدان به همراه قزاق های تحت فرمانش از قزوین به سمت تهران حرکت نمایند و پایتخت را بدون وقوع مشکلی جدی تحت تصرف خود درآورند.

رضاخان در شرایطی با دو هزار قزاق گرسنه، برهنه و بی پول به دولت حمله کرد که از یک سو رؤسای سوئدی ژاندارم و دیگر محافظان شهر توسط انگلیسی ها تطمیع شده بودند و از سوی دیگر دولت تنها با ششصد ژاندارم به مقابله با او برخاسته بود و وزیر جنگ به قوای دولتی در باغشاه دستور داده بود که به قزاق ها تیراندازی نکنند. ۱۵

اگر چه صدور اعلامیه ای ۹ ماده ای رضاخان تحت عنوان «حکم می کنم»، در ظاهر بازگشت آرامش و ثبات به ایران را نمایش می داد، اما در واقع آغازگر دوره ی استبدادی نوین در ایران بود. زیرا طی این کودتا رضاخان نخست به مقام سردار سپه، فرماندهی لشکر قزاق و وزارت جنگ ارتقا یافت و در نهایت در سال ۱۳۰۴ به مقام پادشاهی دست یافت و چتر حکومت مطلق العنان خود را بر سراسر ایران گشود.

رضاخان میرپنج که در محیط قزاقخانه پرورش یافته بود، پس از دست یابی به قدرت درصدد تشکیل ارتشی نوین و نیرومند برآمد . از این رو سردار سپه با ادغام دیویزیون قزاق، ژاندارمری دولتی، بریگاد مرکزی و سایر قوای پراکنده ی نظامی، از یک سو به عمر قزاقخانه پایان بخشید و از سوی دیگر ارتش جدیدی را به وجود آورد. اما این نیروی نظامی که رضاخان همواره از آن با افتخار سخن می گفت، طی جنگ جهانی دوم هنگامی که قوای متفقین در شهریور ۱۳۲۰ به کشور هجوم آوردند، ظرف چند ساعت مضمحل گشت. به شکلی که سربازان با رها کردن سلاحهای خود در خیابان ها، جوی ها و میدان ها، پا به فرار گذاشتند و قوای متفقین بدون هیچ مقاومتی از سوی ارتش رضاشاه وارد ایران شدند. ۱۶

نتیجه گیری

نحوه شکل گیری، عملکرد و فرجام نیروهای قزاق، همگی نشان از آن دارد که این نیرو بیش از آن که برآمده از بطن جامعه ایران، در خدمت مردم ایران و در حراست از مرزهای ایران کوشیده باشد، به عنوان ابزاری جهت تحقق منافع بیگانگان عمل کرده است.

در بعد خارجی، تشکیل بریگاد قزاق یکی از امتیازات بزرگ ناصرالدین شاه به بیگانگان است که زائیده رقابتهای امپریالیستی میان روسیه و انگلستان محسوب می گردد. همچنین عملکرد این نیرو بیانگر این مطلب است که بریگاد قزاق به اهرم فشاری برای اعمال نفوذ بیگانگان و ابزاری جهت برآورده ساختن مقاصد و منافع روسیه و انگلستان در ایران درآمده بود. در مقاطعی این نیرو به عنوان پیشقراول ارتش تزاری و در مقاطعی به عنوان بازوی اجرایی و نظامی انگلیسی ها عمل نموده است.

در بعد داخلی در کارنامه قزاق ها، علاوه بر سرکوبی قیام های کلنل محمد تقی خان پسیان، میرزا کوچک خان جنگلی و شیخ محمد خیابانی، دو کودتا نیز مشاهده می گردد. کودتاهایی که یکی با حمایت روس ها و دیگری با پشتیبانی انگلیسی ها صورت گرفتند ولی هر دو توسط قزاقها به وقوع پیوست تاریخ معاصر ایران و سرنوشت ایرانیان را تحت الشعاع خود قرار دادند.

نویسنده: شعیب بهمن

پی‌نویس‌ها:

۱. صادق زیباکلام، سنت و مدرنیسم، ریشه‌یابی علل کوشش‌های اصلاح‌طلبانه و نوسازی در ایران عصر قاجار، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۷، صص ۲۳۱ ـ ۳۳۷.

۲. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ دوم جهانی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۳، ص ۳۰۰.

۳. همان.

۴. نیکی آرکدی، ریشه‌های انقلاب ایران، تهران، انتشارات قلم، ۱۳۷۷، ص ۱۲۰.

۵. فیزور کاظم‌‌زاده، روس و انگلیس در ایران (۱۸۶۴ ـ ۱۹۱۴) پژوهش درباره امپریالیسم، ترجمه، منوچهر امیری، تهران، آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۱، ص ۶۴۸.

۶. در همین زمینه سفیر انگلیس به وزیر مختار روسیه در ایران گفته بود: «مدتی است که سفیران روس و انگلیس تقریباً ایران را اداره می‌کنند زیرا وزیران بدون مشورت آنها به هیچ اقدامی دست نمی‌زنند.»

برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به: منصوره اتحادیه نظام مافی، احزاب سیاسی در مجلس سوم (۱۳۳۳ و ۱۳۳۴ق)، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۱، چاپ اول، ص ۲۰.

۷. در تابستان سال ۱۹۱۶ نمایندگان دولتهای انگلستان و روسیه توافق کردند که نیروهای خود را در شمال و جنوب ایران تقویت کنند. خطر آلمانی‌ها یا ترکهای عثمانی و همچنین بازگرداندن امنیت به جنوب ایران، بهانه‌هایی بود که در لندن برای توجیه تقویت نظامی انگلستان در جنوب ایران ذکر می‌شد. قرار بر این شد که روسها نیروی قزاق را تا ۱۱ هزار نفر در شمال کشور افزایش دهند و انگلیسی‌ها نیز یک سازمان نظامی به نام «پلیس جنوب» تحت فرماندهی افسران انگلیسی و با مشارکت نظامیان هندی و ایرانی در جنوب کشور تشکیل دهند.

۸. علیرضا ملائی، بریگاد قزاق ایران، صحنه‌ای از مداخلات لجام گسیخته روسیه در ایران، مجله تاریخ و فرهنگ معاصر، سال ششم، شماره ۳ و ۴ (پاییز و زمستان ۱۳۷۶)، صص ۱۶۱ ـ ۱۸۱.

۹. پس از امضای قرارداد برست لیتوفسک، تروتسکی مفاد قرارداد را به اطلاع کاردار ایران در پطروگراد رسانید.در ژانویه‌ی همان سال تروتسکی برنامه‌ی پنج ماده‌ای حکومت شوروی برای تخلیه‌ی قشون روس از خاک ایران را در روزنامه‌ی «شورای کارگران و سربازان» انتشار داد. براساس این برنامه،‌بلشویک‌ها تصمیم گرفته بودند که افسران روس لشکر قزاق را نیز به روسیه احضار کنند.

۱۰. انقلاب مشروطیت (از سر مقالات دانشنامه ایرانیکا) ترجمه، پیمان متین،‌ انتشاران امیرکبیر، ۱۳۸۲، ص ۱۲۶.

۱۱. دنیس رایت، انگلیسیان در ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار،‌ تهران، انتشارات دنیا،‌۱۳۵۷، صص ۱۸ـ ۱۷.

۱۲. ملک‌الشعراء بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، امیرکبیر، ۱۳۷۱، ج ۱، صص ۷۸» ۷۴.

۱۳. خاطرات سری آیرونساید،‌تهران، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی و مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۳، صص ۲۰۰ـ ۲۰۳.

۱۴. همان، صص ۳۵۶ ـ ۳۵۹.

۱۵. پیشین، ملک‌الشعراء بهار، ج ۱، ص ۶۷.

۱۶. حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (خاطرات ارتشبد حسین فردوست)، تهران، انتشارات اطلاعات، ج ۱، ص ۹۹.

منبع: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی