در اواخر قرن نوزدهم واوایل قرن بیستم ایران با توجه به امکانات وثروتهای – ملی موجود ،میدانی برای مبارزه ی قدرتهای بزرگ دنیا تبدیل شده بود. فروپاشی نظام زمینداری واقتصاد ســنتّی ایران در دوران حکومت شاهان قاجار، گرفتن وام های هنگفت از کشــورهای بیگانه و دادن امتیازهای ناروا به آنها ، ول خرجی های دربار وتاراج ثروتهای ملی کشور را در وضعیت اقتصادی بدی قرار داده بود.

باجگیری ورفتارهای خود سرانه ی ماموران دولتی نیز وضعیت را بدتر کرده بود.بســیاری از کشاورزان که تا آن زمان با تولید محصــولات خود معاششان را تامین می کردند بتدریج وسیله ی درآمد خود را از دست دادند وبه نیروی کارگری پیوستند.از آنجا که شرایط مناسب کاری برای اشتغال این نیروی عظیم در داخل ایران به اندازه ی کافی فراهم نبود، بسیاری از آنان به کشورهای دیگر از جمله کشورهای منطقه ی قفقاز ،آسیای میانه و روسیه ی تزاری مهاجرت کردند.

بطور مثال در سال ۱۲۸۴ه.ش(۱۹۰۵م) کنســول ایران در باکو به دولت ایران اطلاع داد که حدود بیســت هزار تبعه ی فقیر ایرانی در باکو زندگی می کنند. در عرض چند سال این تعداد افزایش یافت و حدود ۲۰۰ هزار نفر رسید. تقریبا ۲۲% کارگران معدن های نفت باکو را ایرانیان مهاجر تشــکیل می دادند. در این

دوران ســـتّارخان نیز برای کار به آن سوی مرز رفته بود ومدتی در ساختمان راه آهن قفقاز و معادن نفت باکو کار کرده بود.

خســـرو شاکری در کتاب پیشینه های اقتصادی اجتماعی جنبش مشــــروطه و انکشاف سوسیال دموکراسی می نویسد: کارگران ایرانی در قفقاز در ابتدا از نظرسیاسی نا اگاه وبی تجربه بودند واز طرف دیگر به دلیل شرایط نامساعد زندگی حاضر به قبول هر کاری حتی با دستمزدهای بسیار کم می شدند که به نوبه خود بر بازار کار کشور میزبان تاثیر می گذاشت . به اعتقاد او شکّی نیست که از کارگران ایرانی در مواردی برای شکستن اعتصاب کارگران خودی استفاده می شده است. اما به هر حال کارگران ایرانی در قفقاز رفته رفته با مسائل سیاسی وسازمانی آشنا شدند وتماس وآشنائی آنها با جنبش های کارگری قفقاز و روسیه میزان آگاهی آنها از حقوقشان را افزایش داد. شرکت کارگران ایرانی در بعضی از اعتصابها در اسناد دولتی آذربایجان به ثبت رسیده اســـــت.

در سال ۱۲۸۵.ش(۱۹۰۶.م) حدود ۲۵۰۰ کارگر ایرانی معادن مس اله وردی در ارمنستان گروه اصلی اعتصابیون را تشکیل داده بودند و در تابستان همان سال کارگران ایرانی به همراه روسها وقفقازیها در کارخانه نساجی سرمایه دار ایرانی تبار تقی اف دست به اعتصاب زدند و از کنسول ایران خواستار مداخله به نفع آنها شدند.در ایران نیز روحانیون ودر راس آنان آیت ا... بهبهانی باعث آگاه سازی مردم از وضع موجود شدند. درروزهای آغازین محرم ۱۳۲۳ق (۱۹۰۵ مارس) عکس مسیو نوز وزیر بلژیکی گمرک وقت در لباس روحانیت که در یک مهمانی بالما سکه در اروپا گرفته شده بود در تهران پخش شد آیت ا.. بهبهانی در ســخنرانی های خود از اهانت به روحانیت و سوءاستفاده ها و زیانکاری های مسیو نوز در گمرک سخن گفت و خواستار برکناری او شد.

همچنین روحانیون خواستار تأسیس عدالتخانه در تمام شـــهرها شدند. این در خواســــتها توسط سفیر عثمانی به اطلاع مظفرالدّین شاه رسید.بدنبال جواب خود سرانه وسربالای عین الدّوله به نامه طباطبائی که به مظفرالدّین شاه نوشته شده بود هزار نفر از روحانیون در قم تحصّن کردند.روحانیون تبریز هم با زدن تلگراف اعتراض خود را به شاه اعلام کردند وهمگی خواستار تأسیس مجلس و برقراری مشــــروطه و بر کناری عین الدوله از مقامش شدند. در نهایت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵.ش (۵ آگوست ۱۹۰۶ م) شاه فرمان مشــــروطه را امضا کرد و بعد از یک سال ونیم مبارزه مشــــروطه بر پا شد وباعث خشنودی مردم کشور گردید.

ولی در تبریز محمد علی میرزا با توجه به خطر افتادن منافع شخصی اش بجای اعلام مشــــروطه شروع به مخالفت با آن نمود ومشــــروطه چی ها را به بی دینی و بابی گری متهم کرد. بعد از مرگ مظفرالدّین شاه و به قدرت رسیدن محمد علی میرزا در ۲۸ دی ماه ۱۲۸۵(۱۹ژانویه ۱۹۰۷.م) مخالفت رسمی با مشــــروطه

آغاز شد تا حدی که محمد علی میرزا نمایندگان مجلس شورای ملّی را به آئین تاجگذاری دعوت نکرد وبدون توجّه به قوانین مشــــروطیّت باب مراوده وگفتگو را با سفارت خانه های روس و انگلیس برای گرفتن وامهای جدید گشود.

مجلس با این کار محمد علی شاه به شدّت مخالفت کرد واورا وادار کرد هیأت وزیران را به مجلس معرفی کند. محمد علی شاه نیز نخستین دولت زمان مشروطیّت را البته بدون نخست وزیر به مجلس معرفی کرد. او منتظر بود که امین السّاطان (اتابک اعظم ) که نماد مخالفت با مشــــروطه بود از اروپا برگردد واو را نخست وزیر کند. در نهایت در خرداد ۱۲۸۶(ژوئن ۱۹۰۷) امین السّاطان دولت خود را به مجلس معرفی کرد ولی حکومتش سه ماه نپائید و توسط یکی از مجاهدان رشید تبریز کشته شد واین امر مخالفت محمد علی میرزا را با مجلس دو چندان کرد.

روسها نیز خشمشان هنگامی بیشتر شدت گرفت که مجلس شورای ملی با اکثریت قریب به اتفاق لایحه ی استقراض از دولت های روسیه وانگلستان را رد کرد. از این رو روسها بر آن شدند تا بوسیله محمد علی شاه به عمر مشــــروطه جوان پایان دهد. سر انجام روز دوم تیر ماه ۱۲۸۷.ش (۲۳ژوئن ۱۹۰۸.م) کلنل لیا

خوف روسی به فرمان محمد علی شاه مجلس شورای ملی را به توپ بست و گروهی از آزادیخواهان به شهادت رسید وگروهی نیز زندانی شدند. در آن سوی مرزها نیز با سیاسی شدن کارگران مهاجر ایرانی به خصوص آن دسته از کارگران که بطور فصلی در آنجا کار می کردند ومدتی از سال را به ایران باز می گشتند اقوام و آشنایان آنان نیز بتدریج با عقاید و افکار سیاسی از جمله تشکیل سازمانهای کارگری برای دفاع از حقوقشان آشنا شدند.

ایرانیان و بخصوص آذربایجانی های مهاجر در سرزمینهای قفقاز همدیگر را همشهری خطاب می کردند وافراد بومی آنان را به چشم حقارت می دیدند واین افراد امّی و بی سواد با دستمزد کم مجبور به گذران زندگی بودند. ولی کارگران با حقوق کم در قفقاز از کشاورزان ایرانی زندگی راحتی داشتند و زندگی در آنجا آنان را با مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی حاکم در جنوب قفقاز آشنا می کرد. و آنان را از خواب غفلت بیدار می کرد ومبارزه برای رسیدن به حق و حقوق خود را در ذهن آنان پرورش می یافت.البته تبعه های ایرانی در خارج از کشور نیز از ظلم وستم دست نشانده های حکومتی در امان نبودند بطوریکه کنسولهای ایران آنان را استثمار می کردند و از آنان باج وخراج می گرفتند. در نهایت کارگران اقدام به تشکیل انجمن سیاسی

(( اجتماعیون عامیون )) در سال ۱۲۸۳.ش (۱۹۰۴.م) در باکو کردند. فعّالان این انجمن نقش بسیار مهمی در آگاهی دادن و روشن کردن افکار کارگران نسبت به ظلم وستم رژیم حاکم بر ایران را داشتند بعد از انقلاب ۱۹۰۵ روسیه فعالیّت تبعه های ایرانی در مورد انقلاب مشــــروطه در جنوب قفقاز بیشتر شده وبا

دست یابی به محصولات چاپی بیانیه ها و شعرهای حماسی بخصوص شعرهای صابر را به ایران ارسال کرده وبه دست مردم می رساندند. قبل از این دوران حمد وستایش سلاطین باعث کاهش ارزش شعر شده بود ولی در دوره مشــــروطه وپس از آن در خدمت احساسات درونی مردم و اطلاع رسانی به جامعه قرار گرفت.

البته چاپ اعلامیه ها بصورت مخفیانه انجام می گرفت چرا که دولت روسیه با آنها مخالف بود. بطوریکه در سال ۱۹۰۷.م یکی از تبعه های ایرانی وطن فروش مخفیانه پیش رئیس پلیس باکورفته و خبر داده بود که در قاراشهر (یکی از ولایات باکو ) در یکی از مکتب خانه های ایرانی اعلامیه هائی به زبان فارسی چاپ می شود. که با مراجعه پلیس تمام وسایل آنها مصادره و کارکنان آنها دستگیر وزندانی شدند.

مرحله دوم همکاری ایرانیان مقیم قفقاز با انقلاب مشــــروطه ایران ارسال سلاح مانند تفنگ و بمب دستی به ایران بود . چنانچه محقق آمریکائی Janet Affrayدر کتاب خود در مورد انقلاب مشــــروطه ایران با استناد به دست نوشته های رابینسون کنسول وقت انگلیسی در رشت نوشته بود که در باکو حزب اجتماعیون عامیون که بیش از ۶۰۰ عضو داشت خود مراکزی برای ساخت سلاح داشتندو با وجود اینکه چند بار توسط پلیس مخفی روس دستگیر و شناسائی شده بودند باز هم به فعالیت خود ادامه می دادند.

علاوه بر کارگران مهاجر ایرانی مجاهدان قفقازی مانند گرجی ها و ارامنه نیزنقش شایانی در انقلاب مشــــروطه ایران داشتند. بطور مثال گروهی از داوطلبان حزب سوسیال دموکرات روسیه بخصوص قفقاز خود را به تبریز رسانده وبه مجاهدان ملحق شده بودند ودر تبریز لابراتوار بمب سازی درست کرده بودند ، این

در حالی بود که از شهرهای دیگر ایران جرات وکمکی دیده نمی شد.

مرحوم ستارخان که اکنون در شهر ری در مزاری که شایسته او نیست آرمیده است خود به نقش مجاهدان قفقازی پی برده بود وعلی رغم مخالفت مرحوم ثقه السلام ومرحوم کوزه کنانی در مورد بکارگیری مجاهدان قفقازی ، از آنان در جنگ های تبریز بهره های فراوانی برد چرا که آنان در استفاده از بمب های دستی مهارتهای فراوانی داشتند وانقلاب ۱۹۰۵.م روسیه را نیز تجربه کرده بودند.

سامی سردارملی