Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات سیاسی ایران جنبشی که باید اصلاح طلب بماند
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
  ◊   دفعات نمایش : ۱۱۲        Monday, Feb 8, 2010
جنبشی که باید اصلاح طلب بماند
آیا «اصلاح طلبی» و «جنبش سبز» دو مفهوم متناقض اند یا بالعکس دو مفهوم همپوشان یکدیگرند؟ پاسخ به این سوال نیازمند آن است که در قدم نخست آنچه را از بیان این دو مفهوم مراد می شود، بازشناسی کنیم.
جنبشی که باید اصلاح طلب بماند

آیا «اصلاح طلبی» و «جنبش سبز» دو مفهوم متناقض اند یا بالعکس دو مفهوم همپوشان یکدیگرند؟ پاسخ به این سوال نیازمند آن است که در قدم نخست آنچه را از بیان این دو مفهوم مراد می شود، بازشناسی کنیم. اگرچه برخی «جنبش سبز» و «اصلاح طلبی» را دارای چارچوب های کاملاً متفاوت با یکدیگر ارزیابی می کنند اما بسیاری آن دو را مطابق با یکدیگر می دانند و تفاوتی میان این دو مفهوم قائل نیستند. شاید بتوان در این میان برای پاسخ به پرسش نخست راه سومی را برگزید؛ راهی که نه در میان این دو قائل به تمایز کامل است و نه بر انطباق نعل به نعل اصلاح طلبی و جنبش سبز پا می فشارد.

چنان که نیک می دانیم «اصلاح طلبی» عنوانی است که تقریباً یک سال و نیم پس از خرداد سال ۷۶ که در آن سیدمحمد خاتمی به سمت ریاست جمهوری برگزیده شد و به دنبال بحث های مطول فکری و رسانه یی زاده شد و بعدها در بازیابی ریشه های آن، کسانی زادروزش را با پا گرفتن جناح چپ و نیز انشعاب مجمع روحانیون مبارز پیوند زدند و دیگرانی در جست وجوی رگه های نخستین اصلاح طلبی به تغییر سیاست های اقتصادی و توسعه یی دوران سازندگی در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی نقب زدند.

اما به هر روی آنچه از اصلاح طلبی مستفاد می شد و می شود چیزی نیست جز تغییر و اصلاح روندها و فرآیندها در چارچوب قانون و با استفاده از امکاناتی که خود قانون در اختیار اصلاح گران قرار می دهد. تا اینجای کار به نظر می رسد نباید تفاوت چشمگیری میان اصلاح طلبی و جنبش سبز وجود داشته باشد زیرا این جنبش نیز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم در شرایطی زاده شد که اغلب نیروهای سیاسی چه اصلاح طلبان و چه اصولگرایان سابقه دار، چه چپ و چه راست به حاکم شدن روندهای فراقانونی و رخت بربستن تعهد به قانون از قوه یی که باید مجری در قوانین باشد، اعتراض داشتند؛ در موقعیتی که بسیاری اذعان داشتند کشور در بسیاری از وجوه از جمله در وجوه اقتصادی، سیاست خارجی، اجتماعی و... در مسیری بحرانی قرار گرفته است.

بنابراین خواه ناخواه جنبش سبز که خود را با حمایت از میرحسین موسوی و نمادها و نشانه های کمپین انتخاباتی حمایت از او پیوند زده بود، در نخستین گام بر آن بود تا با استفاده از مکانیسم انتخابات و تغییر کارگزاران و به قدرت رساندن دوباره نیروهای اصلاح طلب ذیل پیروزی کاندیدایی که اگرچه خود را اصلاح طلبی اصولگرا می خواند اما قرائت اش از مسائل و آرمان ها، اهداف و برنامه هایش به او سبقه یی اصلاح طلبانه می بخشید، به روند اصلاحات بازگردد و به پیگیری همان اهداف بپردازد. بنابراین اگرچه اعلام نتایج انتخابات و مشخص شدن نتیجه یی برخلاف انتظار رای دهندگان سبب شد جنبش سبز وارد فاز اعتراضی خود شود اما طبیعی بود که حتی این روند اعتراضی نیز در راستای همان اهداف اصلاح طلبانه یی باشد که از نخست با جنبش سبز پیوند خورده بود. اما در کنار چنین تعبیری از «اصلاح طلبی» و «جنبش سبز» سوالی که پیش می آید این است که اگر این دو مفهوم تا این حد بر یکدیگر می توانند منطبق باشند چه نیازی است که از دو نام برای یک موضوع استفاده شود. باید گفت تردیدی نیست که اصلاح طلبی و جنبش سبز دو نام متفاوت اند اما دو محتوای متفاوت نیستند.

جنبش سبز یک جنبش اصلاح طلبانه است و حتی در آغاز و امتداد خود روش هایی کاملاً اصلاح طلبانه را برگزیده است اما تفاوت ظریف این دو مفهوم در این است که «اصلاح طلبی» حرکتی در درون حاکمیت بود؛ حرکتی که اگرچه بنا داشت با توسعه نهادهای مدنی و به تعریف دقیق تر توسعه جامعه مدنی در عمق جامعه نفوذ کند ولی بیشتر حرکتی در حوزه نخبگان و چارچوب امکاناتی بود که در سطح حاکمیت وجود داشته است برخلاف «اصلاح طلبی»، جنبش سبز یک اصلاح طلبی در درون جامعه است و نه در درون حاکمیت و این تنها نکته ظریفی است که میان این دو نام، موجبات تمایز را پدید می آورد، علاوه بر آنکه تعلق آنها به دو دوره زمانی متفاوت نیز تمایز در نامگذاری را به امری ناگزیر بدل می سازد. با این حال «جنبش سبز» برای اصلاح طلب ماندن با چالش هایی چند روبه رو است. این جنبش، جنبشی است که آغوش خود را به همراهی گروه های مختلف گشوده است و از قرارگیری در شرایط ریزش نیرو پرهیز می کند. اما در برابر این اصرار جنبش به گشاده رویی، فشارهای متعددی بر بزرگان آن وارد می شود که آنها دست به مرزبندی بزنند و به اصطلاح مرزهای خودشان را با گروه های سیاسی و فکری مختلف مشخص کنند. در کنار این فشارها، هرچند «جنبش سبز» که ابتدای آن شرکت در انتخابات بود و به همین دلیل ماهیتاً با گروهک ها و جریانات برانداز مرزبندی مشخصی داشت با این حال در مقابل تبلیغات رسانه یی باید ملی می بود ولی نبود. در موقعیت های مقتضی فی المثل با منافقین مرزبندی هایش را مشخص کرد اما طبیعتاً به لحاظ کمیت و کیفیت، سلطنت طلب ها حتی در حدی نبودند که کسی بخواهد با آنها اعلام مرزبندی کند. البته گروهک منافقین نیز چنین بود اما این تبلیغات رسمی بود که به آنها پر و بال می داد و در رسانه های خود نام آنها را مطرح و تکرار می کرد و به تعبیر مهندس موسوی مرده آنها را زنده می کرد.

همچنین بزنگاه دیگر «جنبش سبز» وجود گروه های متعددی است که به ویژه در خارج از کشور به تئوریزه کردن جنبش و صدور بیانیه های متعدد می پردازند و هر یک از نگاه خود، یکی برای جلوگیری از تندروی های بیشتر و دیگری برای گیراندن آتش رادیکالیسم به انتشار عقاید خود می پردازند. یک زمان گروه پنج نفره روشنفکران خارج از کشور بیانیه می دهند و زمانی دیگر گروهی ۵۰ نفره در بیانیه یی دیگر ابراز وجود می کنند. هرچند این بیانیه ها بیشتر در حوزه روشنفکری اند و توده مردم برای ادامه راه خود منتظر آنها نیستند اما این حرکت ها اگر چه در جهت یاری جنبش هستند اما بعضاً می توانند موجب تفرق مطالبات شوند. با این حال از این حیث یک امیدواری عمده وجود دارد و آن این است که اگرچه آنها که در خارج از کشور هستند به امکانات رسانه یی نسبتاً گسترده یی دسترسی دارند و شبکه های تلویزیونی ماهواره یی حرف های آنها را به گوش مردم می رساند اما اعتماد مردم به رهبران سیاسی که با تمام مشکلات همچنان در داخل کشور فعالیت می کنند بیشتر است و همین ویژگی ایرانیان سبب می شود آنها بتوانند در صورت تداوم همین ارتباط پرمشقت با مردم، جنبش را در مسیر اصلاح طلبانه اش حفظ کنند.

«جنبش سبز» ادامه حرکت اصلاح طلبانه ملت ایران است و به واسطه همین اصلاح طلبی در مقابل «انقلابی گری» و برهم زدن وضع موجود قرار دارد زیرا رهبران «جنبش سبز» معتقدند ظرفیت های موجود قانونی در کشور به اندازه یی هست که جامعه بتواند به خواسته هایش دست پیدا کند و نیازی به انقلاب و تحمل خسارت های عظیم آن بدون وجود هیچ تضمینی برای پس از آن نباشد.

علی شکوری راد
روزنامه اعتماد ( www.etemaad.com )
اصلاح‌طلبان
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
تقویت نهادهای مدنی
در تاریخ سیاسی ایران شاید بارها از لزوم تقویت و توسعه احزاب سخن گفته شده و راهکارهای مختلفی هم برای این امر توصیه شده است.
۱۰ بهمن ۱۳۸۸
انتفاع حداکثری از خرد جمعی
تعامل و گفت وگو از جمله مولفه هایی است که در کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است که برای رفع این نقیصه در سطوح مختلف جامعه باید تلاش دلسوزانه یی صورت گیرد. در این بین نقش نهادهای مدنی و سازمان های مردم نهاد محوری و اساسی است.
۱۰ بهمن ۱۳۸۸
زوال قدرت خاکستری
فراز و فرود حزب کارگزاران
۳ بهمن ۱۳۸۸
اصولگرایان تازه، اصولگرایان کهنه اند
این روزها، روزهای عجیبی در عالم سیاست است و شاید بیراه نباشد اگر بگوییم سیاسیون ایران هیچ گاه تا این اندازه در افکار خویش غوطه ور نبوده اند، فکر سیاسی اکنون لعبتی گرانبها است که سخت به کار می آید.
۲۸ دی ۱۳۸۸
بامداد خمار اصولگرایان
برخلاف تصور رایج در باب اصلاح طلبان، این روزها، این اصولگرایان هستند که روزگار سختی را می گذرانند.
۳۰ آذر ۱۳۸۸
تیغ جراحان بر چشمان زن قربانی اسیدپاشی نشست
تیغ جراحان بر چشمان زن قربانی اسیدپاشی نشست
دستگیری متهمان به قتل پسر جوان در کمتر ۲۳ ساعت
دستگیری متهمان به قتل پسر جوان در کمتر ۲۳ ساعت
واکنش وزیر خارجه آلمان به مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد
واکنش وزیر خارجه آلمان به مذاکرات ایران و ۱+۵ در بغداد
خداحافظی کودک و پوشک
خداحافظی کودک و پوشک
دستهای پنهانی که از شیر وایتکس می‌گیرند
دستهای پنهانی که از شیر وایتکس می‌گیرند
دوست دارم در تراکتور بمانم اما می‌گویند ما پول نداریم
دوست دارم در تراکتور بمانم اما می‌گویند ما پول نداریم
دستگیری سرتیپ قلابی كه كارت‌های پایان خدمت صادر می‌كرد
دستگیری سرتیپ قلابی كه كارت‌های پایان خدمت صادر می‌كرد
عاشق خودتان باشید
عاشق خودتان باشید
دزدان دریایی در حمله به دو نفتكش ایرانی ناكام ماندند
دزدان دریایی در حمله به دو نفتكش ایرانی ناكام ماندند
افراد شاد، موفق‌ترین‌ها در محیط کار
افراد شاد، موفق‌ترین‌ها در محیط کار
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
رحمان پناه، پرویز
 آلبوم هزارو یک حرف
◊  هر اقدامی اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر می‌رسد. کارلایل  ◊