آصف الدوله

آصف الدوله كه نام اصلی اش غلامرضا شاهسون است علاوه بر مبلغ معتنابهی كه علی الرسم به عنوان پیشكش به ناصرالدین شاه تقدیم كرد باغ قیطریه تجریش یكی از مستغلات خود را نیز به میرزا اهدا نمود

یكی از رسوم ناپسند دوره قاجاریه به مزایده گذاشتن مقامات و مشاغل حساس از سوی سلاطین بود و از كسانی كه داوطلب وزارت، استانداری و غیره بودند مبلغی به عنوان «پیشكش» مطالبه و وصول می كردند. وزرا و حكام جدیدالانتصاب موظف بودند با تقدیم یك هدیه گرانبها كه آن را «دم جا» می گفتند رضایت خاطر او را فراهم كنند. آصف الدوله كه نام اصلی اش غلامرضا شاهسون است علاوه بر مبلغ معتنابهی كه علی الرسم به عنوان پیشكش به ناصرالدین شاه تقدیم كرد باغ قیطریه تجریش یكی از مستغلات خود را نیز به میرزا اهدا نمود و روانه خراسان شد! وی پس از مدت كوتاهی از خراسان احضار و در سال ۱۳۱۵ برای بار دیگر به حكمرانی كرمان و بلوچستان انتخاب گردید و به او ماموریت داده شد تا با عده ای سرباز و مهمات به منظور سركوب اشرار روانه بلوچستان شود.

دومین ماموریت آصف الدوله در كرمان مجدداً به مانند بار اول مصادف با خشكسالی و قحطی می شود و مردم بم و سیرجان شروع به تعرض می كنند و دولت ناچاراً او را به مركز احضار می نماید. وی در ماموریت دومش در خراسان، با استفاده از تجربیات گذشته رعایای خراسان و مودیان مالیاتی را تحت فشار قرار داد تا بتواند مطالبات دولت را وصول و حقوق و وظیفه مستمری خواران را تادیه كند كه البته با نارضایتی مردم روبه رو شد. شیخ محمد ناظم الاسلام كرمانی درباره شخصیت وی می گوید: «آصف الدوله اظهار تقدس می كرد و نوشابه الكلی نمی نوشید اما از ارتكاب پاره ای از اعمال منافی عفت ابا نداشت. در هر كجا كه به حكومت می رفت گندم و ارزاق مورد احتیاج مردم را احتكار می كرد.» در زمان حكومت وی در مشهد انقلابی برپا شد و جمعی در صحن حضرت رضا بست نشستند. مظالم آصف الدوله در این ماموریت چنان توسعه پیدا كرد كه آزادیخواهان تهران را به هیجان آورد. تعدیات والی خراسان و اعمال جابرانه و ناروای او در همه محافل پایتخت نقل مجلس شد. می گویند رعایای قوچان در اثر فشار و سختگیری مامورین آصف الدوله چنان به ستوه آمدند كه ناچار دخترهای خردسال خود را به مبلغ ناچیزی به تركمانان فروختند تا بتوانند مطامع والی خراسان را تامین و مالیات های مورد مطالبه را تادیه كنند. تقی زاده معتقد بود كه تعدیات آصف الدوله حاكم خراسان و موضوع فروش دختران قوچانی به تركمانان بود كه مردم را به مبارزه و ضدیت با استبداد تحریك كرد و سبب انفجار انقلاب شد. در جلسه ای از سوی چند تن از نمایندگان از جمله تقی زاده موضوع آصف الدوله و تخلفات و تعدیات او مطرح شده و لزوم عزل وی مورد تاكید قرار می گیرد. وی نیز طی تلگرافی به مجلس شورای ملی نسبت هایی كه به وی داده شده بود را تكذیب می كند. وكلای مجلس مجدداً موضوع فروش دختران قوچانی را مطرح می كنند و خواستار خریداری مجدد آنان و بركناری از سمتش و مجازات وی می شوند. آصف الدوله معزول شده و سپس وی را به تهران آورده و به عدلیه سپردند. دیری نگذشت كه وی در زمره رجالی دیده شد كه در مجلس شورای ملی سوگند یاد می كرد! در میان ناباوری در كابینه ناصرالملك وزیر داخله شد. وكلای مجلس كه از انتخاب وی خشمگین شده بودند به احترام ناصرالملك هیچ نگفتند.

در كابینه ابوالقاسم خان ناصرالملك، حسین قلی خان نظام السلطنه از طرف شاه مامور تشكیل كابینه شد و آصف الدوله مجدداً وزارت داخله را به عهده گرفت. پس از استیضاح وی در مجلس و عدم رای اعتماد نمایندگان به وی ناچار شد كه به صورت ظاهری با درباریان قطع رابطه كند و به مشروطه خواهان بپیوندد. پس از روی كار آمدن كابینه احمدخان مشیرالسلطنه، آصف الدوله به استانداری فارس انتخاب شد. استانی كه البته با هرج و مرج بسیاری روبه رو بود. آصف الدوله پس از مشاهده این وضع اسفناك، به فكر چاره جویی افتاده و چون احساس كرد سرانجام پیروزی با مشروطه طلبان خواهد بود با آزادیخواهان فارس سازش كرد و خاطرنشان كرد كه قبلاً همیشه متمایل به مشروطه و طرفدار حكومات پارلمانی بوده است. درحالی كه گروهی از همعصران وی معتقد بودند «آصف الدوله مردی سفاك و عامی بود. وقتی به حكومت فارس رسید، مشروطه خواهان را تارومار كرد و زیر فشار گذاشت.»

محمود فاضلی