خطیب مشروطه مزار ندارد

سه شنبه دوم تیر ماه ۱۳۲۶ هجری قمری امروز در تاریخ مشروطه ایران روز بی مانندی است آزادیخواهان با هر سختی كه شده ۶۰۰ تفنگدار گرد آورده اند بازارها چند روزی است كه بسته شده

سه شنبه دوم تیر ماه ۱۳۲۶ هجری قمری. امروز در تاریخ مشروطه ایران روز بی مانندی است. آزادیخواهان با هر سختی كه شده ۶۰۰ تفنگدار گرد آورده اند. بازارها چند روزی است كه بسته شده. دو روز است كه هیچ روزنامه ای منتشر نمی شود. ملك المتكلمین، میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل، قاضی ارداقی، بهبهانی و طباطبایی چند روزی است كه در مجلس نشسته اند تا از آن محافظت كنند. سایرین نیز انجمن آذربایجانی ها، خانه های ظل السلطان و خانه بانوی عظمی خواهر او در دیگر اضلاع میدان بهارستان را سنگر قرار داده اند. جمعا هفتاد نفر در داخل و بیرون عمارت مجلس از آن محافظت می كنند. عده ای دیگر مثل تقی زاده امروز از خانه های خود بیرون نمی آیند. طلوع امروز از همیشه سرخ تر است. شب گذشته محمدعلی شاه دستور بمباران مجلس را به لیاخوف داده و او هم قبل از نیمه شب قوای خود را برای چگونگی كار توجیه كرده است. از بامداد امروز چهار توپ آتش بار در میدان و جلوی مجلس قرار داده شده. قزاق ها از ساعت پنج صبح وارد مدرسه سپهسالار شده اند اما آزادیخواهان به زور گلوله آنها را بیرون كرده اند و آنها هم كه اجازه شلیك نداشته اند به ناچار خارج شده اند. ساعت هفت صبح لیاخوف برای بررسی اوضاع آمده. به دستور او از چهار توپ یكی را در خیابان دروازه دولت، یكی را در خیابان رو به روی آن و دو تای دیگر را در خیابان شاه آباد نهاده اند.

همه چیز آماده است اما جنگ رخ نمی دهد تا اینكه سیدجمال الدین افجه ای از مشروطه خواهان پا به میدان می گذارد و عزم مجلس می كند. گلوله هوایی توپ قزاق ها كه برای دور كردن شادروان افجه ای شلیك می شود بهانه ای می شود برای آغاز جنگ. جنگی موحش كه تنها چهار ساعت طول می كشد و مشروطه دو ساله را از پا درمی آورد. آزادیخواهان بیش از یكی دو ساعت مقاومت نمی كنند. اما در این یكی دو ساعت ۲۴ قزاق را می كشند. رضاخان اولین درجه خود را همین جا به خاطر ایستادن پشت توپ یكی از سربازان كشته شده می گیرد. ساعتی پس از درگیری ملك المتكلمین، میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل، قاضی ارداقی، بهبهانی و طباطبایی از دیوار پشت مجلس به پارك امین الدوله پناه می برند. امین الدوله به بهبهانی و طباطبایی پناه می دهد و دیگران را به عمارتی نیمه ساز می فرستد كه مكان مناسبی برای استتار نبوده است. ملك و دیگران به خانه سیدحسن مدیر حبل المتین پناه می برند و قصد می كنند كه با تاریك شدن هوا به عبدالعظیم بروند. اما قزاق ها سر می رسند و هر سه را دستگیر می كنند و به باغ شاه می برند. بهبهانی، طباطبایی و سایر آزادیخواهان هم چنین سرنوشتی دارند.

ابتدا با دستگیرشدگان به شدت برخورد می شود. در آغاز با دشنام و كتك و سپس با چای و سیگار و تریاك از آنها پذیرایی می شود. كار بعضی ها مثل مدیر روح القدس به ته چاه ختم می شود و كار برخی دیگر مثل طباطبایی و بهبهانی به آزادی. یك روز می گذرد و وقت انتقام جویی محمدعلی شاه فرا می رسد. و قربانیان نخست این انتقام جویی اهل قلم و سخن اند: میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل و ملك المتكلمین. ملك هنگامی كه برای اعدام می رفت به آواز خوش گفت: «ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما، بر بارگه عدوان آیا چه رسد خذلان». یك طناب دور گردن و یك خنجر درون شكم. كار هر دو تمام است. هر دو شهید را در جنوب باغ شاه به خاك می سپارند. شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۵ هجری شمسی. صد سال از مشروطه ایران می گذرد. بهارستان، بهارستان است. مجلس سوخته و ویران شده صد سال پیش دوباره ساخته شده و مشغول قانونگذاری است. درخت های بهارستان را بریده اند و به جایش چمن و گل كاشته اند. پارك امین الدوله از خیابان فخرالدوله تا شهدا تكه تكه و ساخته شده است.

خیابان شاه آ باد كه محل توپ های قزاقان بود اكنون بخش هایی از خیابان مجاهدین اسلام و فخرالدوله است. خانه ظل السلطان كه زمان رضاشاه به وزارت فرهنگ تبدیل شد اكنون عمارتی چند طبقه در شمال میدان بهارستان است. باغ شاه هم شكل و شمایل صدسال پیش را ندارد. محدوده میدان حر بخش جنوبی باغ شاه است و مزار ملك المتكلمین به قطع و مزار میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل و قاضی ارداقی به احتمال خانه ای كوچك در ضلع جنوب غربی بیمارستان لقمان حكیم. كنار مزار این بزرگواران صدای آمبولانس می آید. خیابان كمالی، خیابان مخصوص، بن بست شهید سیدمحمد ابراهیمی، آخرین خانه سمت چپ. این آدرس مزار بزرگترین سخنران مشروطه ایران است. خانه قدیمی كوچكی با در آبی و دیوارهای سیمانی و درخت بلند عرعری كه از حیاط خانه به كوچه بن بست سرك كشیده است.

با چنین سیمایی به سختی بتوان باور كرد اینجا بنیانگذاران آزادیخواهی و مردمسالاری آرمیده اند، مهجور، مثل دیگر شهدای باغ شاه كه مزارشان زمان رضاخان به ساختمان آتش نشانی میدان حسن آباد تبدیل شد و بعد تر روی گورستانشان را آسفالت كشیدند تا دیگر اثری از مزارشان باقی نماند.

این خانه قدیمی در واقع آرامگاه خانوادگی ملك زاده ها است. گوشه سمت راست حیاط مرغ و خروس و سگ كوچك صاحب خانه پرسه می زنند. سمت چپ اتاق های خانه و محل زندگی است. انتهای سمت راست حیاط كوچك اتاقك كوچكی است كه مزار مهدی ملك زاده پسر ملك المتكلمین در آن واقع شده است. مزار بزرگی با ارتفاع تقریبی یك متر كه رویش با پارچه زرشكی رنگی پوشانده شده و دو شمعدان شیشه ای و چند شاخه گل مصنوعی نیز روی مزار گذاشته اند. كتابخانه كوچكی با چند كشوی خالی، چند جلد قرآن، عكس مهدی ملك زاده و دستخط قاب شده او نیز در اتاق قرار دارد.

یك رحل قدیمی تكه تكه شده و یك دست خط در حال پوسیدن را هم ساكن این خانه محافظت می كند: چند خط شعری كه به خط ملك زاده در تاریخ ۱۳۳۵ نوشته شده است. روی دیوار بیرونی این اتاقك كه رو به در ورودی خانه است سنگ یادبودی نصب شده كه بنا بر نوشته های آن این خانه را محل دفن ملك المتكلمین، میرزا جهانگیرخان، مدیر صوراسرافیل، قاضی قزوینی، مشروطه خواه و خدیجه سلطان، همسر ملك المتكلمین است كه دكتر سیداحمد محیط طباطبایی، باستان شناس، نوشته های آن را مستند نمی داند. كنار همین دیوار سنگ قبر ملك المتكلمین است، با تاریخ تولد و فوتی كه با تاریخ مطابقت دارد. این سنگ قبر را مهدی ملك زاده پسر ملك المتكلمین سال ها بعد روی مزار گذاشته است. وسط حیاط رو به روی در اتاقكی كه مزار مهدی ملك زاده داخل آن واقع شده دو سنگ قبر دیگر هست.

یكی متعلق به شخص دیگری از خانواده ملك زاده به نام محمدعلی و دیگری متعلق به شخصی به نام نصرالله جهانگیر از خانواده صوراسرافیل است كه تاریخ مرگش ۱۳۷۳ هجری قمری است و از این رو نمی تواند مزار شخص میرزا جهانگیرخان باشد. قاسم عسگری ۲۷ سال است كه با خانواده اش در این خانه زندگی می كند. او در جوانی كارگر یكی از نوادگان ملك المتكلمین بوده و چون خانه ای نداشته پیشنهاد خانواده ملك زاده را برای زندگی در این مكان پذیرفته است. عسگری می گوید: «زمانی كه وارد این خانه شدم دقیقا نمی دانستم چه بزرگانی در اینجا دفن شده اند. با دیدن استادان بزرگی كه در این سال ها به دیدن مزارها آمدند اهمیت موضوع را فهمیدم. از آن روز خود را سرایدار همه ملت ایران می دانم.» به گفته او شهردار منطقه ۱۱ تنها مقام دولتی است كه به تازگی از این محل دیدن كرده است.

شاید شهردار منطقه ۱۱ را نیز جنجال طرح توسعه بیمارستان لقمان به این خانه كشانده است. طرحی كه مطابق آن خانه های اطراف بیمارستان تخریب و به فضای سبز تبدیل می شوند. عسگری یك بار كه مدیر كل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران میهمان یك برنامه تلویزیونی بوده از فرصت استفاده كرده و با ارتباط تلفنی این موضوع را مطرح می كند كه نتیجه ای در بر نداشته است. اگر چه هاشمی نژاد مدیر بیمارستان لقمان حكیم تخریب مزار این بزرگان را تكذیب كرده است و «فرهاد فیروزی» كارشناس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران در این باره به میراث خبر گفته است: «حدود سه سال پیش از سوی كارشناسان میراث فرهنگی عملیات بررسی و شناسایی این مقبره ها انجام گرفت و مراحل اولیه تهیه پرونده ثبتی آنها انجام شد. اما با این وجود این پرونده در چرخه اداری افتاد و ثبت آن در فهرست آثار ملی به فراموشی سپرده شد.» دكتر محیط طباطبایی حفاظت از این آثار را وظیفه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می داند و بسیاری با او بر این باورند. پیشنهادی كه او برای زنده نگه داشتن خاطره و شروع اقدامی برای مطرح كردن مجدد ثبت این مزارها در فهرست آثار ملی دارد این است كه به مناسبت صدمین سال مشروطه تابلویی با اسامی و مشخصات شهدای آزادیخواه مشروطیت مقابل گورستان حسن آباد و در نزدیكی بیمارستان لقمان نصب شود تا این اقدام شروعی تازه برای حفاظت از خاطره این بزرگان باشد.

سارا لقایی