|
| |
|
|
|
|
|
|
[xvi]ــ خاطرات سیدمحمدكاظم بجنوردی، همان، ص۳۹
[xvii]ــ احمد احمد، متولد ۱۳۱۸ در حومه تهران می باشد. او در سال ۱۳۴۳ به عضویت حزب ملل اسلامی درآمد. وی نیز از جمله دستگیرشدگان گروه حزب ملل در مهر ۱۳۴۴ است كه تا آبان ۱۳۴۶ به همین اتهام در زندان بود. او از موسسین گروه حزب الله و عضو سابق سازمان مجاهدین خلق است كه پیش از پیروزی انقلاب به دلیل فعالیتهای سیاسی به دفعات به زندان افتاد. او یك بار نیز در درگیری با نیروهای ساواك، از ناحیه پا مجروح شد و بر اثر آن، معلول گردید.
[xviii]ــ محسن كاظمی، همان، ص۹۹
[xix]ــ ابوالقاسم سرحدی زاده متولد ۱۳۲۴ تهران می باشد. او قبل از پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ به حزب ملل اسلامی پیوست و پس از دستگیری در مهر ۱۳۴۴، در دادگاه تجدیدنظر به زندان ابد محكوم شد. محكومیت او بعدها با یك درجه تخفیف، به پانزده سال زندان تبدیل شد. سرحدی زاده پس از پیروزی انقلاب در عرصه های مختلف سیاسی ــ اجتماعی حضور داشته و عهده دار مسئولیتهای مختلف بوده است كه آخرین این مسئولیتها، نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی می باشد.
[xx]ــ خاطرات ابوالقاسم سرحدی زاده (مصاحبه)، همان، ص۵۱
[xxi]ــ همان، ص۵۵
[xxii]ــ خاطرات سیدمحمدكاظم بجنوردی، همان، صص۴۵ــ۴۴
[xxiii]ــ محسن كاظمی، همان، ص۹۹
[xxiv]ــ علی اكبر رنجبر كرمانی، همان، صص۵۵ــ۵۳
[xxv]ــ همان، ص۵۷
[xxvi]ــ به عنوان نمونه سازمان مجاهدین خلق كه در سال ۱۳۴۵ تاسیس شد، دارای مشی مسلحانه بود و به صورت مخفی و زیرزمینی فعالیت می كرد. حجت الاسلام محتشمی در خاطرات خود می گوید: تراب حق شناس و حسین احمدی (روحانی)، از كادرهای مركزی سازمان مجاهدین، به نجف آمدند تا امام را توجیه كنند، اما امام آنها را تایید نكرد. تز امام این بود: «ما با هیچ كس عقد اخوت نبسته ایم. هركس كه در راستای اسلام واقعی است، مورد تایید می باشد ولی اگر افكارش منهای اسلام باشد، قابل تایید نیست.» (خاطرات محتشمی، جلد ۲، ص۱۹۳)
[xxvii]ــ خاطرات ابوالقاسم سرحدی زاده (مصاحبه)، همان، ص۵۲
[xxviii]ــ محمدباقر صنوبری متولد ۱۳۲۶ در تهران، تربیت یافته خانواده ای مذهبی و عرفانی (پدر وی عالم عرفانی حاج میرزاابوالفضل صنوبری شاگرد عارف بزرگ و ربانی شیخ رجبعلی خیاط است) می باشد. صنوبری پس از دستگیری، به مدت سه سال در زندان به سر برد. وی پس از پیروزی انقلاب از تصدی مشاغل دولتی و حكومتی دوری گزید و وارد بازار كار خصوصی شد.
[xxix]ــ سرتیپ فرسیو در مصاحبه مطبوعاتی ۳۰/۱۰/۱۳۴۴، شب حادثه را ۲۳/۷/۱۳۴۴ اعلام كرده است.
[xxx]ــ مصاحبه با محمدباقر صنوبری، از سوی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (تاریخ شفاهی)
[xxxi]ــ مرحوم سیدمحمد سیدمحمودی قمی (طباطبایی) فرزند حجت الاسلام و المسلمین حاج مصطفی طباطبایی، فردی متدین بود كه پس از دستگیری، در دادگاه تجدیدنظر به زندان ابد محكوم شد. وی پس از پیروزی انقلاب به فعالیت در یك تعاونی اكتفا كرد. وی سرانجام در سال ۱۳۶۷ فوت كرد. سیدمحمودی از طرف مادری، نوه مرحوم شیخ عباس قمی (صاحب مفاتیح الجنان) است.
[xxxii]ــ حسن حامد عزیزی، دبیر حزب ملل اسلامی، فردی آرام و ساكت بود كه پس از آزادی از زندان تمایلی به فعالیتهای سیاسی نشان نداد و به زندگی عادی و روزمره خویش مشغول شد.
[xxxiii]ــ محمد مولوی عربشاهی، در یكی از رشته های مهندسی تحصیل می كرد. وی پس از فرار، سالها در نجف، لبنان و سوریه اقامت گزید و سپس به آلمان شرقی رفت و تحصیلات خود را در آنجا به پایان رساند. او اكنون عضو هیات علمی و رئیس بخش علوم دایرهٔ المعارف بزرگ اسلامی است.
[xxxiv]ــ روزنامه های: كیهان، شماره ۶۷۴۰ مورخ ۲/۱۱/۱۳۴۴؛ اطلاعات، شماره ۱۱۸۸۸ مورخ ۲/۱۱/۱۳۴۴
[xxxv]ــ سرتیپ محمدتقی تاج الدینی، رئیس اداره دادرسی ارتش و اهل كرمان.
[xxxvi]ــ خاطرات جواد منصوری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶، ص۴۹
[xxxvii]ــ محسن كاظمی، همان، ص۱۳۵
[xxxviii]ــ حجت الاسلام و المسلمین محمدجواد حجتی كرمانی، متولد ۱۳۱۱ در كرمان می باشد. وی پیش از سال ۱۳۴۴، در بهمن ۱۳۴۳ به خاطر سخنرانی در مدح ترور حسنعلی منصور دستگیر و چند ماه زندانی گردید. او پس از دستگیری در سال ۱۳۴۴ نیز تا پاییز سال ۱۳۵۴ (ده سال) در زندان به سر برد. حجتی كرمانی در سال ۱۳۵۷ نیز مجددا دستگیر و در كمیته مشترك زندانی شد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حضور و فعالیت داشته است.
[xxxix]ــ همان، ص۱۳۷، «الله مولانا و لا مولی لكم» شعار مسلمین در جنگ بدر در مقابل شعار مشركین (نحن لنا العزی و لا عزی لكم) است.
[xl]ــ روزنامه های اطلاعات، شماره ۱۱۹۶۷ مورخ ۱۴/۲/۱۳۴۵ و كیهان ۱۴/۲/۱۳۴۵
[xli]ــ خاطرات سیدمحمدكاظم بجنوردی، همان، ص۱۳۶
[xlii]ــ سرتیپ سعید طاهری، عامل جنایت پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ و فرمانده كمیته مشترك ضدخرابكاری در سال ۱۳۵۰ بود.
محسن كاظمی