Locked دریافت Toolbar آفتاب
مرکز گسترش فناوری اطلاعات (مگفا) : دوره الکترونیکی مدیریت توسعه کسب و کار
مقالات سیاسی تاریخ سیاسی وقایع ۱۶ آذر ۱۳۳۲
۱۶ آذر ۱۳۸۷
  ◊   دفعات نمایش : ۶۹۴        Saturday, Dec 6, 2008
وقایع ۱۶ آذر ۱۳۳۲
به مناسبت روز دانشجو ...
وقایع ۱۶ آذر ۱۳۳۲

«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم، همان جایی که بیست و دو سال پیش، « آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند همچون دیگران کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید، بیاموزند، هرکه را می رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» که بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم که می وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دکتر شریعتی

● ۱۶ آذر سال ۳۲ بود؛ نه! دو ماه قبل از آن، تاریخ ۱۶ مهر ۳۲.

بیشتر از ۵۰ روز از کودتای آمریکایی ارتشبد زاهدی نگذشته بود. مردم هنوز درک کودتا برایشان سنگین بود. اولین تظاهرات یک پارچه مردم علیه رژیم کودتا در همین روز اتفاق افتاد؛ دانشگاه و بازار به طرفداری از تظاهرکنندگان اعتصاب کردند. تظاهرات به قدری سنگین بود که کودتاچیان وارد معرکه شدند و طاق بازار را بر سر بازاریان خراب کردند و دکان های آنان را به وسیله مزدوران خود غارت کردند.

۱۶ آبان سال ۳۲ بود؛ کابینه زاهدی و دولت انگلستان برای تجدید روابط ایران و انگلستان که در جریان ملی سازی نفت قطع شده بود، مخفیانه شروع به مذاکرات کردند.

در تاریخ ۲۴ آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می آید. نیکسون به ایران می آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای ۲۸ مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیکسون حتمی می نمود.

دو روز قبل از آن واقعه تلخ (۱۴ آذر) زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنیس رایت»، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز ۱۴ آذر تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عده ای دست گیر شدند. این وضع در روز ۱۵ آذر هم ادامه داشت.

رژیم شاه برای مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت (!) سفر نیکسون نیروهای نظامی خود را در دانشگاه مستقر کرد؛ روز ۱۵ آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور می رسد که باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیسکون صداها خفه گردد و جنبنده ای نجنبد...

صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه ای را پیش بینی می کردند.

دانشجویان حتی الامکان سعی می کردند که به هیچ وجه بهانه ای به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با کمال خونسردی و احتیاط به کلاس ها رفتند و سربازان به راهنمایی عده ای کارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمی گذشت و چون بهانه ای به دست آنان نیامد به داخل دانشکده ها هجوم می آوردند؛ از پزشکی، داروسازی، حقوق و علوم عده زیادی را دستگیر کردند. بین دستگیر شدگان، چند استاد نیز دیده می شد که به جای دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل کامیون کشیده شدند؛ چون احتمال وقوع حوادث وخیم تری می رفت، لذا برای حفظ جان دانشجویان، دانشکده را تعطیل کردند و به آنها دستور دادند به خانه های خود بروند و تا اطلاع ثانوی در خانه بمانند.

دانشجویان نیز به پیروی از تصمیم اولیای دانشکده، محوطه دانشگاه را ترک می کردند ولی هنوز نیمی از دانشجویان در حال خروج بودند که ناگاه سربازان به دانشکده فنی حمله کردند. بهانه حمله آنان به دانشکده ظاهرا این بود که در این گیر و دار دو دانشجوی رشته ساختمان به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض می کنند. ارتشی ها برای دست گیری آنان وارد دانشکده فنی وارد کلاس درس مهندس شمس می شوند تا دانشجویان معترض را دست گیر کنند؛ وقتی مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در کلاس درس خود اعتراض می کند او را با مسلسل به جای خود می نشانند و حتی با شکنجه مستخدم دانشکده سعی می کنند که آن دو دانشجو را بیابند.

رئیس وقت دانشگاه تهران برای اینکه جلوی ناآرامی ها را بگیرد، کل دانشگاه تهران را تعطیل کرد. حضور نظامیان در صحن دانشکده فنی باعث شد که بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عده ای از سربازان، دانشکده فنی را به صورت کامل محاصره کرده بودند تا کسی از میدان نگریزد. آنگاه دسته ای از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشکده وارد شدند.

اکثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهای جنوبی و غربی دانشکده خارج شوند. در این میان بغض یکی از دانشجویان ترکید و او که مرگ را به چشم می دید و خود را کشته می دانست دیگر نتوانست این همه فشار درونی را تحمل کند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شکل شعاری کوتاه بیرون ریخت: «دست نظامیان از دانشگاه کوتاه!». هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به کلی غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمت های جنوبی، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینی عده زیادی از دانشجویان روی پله ها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفی بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس مهدی شریعت رضوی که ابتدا هدف قرار گرفته به سختی مجروح شده بود بر زمین می خزید و ناله می کرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشته و در جای اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یکی از جانیان «دسته حاجیباز» با رگبار مسلسل سینه او را شکافت.

بعد از پایان درگیری ها احمد هنوز زنده بود؛ او را به یکی از بیمارستان های نظامی تهران منتقل کردند. در حالی که در درگیری ها لوله شوفاژ در مقابل احمد ترکید بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح کرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتی تزریق خون به او ابا کردند و ۲۴ ساعت بعد او مظلومانه شهید شد.

مظلومیت قندچی به حدی بود که حتی بعد از شهادت، به خانواده اش گفته بودند که احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن کرده اند. برادر شهید قندچی گفت: «بعد از این که فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن کرده اند با خانواده شریعت رضوی و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش کردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در کنار دوستانش به خاک سپردیم.»

در جریان درگیری ۱۶ آذر عده زیادی از دانشجویان که تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند به ناچار به آزمایشگاه پناه بردند. پس از ختم گلوله باران دقیقه ای سکوت، دانشکده را فرا گرفت. ناگهان میان سکوت ناله بلندی به گوش رسید که مانند دشنه در قلب ها فرو رفت و از چشم بیش تر دانشجویان اشک جاری شد. ناله های بلند سوزناک می فهماند که عده ای مجروح شده اند و در همان جا افتاده اند. اولیای دانشکده، مستخدمان و چند نفری از دانشکده پزشکی می خواستند مجروحان را به پزشکی برده معالجه کنند ولی سربازان با تهدید به مرگ مانع این کار شدند. بدن مجروحان در حدود دو ساعت در وسط دانشگاه افتاده بود و خون جاری بود تا بالاخره جان سپردند. بدین ترتیب سه نفر از دانشجویان (بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی) شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادی مجروح شدند.

خبر واقعه ۱۶ آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز ۱۷ آذر تمام دانشگاه های تهران و اغلب شهرستان ها در اعتصاب کامل به سر بردند؛ حتی بسیاری از دبیرستان ها هم با تعطیل کردن مدرسه خود هم دوش دانشگاهیان در تظاهرات علیه فجایع ۱۶ آذر و سفر نیکسون به تهران شرکت کردند.

برای کم رنگ کردن واقعه ۱۶ آذر، جنایت کاران شروع به سفسطه کردند. در مقابل خبرنگاران گفتند که: «دانشجویان برای گرفتن تفنگ سربازان حمله کردند و سربازان نیز اجباراً تیرهایی به هوا شلیک نمودند و تصادفا سه نفر کشته شد.» در همان روزها یکی از مطبوعات نوشت: «اگر تیرها هوایی شلیک شده، پس دانشجویان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!»

رژیم برای این که واقعه ۱۶ آذر زودتر از یادها برود از برپایی مراسم یادبود شهدا جلوگیری کرد.

برادر شهید شریعت رضوی می گوید: «بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار کردن شب سوم در خانه هایمان را هم ندادند؛ ولی در مراسم چهلم به خاطر پافشاری زیادی که کردیم فقط ۳۰۰ کارت که مهر حکومت نظامی روی آن خورده بود به من دادند. هر کس می خواست به طرف امام زاده عبدالله برود کارتش را کنترل می کردند.»

برادر شهید بزرگ نیا نیز می گوید:«از طریق علم، شاه به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد ۲۰۰ هزار تومان خون بها بدهند که جواب رد دادیم؛ بعد می خواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت کردند. تا این که خودم پیش سرتیپ بختیار فرماندار نظامی رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقی افتاد خودم مسؤول باشم.»

درست روز بعد از واقعه ۱۶ آذر، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد. صبح ورود نیکسون یکی از روزنامه ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده ای به نیکسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانی ها اشاره شده بود که «هرگاه دوستی از سفر می آید یا کسی از زیارت بازمی گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد می شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی و گوسفندی قربانی می کنیم؛ آنگاه خطاب به نیکسون گفته شده بود که «آقای نیکسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند.»

منابع:
۱ خاطرات شهید چمران
۲ روزنامه کیهان آذر ۵۸
۳ روزنامه اطلاعات آذر ۵۸
۴ روزنامه جمهوری اسلامی آذر
منبع: عدالتخانه
سایت الف ( www.alef.ir )
۱۶ آذر
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
نیکسون در دانشگاه تهران'
نیکسون در دانشگاه تهران
۱۶ آذر ماه روز دانشجو
از مهمترین حرکتهای سیاسی، اعتراض دانشجویان در۱۶ آذر۱۳۳۲، به ورود معاون رئیس جمهورآمریکا بود ونقطه اوج آن را می توان در اشغال لانه جاسوسی آمریکا در۱۳ آبان ۱۳۵۸، مشاهده کرد.این حرکت که توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام آغازشد و مورد تایید امام نیز قرارگرفت، …
۱۶ آذر ۱۳۸۷
جنبنده یی نجنبد
بررسی و بازخوانی نقش جنبش دانشجویی از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۶ آذر ۱۳۳۲...
۱۶ آذر ۱۳۸۷
۱۶آذر برافتادن نقاب دموکراسی آمریکایی
خروش دانشجویی ۱۶ آذر یکی از همین طیف حوادث است که به عنوان یک جریان ماندگار تاریخی به نقطه ثقلی در مبارزات ضداستکباری ملت ایران تبدیل شد. در آن هنگام که آمریکا توانسته بود خود را به عنوان حامی ملتها و حرکتهای ضداستکباری واستعماری معرفی کند و بسیاری از ملتها …
۱۶ آذر ۱۳۸۷
Best to List
قبرس ، شرکت آرتی چااریدمو و همکاران

وکلای متخصص واقع در لیماسول دارای مهارت مدیریتی در املاک ، وصیت و ائتلاف ، ایجاد شرکت های برون مرزی و محلی ، دادگاه و دیگر خدمات حقوقی.

قبرس ، انستیتوی بازاریابی قبرس

انستیتوی بازاریابی قبرس در سال 1978 در نیکوزیا و سال 1984 در لیماسول به منظور ترویج علم و پر کردن شکاف موجود در نظام آموزشی قبرس تاسیس شد. هنگامی که در سال 1978 بنیانگذار و مدیرعامل انستیتو، …

Best to List
Cyprus , The cyprus institute of Marketing

The Cyprus Institute of Marketing (CIM) was established in 1978 in Nicosia and since 1984 also in Limassol, in order to promote the Marketing Science and to fill a gap in the Cyprus Educational System. …

Cyprus , Areti Charidemou & Associates

Limassol based lawyers specialising in conveyancing for property, wills and trusts, establishment of offshore and local companies, court proceedings and other legal services

دبیر جشنواره تئاتر فجر رسماً از «علی دایی» عذرخواهی کرد
دبیر جشنواره تئاتر فجر رسماً از «علی دایی» عذرخواهی کرد
زن و شوهر درد دلشان را از دادگاه هم مخفی کردند
زن و شوهر درد دلشان را از دادگاه هم مخفی کردند
عامل هتک حیثیت یک زن در شبکه‌های اجتماعی به تور افتاد
عامل هتک حیثیت یک زن در شبکه‌های اجتماعی به تور افتاد
زمین لرزه خفیف در تهران
زمین لرزه خفیف در تهران
ریزش ساختمان ۵ طبقه در تهرانپارس، ۲ جنازه بیرون آورده شد
ریزش ساختمان ۵ طبقه در تهرانپارس، ۲ جنازه بیرون آورده شد
تحریم آمریکا گریبان هند را هم گرفت
تحریم آمریکا گریبان هند را هم گرفت
بازار آرام طلا و سکه در هفته آینده
بازار آرام طلا و سکه در هفته آینده
غذایی برای کمک به کاهش وزن
غذایی برای کمک به کاهش وزن
گیاه جوجوبا و روغن آن
گیاه جوجوبا و روغن آن
 وبلاگ آفتاب 
پارکور
قیصر امین پور
عادل فردوسی‌پور
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
مهران مدیری
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال مقاله
مقالات من
 تازه‌ها
چرا انقلاب‌کردیم؟
چرا انقلاب‌کردیم؟
پشت منبر، روی دیوار
پشت منبر، روی دیوار
رخداد سیاهکل و حق شورش
رخداد سیاهکل و حق شورش
چاره‌ای جز نخست‌وزیری بازرگان نبود
چاره‌ای جز نخست‌وزیری بازرگان نبود
سفیران ‌تردید
سفیران ‌تردید
نوستالژی ‌آن ژاله ‌خونین
نوستالژی ‌آن ژاله ‌خونین
انقلاب ‌اسلامی؛ انقلابی منحصر به فرد
انقلاب ‌اسلامی؛ انقلابی منحصر به فرد
گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
به جز احمد و من، کسی سوار نشود
به جز احمد و من، کسی سوار نشود
گوشه ای از استبداد محمدرضاشاه
گوشه ای از استبداد محمدرضاشاه
معرفی آرشیو موسیقی
شجریان، محمد رضا
 آلبوم گل‌های تازه ۱۰۳
◊  هرگز دربارۀ چیزی نگو آن را از دست داده‌ام ،بلکه فقط بگو آن را پس داده‌ام . اپیکتوس  ◊