مجله معروف تایم (Time) در توصیف چهار رهبر انقلابی برجسته قرن بیستم، اگر از لنین با عنوان «تجسم روشنفکر رادیکال» یاد می کند، مائورا «نابغه غرق نشدن» و نلسون ماندلا را «مردی که مغرور نمی شود» می داند، «مهارت حیرت انگیز رهبری» آیت الله خمینی را مورد ستایش قرار داده و از او تحت عنوان «مردی که تحقیرها را تلافی کرد» یاد می کند. به عقیده نویسنده این مجله آمریکایی (میلتون ویروست) آیت الله خمینی به نحوی درخشان ساقط کردن رژیمی زخم خورده را رهبری کرد چراکه او زیرک و قاطع بود. پارسایی و دینداری کاملاً آشکار او، مهارت حیرت انگیز او را در درک کردن و شکل دادن به سیاست پیچیده ایران، تکمیل کرد و از همه مهم تر او می دانست که چگونه از احساسات نارضایتی میهن دوستانه ای که شاخص آن دوران بود، سود جوید.

امام از نگاه رهبری

شخصیت ها و رویدادهای تاریخی صرف نظر از بار ارزشی آنها، همواره یکی از مسایل مورد توجه مخاطبان برای بازکاوی یا به نوعی بازسازی آنها بوده است. در این میان شخصیت های کاریزماتیک از اهمیت و برتری خاصی برخوردار بوده و همان گونه که «ماکس وبر» (جامعه شناس مشهور آلمانی) گفته است رهبر کاریزمای مورد بحث، خصوصیت شخصیتی موعود باورانه برای پیروان خود دارد و قادر است هنجارهای اجتماعی نوین بنهد.

به باور «وبر» مردم او را به دلیل انطباقش بر سنت یا وضع موجود پیروی نمی کنند بلکه به این دلیل از او پیروی می کنند که وی شخصیتی است که مورد عنایت خاص قرار گرفته و بر هستی آنان اختیار تام دارد. شاید براساس همین الگو بود که میشل فوکو (روشنفکر برجسته فرانسوی) در مواجهه با انقلابی که آیت الله خمینی سلسله جنبان آن بود از این انقلاب تحت عنوان «روح یک جهان بی روح» یاد می کند. همچنین جانشین ایشان (آیت الله خامنه ای) نیز در موارد متعدد به این ویژگی (کاریزماتیک) آیت الله خمینی اشاره کرد و ایشان را با عناوینی همچون «شخصیت اساطیرگونه»، «مصلح واحیاگر بزرگ»، «روشنی بخش و احیاگر»، «قلب ملهم به الهامات»، «شخصیت دست نیافتنی»، «آیه رحمت» و «احیاگر اسلام ناب محمدی» خطاب کرده اند.

به گفته آیت الله خامنه ای، «امام خمینی شخصیتی آن چنان بزرگ بود که در میان بزرگان و رهبران جهان و تاریخ به جز انبیا و اولیای معصومین (علیهم السلام) به دشواری می توان کسی را با این ابعاد و خصوصیات تصور کرد و الحق شخصیت آن عزیز یگانه، شخصیتی دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیرگونه بود.» (روزنامه جمهوری اسلامی مورخه

۲/۳/۱۳۶۸). یا در جای دیگر در این خصوص می گویند: «او آن روح الله بود که با عصا و یدبیضای موسوی و بیان فرمان مصطفوی به نجات مظلومان کمر بست. نخست فرعون های زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت.» (روزنامه اطلاعات مورخه ۲۴/۴/۱۳۶۸). و در کتاب «جلوه های نور» صفحه بیست و چهارم می نویسد: « امام عزیزمان حقیقتاً قلب او در مواردی ملهم از الهامات غیبی بود و کلمات او گویی در مواردی کلمات متکی به وحی است.»

رهبر انقلاب در صفحه بیست و هفتم کتاب مزبور همچنین می نویسد: «هیچ روزی مانند دوازدهم بهمن نبود که در آن مردی از دودمان پیامبران و به شیوه آنان با دستی پرمعجزه چون آیه رحمت فرود آمد و آنان را بر بال فرشتگان حق نشانید و تا عرش عزت و عظمت پرکشید.»

روایت علمای حوزه علمیه

زمانی که آیت الله سیدجلال الدین آشتیانی برای تحصیل وارد حوزه علمیه قم شد، آیت الله خمینی متجاوز از بیست سال بود که در این حوزه، «شرح منظومه» و «اسفار» را تدریس می کردند. آشتیانی در خاطرات خود، آنجا که به استادش مربوط می شود، می نویسد: «عباراتی که ایشان با زبان روشن و بیان محکم تقریر می فرمودند، از جاذبه ای حیرت آور برخوردار بود و در بیان و تقریر و تحریر و عبارات نمی گنجد. بیان او در مطالب دقیق علمی، بلیغ و فصیح بود. حضرت امام خیلی خوش بیان بودند. سرتاپا ذوق بودند. بسیار عالی مطالب را تقریر می کردند و به خوش بیانی معروف بودند.» آشتیانی ادامه می دهد: «امام قبل از ورود به میدان مبارزه،عملاً مورد تصدیق همگان بودند و منکر نداشتند. چنانچه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی روزی به من فرمودند که حاج آقا روح الله چشم و چراغ حوزه اند.»

آیت الله مهدی حائری یزدی اما از وجه دیگری با این مساله برخورد می کند. به اعتقاد یزدی درس «اسفار» آیت الله خمینی بیشتر از هرچیز جاذبه عرفان داشت. یزدی در خاطرات خود می نویسد: «امام خمینی علاقه ای به فلاسفه مشاء و منطق نداشت. درس اسفار ایشان بیشتر جاذبه عرفان داشت. عرفان را هم پیش آقای شاه آبادی به خوبی خوانده بودند و دائماً هم مشغول مطالعه کتب ابن عربی و... بودند لذا به اسفار هم از نگاه ابن عربی نگاه می کردند نه از نظر ابن سینا و فارابی. به کلمات ابن سینا و فارابی که می رسیدند به کلی ناراحت و با توان سرشار عرفانی از تنگناهای فلسفه خارج می شدند. روزی که من ایرادی اظهار کردم، ایشان در جواب گفتند: شما از این گونه سخنان ابن سینا استبرا شوید.»

در این میان آیت الله محمدفاضل لنکرانی از علاقه مندی آیت الله خمینی به مطالعه و بحث ریشه ای مسایل می گوید. لنکرانی در بخشی از خاطرات خود در این مورد می نویسد: «امام قبل از آغاز مبارزه، هیچ مشغله ای غیر از مساله مطالعه و تدریس و نوشتن نداشتند و تمام وقت خود را در این رابطه صرف می کردند. گاهی مدت درس ایشان، مخصوصاً درس فقه، به یک ساعت و نیم می رسید بدون اینکه خودشان احساس خستگی کنند یا شاگردان احساس خستگی داشته باشند. درس های حوزه به طور معمول یک ساعت به طول می کشید. ایشان با اینکه حداکثر استفاده را از وقت می کردند بیشتر از یک ساعت درس می دادند.»

(برگرفته از کتاب عصر امام خمینی از میراحمدرضا حاجتی)

امام از نگاه هاشمی رفسنجانی

حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در اولین نمازجمعه پس از رحلت آیت الله خمینی در دانشگاه تهران دوران زندگی ایشان را به سه دوره تقسیم کرد و گفت: «دوره اول، دوران تحصیلی ایشان بود که دورانی پرکار و بانشاط بود تا می رسد به دوران حضرت آیت الله العظمی بروجردی که مرجعیت در قم متمرکز می شود. ایشان وارد دستگاه آیت الله العظمی بروجردی می شوند. امام با روح بلندش شرایط اطراف مرجعیت را که در هر دستگاه ریاستی وجود دارد تحمل نکرد و خانه نشین شد. این دوران در ساخت شخصیت امام بسیار مهم بود و چون امام زمینه کامل از لحاظ علمی داشت، در شرایط خاص خانه نشین شد که بسیار برای ایشان ارزنده بود»

به گفته رفسنجانی، آیت الله خمینی حدود ۱۵ سال انزوایی که داشتند، پشتوانه خاص رهبری را به دست آوردند. رفسنجانی در توصیف این دوران می گوید: «در این دوران هرکس از انسان های وارسته و غیرآلوده به امام نزدیک می شد مانند آهن ربا وی را جذب می کرد و آدم نمی توانست مرید نباشد. در این دوران، امام انسان های خوبی با جاذبه خاص خودشان جذب کردند و بعد ایشان با این شخصیت وارد مبارزه شدند و از حدود سال ۱۳۴۲ این مبارزه آغاز شد و آن زمینه و شخصیت و غنای وجودی ایشان همه عواملی بود که مساله را با سرعت پیش برد و شاید در تاریخ کم باشد که انقلابی در مدت ۱۵ سال در شرایطی مثل ایران به نتیجه برسد و پیروز شود و به اولین اهداف خودش برسد.»

امام از منظر مهدی کروبی

حجت الاسلام والمسلمین حاج مهدی کروبی اولین ویژگی آیت الله خمینی را حرکت، قیام و موضع گیری ایشان برای خدا می داند و می گوید: «امام براساس وظیفه سخن می گفت یا سکوت می کرد. امام مانند یک سیاستمدار معمولی و متداول دنیا نبود که اوضاع و احوال را بنگرد و سیاست های جهانی را بررسی و از تضادها استفاده کند. برای امام انجام وظیفه والا و ادای مسوولیت الهی و رضای حق اصل بود اما هیچ گاه نسبت به مسائلی که به آنها اعتقاد نداشت، تسلیم روز نمی شد و نیز هیچ گاه براساس سیاست های متداول دنیا عمل نمی کرد.»

به گفته کروبی امتیاز دیگر آ یت الله خمینی این بود که لبه تیز حمله را متوجه دشمن اصلی کرد و ریشه و اساس ضدانقلاب و ضداسلام را پیدا کرد چرا که ایشان هم دیدگاه و بینشی درست داشت که دشمن را خوب تشخیص دهد و هم شهامت حمله به این دشمن را دارا بود.

کروبی در این خصوص می گوید: «امام حمله را در آن زمان متوجه شخص شاه و نظام سلطنتی کرد و گفت دولت آلت دستی بیش نیست وآنکه مایه همه این بدبختی ها و ستم ها و تبعیض هاست نظام سلطنتی است که باید نابود شود و در همان حال و در همان شرایط امام مردم را به شناخت چهره کریه آمریکا و خیانت های آمریکا سوق داد و گفت تمام گرفتاری های ما از آمریکا و اسرائیل است.»

وی ادامه می دهد: «امام در دو زمینه تشدید ترفند از سوی دشمن و عقب نشینی تاکتیکی او که شیوه متداول قدرت های استکباری در سرکوب حرکت های مردمی است مواظب و مراقب بودند. در حالت اول یعنی تشدید فشارها و کشتارها و توطئه های دشمن در قبل و بعد از انقلاب مردم را دلگرم و مطمئن می ساختند و در عقب نشینی تاکتیکی دشمن هم مراقب بودند که سر مردم کلاه نرود.»

پزشک امام از ایشان می گوید

دکتر سیدحسن عارفی که از هنگام بازگشت امام به ایران، به عنوان پزشک متخصص داخلی و عروق و قلب در کمیته استقبال از ایشان داوطلب شد در تمام مدت حیات آیت الله خمینی معالجات ایشان توسط وی و تیم همراهش انجام می شد.عارفی در خاطرات خود از آخرین روزهای آیت الله خمینی و عمق تاثیر ایشان در میان مردم در آن زمان می گوید: «وقتی که حضرت امام در بیمارستان شهید رجایی فعلی بستری بودند جالب بود که یک عده آمدند و فکر می کردند بیماری امام یک بیماری است که باید قلب را برداشت و عوض کرد. یعنی پیوند قلب کرد و یک نامه ای آمد که فردی با ظرافت خیلی خاص نوشته بود در سینه من قلبی هست که ۳۶ سال از بهار زندگیش گذشته، یک قلب دیگر نیز هست که ۲۸ سال از پاییزش گذشته و قلب دیگری وجود دارد که ۱۱ سال از تابستان آن گذشته و یک قلب دیگر هست که بهار امسال اولین سالش را می گذراند، منظورش خود و خانواده اش بود. نوشته بود شما هر کدام از اینها را می خواهید ما حاضریم که هدیه کنیم برای سینه حضرت امام تا زنده بماند.»

عارفی در بخش دیگری از خاطرات خود می نویسد: «ما یک روز صبح بود. ساعت هشت. معمولاً ساعت هشت خدمت امام می رسیدیم، معاینه می کردیم فشار می گرفتیم و احوالپرسی می کردیم و آنهایی که کشیک نبودند می رفتند. آن روز کشیک من نبود من کشیکم را تحویل دیگران دادم و رفتم. به بیمارستان که رسیدم دیدم سیستم پیچینگ به من اطلاع داد که سریعاً به شماره فلان تماس بگیر. من هم با ماشین که در اختیارم بود سریع خدمت امام آمدم دیدم ایشان درد قفسه صدری و قلبی گرفته البته درمان ها شروع شده بود. درمان را ادامه دادیم و ایشان الحمدالله خوب شدند. هر وقت ایشان ناراحتی پیدا می کرد در جست وجوی علت بودیم. بالاخره فهمیدیم که ساعت ۸ صبح که من خدمت ایشان بودم و بعد از خدمت ایشان مرخص شدم، بعد از من نامه ای به ایشان داده می شود به علاوه یک پولیور بافتنی و امام نامه را می خوانند و می بینند یک خانمی نوشته که من هر باری که این دانه ها را روی این پولیور زدم یک صلوات فرستادم و یک دفعه امام را دعا کردم.

امام وقتی این نامه را می خوانند تحت تاثیر عاطفی شدید قرار می گیرند و همان باعث می شود که ایشان درد قفسه صدری بگیرند.»

اما سیدمحمد خاتمی، آیت الله خمینی را بزرگ ترین اصلاح طلب می داند که توانستند از دل انقلاب قانون اساسی و جمهوری اسلامی را بیرون بیاورد.خاتمی می گوید: «در قانون اساسی ما، آزادی، امنیت و تمامیت ارضی در کنار هم مطرح شده و می توان مرز آزادی را امنیت و تمامیت ارضی دانست. اما تفکری وجود دارد که اصلاحات اصیل را نیز براندازی قلمداد می کند و هرگونه تحول خواهی را الحاد

کامبیز سلطانین