Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات سیاسی تاریخ سیاسی امنیت رضاخانی | صفحه ۲
۲۳ خرداد ۱۳۸۵
  ◊   دفعات نمایش : ۴۹۱        Tuesday, Jun 13, 2006
امنیت رضاخانی
یكی از مباحث عمده ای كه درباره حكومت رضاشاه مطرح می شود این است كه وی توانست با تشكیل دولت ملی، امنیت را به ایران بازگرداند. طرفداران این دیدگاه معتقدند یكی از مهمترین كاركردهای دولت جدید رضاشاه ایجاد امنیت در سراسر كشور بود.
۲۱ قبلى صفحه اول
امنیت رضاخانی

●عملكرد امنیتی رژیم رضاشاه

حال براین اساس به بررسی عملكرد امنیتی حكومت پهلوی اول می پردازیم تا نقش آن را در تامین امنیت و بالعكس ایجاد ناامنی در جامعه، مورد تحلیل دقیق تری قرار دهیم. اساس اقدامات امنیتی رضاشاه ایجاد ارتش نوین بود كه عامل اجرایی قدرت دولت وی در تمام نقاط كشور به شمار می رفت. بیشتر اصلاحات دیگر رضاشاه از كوچك و بزرگ در محدوده همین اقدامات قرار می گیرد كه به نحوی ارتش در آنها نقش داشته است. در واقع كسانی كه معتقد به نقش دولت رضاشاه در تامین امنیت هستند بیشتر بر نیروی نظامی ارتش تاكید دارند كه توانست با برخی طغیانهای قومی و محلی و راهزنیهای پراكنده در كشور مقابله كند. این ادعا حتی در صورتیكه درست هم باشد، بْعد دیگر قضیه را كاملا نادیده می گیرد چراكه ارتش قدرتمند رضاشاه در عین حال یكی از عوامل اساسی ناامنی در جامعه بود و بسیاری از سركوبهای سیاسی رضاشاه از طریق همین قدرت نظامی ارتش جدید اعمال می شد. در دوره رضاشاه ارتش از موقعیت بسیار بالایی در جامعه برخوردار بود و علیرغم سطح پایین تولید ملی، بخش عمده بودجه كشور مصروف ارتش و نوسازی آن می شد، به حدی كه در سال ۱۳۰۱.ش، به تنهایی ارتش چهل درصد بودجه كشور را به خود اختصاص داد.۸ رضاشاه با دادن این امتیازات ویژه به نظامیان آنها را به بازوهای اعمال قدرت خود تبدیل كرد و از طریق آنها به سركوب سیاسی و اجتماعی گسترده ای دست زد و یك دولت فردی كاملا متمركز به وجود آورد كه به شدت برضد امنیت عمومی عمل می كرد. رضاشاه هیچ نوع نارضایتی سازمان یافته ای را نمی پذیرفت و بیرحمانه هر نوع نارضایتی را سركوب می نمود.۹ این سركوبها هم در مورد نخبگان سیاسی و هم در سطح توده ناراضی مردم مشهود بود. رضاشاه تمام افراد و گروههای مخالف خود را یا از میان می برد و یا آنها را تبعید و خانه نشین می كرد. به عنوان مثال مدرس یكی از شخصیتهای برجسته مذهبی و سیاسی كشور در دوره رضاشاه، به علت مخالفت شدید و همه جانبه با سیاستهای وی به شهادت رسید. مصدق نیز از چهره های سیاسی بود كه رضاشاه او را خانه نشین كرد.

سركوب نخبگان سیاسی محدود به مخالفین رضاشاه نبود، بلكه بسیاری از نخبگان سیاسی كه در تثبیت قدرت وی نقش داشتند از این امر در امان نماندند. رضاشاه تمام افرادی را كه نقش اساسی در به قدرت رسیدن او ایفا كرده بودند به تدریج و به بهانه های مختلف از میان برد. این موضوع نیز كه ریشه در بدبینی سیاسی او داشت از بارزترین آثار و نشانه های نظامهای استبدادی به شمار می رود. رضاشاه حتی به نزدیكترین یاران خود هم رحم نمی كرد. فروغی، تیمورتاش، داور و سردار اسعد همه از كسانی بودند كه نقش به سزایی در تثبیت رژیم پهلوی اول داشتند و همه آنها به نحوی از سوی رضاشاه از بین رفتند. تمام این افراد به دلیل ظرفیتی كه برای محبوبیت داشتند و می توانستند رقیبی برای قدرت مطلقه رضاشاه باشند به دستور او از گردونه قدرت خارج شدند.۱۰ البته ترورهای سیاسی رضاشاه كه نشانه بارز ناامنی سیاسی بود در همین حد نیز باقی نماند بلكه به گفته اپتن در دوره سلطنت رضاشاه لااقل چند صد قتل سیاسی به دستور وی صورت گرفت.

در مورد سركوبهای عمومی در این دوره نیز می توان گفت كه اِعمال فشار رژیم رضاشاه بر اقشار مختلف و توده های اجتماعی برای از بین بردن مظاهر مذهبی و نظام ایلی از جلوه های مهم و بارز ناامنی اجتماعی به شمار می رفت. از مهمترین و فجیع ترین اقدامات رژیم رضاشاه می توان به كشتار مردم در مسجد گوهرشاد اشاره كرد. ریشه های اصلی قیام مسجد گوهرشاد را نیز باید در سیاستهای مذهبی، فرهنگی و اجتماعی رضاشاه جستجو كرد ولی با این وجود صرف نظر از این ریشه ها شیوه برخورد با آن را می توان اوج امنیت ستیزی رژیم رضاشاه دانست. در واقع ایجاد ارتش نیرومند توسط رضاشاه با همین هدف سركوب داخلی صورت گرفت و تنها در این زمینه هم كارایی داشت. دلیل اصلی خریدهای كلان تسلیحاتی رضاشاه آن بود كه وی كاملا بر ارتش اتكا داشت و سركوب مردم به وسیله ارتش را شكل اصلی تضمین كنترل سیاسی دولت قلمداد می كرد. براین اساس رژیم رضاشاه یك دیكتاتوری نظامی در نظر گرفته می شود كه در آن دستگاه اختناق به طور كلی مسئولیت اصلی حفاظت داخلی از رژیم را برعهده داشت و ارتش نقش عمده ای در حیات سیاسی و اقتصادی آن ایفا می كرد. علاوه بر این رژیم رضاشاه از نظر تاریخی وجود خود را مدیون كودتای نظامی می دانست. بنابراین همانگونه كه جان فوران تاكید می كند:«رضاشاه از این دستگاه عظیم نظامی مقدمتا برای درهم شكستن جنبشهای اجتماعی داخلی و جبهه مخالف دولت در دهه های ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰.ش استفاده كرد و با استفاده از همین ارتش، قدرت در دست شاه متمركز گردید. شاهی كه خاستگاه نهادین و كلیدی او، ارتش بود. به همین سبب می توانیم رژیم رضاشاهی را استبداد نظامی بنامیم.»۱۱

با این حال ارتش نیرومند رضاشاه كه قدرت موثری در سركوبهای داخلی داشت سرانجام در تامین امنیت كشور در مقابل حمله نظامی به كلی ناتوان ماند و كشور را به راحتی تسلیم بیگانگان كرد. وجه دیگر ناامنی كه از سوی رژیم شاه بر مردم تحمیل می گردید كنترل شدید سیاسی بود كه دامنه آن تمامی احزاب، گروههای سیاسی و مذهبی را فرا می گرفت. رضاشاه فضای بسته شدیدی را بر جامعه تحمیل كرد كه تا دوران پهلوی دوم هم تداوم یافت.«رضاشاه و محمدرضا شاه هر دو غالب اقشار را كنترل می كردند و … از ساماندهی و مشاركتشان در فعالیتهای سیاسی مستقل جلوگیری می نمودند… هر دو سیاستمداران آزاداندیش و متنفذ را با یاران مطیع و منطبق با خود، تعویض نمودند.»۱۲

این نوع تفكر بر كل سیستم سیاسی و اجتماعی كشور غالب بود و هرگونه تفكر آزاد و مخالف با دستگاه رضا شاهی به شدت مورد سركوب قرار می گرفت. دولت رضاشاه با استفاده از نظام آموزشی مانع از هرگونه آزاد اندیشی بود و تحمیل فكری و سیاسی بر روشنفكران و نیروهای مذهبی یكی از رویه های عادی به شمار می رفت كه با استفاده گسترده از تبلیغات، نوعی وابستگی چاپلوسانه به شاه را در كل جامعه و بدنه سیاسی كشور القا می كرد. احزاب سیاسی نیز از تحمیل سیاسی و فكری در امان نبودند چنانكه جان فوران می نویسد:«چهار حزب سیاسی كه در اواخر دهه ۱۳۰۰.ش در مجلس نماینده داشتند همه اساسا طرفدار رژیم بودند اما باز هم رضاشاه آنها را منحل كرد. چون از آن بیم داشت كه رقیبان وی در این حزبها متشكل شوند. رضاشاه بدین ترتیب ابزارها و ظواهر مشروطیت را نگاه داشت، اما در عمل به عنوان یك دیكتاتور حكومت می كرد.»۱۳ بدیهی است كه نتیجه چنین دستگاه فكری ایجاد یك سیستم سیاسی فاسد و وابسته به شخص رژیم است كه در عین ناكارآمدی به شدت عامل ناامنی در ابعاد مختلف نیز می باشد. به طور كلی می توان گفت كه حامی پروری یكی از كاركردهای مهم نظامهای فردی و استبدادی است كه براساس آن عده قلیلی از افراد با امتیازات مختلف جذب می شدند تا مطیع محض فرد حاكم باشند. این روش البته از لحاظ مادی و اخلاقی و معنوی بر جامعه تاثیرات بسیار منفی می گذارد. در دوره حكومت رضاشاه این دسته از حامیان رژیم به همراه نظامیان در زمره گروههایی قرار داشتند كه به شدت چشم خود را بر تمام سیاستهای ناامنی زای رضاشاه بسته بودند. كنسول انگلستان در تهران در این باره می نویسد:«شاید این كشتار ]مسجد گوهرشاد[ به زودی فراموش نشود. بی گمان با سركوب شدید از آشكار شدن این نارضایتیها جلوگیری خواهد شد، ولی شاید در زمان مناسب دیگری، دوباره پدیدار شوند. علیرغم این خشم و اندوه هایی كه مردم را متاثر می سازد، شك دارم كه در بین نظامیان و دولتیان كسی به این موضوع فكر كند كه آیا سیاست شاه اساسا نادرست نیست.»۱۴ رضاشاه برای اجرای سیاست اسكان عشایر نیز بر سكوب نظامی تكیه كرد. جان فوران این اقدام را بسیار بی رحمانه توصیف می كند كه البته نتایج بسیار سوئی هم در برداشت.۱۵ در واقع نظامیان و دیوانسالاران دولتی دو ركن اصلی نظام سركوب رژیم رضاشاه بودند كه در تمامی مسایل مطیع محض اوامر او به شمار می رفتند. به همین دلیل هم نیروهای نظامی و دیوانسالاران نقش عمده ای در چپاول اموال مردم توسط رضاشاه ایفا می كردند. در واقع ماموران رضاشاه در اجبار مردم به واگذاری اراضی خود به رضاشاه كه بزرگترین جلوه نقض امنیت اجتماعی بود، از هیچگونه اعمال ناشایست و غیرانسانی رویگردان نبودند. این حالت یكی از رویه های معمول دولت رضاشاه بود و رفتار وی با ایلات و عشایر هم در همین حد غیرعادلانه و غیرانسانی اعمال می شد. چنانكه امیر ارجمند استفاده از هواپیماهای خریداری شده از آلمان را در راستای سیاست اسكان عشایر، نشانه اعمال زور و شدت بیش از حد می داند، چنانكه گویی دولت با یك دشمن خارجی یا كودتای داخلی روبرو بوده است.۱۶

مجموع این عوامل موجب شد كه رژیم رضاشاه از كمترین مشروعیتی در بین مردم برخوردار نباشد و همین نبود مشروعیت عمیق در نظام پهلوی اول موجب اتكای كامل وی به نیروی نظامی گردید. نهایتا هم سبك خودكامه رضاشاه تضادهای بیشتری بین جامعه و رژیم سیاسی به وجود آورد و ثبات سیاسی اجتماعی كشور را با تجاوز خارجی دچار مخاطره ساخت كه این امر نیز به طور عمده ناشی از ماهیت استبدادی حكومت وی بود. ثبات اجتماعی اقتصادی و پیشرفت مسالمت آمیز در ایران تنها در صورتی به وجود می آمد كه دشمن تاریخی آن یعنی استبداد ریشه كن شود، در حالی كه دولت رضاشاه با تكیه بر توانمندیهای جدید، اوج استبداد را به نمایش گذاشت. وی برای تضمین قدرت مطلق خود روزنامه های مستقل را تعطیل كرد، مصونیتهای پارلمانی نمایندگان را سلب نمود و حتی احزاب سیاسی را از بین برد. به این ترتیب تمام نهادهای سیاسی و مدنی كه وابسته به رضاشاه و دربار نبودند از میان رفتند.۱۷

●●نتیجه گیری

به هرحال در گفتمان امنیت دوران پهلوی اول و دوم امنیت ملی محدود به دایره تنگ صاحبان قدرت به ویژه شاه و دربار و خاندان سلطنتی بود. چنین گفتمان و برداشتی از امنیت، با مفهوم امنیت مبتنی بر توسعه سیاسی فاصله عمیقی دارد و نه تنها نمی تواند امنیت عمومی را تامین كند، بلكه در بلند مدت موجب گرفتاری نظام سیاسی در ناامنی و نهایتا سرنگونی و فروپاشی می شود كه این حالت سرنوشت هر دو دوره پهلوی نیز بود. در بستر توسعه سیاسی، امنیت ملی از لحاظ عینی و ذهنی گستره ای همگانی را شامل می شود كه مردم حداقل از نظر ذهنی به این امر باور و ایمان داشته باشند كه هدف دولت تامین امنیت در مفهوم ملی است و صرفا محدود به امنیت وابستگان حكومت نمی شود. چنین باوری در بین ملت، ضریب امنیتی جامعه را بالا می برد و در عین اینكه مردم از امنیت بیشتری هم برخوردار می شوند نظام سیاسی نیز از ثبات و استواری بیشتری برخوردار خواهد شد. رژیم پهلوی اول و دوم فاقد این خصیصه بودند و بر همین اساس هم باید گفت كه یكی از سوء تفاهمات مهم این است كه برخی اعتقاد دارند رضاشاه نظم و امنیت را در كشور ایجاد كرد. واقعیت آن است كه دولت رضاشاه یكی از عوامل اساسی ناامنی پایدار در جامعه ایران محسوب می شود، چراكه اساس آن مبتنی بر سركوب، نیروی نظامی و زورگویی بود. در همین راستا است كه فردوست می گوید:«به اعتقاد من… رژیم پهلوی از یك دكترین امنیت ملی منطبق با عوامل موثر در جامعه ایران برخوردار نبود و به همین دلیل سقوط كرد.»۱۸

بنابراین می توان گفت كه دوران حكومت رضاشاه از لحاظ امنیت داخلی یكی از دورانهای بسیار ناامنی بود كه ملت ایران تجربه كرد. از لحاظ امنیت خارجی نیز با وجود اینكه ارتش نیرومند رضاشاه برای سركوب داخلی بسیار موثر عمل می نمود ولی در مقابل تجاوز خارجی و دفاع از امنیت ملی كشور در برابر نیروهای بیگانه هیچگونه كارایی از خود نشان نداد. البته بخشی از این مساله با عدم مشروعیت رژیم رضاشاه مرتبط بود كه صرفا بر سركوب تاكید داشت و به همین دلیل هم با وجود اینكه اشغال ایران از سوی متفقین با پیامدهای ناگوار و گسترده اقتصادی برای ملت ایران همراه بود، از لحاظ سیاسی مورد استقبال مردم واقع شد. این رخداد از لحاظ سیاسی تاثیرات متفاوتی برجای گذاشت و بار دیگر صف آرایی نیروهای سیاسی و اجتماعی را واقعی تر كرد و نیروهای مختلف سیاسی توانستند در فضای نسبتا آزاد موقتی كه بعد از جنگ ایجاد شده بود دیدگاههای خود را مطرح كنند.

به هر حال می توان گفت كه رژیم رضاشاه نه در عرصه امنیت داخلی و نه در عرصه امنیت خارجی، چه براساس مفهوم سنتی امنیت و چه براساس مفهوم نوین امنیت هرگز نتوانست امنیت را در ایران فراهم سازد، بلكه خود یكی از عمده ترین منابع ناامنی سیاسی و اجتماعی به شمار می رفت.

مقصود رنجبر
پی نوشت ها
برای بررسی مفهوم امنیت رجوع كنید به: مقصود رنجبر، ملاحظات امنیتی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، پژوهشكده مطالعات راهبردی،۱۳۷۸، فصول اول تا سوم و نیز بُری بوزان، دولت: مردم و هراس، پژوهشكده مطالعات راهبردی، ۱۳۷۸
همایون كاتوزیان، اطلاعات سیاسی و اقتصادی
برای مطالعه روشهای حكومت رضاشاه در برخورد با مردم و به ویژه ایلات رجوع كنید به: احمد نقیب زاده، رضاشاه و دولت ایلی، مركز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹
یرواند آبراهامیان، ایران میان دو انقلاب، ترجمه: ابراهیم گل محمدی، نشرنی، ۱۳۷۶، ص۱۸۵
همان، ص۱۸۹ و نیز احمد نقیب زاده، همان، ص۱۴۵
رجوع كنید به: برتران یرام، توسعه سیاسی، ترجمه: احمد نقیب زاده، نشر قومس، ۱۳۷۶
رجوع كنید به: ملك الشعراء بهار، احزاب سیاسی ایران، چاپ چهارم، جلد نخست، امیركبیر، ۱۳۷۱، صص۲۰۷ ۲۲۹
جان فوران، همان، ص۳۰۵
همان، ص۲۳۵
همان، ص۳۳۳
همان، ص۳۳۰
احمد اشرف و علی بنوعزیزی، طبقات اجتماعی در دوره پهلوی، راهبرد، شماره ۲، زمستان، ۱۳۷۳، ص۱۰۶
جان فوران، همان، ص۳۳۴
یرواند آبراهامیان، همان، ص۱۹۰
جان فوران، همان، ص۳۳۹
به نقل از احمد نقیب زاده، رضاشاه و نظام ایلی، همان، ص۱۸۶
برای تحلیل دقیق تر رجوع كنید به: آبراهامیان، همان، ص۱۷۳
حسین فردوست، فراز و فرود خاندان پهلوی، انتشارات اطلاعات، جلد نخست، ص۴۷۹
ماهنامه زمانه
۲۱ قبلى صفحه اول
حكومت‌رضاشاه
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
روش های ساده برای آب کردن شکم
روش های ساده برای آب کردن شکم
استفاده از چه نام هایی ممنوع است؟
استفاده از چه نام هایی ممنوع است؟
طالع‌بینی ۵ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۵ خرداد ماه ۹۱
اظهارات جلیلی و اشتون و توافق برای ادامه دادن مذاكرات در مسكو
اظهارات جلیلی و اشتون و توافق برای ادامه دادن مذاكرات در مسكو
دستگیری مردی كه گاو باردار می‌دزدید
دستگیری مردی كه گاو باردار می‌دزدید
طالع‌بینی خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی خرداد ماه ۹۱
نمایش دزد و پلیس در رمضان / ساخت قسمت دوم ساختمان پزشکان
نمایش دزد و پلیس در رمضان / ساخت قسمت دوم ساختمان پزشکان
۹ روش برای باهوش تر کردن کودک
۹ روش برای باهوش تر کردن کودک
رضا یزدانی به برج میلاد می‌رود
رضا یزدانی به برج میلاد می‌رود
آنچه درباره «سوپ» نمی‌دانستید...
آنچه درباره «سوپ» نمی‌دانستید...
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
بیگجه خانی، غلام‌حسین
 آلبوم خوش نواز
◊  کسی که همیشه می‌خواهد اشتباه دیگران را ثابت کند، آنها را از خود دور می‌کند . ناپلئون هیل  ◊